تنوع زيستی عنصر کليدی در پيشبرد توسعه پايدار

تريبون آزاد - 3

انسان مالك زمين نيست بلکه مثل خيلی از گونه‌های ديگر ساکن زمين است، برای بقای خود گونه‌های دیگر را نابود نكنيم!
تنوع زيستی کليد تضمين ذخيره غذايی جهان است و برای کشاورزی، پزشکی و زيست فناوری منبع عظيمی از ژن فراهم می‌کند. تنوع ژنتيكي موجودات زنده سرمايه گرانبهايي است كه طي قرون و اعصار پديده آمده و حاصل تجربه‌اي بسيار طولاني از برهم كنش ژنوتيپ و محيط بوده كه از زمان‌هاي گذشته به نسل كنوني به ارث رسيده است. آنچه مهم و قابل تامل است اين است كه تنوع موجود در موجودات زنده يك امر كاملا منحصر به فرد و با ارزش است و به هيچ وجه قابل جايگزين شدن نيست زيرا اگر چه بيوتكنولوژي جديد مي‌تواند در اصلاح نژادها كمك كند ولي هرگز قادر به ايجاد تنوع از دست رفته نيست. در حال حاضر جهان در مقطعي تاريخي از حيات خود است كه به گفته برخي كارشناسان سياره، با ششمين فاز انقراض فراگير خود مواجه شده است، آخرين مرحله انقراضي 65 ميليون سال قبل اتفاق افتاد كه طي آن دايناسورها ناپديد شدند. اولين هشدارها توسط دانشمندان ،كه شرايط امروزي را پيش‌بيني كرده بودند، در دهه هاي اوليه قرن پیشین بيان شد، زماني كه همه چيز قابل پيش‌گيري بود، اما نه تنها آن زمان بلكه اكنون كه همه چيز جلوي چشم‌هاي ما اتفاق مي‌افتد و سرعت و شيب آن قابل اندازه‌گيري است هم، انگار گوش كسي بدهكار نيست و علت اصلي آن نيز اين واقعيت است كه براي نجات زمين بايد از منافعمان بگذريم چيزي كه همه قدرتمندان جهان اگر نه به كلام ولي در عمل نشان داده‌اند كه راضي به انجام آن نيستند. آنها بايد گاز گلخانه‌اي كمتري توليد كنند يعني كارخانه‌ها بايد كمتر كار كنند و فعاليت‌هاي صنعتي كاهش پيدا كند، بايد به كشورهاي در حال توسعه و فقير كه بيشتر جنگل‌هاي جهان را در اختيار دارند كمك مالي‌كنند تا مجبور نشوند جنگل‌هايشان را براي توسعه كشاورزي يا فروش چوب تخريب كنند، بايد از سود آنچه از منابع زیستی كشورهاي ديگر بدست آورده‌اند آنها را نيز منتفع كنند و اينها همه با منافع اقتصادي و سياسي قدرتمندان درگير است. آيا اگر واقعا از تك تك انسان‌ها فارغ از اينكه تحت سلطه چه حكومتي هستند بپرسند هم نظر به اين نابودي مي‌دهند؟ نابودي كه دارايي¬هاي فرزندانشان را به باد مي‌دهد؟.. تجربه نشان داده است كه تمام تلاش‌هايي كه در اين زمينه انجام گرفته بي‌نتيجه مانده است. سازمان جهانی يونسکو به منظور جلب توجه عمومی و ايجاد آگاهي‌های لازم درباره گونه‌های مختلف گياهی و جانوری و کاهش روند انقراض آنها سال 2010 ميلادی را با شعار "تنوع زيستی ادامه بقای ماست" سال جهانی تنوع زيستی نام نهاد. در انتهاي اين سال  کنفرانس حفاظت از تنوع زيستي در ناگوياي ژاپن برگزار شد و در اين نشست تاريخي که به دعوت سازمان ملل متحد برگزار شده بود، 193 کشور جهان حضور داشتند. سخنان دبير اجرايي كنوانسيون تنوع زيستي ملل متحد در افتتاحيه همايش گوياي اهميت موضوع است، او اين نشست را يك رويداد تعيين‌كننده در تاريخ نوع بشر توصيف كرده و خاطرنشان كرد: «زمان عمل كردن همين حالا و مكان عمل كردن همين جاست.» کنفرانس "ناگويا" پيامي روشن داشت: بدون تنوع زيستي هر منفعت اقتصادي بي‌اهميت است. رشد اقتصادي‌اي که سبب نابودي تنوع زيستي در جهان شود، به جاي آنکه زندگي را ارتقاء دهد، قطعاَ از کيفيت آن خواهد کاست. اما كارشناسان از نتايج اين نشست هم همانند ساير رويدادهايي از اين دست چندان راضي نيستند اين نشست هيچ يك از شركت‌كنندگانش را نتوانست ملزم به اجراي دستاوردهايش كند. نشست كپنهاگ كه يك سال پيش براي نجات زمين و تنوع زيستي آن بر پا شده بود نيز بدون هيچ دستاورد جدي برگزار شد و دست‌اندر‌كاران محيط‌زيست آن را يك شكست بزرگ خواندند . پيش از آن امريكا به عنوان يكي از بزرگ‌ترين توليد كننده گازهاي گلخانه‌اي از امضاء پيمان كيوتو سرباز زده بود. و اين در حالي است كه به گواهی برنامه حفاظت از طبيعت سازمان ملل (IUCN)، در حال حاضر نزديك به يك‌چهارم پستانداران، يك سوم دوزيستان، بيشتر از يك هشتم پرندگان و بيش از يك‌پنجم گونه‌هاي گياهي زمين با تهديد انقراض مواجه هستند.
در  اين شرايط تنوع زيستي در كشور ما هم نه تنها از تغييرات آب و هوايي در حال فرسوده شدن است بلكه به نظر مي‌رسد با مديريت¬هاي صحيح براي كند كردن اين روند فاصله زيادي دارد. هجوم دستگاه‌های دولتی مانند وزارتخانه‌های راه و ترابری، نفت، نيرو، صنايع و معادن و ... برای انجام فعاليت‌های توسعه محور، صيانت از محيط زيست کشور را هزينه بر می‌‌کند. کماکان چشم‌اندازهای منابع طبيعی کشور به سبب فعاليت‌های بر خلاف توسعه پايدار اميد بخش نيست. روز جهانی تنوع زيستی همزمان با اول خرداد در ايران نيز گرامی داشته می‌شود و حتی به تقويم کشور راه يافته که اين مسئله از اهميت خوبی برخوردار است و ما بايد از اين موقعيت و توجه بين المللی برای حفظ حيات گونه‌ها در کشور کمک بگيريم. ايران داراي يكي از غني‌ترين منابع ژنتيكي گياهي دنياست كه بيش از 8000 گونه تخمين زده مي‌شود. ايجاد ارقام گياهي با عملكرد بالا به منظور دستيابي به امنيت غذايي منوط به دسترسي به اين منابع است. منابع ژنتيكي در حقيقت ماده خام و دست‌مايه اصلي پژوهشگران براي توليد فرآورده‌هاي زيستي است و بدون آن فناوري زيستي دستاوردي نخواهد داشت. حفاظت، شناسايي و استفاده پايدار از اين تنوع ژنتيكي فوق‌العاده كه در منابع طبيعي ايران مشاهده مي‌شود براي موفقيت هر برنامه به‌نژادي و يا بيوتكنولوژي گياهي امري حياتي است، اين تنوع نه تنها به ما و فرزندان ما بلكه به همه جهان تعلق دارد.
مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور با در اختيار داشتن مراكز تحقيقاتي در استان‌ها يكي از بزرگترين متوليان عرصه تحقيقات منابع طبيعي كشور است. اين مؤسسه با احداث و تقويت بانك ژن منابع طبيعي تنها متولي جمع‌آوري، حفاظت و ارزيابي ذخایر ژنتيكي بي‌نظير كشورمان در زمينه منابع طبيعي است. خوشبختانه در حال حاضر اين بانك مورد توجه مسئولان و دست اندركاران قرار دارد و اهميت و جايگاه آن مورد تاكيد قرار گرفته است. اميد است با تجهيز و اختصاص بودجه‌هاي لازم بانك ژن منابع طبيعي ايران براي انجام رسالت ملي و بين المللي خود ياري شود. بديهي است ايجاد ستادي در سطوح بالاي مديريتي كشور مي‌تواند به رهبري بهينه امر حفاظت از تنوع زيستي و پيشنهاد قوانين مورد نياز اين بخش بيانجامد.


درختان کهنسال، ارزش‌ها و تهدیدها

 

تريبون آزاد - 2

كشور ايران سرزمين بسيار وسيعی است كه زادگاه چند صد درخت كهنسال است. در نقاط مختلف ايران ارتباط معنوي عميقي بين مردم نواحي مختلف و درختان كهنسال وجود دارد. تحقيقات انجام شده در ايران ثابت كرده است كه مناطق قديمي‌تر كشور زادگاه تعداد بيش‌تري از اين درختان است. اهميت حفظ اين ذخاير ژنتيكي شايد به مراتب بيش از ابنيه تاريخي موجود در كشور باشد زيرا درختان يادمان زنده و ابنيه تاريخي يادگار جامد گذشته ايران است. درختان كهنسال طي عمر طولاني خود با وجود تمام تنش‌هاي محيطي با توان فيزيولوژي منحصر به فردی که دارند به حيات خود ادامه داده‌اند. در حقيقت شناخت فيزيولوژي دروني اين درختان ما را در مديريت احيای جنگل‌هاي تخريب شده ايران نيز راهنمايي خواهد كرد. درختان کهنسال در یک نگاه عمیق ارزش‎های مادی و معنوی چندی را در خود دارد که مبنا قرار دادن هریک از آنها حفاظت مطلق این درختان را گواهی می‎دهد. این ارزش‎ها در پنج بند قابل توصیف هستند.
ارزش‎های زیست محیطی
ارزش‎های اقتصادی
ارزش‎های فرهنگی، اجتماعی و معنوی
ارزش‎های تاریخ‎نگاری
ارزش‎های بوم‌گردی 
همچنین با توجه به آسيب‌هاي گسترده‌اي كه به اكوسيستم‌هاي گياهي بخصوص جنگل‌ها وارد مي‌شود و بسیاری از ذخایر ژنتیکی جنگلی در حال از بین رفتن هستند، امروزه حفاظت از جنگل و ذخاير ژنتيكي آن يكي از موضوعات مهم مورد بحث است و با عنايت به اينكه درختان كهنسال طي زندگي طولاني خود در برابر انواع تنش‌هاي زيست محيطي پايداري نشان داده‌اند، شناسايي، حفظ و تكثير اين درختان به عنوان يكي از ذخاير ژنتيكي در احیای جنگل‌ها و توسعة پوشش گياهي به ما كمك زيادي خواهند نمود.
      امروزه براي حفاظت و ترميم اكوسيستم‌هاي طبيعي گياهي، اصل بر شناخت و حفاظت  زيست‌گاه‌هاي طبيعي گونه‌ها قرار دارد. يكي از زمينه‌هاي مطالعات اساسي مي‌تواند به بررسي و معرفي درختاني با پيشينه صدها ساله بپردازد. اين درختان طي زندگي طولاني خود (گاهي تا چند هزار سال) شاهد تحولات طبيعي و تنش‌هاي محيطي متعددي بوده‌اند و بصورت يك تاريخ زنده قابل مطالعه دروني و بيروني هستند. در حقيقت اين درختان به عنوان مهم‌ترين ذخاير ژنتيكي هر كشور از ابعاد مختلف حتي تحولات تكاملي گياهان قابل بررسي هستند. دست‌يابي به نتايج مطالعات مولکولی و پروتئینی زيربناي بينش منابع طبيعي كشور را متحول و جهت‌دار خواهد كرد. در كنار مطالعات زيربنايي و ارزشمند ياد شده و اهداف اشاره شده، ايران قادر خواهد بود در عرصه بين المللي، خود را به عنوان يك كشور با سرماية ژنتيكي بالا در امر محيط زيست و جنگل معرفي نمايد و پس از ثبت خصوصيات مورفولوژيكي و كدهاي مولكول DNA آنها، مي‌تواند بذر و قلمه‎های درختان کهنسال را در فهرست فروش قرار دهد. به يقين با چنين ثبتي كليه درختان كهنسال معرفي شده به نام كشور ايران در جهان شناخته و عرضه خواهند شد.
 از سوي ديگر شناسايي و معرفي حدود 400 درخت كهنسال در كشور ايران به طور مسلم وجهة فرهنگي و اجتماعي كشورمان را در مجامع بين‌المللي بالا خواهد برد. در حال حاضر اگر نقشه Google Earth را مرور نماييم در مناطقي مانند ابرقو و منجيل نقاط آبي شاخصي را مشاهده مي‌كنيم كه با كليك بر روي آنها دو درخت كهنسال از ايران را با توضيحات و تصوير معرفي مي‌نمايد. با شناسايي و معرفي ساير درختان كهنسال به طور يقين شاهد وجود نقاط شاخص و آبي رنگ بيشتري در سطح كشور خواهيم بود كه درختان كهنسال اين مرز و بوم را در جهان معرفي خواهد نمود.  با تمامی ارزش‎هایی که در بطن درختان کهنسال نهاده شده و به طور مختصر به آنها اشاره شد متأسفانه طی چند دهۀ اخیر شاهد از بين رفتن پایه‎های متعددی از این درختان از طبیعت خود هستیم. اتقاقاتی که سیر قهقرا را پیش روی این درختان قرار داده عموماً ناشی از جهل و سود جویی افرادی است که مستقیم یا غیر مستقیم منافعی را در نابودی این درختان برای خود جستجو می‎کنند.
مردم ايران با توجه به عقايد ملي و مذهبي خود وجود چنين درختاني را مقدس شمرده و عامل حفظ و بقاي آنها شده‌اند. با اين وجود اقدامات سهوي برخي از دست اندركاران در تغيير شرايط محيطي درختان و يا اعمال جاهلانه برخي افراد به منظور مبارزه با خرافه پرستي سبب شده‌اند تا ادامه حيات چنين درختاني به خطر افتاده و شايد در آينده منجر به حذف كامل اين ذخاير ژنتيكي ارزشمند گردد.
یکی از مواردی که طی چند سال اخیر سبب نابودی چند پایه از درختان کهنسال در کشور شد اقدامات یکی از روحانیون به بهانه مبارزه با خرافه پرستی مردم بود که متاسفانه برای اثبات عدم تقدس این درختان مبادرت به قطع درختان نمود و چندین پایه مهم ژنتیکی از بین رفت.
عامل مهم دیگری که سبب از بین رفتن و يا آسيب رسيدن به بسیاری از این پایه‌های ارزشمند شده این است که برخی سودجویان با این تصور که درختان کهنسال نشانه‎های پایداری هستند و با این توهم که احتمال داده‎اند مردم ثروتمند قرون گذشته در مواقع خطر این نشانه‎های پایدار را برای پنهان کردن ثروت خود انتخاب کرده باشند اقدام به کندوکاو گسترده در محیط کنده این درختان كرده‌اند که نتیجه این کندوکاو‎ها که عموماً حاصلی را برای سود جویان در پی ندارد قطع شدن ریشه‎های متعدد درختان کهنسال بوده که با این قطع از توان جذب آب و مواد غذایی مورد نیاز درخت بشدت کاسته شده و پیامد آن ضعف فیزیولوژی، تشنگی مفرط و شروع روند نابودی آنها است. موارد متعددی از درختان کهنسال بر اثر این عمل شوم از جمع درختان کهنسال کشور حذف شده‎اند از جمله درختانی که به این شکل نابود شده‎اند به ارس‎های آغادار، سرو کهنسال سه‎راه گوهردشت و بلوط مُسنی در کلیبر می‎توان اشاره کرد.
سومین عامل در نابودی تعدادی از درختان كهنسال این است که برخی از دست‎اندرکاران از روی ضعف علمی در مدیریت و نگهداری آنها ناخواسته شرایط ضعف فیزیولوژی و مرگ این درختان را باعث می‎شوند. مشکل بزرگي که درختان کهنسال در بیش‌تر مناطق با آن روبرو می‎گردند بتن، اسفالت و یا سنگفرش کردن محیط آنها تا ناحیه طوقه است. با این عمل تبادل رطوبت و هوا بین ریشه درختان با محیط بیرون قطع شده و با کاهش رطوبت و هوا در محیط ریشه درختان، ضعف فیزیولوژی بر آنها حادث و روند مرگ تدریجی درختان آغاز می‎شود. تعداد درختان کهنسالی که با این شیوه در معرض خطر قرار گرفته‎اند بسیار زیاد و به یقین حدود یک چهارم درختان موجود را شامل می‎شود.
از دیگر آسیب‎هایی که طی چند دهۀ اخیر گریبان‌گیر درختان کهنسال شده فرهنگ غلط برخی از مردم نسبت به این درختان است. اغلب مشاهده می‎شود بازدیدکنندگان از این درختان کهنسال بر تنه و شاخه آنها یادگاری نوشته و پوست آنها را آزرده می‎سازند و یا در مواقع پخت و پز خود برای ایجاد پناه از وزش باد در پای کنده این درختان آتش می‎افروزند و آسیب جبران ناپذیری بر کنده آنها وارد می‎کنند.
شکستن شاخه درختان به عنوان تبرک، گاهی به عنوان خوشبو کننده (در مورد درختان سرو)، رها سازی زباله در محیط اطراف درختان، بالا رفتن از درختان جهت گرفتن عکس‎های یادگاری و یا آزمون توانایی خود، قطع سرشاخه‎ها و گاهی شاخه‎های قطور درختان که در محیط‎های شهری در مسیر تردد خودروها هستند از موارد مکرر تخریب و آسیب به درختان کهنسال است.
نگاهی گذرا به درختان کهنسال حاکی از آن است که پایه‎های متعددی از آنها طی دو دهۀ اخیر از طبیعت میهنمان حذف شده‎اند. در یک برآورد آماری گویی یک دهم سرمایه ژنتیکی خود را که طی هزار و پانصد سال شکل گرفته‎اند طی 20 سال از دست داده‎ایم. به عبارت دیگر تمامی آنچه که در طول یک‌صد و پنجاه سال اندوخته شده است در مدت یاد شده نابود گردیده و با محاسبه دیگر هشت برابر آنچه را که به‎دست آورده‎ایم از دست داده‎ایم. آرزومندیم روزی را در آینده نزدیک شاهد باشیم که تفکر عامۀ مردم، مسئولان، کارشناسان و دست‎اندرکاران به چنان درجه والای علمی و فرهنگی برسد که دیگر شاهد بروز اتفاقات بیان شده در مورد درختان کهنسال و طبیعت میهن عزیزمان نباشیم.    
        

فرازها و فرودهاي طبيعت ايران در سال 1389



تريبون آزاد - 1

سال 1389 تا اين لحظه، سياه‌ترين سال براي منابع طبيعي و محيط زيست ايران بوده است؛ لطفاً در صحت اين ادعا شك نكنيد!
حقيقت اين است كه سالهاست طرفداران و فعالان محیط زیست و نخبگان عرصه منابع طبيعي در ایران به شنیدن خبرهای تخریب، آتش‌سوزی، شکار غیرقانونی، انقراض گونه‌های اندمیک، خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها و آلوده شدن شتابان آب، هوا و خاک وطن عادت کرده‌اند. با این وجود و به‌رغم چنین پیشینه‌ای از کلکسیون خبرهای بد و ناامیدکننده، باید اعتراف کرد که سال ۱۳۸۹ تا همین جا يعني در حالي كه هنوز بيش از يك ماه تا پايانش زمان باقي است، بسیاری از رکوردهای منفی و مأیوس‌کننده را در حوزه محیط زیست به نفع خود جابه جا کرده است! به نحوی که حتی برای بدبین‌ترین تحلیل‌گران و كنش‌گران محیط زیستی هم، تصور ازدحام و ترافیک این همه رخداد نامیمون در سال جاري، شگفت‌آور و به شدت مأیوس‌کننده بوده است.
در عين حال، شنیدن برخی از جدی‌ترین انتقادات از وضعیت محیط زیست و منابع طبيعي ایران از زبان رؤساي جديد سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور، این امید را برمي‌افروخت كه شايد با اذعان به ناكارآمدي‌ها و لكنت‌ها، مي‌توان شاهد فصلي نو و پيش‌برنده در ارتقاي توان بوم‌شناختي سرزمين بود؛ چرا که تاکنون هیچ مقامی در جمهوری اسلامی ایران در حد معاونت رئیس جمهور نپذیرفته بود که کشور متبوعش یکی از ۱۰ کشور اصلی تخریب‌کننده محیط زیست در جهان است؛ اعترافی که محمد جواد محمدی‌زاده آن را در همان آغازین روزهای صدارتش بر سبزترین صندلی کابینه دهم انجام داد.
با اين وجود، آن اعتراف نتوانست سال 89 را ركوردشكن نكند! سالی که بیش از ۲3۰ هزار هکتار از محدوده طبیعی دریاچه ارومیه به کویر نمک بدل شد و سطح تراز بوم‌شناختي آن به پايين‌ترين حد در طول يكصدسال اخير رسيد؛ دریاچه پریشان با عنوان بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین کشور، کاملاً خشک شد و بسیاری دیگر از تالاب ها و دریاچه‌های داخلی کشور هم بدترین وضعیت خود را تجربه کردند که از آن میان باید به تالاب بختگان، انزلی، گاوخونی، میقان، طشک، کم‌‌جان، هامون، مهارلو، میانکاله، گندمان، شادگان، هورالهویزه، هورالعظیم و … اشاره کرد.
این سیاهه‌ي سیاه، هنگامی نگران کننده‌تر می‌شود که بدانیم وضعیت اغلب رودخانه‌های دایمی کشور هم در سال پیش رو، بسیار ناگوار بوده است که از آن جمله باید به کاهش شدید آب رودخانه کارون – که زمانی پرآب‌ترین رود ایران بود – اشاره شود؛ وضعیتی که سبب شده تا حدود یک میلیون نفر از نخل‌های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندکنار در اثر شوری و خیز معکوس آب از خلیج فارس تلف شوند.
اما همه خبرهای بد تنها به خشکسالی و اثرات متأثر از آن محدود نمی‌شود! اگر به رغم مخالفت دکتر محمدباقر صدوق، سازمان حفاظت محیط زیست مجوز صدور و اکتشاف نفت در پارک ملی کویر و توسعه تأسیسات عسلویه را می‌دهد؛ اگر پارک ملی نایبند در برابر چشمان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، پرپر می شود؛ اگر بیش از یک ماه، ارزشمندترین پارک ملی کشور در گلستان می‌سوزد؛ اگر به بهانه انتقال لوله گاز بیش از هزاران درخت بلوط در دنا و با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست قطع می‌شود؛ اگر شتاب سدسازی و طرح‌های انتقال آب، کماکان وضعیت پایاب اغلب رودخانه‌ها و جلگه‌های حاصلخیز کشور را بحرانی‌تر می‌کند؛ اگر طرح مسكن مهر همچنان با منابع طبيعي كشور نامهرباني‌هايش را ادامه می‌دهد، اگر بخاري هاي نفتي دارد دوباره به بخاري‌هاي چوبي در زاگرس بدل مي‌شود؛ همه و همه نشانه آن است که مديريت حاكم بر منابع طبيعي و محيط زيست كشور نه تنها نتوانست از شیب منفی تخریب طبیعت ایران بکاهد؛ بلکه در مدت زمامداری‌اش، بر شتاب این شیب هم شوربختانه افزوده گردید.
پدیدار شدن نشانه‌های فرونشست زمین در استان اردبیل، یورش به دیرینه‌ترین باغ گیاه‌شناسی ایران در نوشهر و نابودی ۱۱۲۹۵ اصله درخت در کمتر از ۷۰ دقیقه، سوختن ۴۰ هزار هکتار از رویشگاه‌های جنگلی ایران (بيش از 8 برابر سال گذشته)، مجوز احداث جاده در تالاب میانکاله، سقوط ۱۴ پله‌ای ایران در جدول شاخص عملکرد مقابله با تغییرات اقلیمی، پناه بردن پلنگ‌ها به دکل‌های برق فشار قوی، مرگ ببر سيبريايي در باغ وحش تهران به همراه 14 شير ديگر در اين باغ وحش، رکوردشکنی آلودگی هوا در تهران و چند کلان‌شهر دیگر ایران، شهادت يكصد و هفدهمين و يكصد و هيجدهمين محيط‌بان در سال جاري و … همه و همه نشان می‌دهد که نه طبیعت ایران و نه فعالان محیط زیستی‌اش، هرگز کابوس شومی به نام سال ۱۳۸۹ را فراموش نخواهند کرد! خواهند کرد؟
با اين وجود، همه‌ي خبرها هم در سال 89 بد نبود؛ دست كم نمايندگان مردم در صحن بهارستان با اعمال تغييراتي مثبت در بخش محيط زيست و منابع طبيعي در پيش‌نويس برنامه 5 ساله پنجم كشور، بارقه‌هايي از اميد را در دل كنشگران اين حوزه همچنان زنده نگه‌داشتند.
چه، نمایندگان مجلس در ششمین روز از آذر 1389 بسیار بیشتر از انتظاری که از آنها می‌رفت، عمل کرده و محتوای سبز و بسیار طبیعت‌مدارانه‌ای را به مواد محیط زیستی برنامه پنجم توسعه افزودند.
انجمن پیش‌تر، ناخشنودی خود را از محتوای پیشنهادی برنامه 5 ساله پنجم اعلام کرده بود. از همین رو، در ملاقات حضوری يكي از اعضاي انجمن – آقاي مهندس درويش - با رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی در  30 فروردین سال جاری، مراتب نگرانی خویش را به جناب محمدرضا تابش منتقل کرده و ایشان قول دادند تا با همفکری دیگر اعضای فراکسیون و نیز کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی بتوانند گرایه‌های متخصصان محیط زیست و منابع طبيعي را در محتوای برنامه پنجم بگنجانند.
    و اینک هنگامه‌ی تشکر از ایشان و همه‌ی 142 نماینده‌ای است که به ویژه به ماده‌ی 173 قانون برنامه پنجم رأی مثبت دادند. قانونی که باید از آن به عنوان سپر حمایتی حکومت از تالاب‌ها یاد کرد.     زیرا به موجب مصوبه‌ی مجلس، شهرداری شهرهای ساحلی و شهرهای حاشیه‌ی تالاب‏های داخلی در راستای مدیریت پسماند شهری مؤظفند تا پایان سال چهارم برنامه پنجم توسعه، پسماندهای خود را با روش‏های نوین و فناوری‏های جدید «با اولویت روش‏های ارگانیک از قبیل ورمی کمپوست» بازیافت کند. از سال پایانی برنامه پنجم توسعه، هرگونه دفن پسماندها در اینگونه شهرها مطلقاً ممنوع است. نمایندگان حتی به این هم بسنده نکرده و تصویب کردند که از سال دوم برنامه پنجم توسعه، هرگونه بهره‌برداری صنعتی و معدنی از تالاب‏های داخلی مطلقاً ممنوع شود.
    همچنین، نمایندگان در ماده 168 برنامه پنجم نه‌تنها به شورای عالی محیط زیست دوباره وجاهتی درخور و قانونی بخشیدند، بلکه وظایفی جدی‌تر هم برای آن قایل شدند تا دوباره کمیسیون زیربنایی دولت نتواند مصوبه‌های طبیعت‌ستیزانه‌ای نظیر مجوز استخراج نفت در پارک ملّی کویر را صادر کند.
    در حقیقت نمایندگان مجلس، 4 ماده‌ی پیشنهادی دولت را به 10 ماده افزایش دادند که 4 ماده آن عیناً از برنامه چهارم تنفیذ شده است. از جمله ماده 59 برنامه چهارم که همان‌گونه که بارها اشاره کرده‌ايم، به نظر مي‌رسد اگر به درستی اجرا شود، تحولی بزرگ در پایداری بوم‌شناختی ایران‌زمین رخ خواهد داد.
    و این تازه همه‌ی ماجرا نیست. زیرا علاوه بر مواد محیط زیستی برنامه پنجم، برخی از مواد دیگری که نمایندگان مجلس به تصویب رساندند، می‌تواند از منظر ملاحظات محیط زیستی و منابع طبيعي بسیار مثبت ارزیابی شود؛ از جمله  بر اساس ماده 126 مکرر 2 به دولت اجازه دادند که زمینه تولید تا پنج هزار مگاوات انرژی بادی و خورشیدی را فراهم کند. موضوعي كه در برنامه مديريت بيابان از سوي مؤسسه هم پيش‌تر مورد تأكيد قرار گرفته و از تأييد وزير وقت جهاد كشاورزي گذشته بود. همچنین بر اساس ماده 127، وزارت نیرو باید 25 درصد تراز منفی سفره‌های آب زیرزمینی را تا 5 سال آینده بهبود بخشد.
    البته می‌دانیم که تشکر واقعی زمانی است که نمایندگان بتوانند پیگیر حسن اجرای مصوبات خود هم بشوند تا سرنوشت برنامه پنجم به سرنوشت برنامه‌های پیش از آن دچار نشود و یا مانند ماده 62 قانون برنامه چهارم روی زمین نماند!
يكي ديگر از موارد مثبت هم، قول رياست سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور براي تجهيز يگان حفاظت اين سازمان به ناوگان هوايي اطفاء حريق بود.
   

خطر عدم جذب نيروي انساني متخصص را جدي بگيريم!

سخني با مسئولين

مدتي است که بيشتر سازمان‌ها و نهادهاي دولتی با طرح‌های مختلفی در خصوص کاهش نیروهای شاغل خود روبرو هستند. این طرح‌ها که به‌ظاهر برای کوچک کردن بدنه‌ی دولت به تصویب رسیده‌اند برخی از واحدهای اجرایی و پژوهشی را با دشواری‌های جدی روبرو کرده ‌است. همه می‌دانیم که اصلی‌ترین و حیاتی‌ترین جزء هر سیستم پژوهشی را پشتوانه‌ی انسانی آن تشکیل می‌دهد و هر چقدر این نیرو متخصص‌تر و منحصربه‌فردتر باشد، وابستگی اهداف و کارکرد دستگاه پ‍ژوهشی به آن بیشتر است. بنابراین می‌توان برای چنين دستگاهي مانند مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور برنامه‌هایی نظير عدم جذب تیروی متخصص، بازنشستگی 30 ساله‌ اعضای هیأت علمی و این اواخر مهاجرت نیروها به خارج از تهران را طرح‌هایی دانست که ضربات جبران‌ناپذیری به اهداف آن وارد خواهد کرد. این در حالی است که این مؤسسه با داشتن بخش‌های ذی‌ربط در تمامی مراکز استان‌ها یگانه مسؤول تحقیقات منابع طبیعی در سراسر کشور محسوب می‌شود و هرساله طرح‌های تحقیقاتی قابل توجهي در آن اجرا شده و درصد چشمگیری از پایان‌نامه‌ها در رشته‌های مختلف بخصوص منابع طبیعی با رهبری پژوهشگران آن انجام می‌شود. شوربختانه آنکه بسیاری از پژوهشگران این مؤسسه در شرف بازنشستگی 30 ساله بوده و به‌دلیل عدم جذب نیرو در سال‌های اخیر شاگردانی برای خود تربیت نکرده و چه‌بسا تخصص ایشان نیز بازنشسته شود و حتی از آن فراتر برخی از بخش‌های مؤسسه با تعطیلی روبرو شوند. اگر قرار بود برای ایشان جایگزینی استخدام شود باز می‌توانستیم امیدوار باشیم که با کمی بردباری و حوصله چرخه‌ی پژوهش‌های مختلف این مؤسسه کند و ایستا نخواهد شد. باید به‌طور جدی موضوع عدم جذب بازنگري شود. چرخه‌ی دستگاه‌های پژوهشی با این روند از کار خواهد افتاد. به این مجموعه دشواری‌ها باید خروج نیروها را از تهران نیز اضافه کرد. این طرح همکارانی را در میان نیروهای تکنسین و کارشناس ترغیب کرده تا از آن استفاده نمایند و باز هم چالشی دیگر را فرا روی سیستم و پژوهشگران قرار داده‌است. خالی شدن بدنه‌ی پژوهشی از وجود این نیروهای سخت‌کوش و زحمت‌کش سبب می‌شود تا وقت بیش‌تری از متخصصانی که در سطوح بالاتری از هرم انسانی قرار گرفته‌اند صرف روزمرگی اجباری شود. مگر می‌توان هم دکتر بود هم کارشناس هم تکنسین و شاید تا چند صباح دیگر راننده؟ شاید بتوان دست‌کم این مشکل را با تمهیداتی درون مؤسسه‌ای حل کرد. سرمایه‌گذاری هنگفتی برای هر عضو هیأت علمی شده است. نیک بیندیشیم که باید برای بهره بردن از این سرمایه‌ی بی‌بدیل استثنائاتی در طرح‌ها قايل شد.

يادمان باشد:
پاسداري از مواهب طبيعي سرزمين و كمك به بهبود توان زيست¬پالايي آن، بايد همواره در شمار وظايف حاكميتي دولت‌ها و نظام‌هاي سياسي شناخته شده و هرگز نبايد به بهانه‌هاي اقتصادي از زير بار اين مسئوليت مهم و كشورساز شانه خالي كرد.


کارنامه فعاليت انجمن در دوره سوم (1389-1386)

سرمقاله خبرنامه شماره 34:

پس از برگزاری مجمع عمومی در تاریخ 12/8/86 و واگذاری مسئولیت انجمن به هیأت مدیره جدید با تشکیل 42  جلسه  توسط هیأت مدیره و برنامه‌ریزی ایشان، اقدامات بسیار زیادی به منظور تحقق اهداف انجمن در این دوره به انجام رسید. اقدامات صورت گرفته بر اساس تقسیم کار بین اعضای هیأت مدیره و با تلاش همه افراد با توجه به مسئولیت ایشان انجام شد. همان طور که می‌دانید انجمن یک تشکل علمی – صنفی است که نسبت به وضعیت منابع طبیعی و محیط زیست کشور احساس مسئولیت کرده و برنامه‌های خود را برای تبیین وضعیت موجود منابع طبیعی و محیط زیست و چالش‌های مربوطه و ارایه راه‌کارهای لازم برای بهبود وضعیت دنبال نموده است. در این ارتباط انجمن در این دوره با توجه به امکانات موجود به برگزاری چندین نشست در مؤسسه اقدام کرد و از متخصصین به نام کشور دعوت شد که در مورد موضوعات مهم منابع طبیعی و محیط¬زیست به ایراد سخن پرداخته و نتایج این نشست‌ها به شکل‌های مختلف به مسئولین و رسانه‌های عمومی منعکس گردید. از طرفی در مواقع لازم با انتشار بیانیه یا ارسال نامه به مسئولین اعم از رئیس محترم جمهور، وزیر محترم جهاد کشاورزی و یا رئیس محترم سازمان تات ایشان را در جریان اتفاقات مربوط به حوزه منابع طبیعی و تحقیقات  قرار داده است. انجمن در این دوره همانند دوره قبل با انتشار خبرنامه خود و ارسال به مسئولین مختلف به عنوان پل ارتباطی بین محققین منابع طبیعی در کشور با مسئولین عمل نموده و با انتشار  خبرنامه با موضوعات متنوع این مهم را به انجام رسانیده است.
یکی از ویژگی‌های قابل توجه در این دوره از فعالیت انجمن به روز نمودن تارنمای انجمن با کمک تعدادی از اعضای انجمن بود که بیش از 40 هزار بازدید از تارنمای انجمن در این دوره شاخصی گویا از فعال بودن و توجه مخاطبان به آن است که نسبت به دوره قبل بیش از 20 برابر افزایش داشته است.
یکی از مؤثرترین اقدامات انجمن در این دوره موضع‌گیری و اعتراض سریع و مناسب در تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر بوده که به شکل‌های مختلف با کمک سایر تشکل‌ها و با اطلاع رسانی به موقع از ادامه تخریب جلوگیری شد و امیدواریم مسببین این فاجعه به سزای عمل ناشایست خود برسند.
انجمن در دفاع از حقوق صنفی اعضاء نیز فعال بوده و در نشست با مسئولین و با ارسال نامه  نسبت به بی توجهی برخی از مسئولین به حق و حقوق اعضای هیأت علمی وزارت جهاد کشاورزی اعتراض نموده و این اعتراضات را به اطلاع مسئولان اجرایی کشور رسانیده است که در بسیاری از موارد مورد توجه نیز قرار گرفته و اقدام لازم صورت پذیرفته است.
با گذشت سه دوره از فعالیت انجمن، لزوم وجود و فعالیت این انجمن علمی- صنفی هر روز بیشتر از گذشته محرز می‌گردد و خلأ وجود چنین تشکیلاتی در سایر مؤسسات تحقیقاتی کاملا احساس می‌گردد. برادران و خواهران گرامی عضو انجمن، اکنون که قرار است دوره چهارم فعالیت انجمن شروع شود لازم است هر کدام از ما از خودمان این سوال را بپرسیم که "نقش من در این فعالیت‌ها چقدر بوده است" و اگر جوابمان برای خودمان قانع کننده نیست تصمیم بگیریم که انجمن را در دوره چهارم بیش از گذشته یاری نماییم و نقش مؤثرتری را ایفا کنیم.

سرفصل‌های اقدامات انجام شده انجمن در دوره سوم:
•    چندين نوبت ديدار و گفتگو با آقای دکتر عصاره رئیس محترم وقت مؤسسه
•    ديدار و گفتگو با آقای دکتر میرزایی ندوشن رياست محترم مؤسسه
•    ديدار و گفتگو با آقای دکتر فرح پور معاون خدمات پژوهشي وقت مؤسسه
•    ديدار و گفتگو با سرکار خانم دکتر سفیدکن معاون خدمات پژوهشي مؤسسه
•    جلسه با نمايندگان اعضاي هیأت علمي مؤسسه رازي و ارایه راه‌کار براي ارتباط بيشتر اعضاي هیأت علمي وزارتخانه
•    برگزاری مجمع عمومی سالانه و ارایه گزارش سالانه

- برگزاري جلسات سخنراني:
•    سخنراني دکتر محمدعلي حامدي تحت عنوان "مديريت جنگلها و مراتع کشور در پرتو تحولات ساختار فضايي شهري و روستايي"
•    سخنراني مهندس پيمان کنعان تحت عنوان "امکانات ايران در استحصال انرژي خورشيدي"
•    سخنراني دكتر شهرام خسروپناه استاد دانشگاه گوام آمريكا با عنوان: "معرفي مدل فرسايش در حوزه‌هاي آبخيز"
•    نمايش فيلم "خلوت جنگل" تهيه شده توسط فرهاد ورهرام و برپايي جلسه نقد و بررسي با حضور تهيه‌کننده فيلم و علاقه‌مندان منابع طبيعي
•    سخنراني آقاي دکتر احمد آل ياسين و مهندس فاطمه ظفرنژاد تحت عنوان "چالش‌هاي صنعت سد سازي با تأکيد بر اثرات متقابل آن بر منابع طبيعي"
•    سخنراني سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار و آقای دکتر محمد مهدوی تحت عنوان "بررسی چالش و چشم‌اندازهای محیط زیست و منابع طبیعی ایران"
•    سخنراني مهندس حامد بهشتی تحت عنوان " اجراي سازوکار CDM در پروژه‌هاي جنگلکاري در ايران"


- چاپ و انتشار 11 خبرنامه با مطالب مختلف. اين خبرنامه‌ها در استان‌هاي مختلف توزيع شده و براي کليه مسئولين و دست‌اندر‌کاران فرستاده مي‌شود.

- ارایه نظرات و انتقادات اعضاي انجمن از طريق نامه و مقاله‌هايي تحت عنوان سخني با مسئولين در خبرنامه انجمن به چاپ رسيده است و در مواردي اين مقاله‌ها مستقيما براي مقام وزارت ارسال گرديده است و از اثر بخشي مناسبي برخوردار بوده است. اين مقالات عبارتند از:
•    ارسال نامه‌اي در اعتراض به تغيير احکام و کاهش حقوق اعضاي هیأت علمي براي وزير محترم جهاد کشاورزي
•    تات امروز و تات ديروز که در ارتباط با تغيير نام  سازمان به "سازمان ترويج، آموزش و تحقيقات" نوشته شده و اعتراضي است  به اولويت دادن ترويج و آموزش بر تحقيقات
•    "خبر خوشي که هنوز روي کاغذ مانده است" که به مسئله تخصيص 1 تا 4 درصد اعتبارات هزينه‌اي دستگاه‌ها به منظور انجام فعاليت‌هاي پژوهشي پرداخته و عدم تحقق آن را گوشزد نموده است
•    "مصوبه تشخيص مصلحت نظام مرهمي بر زخم‌هاي منابع طبيعي کشور" که در تأييد مصوبه‌هاي نهاد تشخيص مصلحت در راستاي حفاظت از منابع طبيعي پرداخته است
•    "چرا از توان بالقوه‌ي انرژي خورشيدي در كشور غافليم"
•    "سخني سرگشاده با مقام عالي وزارت کشاورزي" که نامه‌اي است به وزير جهاد کشاورزي در اعتراض به تفاهم نامه‌اي که بين ايشان و رياست دانشگاه تهران امضاء شده است. شایان ذکر است که اين نامه بسيار مورد توجه شخص وزير و اعضاي هیأت علمي وزارت¬خانه در سراسر کشور قرار گرفت و تحت تأثير آن نقل و انتقالاتي نيز در وزارت‌خانه صورت پذيرفت
•    پيگيري قطع درختان كهنسال و نوشتن نامه‌اي در اين خصوص به رئيس جمهور
•    تحلیلی بر دوران ریاست آقای دکتر خلقانی بر سازمان تات با تأکید بر نکات مثبت و منفی
•    ارسال نامه به ریاست محترم جمهور آقای دکتر احمدی نژاد در محکومیت قطع درختان کهنسال به بهانه مقابل با خرافه پرستی
•    انتشار بیانیه انجمن قبل از انتخابات ریاست جمهوری تحت عنوان " مطالبات بخش منابع طبیعی از رئیس جمهور آینده" در این نامه وضعیت منابع طبیعی و محیط زیست کشور به خوبی ترسیم شده و چالش‌های آن به روشنی تبیین شد و سیاست‌ها و راهبردهای مقابله با چالش‌های مورد اشاره پیشنهاد گردید. این نامه بعد از انتخابات هم برای ریاست جمهوری ارسال گردید.
•    چاپ مقاله‌ای تحت عنوان سال سخت منابع طبیعی کشور و امید به آینده که در بهمن 1388 منتشر شد.
•    چاپ دو مقاله در خصوص شیوه تغییر مدیریت در مؤسسه و همچنین تغییر معاون امور پژوهشی مؤسسه
•    نظر سنجی از اعضاي هیأت علمي مؤسسه در خصوص نحوه‌ی مدیریت رئیس سابق مؤسسه و انتشار نتایج این نظر سنجی در خبرنامه و تارنمای انجمن

- ارسال مقالات مختلف براي روزنامه هاي کثيرالانتشار با نام انجمن
- نامه به وزیر محترم جهاد کشاورزی آقای دکتر خلیلیان در ابتدای دوره وزارت ایشان و تبیین وضعیت منابع طبیعی کشور و ارایه راه‌کارهای مناسب برای مدیریت این حوزه
- پیگیری افزایش حقوق اعضای هیأت علمی در سال جاری با ارسال نامه‌ای به ریاست محترم سازمان تات و تصویب موضوع در هیأت امنای سازمان تات
- نامه به ریاست جمهوری و اعتراض به عدم تأمین بودجه و دو‌گانگی برخورد با اعضای هیأت علمی وزارت علوم و وزارت جهاد کشاورزی

- بیانیه‌های انجمن در خصوص تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر و برخورد بسیار فعال در این خصوص و هماهنگی و تشویق سایر انجمن‌ها در موضع‌گیری در این مورد که نتایج بسیار خوبی در پی داشت.
- بیانیه انجمن در اعتراض به فیلتر شدن تارنمای مهار بیابان‌زایی
-  تهيه‌ي هديه‌ به مناسبت شروع سال جديد براي اعضاي انجمن در سه سال متوالی
- برگزاری مراسم دید و بازدید در شروع سال جدید
- همکاری و مشاوره با سایر انجمن‌های فعال در زمینه منابع طبیعی در خصوص وضعیت منابع طبیعی کشور و ارسال نامه به ریاست جمهوری مبنی بر لزوم تشکیل وزارت منابع طبیعی
- فعال و به روز نگه داشتن دايمي تارنماي انجمن


روز درختكاري و هفته منابع طبيعی

 

سرمقاله:

    هنگامي كه  واپسين ماه آخرين فصل سال به نيمه مي‌رسد، بار ديگر ايرانيان بر بنياد رسم و آييني ديرين به نكوداشت سبزينه همت كرده و آيين‌هاي درختكاري را در هنگامه‌ي نوروز برپا مي‌دارند. جشن فرخنده‌اي كه سالهاست مسؤولين كشور  نيز به آن پيوسته و به بهانه‌اش با غرس نهال يا افتتاح نمايشگاهي سبز، مردمان را به حراست و حفاظت از محيط زيست و مواهب طبيعي و ناب سرزمين اجدادي توصيه مي‌كنند. و متأثر از همين رويداد، شاهديم كه بيشترين صفحات رسانه‌هاي نوشتاري رنگ سبز مي‌گيرد، ساعاتی از سخنگاه‌هاي ذي‌نفوذ به طبيعت اختصاص يافته و بيشترين پوشش خبري داخلي در رسانه‌ي ملي به هفته‌ منابع طبيعي و آيين‌هاي مرتبط با آن اختصاص مي‌يابد. امّا با وجود حجمِ بی‌کرانی از حمايت‌های کلامی و نوشتاری و ديداري صورت گرفته توسط نخبگانِ جامعه و دستگاه‌هاي تبليغاتي و فرهنگي وهمچنين همراهی و تشويق رهبران سياسی و مذهبی به حراست از طبيعت، حقيقت آن است که وضعيت محيط زيست و منابع طبيعي ما، کماکان شکننده و آسيب‌پذير بوده و از ناپايداری‌های فزاينده‌ای رنج می‌کشد؛ رخداد نگران‌کننده‌ای که عملکرد بخش پژوهش در اين حوزه را نيز به چالش می‌کشاند. اگر همان طور که در سند نهايي برنامه‌ي چهارم توسعه بر آن تأکيد شده است، توسعه‌ي جهشی پژوهش‌های کشاورزی و منابع طبيعی، راهبرد منتخب اين بخش برگزيده و اعلام می‌شود؛ بايد از استعداد بالقوه‌ي پژوهشی بخش از نظر منابع انسانی و تجهيزاتی مطمئن بوده و با اعمال مديريت صحيح، بالاخص کاهش زمان در فعاليت‌ها، شرايط رشد سريع و ميان‌بر فراهم شود. در آن صورت، سياست‌های پژوهشی منابع طبيعی و در نتيجه نهاد متولّی آن، يعنی مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، می‌بايست مبتنی بر ملاحظات و اصول زير باشد:
1. مأموريت‌گرا کردنِ واحدهای پژوهشی مرتبط با منابع طبيعی متناسب با اولويت‌ها
2. اولويت‌مدار کردنِ سازمان‌های اجرايي در پژوهش منابع طبيعی
3. توجه به جايگزينی اقتصاد زيست محيطی با اقتصاد کلاسيک در پژوهش منابع طبيعی (حرکت از «محیط زيستی اقتصادی» به «اقتصادی زيست‌محيطی») و بسترسازی مناسب برای پررنگ‌شدن ارزش‌های اقتصاد بوم‌شناختی
4. افزايش ترويج يافته‌های پژوهشی در سطوح استانی، ملّی و بين‌المللی
5. اثربخش کردن پژوهش‌های منابع طبيعی
6. جامع‌نگری در پژوهش‌های منابع طبيعی و توجه به ارتباط سامانه‌ای اجزای منابع طبيعی
7. توجه به پژوهش‌های بنيادی در کنار پژوهش‌های توسعه‌ای و اصل مشتري‌مداري
8. توجه بيشتر به کيفيت يافته‌های پژوهشی برای تجاری‌سازی در سطح بين‌المللی
9. افزايش توان زيربنايي مشترک واحدهای پژوهشی در اقليم‌های يکسان
10. ارايه‌ي شيوه‌های نوين مديريت منابع طبيعی در پژوهش‌های مرتبط
11. افزايش اعتبارات پژوهشی منابع طبيعی از کل اعتبارات پژوهشی.
آشکار است که در صورت تحقق چنين سازوکارها و حمايت‌های اصولی (به ويژه از بخش پژوهش)، می‌توان به افزايش کيفيت و کميت نهاده‌ها و محصولات در حوزه‌ي کشاورزی، منابع طبيعی و امور دام به عنوان دستاورد بی‌بديل تحقيقات اميدوار بود و در همان حال، با عينيت يافتن آرمان بلند اصل 50 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، مردم سرزمين عزيزمان از گام نهادن در طبيعت ايران‌زمين نشاطي بايسته، پايدار و درخور را تجربه كنند.

بحثی پيرامون طرح "واگذاری جنگل‌های مخروبه برای توسعه صنعت"

سرمقاله (خبرنامه 24)

در سفر استاني هيأت محترم دولت، از طرف مقامات سياسي استان گيلان، طرحي ارايه شده که طي آن بخشي از جنگل‌هاي مخروبه براي توسعه صنعتي اختصاص يابد. نوشتار زير نقدي بر اين طرح و طرح‌هاي مشابه است که از طرف برخي مسئولين استان‌هاي شمالي کشور مطرح مي‌گردد.
 يکي از وظايف مهم دولت سمت‌دهي برنامه‌ها و نظارت بر اجراي برنامه‌هاي درازمدت است، به گونه‌اي که توسعه‌ي پايدار و همه جانبه‌ي کشور دچار خدشه نشود. به طور متقابل اگر هر بخش و منطقه‌اي در کشور، بخواهد اهداف کوتاه‌مدت و مقطعي خود را دنبال کند و نظارت کلان حاکميتي را به دنبال نداشته باشد با اطمينان مي‌توان گفت اهداف بزرگي که در برنامه‌هاي توسعه‌ي کشور همچون «سند چشم انداز بيست ساله» پيش بيني شده، تحقق نخواهد يافت. توجه به محيط زيست، توسعه‌ي جنگلکاري و فضاي سبز  در قانون اساسي کشور، سند ملي توسعه‌ي بخش کشاورزي و منابع طبيعي در برنامه چهارم توسعه و در برنامه‌ي چشم‌انداز بيست ساله‌ي جمهوري اسلامي ايران مورد توجه ويژه‌اي قرار گرفته که نشان از آگاهي و دقت برنامه‌ريزان در ابعاد کلان داشته است. بر هيچ‌کس پوشيده نيست که تحقق اهداف ذکر شده بر عهده‌ي دولت بوده و وظيفه دولت است که در اجراي قوانين و برنامه‌هاي خود به گونه‌اي عمل کند که به اهداف درازمدت نظام خدشه‌اي وارد نشود. يکي از آفاتي که مي‌تواند اين برنامه‌ها را دچار آسيب نمايد بخشي‌نگري موضوعي و يا منطقه‌اي است.
منابع طبيعی ما اعم از جنگل‌، مرتع، آب و خاک که ميراث گرانبهای سال‌های گذشته هستند، بايد حفظ شده و در كنار توسعه، احيا و بهبود آنها  از تخريب و زوال آنها نيز جلوگيری كرد. فراموش نکنيم که ما در کشوری زندگی می‌کنيم که سرانه‌ي جنگل آن فقط 2/0 هکتار است؛ در صورتي که متوسط سرانه‌ي جنگل در دنيا 8/0 هكتار است و به عبارت ديگر  ما يک چهارم سرانه‌ي جنگل را در دنيا دارا هستيم و به لحاظ وسعت فقط 4/7 درصد سطح کشور را پوشش جنگلي تشکيل مي‌دهد.
امروزه ديگر تخريب جنگل‌ها و تغيير کاربري اراضي جنگلي نه تنها جايگاهي نداشته، برعکس بسياري از کشورها زمين‌هاي باير و حتي  زراعي را به جنگل تبديل مي‌کنند. براي مثال در چين پروژه تبديل زمين‌های مزروعی به جنگل در 25 استان، به طور همه جانبه انجام شده است. تا سال 2002 در سراسر کشور چين سه ميليون و 180 هزار هکتار زمين مزروعی به جنگل تبديل شده و سه ميليون و 260 هزار هکتار از کوهستان‌‌ها و زمين‌های باير جنگلکاری شده و  پوشش جنگلی چين را به 55/16 درصد (بيش از دو برابر پوشش جنگلي فعلي ما) افزايش داده است و اين نسبت تا سال 2050 بايد به 28 درصد برسد. اين برنامه‌ي گسترده سبب شده که به ميزان چشمگيري از هدر رفت آب و فرسايش خاک در برخی مناطق كاسته شود.
 در ابعاد جهاني گسترش گازهای گلخانه‌ای و گرم شدن کره‌ي زمين ما را ناگزير به حفظ پوشش طبيعی و گسترش فضای سبز كرده است. اگر در دنيا ميزان ترسيب کربن و کاهش گازهای گلخانه‌ای در کنوانسيون‌های بين‌المللی که ما هم عضوی از آنها هستيم پذيرفته شده و اگر بنا براين است که جنگل‌های حاره‌ای جهان حفظ شوند و به ازای عدم برداشت چوب از اين کشورها از طرق ديگر به آنها کمک شود و منابع جنگلی به عنوان ذخيره‌‌ي ترسيب کربن جهان باقی بمانند، چرا ما در کشور خودمان محلي و بخشی‌نگر عمل كنيم؟ چرا در هر منطقه‌ای بر اساس استعدادها و  پتانسيل‌های موجود آن منطقه و با ديد کلان برنامه توسعه کشور را تعريف و تدوين و اجرا نکنيم. آيا توسعه در استان‌های شمال کشور با توسعه در مناطق مرکزی يک مفهوم دارند و تابع يک فرمول هستند؟ آيا استعداد و پتانسيل‌های اين مناطق يکسان است؟ اگر چنين نيست چرا در همه‌ي مناطق به دنبال صنعتی شدن هستيم و چرا از خود طبيعت الگو نمی‌گيريم. سطوح مخروبه‌ي جنگلهای ما محصول فشارهای مختلف اجتماعی- اقتصادی و تصميمات اشتباه در گذشته هستند و اگر در صدد گسترش جنگلها در کشور هستيم بهترين مکان جايی است که زمانی جنگل بوده و شرايط محيطی به ما اجازه اين کار را می‌دهد.  شايد هنوز بعضی تصور می‌کنند که  در هر کجا و با هر شرايطی می‌توان جنگل‌کاری كرد و فضای سبز را گسترش داد و بر همين استدلال از صنعتی‌شدن شهرهای شمالی و شايد جنگلی شدن شهرهای مرکزی سخن بگويند. زمان آن رسيده که دست‌كم از تصميمات نسنجيده در گذشته‌ي خود و زيان‌هايی که از اين بابت به كشور تحميل شده، عبرت بگيريم؟ آيا از خود پرسيده‌ايم که طرح ميلياردی جنگل‌کاری حرم تا حرم به کجا انجاميد و چرا اين گونه شد؟ آيا مي‌دانيد که اگر به اين سمت برويم که جنگل‌های خوب خود را مخروبه كرده و جنگل‌های مخروبه را برای توسعه‌ي صنعت واگذار کنيم، اين روند چه بلايی بر سر اين اندك جنگل‌های موجود خواهد آورد. انتظار ما اين است که دولت با جامع‌نگري و هدايت صحيح برنامه‌ها و توجيه مسئولين استاني اهداف درازمدت و برنامه‌هاي راهبردي نظام را مد نظر داشته و با طرح‌هايي که اگر چه در کوتاه مدت منافعي را در بر داشته باشد اما به نحوي با برنامه‌هاي توسعه‌ي پايدار مغايرت دارند و زيان‌هاي درازمدت آنها جبران‌ناپذير است به شدت برخورد کرده تا کارنامه درخشاني در زمينه محيط زيست و توسعه جنگلکاري از خود بر جاي گذارد.

تلاقي دو واقعه‌ي تاريخي مهم

خبرنامه شماره (24)

انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع، تلاقي دوباره‌ي ماه‌هاي بهمن و محرم را كه يادآور پيروزي انقلاب اسلامي و گواهي بر پيوند عاشورا و انقلاب اسلامي است به فال نيك گرفته، تداوم راه شهيدان دو نهضت را آرزو دارد.