تريبون آزاد - 1

سال 1389 تا اين لحظه، سياه‌ترين سال براي منابع طبيعي و محيط زيست ايران بوده است؛ لطفاً در صحت اين ادعا شك نكنيد!
حقيقت اين است كه سالهاست طرفداران و فعالان محیط زیست و نخبگان عرصه منابع طبيعي در ایران به شنیدن خبرهای تخریب، آتش‌سوزی، شکار غیرقانونی، انقراض گونه‌های اندمیک، خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها و آلوده شدن شتابان آب، هوا و خاک وطن عادت کرده‌اند. با این وجود و به‌رغم چنین پیشینه‌ای از کلکسیون خبرهای بد و ناامیدکننده، باید اعتراف کرد که سال ۱۳۸۹ تا همین جا يعني در حالي كه هنوز بيش از يك ماه تا پايانش زمان باقي است، بسیاری از رکوردهای منفی و مأیوس‌کننده را در حوزه محیط زیست به نفع خود جابه جا کرده است! به نحوی که حتی برای بدبین‌ترین تحلیل‌گران و كنش‌گران محیط زیستی هم، تصور ازدحام و ترافیک این همه رخداد نامیمون در سال جاري، شگفت‌آور و به شدت مأیوس‌کننده بوده است.
در عين حال، شنیدن برخی از جدی‌ترین انتقادات از وضعیت محیط زیست و منابع طبيعي ایران از زبان رؤساي جديد سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور، این امید را برمي‌افروخت كه شايد با اذعان به ناكارآمدي‌ها و لكنت‌ها، مي‌توان شاهد فصلي نو و پيش‌برنده در ارتقاي توان بوم‌شناختي سرزمين بود؛ چرا که تاکنون هیچ مقامی در جمهوری اسلامی ایران در حد معاونت رئیس جمهور نپذیرفته بود که کشور متبوعش یکی از ۱۰ کشور اصلی تخریب‌کننده محیط زیست در جهان است؛ اعترافی که محمد جواد محمدی‌زاده آن را در همان آغازین روزهای صدارتش بر سبزترین صندلی کابینه دهم انجام داد.
با اين وجود، آن اعتراف نتوانست سال 89 را ركوردشكن نكند! سالی که بیش از ۲3۰ هزار هکتار از محدوده طبیعی دریاچه ارومیه به کویر نمک بدل شد و سطح تراز بوم‌شناختي آن به پايين‌ترين حد در طول يكصدسال اخير رسيد؛ دریاچه پریشان با عنوان بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین کشور، کاملاً خشک شد و بسیاری دیگر از تالاب ها و دریاچه‌های داخلی کشور هم بدترین وضعیت خود را تجربه کردند که از آن میان باید به تالاب بختگان، انزلی، گاوخونی، میقان، طشک، کم‌‌جان، هامون، مهارلو، میانکاله، گندمان، شادگان، هورالهویزه، هورالعظیم و … اشاره کرد.
این سیاهه‌ي سیاه، هنگامی نگران کننده‌تر می‌شود که بدانیم وضعیت اغلب رودخانه‌های دایمی کشور هم در سال پیش رو، بسیار ناگوار بوده است که از آن جمله باید به کاهش شدید آب رودخانه کارون – که زمانی پرآب‌ترین رود ایران بود – اشاره شود؛ وضعیتی که سبب شده تا حدود یک میلیون نفر از نخل‌های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندکنار در اثر شوری و خیز معکوس آب از خلیج فارس تلف شوند.
اما همه خبرهای بد تنها به خشکسالی و اثرات متأثر از آن محدود نمی‌شود! اگر به رغم مخالفت دکتر محمدباقر صدوق، سازمان حفاظت محیط زیست مجوز صدور و اکتشاف نفت در پارک ملی کویر و توسعه تأسیسات عسلویه را می‌دهد؛ اگر پارک ملی نایبند در برابر چشمان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، پرپر می شود؛ اگر بیش از یک ماه، ارزشمندترین پارک ملی کشور در گلستان می‌سوزد؛ اگر به بهانه انتقال لوله گاز بیش از هزاران درخت بلوط در دنا و با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست قطع می‌شود؛ اگر شتاب سدسازی و طرح‌های انتقال آب، کماکان وضعیت پایاب اغلب رودخانه‌ها و جلگه‌های حاصلخیز کشور را بحرانی‌تر می‌کند؛ اگر طرح مسكن مهر همچنان با منابع طبيعي كشور نامهرباني‌هايش را ادامه می‌دهد، اگر بخاري هاي نفتي دارد دوباره به بخاري‌هاي چوبي در زاگرس بدل مي‌شود؛ همه و همه نشانه آن است که مديريت حاكم بر منابع طبيعي و محيط زيست كشور نه تنها نتوانست از شیب منفی تخریب طبیعت ایران بکاهد؛ بلکه در مدت زمامداری‌اش، بر شتاب این شیب هم شوربختانه افزوده گردید.
پدیدار شدن نشانه‌های فرونشست زمین در استان اردبیل، یورش به دیرینه‌ترین باغ گیاه‌شناسی ایران در نوشهر و نابودی ۱۱۲۹۵ اصله درخت در کمتر از ۷۰ دقیقه، سوختن ۴۰ هزار هکتار از رویشگاه‌های جنگلی ایران (بيش از 8 برابر سال گذشته)، مجوز احداث جاده در تالاب میانکاله، سقوط ۱۴ پله‌ای ایران در جدول شاخص عملکرد مقابله با تغییرات اقلیمی، پناه بردن پلنگ‌ها به دکل‌های برق فشار قوی، مرگ ببر سيبريايي در باغ وحش تهران به همراه 14 شير ديگر در اين باغ وحش، رکوردشکنی آلودگی هوا در تهران و چند کلان‌شهر دیگر ایران، شهادت يكصد و هفدهمين و يكصد و هيجدهمين محيط‌بان در سال جاري و … همه و همه نشان می‌دهد که نه طبیعت ایران و نه فعالان محیط زیستی‌اش، هرگز کابوس شومی به نام سال ۱۳۸۹ را فراموش نخواهند کرد! خواهند کرد؟
با اين وجود، همه‌ي خبرها هم در سال 89 بد نبود؛ دست كم نمايندگان مردم در صحن بهارستان با اعمال تغييراتي مثبت در بخش محيط زيست و منابع طبيعي در پيش‌نويس برنامه 5 ساله پنجم كشور، بارقه‌هايي از اميد را در دل كنشگران اين حوزه همچنان زنده نگه‌داشتند.
چه، نمایندگان مجلس در ششمین روز از آذر 1389 بسیار بیشتر از انتظاری که از آنها می‌رفت، عمل کرده و محتوای سبز و بسیار طبیعت‌مدارانه‌ای را به مواد محیط زیستی برنامه پنجم توسعه افزودند.
انجمن پیش‌تر، ناخشنودی خود را از محتوای پیشنهادی برنامه 5 ساله پنجم اعلام کرده بود. از همین رو، در ملاقات حضوری يكي از اعضاي انجمن – آقاي مهندس درويش - با رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی در  30 فروردین سال جاری، مراتب نگرانی خویش را به جناب محمدرضا تابش منتقل کرده و ایشان قول دادند تا با همفکری دیگر اعضای فراکسیون و نیز کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی بتوانند گرایه‌های متخصصان محیط زیست و منابع طبيعي را در محتوای برنامه پنجم بگنجانند.
    و اینک هنگامه‌ی تشکر از ایشان و همه‌ی 142 نماینده‌ای است که به ویژه به ماده‌ی 173 قانون برنامه پنجم رأی مثبت دادند. قانونی که باید از آن به عنوان سپر حمایتی حکومت از تالاب‌ها یاد کرد.     زیرا به موجب مصوبه‌ی مجلس، شهرداری شهرهای ساحلی و شهرهای حاشیه‌ی تالاب‏های داخلی در راستای مدیریت پسماند شهری مؤظفند تا پایان سال چهارم برنامه پنجم توسعه، پسماندهای خود را با روش‏های نوین و فناوری‏های جدید «با اولویت روش‏های ارگانیک از قبیل ورمی کمپوست» بازیافت کند. از سال پایانی برنامه پنجم توسعه، هرگونه دفن پسماندها در اینگونه شهرها مطلقاً ممنوع است. نمایندگان حتی به این هم بسنده نکرده و تصویب کردند که از سال دوم برنامه پنجم توسعه، هرگونه بهره‌برداری صنعتی و معدنی از تالاب‏های داخلی مطلقاً ممنوع شود.
    همچنین، نمایندگان در ماده 168 برنامه پنجم نه‌تنها به شورای عالی محیط زیست دوباره وجاهتی درخور و قانونی بخشیدند، بلکه وظایفی جدی‌تر هم برای آن قایل شدند تا دوباره کمیسیون زیربنایی دولت نتواند مصوبه‌های طبیعت‌ستیزانه‌ای نظیر مجوز استخراج نفت در پارک ملّی کویر را صادر کند.
    در حقیقت نمایندگان مجلس، 4 ماده‌ی پیشنهادی دولت را به 10 ماده افزایش دادند که 4 ماده آن عیناً از برنامه چهارم تنفیذ شده است. از جمله ماده 59 برنامه چهارم که همان‌گونه که بارها اشاره کرده‌ايم، به نظر مي‌رسد اگر به درستی اجرا شود، تحولی بزرگ در پایداری بوم‌شناختی ایران‌زمین رخ خواهد داد.
    و این تازه همه‌ی ماجرا نیست. زیرا علاوه بر مواد محیط زیستی برنامه پنجم، برخی از مواد دیگری که نمایندگان مجلس به تصویب رساندند، می‌تواند از منظر ملاحظات محیط زیستی و منابع طبيعي بسیار مثبت ارزیابی شود؛ از جمله  بر اساس ماده 126 مکرر 2 به دولت اجازه دادند که زمینه تولید تا پنج هزار مگاوات انرژی بادی و خورشیدی را فراهم کند. موضوعي كه در برنامه مديريت بيابان از سوي مؤسسه هم پيش‌تر مورد تأكيد قرار گرفته و از تأييد وزير وقت جهاد كشاورزي گذشته بود. همچنین بر اساس ماده 127، وزارت نیرو باید 25 درصد تراز منفی سفره‌های آب زیرزمینی را تا 5 سال آینده بهبود بخشد.
    البته می‌دانیم که تشکر واقعی زمانی است که نمایندگان بتوانند پیگیر حسن اجرای مصوبات خود هم بشوند تا سرنوشت برنامه پنجم به سرنوشت برنامه‌های پیش از آن دچار نشود و یا مانند ماده 62 قانون برنامه چهارم روی زمین نماند!
يكي ديگر از موارد مثبت هم، قول رياست سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور براي تجهيز يگان حفاظت اين سازمان به ناوگان هوايي اطفاء حريق بود.