راست آن است که هر چه گوناگوني و پايداريِ چهره‌هاي متنوع حيات بيشتر و تضمین‌یافته‌تر باشد، مي‌توان به دورنماي بقای زيست‌بومهاي زميني اميدوارتر بوده و با اطميناني بيشتر و اراده‌ای راسخ‌تر، براي آينده‌اي دوردست‌تر برنامه‌ريزي كرد. بنابراین گزاف نخواهد بود، اگر ادعا شود: درجه‌ي پایداری تمدّن انسانی، متناسب با اهمیتی خواهد بود که در فرهنگ جهانی، نسبت به حراست از تنوع زیستی وجود خواهد داشت؛ بر این بنیاد، انتظار می‌رود، هرچه گرایه‌های زیست‌محیطی و ملاحظات متأثر از تنوع زیستی، به صدرِ اولویت‌های راهبردی و سیاست‌های کلانِ توسعه‌ي جامعه نزدیک‌تر شود، می‌توان به پایداری زیست در آن جامعه هم، امیدوارتر بود.
    در بیان دلایل اهمیت استثنایی تنوع زیستی، کافی است عواقب دهشتناکِ زوال آن را با پیامدهای زیانبارِ ناشی از هر بحران متصورِ دیگری در محیط‌زیست، مقایسه کنیم؛ کدام بحران زیست‌محیطی دیگری را در جهان می‌توان سراغ گرفت که اثراتی پایدارتر از نابودی تنوع زیستی برجای گذارد؟ می‌توان روزی را فرض کرد که در آن، جامعه‌ي جهانی سرانجام به صرافتِ تغییر و تحولی بنیادی در نگرش‌های جاه‌طلبانه و خودمحورانه‌ي خویش رسیده و در طول یک قرن آینده بسیاری از چالش‌های زیست‌محیطی پیش رو، نظیر تغییر اقلیم، اُفت کمی وکیفی آبهای شیرین، فروسایی حاصلخیزی خاک و پارگی لایه‌ي اُزُن را مهار یا ریشه‌کن سازند؛ ولی وجود چنین اراده و اجماعِ فرضی جهانی، آیا می‌تواند در مورد تنوع زیستی هم مؤثر بوده و به اصطلاح آب رفته را به جوی بازگرداند؟! بی‌گمان پاسخ منفی است؛ زوال تنوع زیستی و محو هر گونه‌ي گیاهی یا جانوری یا چشم‌اندازهای ناهمتای طبیعی، مانند سوختن کتابی خطی و یگانه است که دیگر بازسازی‌اش امکان‌پذیر نبوده و نابودی آن همیشگی و مانا خواهد بود.این، همان واقعیتی است که متناسب با فربگی میانگین داناییِ هر ملتی، بر شمارِ افرادی که به صف طویل پاسدارانِ این ارزشِ غیرقابل جایگزین می‌پیوندند، افزوده می‌شود. منظرِ دیگری که ممکن است در پالایش نگاه به تنوع زیستی و درک بهتری از جایگاه  آن یاری رساند، توجه به این واقعیت است که برخلاف برداشت رایج و عمومی موجود، تنوع زیستی، تنها به تفاوت و گوناگونی گونه‌ها در موقعیت‌های متنوع بوم‌شناختی، از توندراهای قطب شمال گرفته تا کویرهای سوزان عرض‌های میانی و جنگل‌های بارانی استوایی و حتی اعماق اقیانوس‌ها محدود نمی‌شود؛ درواقع، هنگامی که از تنوع زیستی سخن به میان می‌آید، می‌بایست دامنه‌ي فراخ‌تری، از تفاوتهای موجود در کدهای ژنتیکی موجودات زنده گرفته تا مناظر و چشم‌انداز‌های گوناگون و فرآیندهای سازنده‌ي یک بوم‌سازگان را در نظر گرفت؛ دریافتی که به درستی در تعریف علمی تنوع زیستی مندرج در پیمان (کنوانسیون) تنوع زیستی  (CBD)نیز،گنجانیده شده است. لازم به توضيح آن كه  مطابق بازنمودی که در کنوانسيون ارايه شده است: «تنوع زيستی به معنای قابليت تمايز بين خرداندامگان‌های زنده از هر منبع است؛ اين منابع عبارتند از: بوم‌سازگان‌های زمينی، دريايی و ديگر اشکال آبزی، به همراه ترکيبات بوم‌شناختی تشکيل‌دهنده‌ي آنها. همچنين اين مفهوم، تنوع در درون گونه‌ها، بين گونه‌ها و تنوع بوم‌سازگان‌ها را نيز در برمی‌گيرد.

ادامه دارد – محمد درويش