خبرنامه 35 انجمن: سرمقاله
جایگاه منابع طبیعی در سال تولید ملى
در سالی به سر میبریم که در پیشانیاش، عنوان : "تولید ملى، حمایت از کار و سرمایهى ایرانی" به چشم میخورد؛ ابتکاری که براي سال پيشرو توسط عالیترین مقام جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شده تا بر بنیاد مهمترین راهبردهای کلان ایران مبتنی بر سند چشمانداز بیست ساله کشور – ایران 1404 بتوان کارمایهها را به سمت تحقق این آرمانهای مقدس و متعالی، جهت داده و شتاب بخشید.
از آنجا که برخورداری از "محیط زیست مطلوب" یکی از پیششرطهای تحقق رفاه ملی در چشمانداز 1404 تصویر شده است، شعار امسال از اهمیتی دوچندان برخوردار میشود. چرا که این اندوختههای طبیعی است که در هر سرزمینی به عنوان بستر تولید از آنها یاد میشود. به دیگر سخن، اگر حال منابع طبیعی و کیفیت زیستمندان گیاهی و جانوریاش خوب نباشد، آشکار است که توان تولیدی و کیفیت محصولات آن نیز قابل رقابت با همتایان و رقبای اروپایی و آسیایی و آمریکاییاش نخواهد بود.
چنین است که یادداشت پیش رو شکل گرفته و میکوشد تا نشان دهد، چگونه راه حمایت از تولید ملی از منابع طبیعی میگذرد.
مقام معظم رهبری، سال 1391 را به نام "سال تولید ملى، حمایت از کار و سرمایهى ایرانی" نامگذاري کردند. شايسته است که برنامهريزان و مجريان نگاهي درخور به جايگاه منابع طبيعي را در برنامهريزيها و فعاليتهاي سال پيشرو داشته باشند. در ابتدا بايد جايگاه اين منابع را در توليد ملي بررسي و اثرات مخرب نديده گرفتن اين جايگاه را به خوبي تبيين کرد.
اين مسأله در چند دهه اخير مورد اتفاق نظر بسياري از اقتصاددانان و همچنين حافظان محيط زيست قرار گرفته است که حفاظت از زيست بومهاي مختلف و تنوع زيستی در جهان عاملي اساسي براي دست يافتن به يک اقتصاد پايدار و سبز است و انعطافپذيري ساختار اقتصاد جهاني تا حد زيادي به وضعيت محيط زيست و طبيعت وابستگي دارد. در حقيقت افزایش تولید ملی نیازمند سه عامل است: منابع طبیعی، منابع انسانی و سرمایه. این سه عامل در کنار یکدیگر، جریان تولید را تشکیل میدهند. کشور ایران از لحاظ داراییهای طبیعی، انسانی و سرمایه در جايگاه بسيار مناسبي قرار گرفته است و اگر بتواند بر موانع و مشکلات غلبه کند، با عزم ملی و جهادی همگانی خواهد توانست مرزهای توسعه و ترقی را درنوردد.
منابعی چون نفت، گاز، معادن، جنگلها، مراتع و... در تولید ملی و بهرهبرداری از امکانات بومی به طور مستقیم یا غیرمستقیم نقش دارند، از این منابع میتوان مستقیم در تولید محصولات بومی، تأمین کالاها و نیازهای داخلی، بالا بردن کیفیت تولیدات و صادر کردن آن به دیگر کشورها بهره جست. تعادل موجود در اکوسیستمهای مختلف درصورت پشتیبانی و حراست صحیح میتواند منابع درآمدی ویژهای مثل درآمدهای حاصل از گردشگری را به همراه داشته باشد. همین تعادل میتواند خاک و آب لازم را برای کشاورزی در اختیار ما قرار دهد. در واقع تنوع اقلیمی و قرار گرفتن کشور در عرضهای جغرافیایی متعدد و از سوی دیگر دسترسی به آبهای آزاد و وجود دریاچههای طبیعی کشور ما را در وضعیت منحصر به فردی از اين نظر قرار داده است. این منابع به عنوان مهمترین و کمیابترین عامل در رشد تولید و نیل به توسعه قلمداد میگردد. بهرهبرداری و استفاده صحیح از این منابع نیازمند عزمی همه جانبه و دقتی بیش از حد است. شعار تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی اگر بهدرستی فهمیده و تفسیر شود میتواند شکوفایی منابع طبیعی و محیط زیست کشورمان را بهدنبال داشته باشد و در غیر اینصورت میتواند درست برعکس باشد.
متاسفانه وقتی با مقوله تولید ناخالص ملی روبرو میشویم همه چیز فدای اعداد و ارقام میشود. ما در علم اقتصاد چند کلید واژه مهم داریم که یکی از آنها تولید ناخالص داخلی ((Gross Domestic Product (GDP) است بحث تولید ناخالص داخلی بر اساس محاسباتی است که از روی آمار مالی ارائه شده در بانک مرکزی یا در وزارت اقتصاد و دارایی انجام میگیرد و بر اساس ارزشهای اقتصادی کل درآمدهای حاصل در طول یک سال فعالیت مالی بدون کسر هزینهها و مخارج رسیدن به این رقم استوار است. از این مسأله برای برآورد ظرفیت زایش اقتصادی کشور به صورت ناخالص یا مقایسه زمانی رشد اقتصادی استفاده میشود ولی چون در این آمار مشخص نمیشود که این تولید با چه هزینهای همراه بوده و به ازای هر واحد هزینه چه مقدار تولید صورت گرفته است، این معیار مهمترین معیاری است که توسط تحلیلگران و مفسران اقتصادی شاخص¬های کلان برای مقایسه اقتصادی بین کشورها مدنظر قرار داده میشود، چون اعداد تولید ناخالص داخلی بزرگ و دهان پرکن هستند و دولتها و مسئولان بیشتر مایل به استفاده از آن به عنوان معیار فعالیتهای خود هستند. این نگرش درصورتی که دامن دولتمردان ما را بگیرد یکی از مهمترین بخشهایی که به شدت مورد بی مهری و تهاجم قرار خواهد گرفت منابع طبیعی خواهد بود به طور مثال معضل خامفروشی در این عرصه تشدید خواهد شد چون GDP در اقتصاد مترادف است با ارزآوری، هر چه صادرات بیشتر باشد GDP بالاتر میرود حال تفاوتی نمیکند این صادرات مواد خام باشد یا مواد ساخته شده. بطور مثال یک تن خاک معدن انگوران زنجان را به علت داشتن منابع روی به یک دلار می فروشیم و یک باطری را که ممکن است فقط یک میلی گرم از روی همین معدن در آن بکار رفته باشد را به قیمت یک دلار وارد میکنیم. یا در جای دیگر برای بدست آوردن محصولی ناچیز در کوتاه مدت منابع دیگری اعم از آب، خاک و در نهایت تعادل اکوسیستم را در دراز مدت از دست میدهیم تا GDP را افزایش دهیم. منابع طبیعی شامل منابع تجدیدپذیر (جنگل، مرتع، اراضی کشاورزی) و منابع تجدیدناپذیر (انواع کانیها و نفت و زغالسنگ و گاز) سرمایههای بزرگ هر کشور برای بهرهبرداریهای بعدی هستند. این منابع به صرف استحصال از ارزش افزوده بالایی برخوردار نخواهند شد. مهمترین بخش استفاده از این منابع، تبدیل و اعمال تغییراتی است که با استفاده از نیروی انسانی ماهر و متخصص و تکنولوژیهای مدرن بر روی آنها صورت می¬گیرد. هرچه سطح تبدیل و ارزش افزایی استفاده از این منابع بالاتر برود، درآمدزایی اقتصادی، تولید، نهادینه کردن کار و بومیسازی تکنولوژیهای مدرن نیز توسعه مییابد. اگر براي منافع کوتاه مدت تعجيل به خرج دهيم از جهت مختلف کشور را با مخاطراتي روبرو ميکنيم که برطرف کردن آن به سادگي امکانپذير نميباشد چرا؟ چون منابع طبيعي به عنوان بستر حيات و توسعه پايدار كشور، متعادلكننده اكوسيستم و پشتوانه بخش كشاورزي است و نقش آن در كنترل هرز آبهاي سطحي، تغذيه سفرههاي آب زيرزميني، حفظ و توليد خاك نباتی، توليد اكسيژن، تلطيف هوا، پالايش گازهاي سمي، تأمين غذا و پروتئين، توليد مواد دارويي و صنعتي، پناهگاه حيات وحش، توليد علوفه و چوب و ... بر كسي پوشيده نيست. در حقیقت سه عنصر نیروی انسانی ماهر و متخصص، منابع طبیعی و توسعه یافتگی سطح تکنولوژی است که اساس و محور همه سرمایههای یک کشور را تشکیل میدهند و پر واضح است که مقصود رهبری معظم انقلاب از تولید، نگاه مثبت¬اندیش به مفهوم تولید بوده است.
خوشبختانه در امر قانونگذاری و توجه به مقوله منابع طبیعی و محیط زیست دولتمردان ما در برهههای تاریخی و تعیینکننده همیشه دیدگاههای مثبت، فراگیر و آیندهنگرانه¬ای داشتهاند و در برنامهریزیهای کلان بهخوبی این امر را مورد توجه قرار دادهاند بطور مثال در سند توسعه منابع طبيعي در چشمانداز بيست ساله جمهوري اسلامي ايران، كه توسط مقام معظم رهبري تاييد و ابلاغ گرديده، آمده است: " ايجاد عزم ملي در احياي منابع طبيعي تجديدشونده و توسعه پوشش گياهي براي حفاظت و افزايش بهرهوري مناسب و سرعت بخشيدن به روند توليد اين منابع و ارتقاء بخشيدن به فرهنگ عمومي و جلب مشاركت مردم در اين زمينه، سرلوحه و نقطه عطف لزوم توجه و اهتمام به منابع طبيعي كشور ميباشد كه مبناي تنظيم سياستهاي كلي برنامه پنج ساله آينده را تشكيل ميدهد". علاوه بر این، اصول 45، 48 و50 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز در خصوص اهمیت جنگلها و مراتع تأكيداتي دارند، براي مثال در اصل 50 چنين آمده است"حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو بهرشدي داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي ميگردد. از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غيرآن كه با آلودگي محيطزيست و تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند ممنوع است."
اما آنچه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که اهداف هر برنامه کلانی در اثر اجرای صحیح اجزای کوچک مربوط به آن محقق خواهد شد و در حال حاضر در مقوله منابع طبيعي در بسیاری از موارد نه تنها توجه¬های لازم در جهت صحیح و با سرعت مناسب انجام نمی¬شود بلکه گاهی عملکردها و برنامهريزيها درست برخلاف جهت اهداف مورد نظر است. امید است در سالی که با نگاه صحیح به افقهای پیشرو سال "تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی " نامگذاری شده منابع طبیعی که یکی از ارکان اصلی خودکفایی و تولید ملی است با دید صحیح و با توجه کافی مورد حمایت و بهره¬برداری قرار گیرد. اگر به مواردی همچون: عدم پاسخ¬گویی دستگاهها و نهادهایی که فعالیتهایشان به نوعی عرصه منابع طبیعی را مورد تأثیر قرار میدهد، به متولیان امر- پایین بودن فرهنگ عمومی منابع طبیعی - نامناسب بودن نظامهای بهرهبرداری و کارایی کم آنها- مسائل و مشکلات حقوقی و قانونی- پایین بودن سطح فناوری در بخش منابع طبیعی- کافی نبودن مطالعات اجتماعی و اقتصادی در طرحها و پروژههای منابع طبیعی - فقدان و کمبود اعتبارات در بخش تخصصی تحقیقات، ترویج و مشارکتهای مردمی - کم رنگ بودن تشکیلات ترویج در ساختار سازمانی با توجه به اهداف و برنامهها - نداشتن جایگاه مناسب مشارکت مردم در برنامهریزی، اجرا و نظارت در پروژهها، با جدیت رسیدگی نشود بهای گزافی برای افزایش تولید ملی خواهیم پرداخت هم ما و هم نسلهای آینده.
در انتها شایسته است که به این مطلب اشاره شود که در حاضر منابع طبیعی در کشور زیر مجموعه بخش کشاورزی است بدیهی است که کشاورزی و منابع طبیعی در بسیاری از عرصهها در تعارض با یکدیگر قرار می¬گیرند حال چگونه دستگاهی که بسیاری از فعالیتهایش در عرصه منابع طبیعی صورت میگیرد میخواهد به زیر مجموعه خود پاسخگو باشد. و بالاخره اينکه در بخش تحقيقات مشکلاتی مثل تعیین متولی مدیریت تحقیقات در زمینه منابع طبیعی و اختصاص بودجه که همیشه وجود داشته در حال حاضر بیش از پیش خود نمایی میکند بهطوریکه گاهی بنظر میرسد تحقیقات منابع طبیعی، کودک بیسرپرستی است که هر یک از اطرافیان او را به دیگری حواله میدهد. اعضای انجمن امیدوارند که با حل این معضلات بستر آرام و مناسب برای محقق و تحقیقات در این عرصه بوجود بیاید.
این تارنما، سخنگاه رسمي يك تشكل علمي پژوهشي است كه وارد سیزدهمين سال حيات خود شده و میکوشد تا هم دیدگاههای اعضای هیأت علمي شاغل در بخش تحقيقات منابع طبيعي را بازگو كند و هم تعاملي سازنده و افزاينده با ديگر دلسوزان و صاحبنظران اين حوزه برقرار سازد. چنين است كه پيشاپيش دست همهي عزيزاني كه در اين مهم به ياري طبيعت ناب سرزمين مادري بشتابند، ميفشاريم و از ديدگاهها و مقالات ارساليشان استفاده كرده، در صورت تمايل به نام خودشان منتشر خواهيم كرد.