جمعه گذشته خبر رسيد كه 4 محيط بان جان بر كف ما در كردستان در اثر رگبار گلوله مشتي انسان نما در آن واحد به شهادت رسيده‌اند. آن گونه كه همكار ما دكتر پورهاشمي نقل كرده‌اند، ميزان نفرت قاتلين از مقتولين چنان زياد بوده كه پس از آن كه جنازه اين محيط بانان را از خودرو بيرون آورده و در كنار جاده انداخته‌اند، مجدداً بر آنها رگبار بسته‌اند و اتومبيل شان را هم به قعر دره هدايت كرده و سپس خودشان خبر داده‌اند كه بياييد جنازه‌هاي تان را ببريد! تأمل برانگيزتر آن كه اسلحه هيچ يك از محيط بان‌ها در حالت آماده شليك نبوده است. اين بدان معني است كه ايشان هرگز انتظار چنين حمله اي را نداشته اند و خود را مهياي برخورد نكرده بودند.
    آدم درمي ماند كه مگر چه اتفاقي بايد افتاده باشد كه سزاي يك پاسدار طبيعت ايران، مرگي چنين مظلومانه باشد؟ به راستي چرا بايد شغل شريف و دلپذيري مانند حفاظت از طبيعت در شمار شغل هاي پرخطر در ايران رده بندي شوند؟ يادمان باشد كه امسال، يعني در سياه ترين سال محيط زيست ايران، تلفات جان بركفان محيط‌زيست به شش نفر رسيد كه در طول يك دهه اخير بي سابقه است.
و يادمان باشد كه در طول سه دهه اخير 110 محيط بان و 11 جنگلبان ما به جرم دفاع از طبيعت شهيد شده اند و علاوه بر اين متجاوز از 4500 نفر ديگر هم معلول شده و يا دچار جراحت هاي معنوي و مادي براي خود و خانواده شان شده اند.
به راستي مهم ترين عامل چنين جنايت هاي شتابناكي در عرصه محيط زيست ايران چيست يا كيست؟
لطفاً در اين باره ضمن پيوستن به ششمين موج سبز وبلاگستان فارسي، در نظرسنجي پايگاه اطلاع رساني آواي محيط زيست ايران شركت كنيد.
خداوند خود پشت و پناه ياوران بي ادعاي طبيعت ايران باشد ...