گزارش اولين همايش علمي انجمن اعضاي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور با عنوان بررسي چالش‌ها و چشم اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران

در نخستين سخنراني فصلي انجمن در سال 1388 با عنوان"بررسي چالش‌ و چشم‌اندازهاي محيط زيست و منابع طبيعي ايران"  سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار وجناب آقاي  دکتر محمد مهدوي به ايراد سخنراني پرداختند. در اين نشست روز دوشنبه 4/4/88 برگزار شد ابتدا سرود ملي جمهوري اسلامي نواخته شد و سپس مهندس سيد اخلاقي آياتي از كلام الله مجيد را تلاوت نمودند و قبل از شروع سخنراني خانم دکتر ابتکار، آقاي مهندس درويش در معرفي ايشان گفت: از ميان همه‌ي پست‌ها و مقام‌هايي كه خانم دكتر ابتكار داشته‌اند عنوان قهرمان زمين را بايد شايسته ايشان دانست. ايشان تنها ايراني هستند كه اين جايزه را كسب كردند
خانم دكتر ابتكار در شروع سخنراني‌شان بعد از تشكر از انجمن، به جهت اينكه به همراه ساير تشكل‌هاي مرتبط در جهت اعتلاي كشور در زمينة توسعه پايدار قدم برمي‌دارد، خاطر نشان ساختند که من ترجيح مي دهم با صحبت از فرصتها سخنانم را شروع کنم چون اشاره به چالش‌ها قطعا باعث نگراني و دلسردي خواهد شد! ايشان ادامه دادند که  من باتکيه بر تجربياتي که در اين زمينه دارم سعي ميکنم سخنانم را کامل کنم.
 آنچه در زير مي آيد خلاصه اي از سخنان اين بانوي عرصه منابع طبيعي و محيط زيست کشورمان است:
فرصت‌ها: فرصت‌هاي بزرگي در كشور وجود دارد كه يا از دست رفته و يا ناديده گرفته شده‌اند. بزرگ‌ترين فرصت ايجاد نظام مردم سالاري در كشور است و در اينجا مردم قدرت دخالت در سرنوشت خود براي رسيدن به پيشرفت و توسعة پايدار دارند. باورهاي ديني نيز خود مي‌تواند فرصت‌هاي زيادي را براي توسعة پايدار و حفظ محيط زيست به وجود آورند.
فرصت ديگر قانون اساسي پيشرو و پوياست كه نگاهي عدالت جويانه به همة جنبه‌ها از جمله محيط زيست را دارد (فقرا نقش زيادي در تخريب محيط زيست ندارند ولي از تخريب محيط زيست بيشترين آسيب را مي‌بينند و اين بي‌عدالتي است).
وجود قوانين مناسب از ديگر فرصتهاست مثل قانون جامع مديريت پسماند كه در سال 1383 تصويب شد.(البته در بسياري از موارد از جمله جنگل و مرتع و منابع طبيعي مشكل كمبود قوانين سودمند را داريم). در آموزش عالي فرصت‌هاي زيادي داريم و تحصيلكردگان در حوزة محيط زيست و اساتيد برجسته در اين زمينه فراوان هستند. ظرفيت‌هاي بخش خصوصي نيز بسيار زياد است و نگاه اقتصادي به محيط زيست و منابع طبيعي بايد به تدريج ايجاد گردد و شركت‌ها و مؤسسات بخش خصوصي محيط زيست فعال شوند و بخش خصوصي نمايشگاه محيط زيست به تدريج در حال فعال شدن است.
ظرفيت بخش خصوصي در زمينة محيط زيست بسيار جدي است.
سازمان‌هاي مردم نهاد نيز مي‌توانند قدم‌هاي بلندي را در جهت رسيدن به محيط زيست سالم و پويا برداشته و بسيار در اين زمينه فعال باشند.
ظرفيت بزرگ ديگر ظرفيت‌هاي بين‌المللي است و ما ناگزير هستيم به عنوان عضوي از جامعة جهاني با اين حركت همراهي داشته و در جهت پيشرفت حفاظت از محيط زيست خود از آن استفاده كنيم.
چالش‌ها: چالش نگرشي، نگرش بسياري از كارگزاران ارشد كشور به محيط زيست يك نگاه محوري نيست كه شايد دليل آن وجود محدوديت‌هاي كشور مثل فقر و كمبود منابع باشد.
بخش‌هاي بسياري با مسايل محيط زيستي كاملاً گره خورده و محيط زيست را تحت تأثير قرار مي‌دهد. چالش بعدي چالش ساختاري است، اگر رئيس جمهور به محيط زيست توجه خاص ويژه صحيحي داشته باشد و نگاه به محيط زيست نگاهي پيشرو و صحيح و دقيق باشد سازمان حفاظت محيط زيست كه اجرا كننده نظرات رئيس جمهور است موفق‌تر خواهد بود ولي گسستگي بين متوليان محيط زيست وجود دارد سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان جنگل‌ها، سازمان آبخيزداري و ...
شوراي عالي حفاظت محيط زيست متأسفانه منحل شد و نتوانست وظايفش را انجام دهد. در آن زمان مناطق حفاظت شده از 2/4 به 7/7 رسيد و جنگل‌ها و تالاب‌هاي حفاظت شده گسترش يافتند و براي اجراي طرح‌هاي عمراني موافقت و نظر سازمان حفاظت محيط زيست بسيار مهم و لازم بود.
شوراي عالي با حضور رئيس جمهور و وزراي صنعتي تشكيل مي‌شد و بسيار مقتدر و قدرتمند بود و امروزه به دليل نبودن اين شورا جهت‌گيري‌ها و سياست گذاري‌ها بسيار در جهت صدمه به محيط زيست است.
چالش بعد قانون گريزي است كه امروزه وجود دارد و قانون چهارم اجرا نشد اقتصاد بايد به سمت بهره‌وري بيشتر و آسيب كمتر به محيط زيست پيش مي‌رود.
براي مثال تشكيل صندوق ملي محيط زيست قرار شد در كشور تشكيل گردد كه با چالش‌هاي جدي مواجه شد.
مشكلي كه براي جوامع مدني پيش آمد
بحث فقر و نياز به اشتغال در كشور كماكان باقي است و باعث آسيب به محيط زيست است. بورس بازي و زمين خواري نيز بسيار به محيط زيست آسيب زده.
فرصت‌هاي بين المللي مثل شاخص EPI نيز امروزه از بين رفته است و تبديل به چالش شده است.
امروزه شاخصي براي بررسي وضعيت محيط زيستي خود نداريم. ESI شاخصي است كه امروزه براي بررسي محيط زيست وجود دارد ولي در كشور ما به دليل الگوي غلط استفاده از سوخت‌هاي فسيلي از اين نظر وضعيت خوبي نداريم ولي EPI بيشتر به شرايط و وضعيت منابع طبيعي مربوط است و از نظر اين شاخص رتبة ايران 52 بود كه خيلي هم خوب نيست اين رتبه در حال حاضر 14 واحد افت كرده و دليل آن عدم حضور ما در مجامع بين‌المللي است.
مي‌توان با يك مديريت توانمند، عالمانه و مشورتي مشكلات و چالش‌ها را از بين برد و فرصت‌ها را غنيمت شمرد، تا با همكاري و همياري همه به سمت دستيابي به يك محيط زيست پايدار پيش رويم.

بخش دوم سخنراني به صحبت‌هاي جناب آقاي دکتر محمد مهدوي استاد حوزه آب شناسي كشور اختصاص داشت که در رابطه با منابع آبي و مسايل مربوط به آن ايراد سخن کردند. مطالب زير خلاصه‌اي از سخنان اين استاد فرزانه است:
ابوالقاسم كرجي 1000 سال پيش دربارة آب‌هاي زيرزميني بسيار دقيق قوانين و مسايل را توضيح داده است (استخراج آب‌هاي پنهاني)بنابر اين مي توان دريافت که از دير باز دانشمندان ما به اين مسئله حياتي توجه داشته اند.
در حالي کهEc   آب در چاهها 2000 تا 2100 بود امروزه به 8000 رسيده است. سبز شدن لولة‌ آب يعني پائين رفتن زمين. فرونشست‌هاي جنوب تهران، اول جادة ساوه و شمال مشهد (چناران) كه لوله گاز از آن مي‌گذرد و مي تواند حوادثي ناگوار را بوجود بياورد همه در نتيجه برداشت بيش از حد آب از منابع آب زير زميني است.
در اروپا از 500 سال پيش و FAO از 100 سال پيش مطرح كردند هر موضوع و پروژه‌اي در محيط زيست بايد با مديريت و ديد جامع نگر همراه باشد تا به محيط زيست آسيب نرسد. سدسازي خيلي خوب است ولي كارهاي بهتري نيز براي حفظ آب وجود دارد. مثلاً نيشكر و چغندرقند توليد مي‌شود و شهرهاي آبادان و اهواز با كمبود آب مواجه هستند و دليل آن عدم مديريت آب در سطح كلان است.
از آب زيرزميني بايد آنقدر برداريم كه تجديد شود و اگر بيشتر برداريم آنها پايدار نخواهند بود . 5 تا 6 ميليارد متر مكعب در سال ما مازاد برداشت داريم. و در نهايت كف‌گير به ته ديگ مي‌خورد و آب قابل استفاده نخواهد بود. مثلاً نيترات آب زياد مي‌شود و در برخي مناطق نيترات ما چهار برابر حد مجاز است. بهره‌برداري از شبنم امروزه در دنيا مرسوم است. از 400 شهرك صنعتي فقط در 40% آب تصفيه مي‌شود. ذر حاليکه در كشورهاي صنعتي آب 16 بار در صنعت استفاده مي‌شود ولي در صنايع ما فقط يك بار استفاده مي‌شود. براي توليد 700 گرم غذا يك تن آب مصرف مي‌شود.
فرسايش يعني فقر خاك و فقر جامعه در نهايت. نرخ رسوب‌گذاري سدهاي ما حدود 2% است ولي در آمريكا نرخ رسوب گذاري 2/0 درصد است. عمر سدهاي ما 1/0 عمر سدهاي آمريكاست.
 مرتع از نظر حفظ آب و خاك بسيار مهمتر است تا توليد علوفه. جنگل قطب توليد چوب نيست بلكه قطب حفظ طبيعت و محيط زيست است. تالاب‌ها بايد حفظ شوند، امروزه در آمريكا تالاب سازي مي‌كنند، زيرا وجود آنها براي حفظ محيط زيست و آبهاي زيرزميني بسيار مهم است.
97% آب‌هاي كرة زمين آب شور است. با ذوب شدن يخ‌ها اين آبهاي شيرين هم وارد درياها شده و شور مي‌شوند. كانادا 20% آبهاي شيرين و 5% جمعيت را دارا است. و بيشترين كارهاي حفاظتي آب در اين كشور انجام مي‌شود. چين 7% آب 21% جمعيت
دو سوم بارندگي‌هاي كشور ما تبخير مي‌شود. افزايش جمعيت بسيار زياد است ولي فضاي سبز و بهداشت و رفاه بيشتر هنوز تحقق نيافته است، پس فشار بر منابع آب بيشتر خواهد شد.
ما مديريت ضعيف داريم. با تبديل مناطق طبيعي به شهر سيلاب‌ها 6 برابر مي‌شوند.
براي توليد سدها بايد همه گونه بررسي كارشناسانه و پايه‌اي و زيست محيطي انجام شود، در نهايت ساخت سد بايد مورد توافق و توجه مردم باشد وگرنه نبايد ساخته شوند.

نتيجه
اول بايد برنامه‌ريزي كنيم كه از آب مي‌خواهيم چه استفاده‌اي كنيم؟
و چگونه استفاده كنيم، براي تفرج، توليد برق، كشاورزي و يا .....؟
دوم از كدام گزينه براي مصرف آب استفاده كنيم.
و در نهايت تصميم بگيريم مقدار كم آب موجود را چگونه مصرف كنيم.

با سپاس از سرکار خانم مهندس ایزدپناه و آقایان دکتر اخوان - مهندس نصیری و مهندس صفوی که در تهیه این گزارش مشارکت داشته اند.