به دنبال امضاي تفاهم‌نامه‌ي اخير بين وزارت جهاد كشاورزي و دانشگاه تهران، و ابراز نارضايتي و حيرت بسياري از همكاران، نامه‌ي سرگشاده‌ي زير از سوي انجمن خطاب به جناب آقاي مهندس اسكندري تهيه و ارسال شد:

سلام عليكم:
         نامه شماره 902/87 مورخه 28/5/87 كه پيوست آن تفاهم‌نامه‌ي امضاء شده بين جنابعالي و رياست دانشگاه تهران بود، حيرت و تأسف بسياري از پژوهشگران و اعضاي هيأت علمي وزارت متبوع را به دنبال داشته است كه دلايل آن به شرح زير خدمت جنابعالي ارايه مي‌شود؛ اميد كه مورد بررسي و عنايت قرار گيرد.
1 – همكاري‌هاي پژوهشي ذكر شده در تفاهم‌نامه‌ي مزبور، تماماً توسط مؤسسات و مراكز تحقيقاتي وزارت جهاد كشاورزي قابل اجرا است و به جرأت مي‌توان گفت: طرح و موضوعي نيست كه توسط دانشگاه تهران قابل اجرا باشد و توسط مراكز و مؤسسات تحقيقاتي غير قابل اجرا. اگر مسئولين محترم وزارتخانه مشکل خاصي را مد نظر دارندکه از ديد ما پنهان است، آيا بهتر نبود که  در تفاهم‌نامه به اين مشکل يا مشکلات خاص و حل آنها توجه مي‌شد؟
2-  در بعد آموزش نيز مراكز آموزش وزارت جهاد كشاورزي با تمام امكانات و تجهيزات در تهران  و در سطح كشور مشغول آموزش ضمن خدمت و دوره‌هايي كه قانون مجاز كرده، هستند و به نظر نمي‌رسد كه دانشگاه تهران در اين ارتباط نيز بتواند اقدام مؤثرتر و فراگيرتري انجام دهد. 3 – جناب آقاي اسكندري، مستحضريد كه وزارتخانه‌ي ما حدود 2200   نفر عضو هيأت علمي داردكه نبودن بودجه و امكانات تحقيق، كارآيي آنها را در مؤسسات و  مراكز تحقيقاتي در سطح كشور به كمينه‌ي ممكن در سال‌هاي اخير رسانده است.
4 – در حالي كه محققين مراكز و مؤسسات تابعه‌ي سازمان ترويج، آموزش و تحقيقات كشاورزي مجبورند براي اجراي طرح‌هاي پژوهشي، بودجه آن را از دستگاه‌هاي مختلف طلب كنند، پرداخت مبلغ دست‌كم 5 ميليارد تومان به دانشگاه تهران (معادل يك سال بودجه بزرگترين نهاد متولّي پژوهش در حوزه منابع طبيعي ايران، يعني مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور) براي انجام تحقيقات و يا آموزش چه توجيهي مي‌تواند داشته باشد؟ آن هم در زماني‌كه دو وزارتخانه‌ي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تمام قدرت و هم و غم خود را براي وصول و دريافت 1400 ميليارد تومان سهم بودجه‌ي شركت‌ها (يك درصد مربوط به تحقيقات) بسيج كرده‌اند.
5- آيا اين عنايت در وزارتخانه وجود داشته که اين تفاهم‌نامه ممكن است بتواند حربه‌ي لازم براي منفک شدن سازمان تات از وزارت جهاد کشاورزي و الحاق آن به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري را به دست طرفداران اين ايده بدهد و آيا وزير محترم به اين امر راضي هستند؟
6- آيا راه‌اندازي مراکز و مؤسسات تحقيقاتي هنوز هم در دستور کار وزارت جهاد کشاورزي است که يکي از بندهاي اين تفاهم‌نامه است؟ آيا اين موضوع با رويکرد سازمان تات که از بي پولي در حال فروش ايستگاه‌هاي خود است، منافاتي ندارد؟
7- جناب آقاي مهندس اسکندري؛ مبنا قرار دادن مرجعيت علمي دانشگاه براي تأييد نتايج فناوري‌هاي علمي و نوين چه افتخاري را براي وزارت جهاد کشاورزي بوجود مي‌آورد؟ آيا اين، نوعي از خود باختگي يا واگذاري اختيارات به وزارت علوم نيست؟
8- در متن اين تفاهم‌نامه هم، کليه‌ي اموري که به دانشگاه مربوط مي‌شود با کلمه برابر ضوابط و مقررات دانشگاه منقوش شده و آنچه به وزارت جهاد کشاورزي مربوط مي‌شود، امري و بدون حدود و مقررات است.
9- دريافت مهم‌تر آن كه، همان گونه كه آن مقام محترم به يقين اشراف دارند، پروژه‌هاي تحقيقاتي دانشگاه‌ها عمدتاً توسط دانشجويان انجام مي‌شود كه بيشتر جنبه‌ي آموزشي و آماتوري دارد تا جنبه‌ي كاربردي؛ درصورتي كه تحقيقات در مراكز و مؤسسات پژوهشي وزارت جهاد كشاورزي توسط خود محققين با تجربه انجام گرفته و اكثراً جنبه كاربردي دارند و نكته‌ي جالب توجه آنكه ايده‌ها و تفكرات علمي و برنامه‌هاي راهبردي بسياري از همين مؤسسات و مراكز تحقيقاتي از طريق پايان‌نامه‌هاي دانشجويي، مقالات و همچنين گزارش طرح‌هاي خاتمه‌يافته به دانشگاه‌ها تزريق مي‌شود.
10 – در حال حاضر امكان جذب و بكارگيري امكانات مالي دولت، فرصت‌هاي مطالعاتي و شركت در سمينارهاي خارجي توسط همكاران ارجمند دانشگاهي بسيار بيشتر از محققين هم رتبه در مؤسسات و مراكز تحقيقاتي است و همين عدم تعادل در بكارگيري از امكانات، موجب دلسردي و سرخوردگي محققين و دانشمندان وزارتخانه‌ي متبوع را فراهم آورده است؛ به نحوي كه در طول چند سال اخير، شيب تمايل جذب پژوهشگران، همواره به سوي نهادهاي وابسته به آموزش عالي سنگيني كرده است.
11 – جناب آقاي اسكندري، دانشگاه تهران از نظر چارت تشكيلاتي هم تراز يكي از مؤسسات تابع وزارت جهاد كشاورزي است و توان و امكانات آن هم در همين حد است.  انتظار ما اين است كه جنابعالي به زير‌مجموعه‌ي پژوهشي با كيفيت خويش و توان بالاي هيأت علمي وزارتخانه خود اعتماد كرده و مشكلات وزارتخانه را از اين راه حل فرماييد.
12 – برادر عزيز، جناب آقاي اسكندري؛ شايد جنابعالي اطلاع نداريد كه حق مأموريت محققين در بسياري از مراكز و مؤسسات براثر نبودن بودجه، پرداخت نمي‌گردد و حتا شركت در همايش‌هاي داخلي بدون حق مأموريت و با وسيله شخصي براي محققين امكان‌پذير است و شركت در همايش‌هاي بين‌المللي تقريباً غير ممكن.
13- بسيار طبيعي است كه معاونين و مشاورين جنابعالي كه اغلب از دانشگاه هستند و در همين تفاهم‌نامه هم به نمايندگي از وزارتخانه جهاد كشاورزي مأمور اجراي اين تفاهم‌نامه شده‌اند، زمينه‌ي امضاي اين قرارداد غير قابل توجيه را فراهم كرده باشند.
14- آيا جنابعالي به اين مورد توجه فرموده‌ايد که کميته‌ي اجرايي اين تفاهمنامه از طرف وزارت جهاد کشاورزي 6 نفر است که دو نفر آنها دانشگاهي هستند و طرف مقابل هم  هشت نفر از دانشگاه؟
15- متأسفانه پندار اينکه اعضاي هيأت علمي وزارت جهاد کشاورزي در مجموعه‌ي اعضاي هيأت علمي کشور، شهروند درجه 2 محسوب مي‌گردند، از گذشته وجود داشته و با اين باور غلط، هميشه در تنظيم قراددادها، وزارت جهاد ناتوان و دانشگاه توانا قلمداد شده است (به مقاله توان يابان در تاک و دانشگاه‌ها در خبرنامه شماره 15 سال 1383 انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع رجوع گردد). آيا هيچ‌وقت به محققان جواني كه در ابتداي راه پر پيچ و خم تحقيق هستند، مي‌انديشيد؟ فكر مي‌كنيد چنين تفاهم‌نامه‌هايي سبب دلسردي آنها و  كوچ خيل زيادي از همين محققان از مراكز و مؤسسات‌مان (و تهي شدن آتي‌مان) به سوي دانشگاه‌ها نخواهد شد (كار و مسؤوليت كمتر، عزت بيشتر، شركت آسوده در كنفرانس‌هاي داخلي و بين‌المللي، استفاده از فرصت‌هاي مطالعاتي...)؟
        چنين است كه با توجه به دريافت‌هاي فوق و ضمن احترام به مقام علمي اساتيد محترم بخش آموزش عالي كشور و تأكيد بر لزوم هم‌افزايي و همكاري بيشتر و نزديك‌تر بخش‌هاي اجرايي و پژوهشي و آموزشي، از جنابعالي درخواست داريم ما را بيش از اين در مقابل همكاران دانشگاهي خوار و سرخورده نفرماييد و نسبت به لغو اين تفاهم‌نامه دستورات لازم را صادر فرموده و مبلغ مندرج در اين قرارداد را به تحقيقات وزارت جهاد تزريق نماييد تا بلكه اين بيمار مهجور را از مرگ نجات دهيد.