فاطمه ظفرنژاد روز 20 شهریورماه بر چه محورهایی تاکید خواهد کرد؟
جایگاه سدسازی در
توسعه پایدار و مبارزه با بیابانزایی
فاطمه ظفرنژاد- پژوهشگر آب- znejad@hotmail.com
چکیده
جایگاه ایران در زمینه حفاظت از محیط زیست در سال 2006 رده 132 اعلام شد. یعنی کشور عزیزما از 90 درصد کشورهای جهان در زمینه حفاظت محیط زیست عقب تر است. این نشان می دهد که متاسفانه مفاهیم توسعه پایدار در کشور ناگشوده مانده است و ما از بابت ناآگاهی کامل از این مفاهیم و بی توجهی به محیط زیست، جزء تخریب یافته ترین کشورهای جهان بشمار می رویم. این درحالی است که ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی خود حفاظت از محیط زیست را تاکید کرده است و اصل 50 قانون اساسی نگهداری درست و امانتدارانه از سرزمین و محیط زیست را برای همه بویژه پیکره ها و دستگاه های دولتی الزامی دانسته است. همچنین اصل 44 قانون اساسی ما لزوم تداخل و تعامل بخش های خصوصی و تعاونی در کلیه فعالیت های کشور را الزامی می سازد تا تصمیم گیری پیکره های دولتی اصلاح شود و تصدی گری دولتی کاهش یابد. ایران از امضاکنندگان دستورکار 21 گردهمایی سران زمین ریودوژانیرو در 1992 بود و نیز در 1994 ایران پیمان مقابله با بیابانزایی را امضاکرد. بیابانزایی یعنی تخریب سرزمین، و مبارزه باآن یعنی پیشگیری از تغییرکاربری یا نابودی توان توليد زيست شناسي يا اقتصادي سرزمین. این پیمان در 9/10/75 بتصویب مجلس نیزرسید. اما اینک باآنکه نزدیک به دودهه ازانتشار این دوسند وامضای آنها می گذرد بنظرمی رسد هنوز برای مدیریت سازه ای کشور بویژه در بخش های مهمی چون آب، راه، شهرسازی، ... ناگشوده مانده است. دراین نوشتار تلاش می شود رویکرد سدسازی بخش آب کشور بررسی گردد. متاسفانه، پایش و ارزیابی طرحهای سدسازی تاکنون انجام نشده است. فرایند تصمیم گیری شفاف نیست و دربرابر اشتباهات و پیامدهای ناسازگار سدها پاسخگویی وجود ندارد. داده های مربوط به سدها از دسترس عموم بیرون است. فایده های نسبت داده شده به سدها غالباٌ مبهم یا کاملاٌ نادرست هستند. راستی آزمایی مستقل طرح ها مشاهده نشده است. شرکتهای مشاور و پیمانکار سدساز به رویاپردازی های غیرواقعی دست می زنند تا از منافع مشاوره، اجرا، و نظارت این طرح های با بودجه نجومی بهره پایدار ببرند. دانش بومی این سرزمین با 6 هزارسال پیشینه تمدن و خدمت درخشان به جهان درزمینه دسترسی و بهره برداری درست و پایدار از منابع آب مانند قنات ها، آب بندان ها، مخزن های زیرزمینی و ....در رویکرد مدیریت بخش آب با سدسازی کاملاٌ نادیده گرفته می شود. حتی بسیاری از آثار تمدنی و میراث فرهنگی کشور چه در زمینه آب و آبرسانی و چه در زمینه آثار تاریخی در سدسازی تخریب شده است. کسانی که خانه زادگاه و معیشت خود در سایه ساخت یک مخزن را ازدست می دهند حقوق حقه شان نادیده گرفته می شود و هیچ دستگاهی نیست که به شکایات و سرنوشت تلخ رقم زده شده برای آنان رسیدگی کند. تحلیل جامعی از پیامدها وجودندارد. آبخیزها، کوهها، جنگل ها، رودها، دریاچه ها، تالاب ها و دشتهای کشور از مدیریت سدسازی بخش آب آسیب جبران ناپذیری دیده اند. با آنکه 50 سال است سد می سازیم هنوز مطالعات مدیریت جامع منابع و مصارف آب را در هیچ آبخیزی انجام نداده ایم. انگشت شمار تلاش دراین زمینه یا سالهاست بصورت قراردادهای کاغذی باقپمانده یا دریک مورد انجام شده نتایج آن مورد توجه مدیریت سدساز قرارنگرفته است. اگر همان 50 سال پیش و یاحتی همین 16 سال پیش توسعه پایدار را در نظر گرفته بودیم بیش از 90 درصد سدهای کشور اصلاٌ مطرح نمی شدند چه رسد به اینکه ساخته شوند.
واژه های کلیدی: توسعه پایدار، مبارزه با بیابانزایی، تخریب سرزمین، سدسازی، ارزیابی پیامدهای زیست محیطی، مدیریت جامع آبخیز و جنگل،
این تارنما، سخنگاه رسمي يك تشكل علمي پژوهشي است كه وارد سیزدهمين سال حيات خود شده و میکوشد تا هم دیدگاههای اعضای هیأت علمي شاغل در بخش تحقيقات منابع طبيعي را بازگو كند و هم تعاملي سازنده و افزاينده با ديگر دلسوزان و صاحبنظران اين حوزه برقرار سازد. چنين است كه پيشاپيش دست همهي عزيزاني كه در اين مهم به ياري طبيعت ناب سرزمين مادري بشتابند، ميفشاريم و از ديدگاهها و مقالات ارساليشان استفاده كرده، در صورت تمايل به نام خودشان منتشر خواهيم كرد.