سرمقاله:

    بر بنياد پژوهش‌ها و مطالعات انجام شده، از هر 1/5 هكتار اراضي بياباني كشور، مي‌توان در هر ساعت يك مگاوات برق استحصال كرد. بيش از 32 ميليون هكتار از وسعت ايران‌زمين را بيابان‌هاي طبيعي فراگرفته است و افزون بر آن، 7/89 درصد از خاك وطن در قلمرو سرزمين‌هاي خشك (drylands) قرار دارد. مفهوم عيني واقعيت پيش‌گفته آن است كه چنانچه فقط عرصه‌ي بياباني كشور به سامانه‌هاي فتوولتائيك مجهز شوند، آنگاه پيش‌بيني توليد 2/6 ميليون مگاوات ساعت انرژي الكتريسته، كمينه‌ي انتظار خواهد بود. اين در حالي است كه جمهوري اسلامي ايران، هم‌اكنون با توليد 170 گيگاوات (170 هزار مگاوات) ساعت انرژي الكتريسته، به عنوان بزرگترين توليد‌كننده برق در خاورميانه و شمال آفريقا شناخته مي‌شود و با اين وجود، چيزي در حدود 4 هزار مگاوات ساعت هم كمبود برق دارد. به ديگر سخن، انرژي قابل استحصال خورشيدي نهفته در سطوح بياباني ايران (با همين فناوري موجود)، بيش از 36 برابر مجموع توان توليد كنوني كشور در حوزه‌ي توليد الكتريسته است. پرسش اصلي اين است: چرا به چنين مزيت ناهمتايي تا اين حد بي‌اعتنا بوده‌ايم؟ كافي است بدانيم اگر شركاي روس‌ ما به تعهدات خود پايبند مي‌ماندند و سرانجام نيروگاه اتمي بوشهر را با آن همه هزينه و سر و صدا به راه مي‌انداختند، قرار بود در تابستان امسال، فقط هزار مگاوات برق از طريق اين نيروگاه وارد مدار توليد شود! چه دليل از اين بالاتر تا بكوشيم، نگاه سنتي خود را به منابع طبيعي خويش در عرصه‌هاي بياباني تغيير داده و مزيت‌هاي ارزشمند‌تر ديگري را براي آنها تعريف كنيم؟ چنين است كه در راستاي تحقق برنامه‌ي راهبردي 20 ساله بيابان - چشم‌انداز 1404، اعضاي اين انجمن علمي نيز براين باوراند كه مي‌توان با كاربست رويكردي مناسب در عرصه‌هاي ناهمتاي منابع طبيعي كشور، هم بر درآمد سرانه‌ي ملّي افزود و هم براي حفظ توان زيست‌پالايي بوم‌سازگان‌هاي ارزشمند وطن، اعتبارات لازم را مهيا ساخت. واپسين پيشنهاد آنكه چرا به انتخاب يك روز با نام «انرژي خورشيدي» در تقويم‌هاي رسمي كشور نمي‌انديشيم؟ وقتي به مناسبت‌هاي پرشمار موجود در تقويم‌ها نگاهي مي‌اندازيم، به اين يقين مي‌رسيم كه نكوداشت «روز انرژي خورشيدي»، اگر اهميتي بيشتر از بسياري از مناسبت‌هاي مندرج در تقويم‌ها نداشته باشد، از اهميتي كمتر هم برخوردار نيست.