پروانه سفید اشجار
Hyphantria cunea Drury پروانه سفيد درختان
Taxonomic position:
Kingdom: Animalia
Phylum: Arthropoda
Class: Insecta
Order: Lepidoptera
Family: Arctiidae
Other name used: Hyphantria textor (Harris)
نام انگليسي: mulberry moth ، blackheaded webworm، redheaded webworm ، fall webwormو نامي كه بيشتر بكار مي رود American white moth مي باشد.
مروري بر تاكسونومي و نامگذاري: در آمريكا H.cunea داراي دو نژاد مي باشد يكي با سر سياه رنگ و ديگري با سري قرمز رنگ كه قبلا نژاد دوم تحت نام H.textor شناسايي مي شده است. اين دو نژاد معمولا همراه يكديگر بوده ولي از نظر نقوش روي بدن حشرات بالغ و لاروها و همچنين محيط هاي غذايي و زيست شناسي از هم قابل تفكيك هستند.
دامنه ميزباني: H.cunea به دامنه وسيعي از درختان ميوه به غير از سوزني برگان حمله مي كند. دامنه ميزباني اين آفت در مناطقي كه آفت به آن محل ها وارد گرديده از مبدا اصلي كه شمال آمريكا مي باشد بيشتر است(در آمريكاي شمالي 88 گونه، در اروپا 230 گونه و در ژاپن 317 گونه گياهي ميزبان آفت محسوب مي شوند). پروانه سفيد درختان شايد داراي بيشترين دامنه ميزباني بين حشرات باشد. لارو اين آفت روي تقريبا 636 گونه گياهي در دنيا تغذيه مي كند
بعضي از آفات خانواده Arctiidae از گياهان سمي تغذيه مي كنند. پروانه سفيد درختان روي گياهان سمي تخصص پيدا نكرده است ولي نسبت به ساير آفات اين خانواده داراي مكانيسمي است كه مي تو.اند از گياهان سمي تغذيه كند.
ميزبان هاي اوليه آفت شامل:
Morus alba (توت)، Prunus cerasus (آلبالو) Juglans nigra , (گردو) ، Pyrus communis (گلابي) Malus pumila (سيب) ، Prunus domestica (آلو) ، Prunus avium (گيلاس وحشي)، Diospyros virginiana ، Carya illinoinensis (پيكان يا گردوي گرمسيري)، Carya ovata و Liquidambar styraciflua مي باشد.
ساير ميزبان هاي آفت شامل:
Carya (hickories), Ulmus americana (American elm), Hops, Juglans regia (English walnut), Pinus densiflora (Japanese umbrella pine), Vitis vinifera (grapevine), Ailanthus altissima (tree of heaven), Alnus (alders), Acer platanoides (Bosnian maple), Arbutus menziesii (Pacific madrone), Acer (maples), Acer negundo (Boxelder), Fraxinus (ashes), Fraxinus excelsior (ash), Platanus (planes), Platanus occidentalis (sycamore), Populus (poplars), Salix (willow), Taxodium distichum (bald cypress), Tilia cordata (small-leaf lime).
است.
مراحل مورد حمله آفت: اين آفت با تغذيه از برگ ها و كلا تمام گياه به مراحل رشد سبزينه اي گياه خسارت وارد مي نمايد.
مناطق انتشار آفت: H.cunea بومي آمريكاي شمالي است و در آن مناطق داراي پراكندگي وسيعي مي باشد. اين آفت بلافاصله بعد از جنگ جهاني دوم به اروپا (مجارستان، اتريش و يوگسلاوي) وارد گرديد و از آن تاريخ در تمام اروپا منتشر شده است.
اروپا: آلمان، اتريش،اسلواكي، اسلووني، اكراين، ايتاليا، بلغارستان، بوسني و هرزگوين، جمهوري چك، روماني، سوئيس، فدراسيون روسيه، فرانسه، كرواسي، لهستان، مجارستان، مولداوي و يوگسلاوي
آسيا: آذربايجان ، چين، ژاپن، كره شمالي و جنوبي، تركيه و ايران
آمريكا: ايلات متحده آمريكا، كانادا و مكزيك
زيست شناسي:
روسيه: در جنوب روسيه درست در شمال كوه هاي قفقاز ظهور حشرات بالغ از شفيره هاي زمستان گذران از اواخر آوريل يا اوايل مي شروع شده و در مدت 6-4 هفته پايان مي پذيرد. پرواز جمعي آفت در دماي 15 درجه سانتيگراد و كمتر از آن در مدت 10-7 روز انجام مي شود. مساعد ترين شرايط آب و هوايي براي آفت رطوبت نسبي 80-70 درصد و دمايي است كه از 25-22 درجه سانتيگراد بالاتر نرود. نسبت جنسي معمولا 1:1 بوده و حشرات ماده 8-4 روز و حشرات نر 2-1 روز كمتر زندگي مي كنند. ظهور حشرات بالغ در هنگام غروب صورت گرفته و استراحت حشرات بالغ روي شاخه ها، تنه ها و برگ ها قبل از پرواز جهت پيدا نمودن غذاي مناسب انجام مي گيرد. اين حشرات قادر به پرواز چندين كيلومتري هستند. حشرات ماده هر كدام 1892-293 عدد تخم مي گذارند و بيشتر تخمگذاري در مدت 2-1 روز انجام مي شود. محل تخمگذاري سطح زيرين برگ در سطوح بالايي و خارجي درخت است و حتي باران شديد نيز نمي تواند اين تخم ها را نابود سازد. آفت داراي دو نسل در سال بوده و گاهي بخشي از نسل سوم نيز مشاهده مي شود. در ختان توت مناسبترين ميزبان براي باروري حشرات ماده و همچنين رشد لاروها است ولي بيشتر لانه هاي لاروي اولين نسل آفت در اطراف درختان Acer negundo و لانه هاي لاروي نسل دوم روي درختان ميوه مشاهده مي شوند. خروج لاروها از تخم در صبح ها بين ساعات 11-7 و غروب ها بين ساعات 1-17 بعد از نيمه شب صورت مي گيرد. شفيره ها اگر به خوبي توسط پوست درخت محافظت شوند به سرما مقاوم مي باشند. زمستان گذراني شفيره در خاك تا عمق 10 سانتي متري است.
روماني: اين آفت بسيار پلي فاژ بوده و رشد معمول آن تنها روي گياهان ميزبان مناسب مانند توت، گيلاس و آلو (ترجيح بر انگور، توت فرنگي، رز و Tilia) صورت مي گيرد.
مجارستان: آفت داراي دو نسل در سال و هفت سن لاروي است. مناسبترين ساعات نوري سالانه 2050-1950 با دماي متوسط 17 درجه سانتيگراد در طي فصل رويشي گياه و رطوبت نسبي 70-65 درصد مي باشد. بارندگي 350-300 ميلي متر بسيار مناسب رشد آفت بوده و آستانه پايين حرارتي رشد آفت 9 درجه سانتيگراد است و وقتي مجموع دماهاي بالاي اين درجه حرارت از 280 درجه روز افزون گردد، لاروها از تخم خارج مي شوند و دقيقا مي توان حدس زد كه اين مدت 2-1 روز طول مي كشد.
فرانسه: اين آفت در فرانسه داراي 3-2 نسل در سال است
كره جنوبي: حشرات بالغ عموما بين ساعات 24-15 ظاهر شده و اوج ظهور آنها بين ساعات 20-19 شب است. جفتگيري يكبار در روز و براي چند دقيقه قبل از طلوع آفتاب صورت مي گيرد. تخم ها در گروه هاي حدودا 10 تايي پوشيده شده با مو گذاشته مي شود. لاروها تا 15 روز گرسنگي را تحمل مي كنند اگرچه اين امر در ميزان توليد مثل حشرات بالغ تاثير منفي دارد.
كانادا: حشرات ماده حدود 500 تخم مي گذارند كه همه در يك دسته روي برگ هاي درختان خزان دار و بوته ها گذاشته مي شوند. لاروها لانه توري ايجاد نموده و با همديگر در درون آن تغذيه مي كنند. دياپوز اختياري و به شرايط آب و هوايي بستگي دارد. به طور متوسط حشرات نر 8 روز عمر مي كنند.
آمريكا: اين آفت درآمريكا داراي 11 سن لاروي است. در جنوب پنسيلوانيا آفت داراي دو نسل در سال است كه يكي در بهار و ديگري در اواخر تابستان ظاهر مي شود.. نسل اول تابستان در تراكم بالا نيست و لذا مشخص نمي باشد. پروانه ها سفيد و در اندازه متوسط هستند. در اين ناحيه حشرات ماده نسل دوم تخمهاي خود را پشت برگها در آخر ژولاي مي گذارد. تخمها به زودي تفريخ شده و لاروهاي مودار در داخل لانه هاي توري در انتهاي شاخه هاي درختان واريته هاي مختلف خزان دار شروع به تغذيه مي نمايند. در بعضي سالها تراكم بالاي آفت درختان را كاملا بي برگ مي كند. خسارت آفت به علت زمان تغذيه آنها از اهميت كمي برخوردار است زيرا درختان قبلا انرژي لازم جهت بقا و رشد خود را توليد و ذخيره نموده اند
دو نژاد متفاوت از لارو آفت گزارش شده است كه علاوه بر رنگ سر از نظر ترجيح ميزباني، محيط فعاليت، فعاليت فصلي و انتشار جغرافيايي از هم قابل جدا شدن هستند. براي مثال در نواحي شمالي جمعيت آفت تقريبا كاملا سر سياه بوده و تنها داراي يك نسل در سال است. در نواحي جنوبي هر دو فرم معمول بوده و 4-3 نسل در سال وجود دارد. در سال هاي اوليه اين دو فرم لارو از هم جدا شناسايي شده بودند ولي امروزه تنها نژادهايي از يك گونه H.cunea محسوب مي شوند. حشرات بالغ نژاد نارنجي يا قرمز معمولا 5-4 هفته بعد از حشرات نژاد سياه ظاهر مي گردند. تخم ها معمولا 10-7 روز بعد از گذاشته شدن باز مي شوند و لاروهاي تازه تفريخ شده هر دو نژاد روي هر دو سطح برگ تغذيه مي كنند. لاروها به صورت كلني تغذيه كرده و لانه هاي لاروي محل تغذيه آنها است. در مراحل اوليه لاروي معمولا يك سطح از برگ خورده مي شود اما با رشد لارو هر دو سطح برگ مورد تغذيه قرار گرفته و برگ توري شكل مي شود و تنها رگبرگها باقي مي مانند. لانه هاي لاروي نژاد سياه معمولا نازك و بي دوام است ولي لانه هاي نژاد نارنجي فشرده و چند لايه مي باشد.
لاروهاي نژاد نارنجي در داخل لانه ها در طي روز تغذيه مي كنند تا آنكه به نصف دوره رشدي خود برسند و درآخرين مراحل لاروي به حالت استرا حت طي روز داخل لانه ها باقي مي مانند و در شب از لانه ها خارج شده و تغذيه مي كنند. لاروهاي اين نژاد تا رشد كامل همراه لانه ها مي مانند و سپس به زمين افتاده و شفيره مي شوند.
لاروهاي نژاد سياه به صورت كلني در لانه ها تغذيه مي كنند تا به حدود نصف رشد خود برسند و سپس از همديگر جدا شده و در گروه هاي كوچك در لانه هاي كوچك زندگي مي نمايند. در نتيجه مراحل آخر لاروي معمولا لانه ها را ترك گفته و در خارج از لانه ها تغذيه نموده و سپس شاخ و برگ را ترك كرده و شفيره مي شوند. مرحله لاروي معمولا 6-4 هفته طول مي كشد. طغيان آفت معمولا 2-1 سال طول كشيده و سپس به حالت عادي برمي گردد.
ايتاليا: : در اول پاييز لاروها به شفيره تبديل شده و در خاك وارد مرحله زمستانگذراني مي شوند. زمستان به صورت شفيره سپري شده و در تابستان در آخر ژوئن و اوايل ژولاي پروانه هايي به رنگ سفيد برفي ظاهر مي گردند. مدت كوتاهي بعد از ظهور حشرات بالغ پروانه ها پشت برگها تخمگذاري نموده و تفريخ اين تخمها دو هفته طول مي كشد. لاروهاي كامل زرد رنگ حدود يك اينچ طول دارند و داراي دستجات موهاي بلند و لكه هاي سياه و قهوه اي است.
چين: در بهار و اولين نسل آفت، فراخواني حشرات ماده در ابتداي شب(30/1-30/7) بوده و حشرات مسن تر زودتر شروع به فراخواني كرده و ديرتر نيز آن را پايان مي دهند. در تابستان و نسل دوم آفت، اين فراخواني در اول صبح (50/4-45/3) صورت مي گيرد و داراي يك پيك 20 دقيقه اي قبل از طلوع آفتاب است. دامنه مكش تخمريز 1-8/0 هرتز و 2/1-1/1 هرتز در نسلهاي بهاره و تابستانه است. طول دوره زندگي حشرات ماده 6/0+-7/4 روز در بهار و 6/0+-6/3 روز در تابستان است. حشرات ماده 3-2 روزه بيشترين حشرات نر را جلب مي كنند.
ژاپن: بالغين در ژوئن و ژولاي پديدار مي شوند. تخمها در دستجات 300 تايي در پشت برگ گذاشته شده و با موهاي سفيد شكم حشرات ماده پوشيده مي شوند. شفيره زير سنگها، در شكاف پوست درخت، داخل اشغالها و يا در خاك تشكيل مي شود و به همان حالت زمستانگذراني مي كند. آفت داراي يك نسل در سال است. جمعيت بالاي آفت براي بيش از 3-2 سال نمي تواند باقي بماند و درختان سالم در اثر خسارت اين آفت از بين نمي روند. آفت خسارت دائمي كمي وارد مي كند. اتمام دياپوز با توجه به ريت تنفس و زمان لازم براي ظهور بالغين در مارس شروع و در آوريل پايان مي پذيرد. Cold hardiness ( توانايي حشره براي بقا در دماي 15- درجه سانتيگراد) به صورت خطي با توسعه دياپوز از نوامبر تا آوريل همان سال در شرايط مزرعه كاهش مي يابد. Cold hardiness شفيره در حال دياپوز(DP) با كاهش دما از 15 درجه به 10- درجه سانتيگراد كاهش مي يابد درحالي كه Cold hardiness شفيره هاي بدون دياپوز (NDP)در حالتي كه دما از 5 به 5- كاهش پيدا مي كند بالا باقي مي ماند. با اين وجود اين آفت در ژاپن مي تواند در دماي 5- براي دو هفته زنده بماند چه در حال دياپوز باشد و چه نباشد. تره هالوز مهمترين قند بدن است اما سطح آن كمتر از 8/0 درصد است سطح تره هالوز در شفيره هاي جمع آوري شده از مزرعه از ژانويه تا مارس افزايش مي يابد. شفيره هاي در حال دياپوز هنگامي كه دما از 5 به 5- درجه سانتيگراد كاهش پيدا مي كند، داراي آستانه اي كمتر از شفيره هاي بدون دياپوز هستند. ميزان آلانين در شفيره هاي جمع آوري شده از مزارع از نوامبر تا فوريه افزايش مي يابد. هم دياپوز و هم دماي پايين باعث افزايش آلانين مي شود. طبق اين نتايج در شرايط مزرعه شفيره هاي زمستانگذران پروانه سفيد درختان در ژاپن نمي تواند سطح زيادي از قند و polyols را ذخيره نموده و در نتيجه داراي cold hardiness بالايي نيست. شفيره هاي در حال دياپوز نمي توانند سطح بالايي از قند و polyols ذخيره نمايد و توانايي آن براي بقا در معرض دماي 15- درجه از شفيره بدون دياپوز بالاتر نمي باشد. شفيره پروانه سفيد هم نسل دوم و هم نسل سوم در ژاپن به دياپوز مي روند. در نسل دوم وقوع دياپوز با تغيير زمان از اول تا آخر اگوست افزايش مي يابد در حالي كه تمام افراد نسل سوم در آخر پاييز به دياپوز مي روند. شفيره هاي دو نسل متفاوت كه به زمستانگذراني مي روند حشرات بالغ آنها با هم ديگر در بهار سال بعد ظاهر مي گردند. هنگامي كه شفيره هاي در حال دياپوز در فضاي خارج از گلخانه ايجاد مي شوند، كاهش وزن قبل از زمستانگذراني شفيره نسل دوم بيشتر از نسل سوم است. با اين وجود كاهش وزن در طي زمستان بين اين دو نسل تفاوت ندارد. دامنه زنده ماني زمستانه و توليد تخم در افراد نسل سوم نسبت به نسل دوم بيشتر است. كاهش وزن قبل از زمستانگذراني و توليد تخم رابطه معكوس در مورد ماده هاي نسل دوم دارد ولي در مورد نسل سوم اينطور نمي باشد. با اين نتايج فرض مي شود كه كاهش ذخيره انرژي براي زمستانگذراني و در نتيجه كاهش مدت زمان قبل از زمستانگذراني در افراد نسل دوم كه به دياپوز مي روند بيشتر از نسل سوم است
سيكل زندگي پروانه سفيد اشجار از اوايل دهه 1970در جنوب غربي ژاپن از دو نسلي به سه نسلي تغيير يافت. مطالعات قبلي نشان دهنده طول دوره توسعه كمتر جمعيت سه نسلي است. مكانيسم دقيق اين تغيير با مقايسه خصوصيات توسعه اي جمعيت هاي دو و سه نسلي مشخص گرديد. دماي آستانه تئوريكي پايين تر براي توسعه مرحله لاروي و شفيرگي بين اين دو جمعيت تفاوتي ندارد. ثابت دمايي (thermal constant) براي توسعه مرحله لاروي در جمعيت هاي سه نسلي نسبت به جمعيتهاي دو نسلي كمتر است اما براي مرحله شفيرگي براي دو جمعيت تقريبا برابر است. بيشتر افراد داراي شش و بعضي داراي هفت سن لاروي در هر دو جمعيت هستند. فراواني سن هفتم در جمعيتهاي دو نسلي بيشتر است. زمان طي دوره لاروي در نوع داراي هفت سن لاروي بيشتر از نوع شش سني است. لارو نوع شش سني داراي رشدي مشابه در هر دو جمعيت است. عرض سر آخرين سن لاروي در نوع هفت سني بيش از شش سني است اما وزن شفيره تفاوتي ندارد. فرض شده كه كاهش زمان توسعه در جمعيتهاي سه نسلي مي تواند به خاطر كاهش thermal constant به خصوص در مرحله لاروي باشد. فراواني لارو داراي هفت سن به خاطر مكانيسم اصلي كاهش thermal constant در جمعيتهاي سه نسلي است.
لاروها تا آخرين سن لاروي به صورت گروهي زندگي نموده و در آن هنگام تبديل به تغذيه كنندگان منفرد مي شوند. شفيره در داخل خاك يا زير باقيمانده گياهي ايجاد مي گردد.
روش هاي انتقال و انتشار آفت:
H.cunea مي تواند با پرواز طبيعي حشرات بالغ انتشار يابد كه اين روش مهمترين روش انتشار آفت در داخل كشورهاي آلوده است. تجارت بين المللي راه انتشار آفت به مناطق جديد مي باشد. H.cunea همراه بخش هاي سبزينه اي گياه و همچنين موادي كه در بسته بندي بكار مي روند، قادر به انتقال مي باشد. قدرت تحمل لاروها در مقابل گرسنگي تا بيش از دو هفته باعث مي شود كه آنها بتوانند توسط وسايل نقليه منتقل شده و آنقدر زنده بمانند تا آلودگي جديدي ايجاد كنند. مهاجرت دسته جمعي در صورت عدم وجود گياهان ميزبان و همچنين براي جستجوي محل هاي جديد صورت مي گيرد و اغلب تا محيط هاي شهري كه آفت روي نرده هاي چوبي، خانه ها، جاده ها و وسايل نقليه قابل مشاهده است نيز ادامه مي يابد. انتشار آفت با انتقال تنه هاي درخت كه داراي شيار و سوراخ هايي در پوستشان ديده مي شود نيز امكان پذير است همچنين احتمال ورود آفت به صورت تخم و لارو توسط حشره شناسان آماتور امكان پذير است.
دشمنان طبيعي :
H.cunea اولين بار از اروپا در سال 1940 گزارش شده و در اروپاي شرقي منتشر شده و اولين برنامه هاي كنترل بيولوژيك آفت در سال 1952 اجرا شده است. ورود تعدادي از مهمترين زنبوران پارازيتوئيد از آمريكاي شمالي صورت گرفته و تا دهه 1960 ادامه يافته است با اين وجود هيچ يك از اين پارازيتوئيدها نتوانسته كه در محيطهاي جديد استقرار يابد و در نتيجه تلاش ها براي كنترل بيولوژيك آفت روي استفاده از اسپري B.T.( Bacillus thuringiensis) متمركز شده است.
زنبوران پارازيتوئيد و سنها و عنكبوتها دشمن آفت هستند ولي به خاطر مودار بودن لارو آفت توسط پرندگان خورده نمي شود.
سن شكارچي Arilus cristatus(Hom: Reduviidae) به عنوان شكارچي پروانه سفيد درختان محسوب مي شود.
ليست دشمنان طبيعي:
پارازيتوئيدها:
- Campoplex validus در كانادا
- Compsilura concinnata, حمله به لاروها در اتريش، جمهوري چك، مجارستان، يوگسلاوي، اكراين، روسيه و كانادا
- Cotesia hyphantriae, حمله به لاروها در كانادا
- Dibrachys cavus
- Drino inconspicua, حمله به لاروها در مجارستان و يوگسلاوي
- Eurithia ampelus, حمله به لاروها در كانادا
- Eurytoma verticillata, Holarcticحمله به لاروها و شفيره ها در مناطق
- Exorista japonica, حمله به لاروها در ژاپن
- Exorista larvarum, , حمله به لاروها در اتريش، مجارستان، روماني، يوگسلاوي و روسيه - Exorista xanthaspis, حمله به لاروها در اتريش، روماني و يوگسلاوي
- Hyposoter fugitivus, در كانادا و آمريكا
- Meteorus bakeri, حمله به لاروها در كانادا
- Meteorus hyphantriae, حمله به لاروها در كانادا
- Pales pavida, حمله به لاروها در مجارستان يوگسلاوي و ژاپن
- Pimpla disparis, در ژاپن
- Pimpla luctuosus در ژاپن
- Psychophagus omnivorus, در اتريش، جمهوري چك، مجارستان، روماني، يوگسلاوي، اكراين و روسيه
- Trichogramma cacaeciae, حمله به تخم ها در اروپا
- Trichogramma dendrolimi, حمله به تخم ها در ژاپن
- Zenillia libatrix, حمله به لارو ها در ژاپن
عوامل بيماريزا:
- Bacillus thuringiensis, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis aizawai, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis alesti, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis anduze, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis caucasicus, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis dendrolimus, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis fukuokaensis, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis galleriae, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis kurstaki, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis morrisoni, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis sotto, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis sumiyoshiensis, حمله به لاروها
- Bacillus thuringiensis thuringiensis, حمله به لاروها
Parena cavipennis از سوسكهاي كارابيده شكارچي مهم لارو پروانه سفيد در چين است در آزمايشگاه هر حشره زمستانگذران اين شكارچي به طور متوسط 6/12 لارو پروانه سفيد را مي خورد و حشره بالغ همان سال 9/12 لارو را مورد تغذيه قرار مي دهد.
اهميت اقتصادي:
در اروپا و مناطقي كه H.cunea وارد شده است، لاروها به سرعت جنگل ها و درختان ميوه را بي برگ ساخته اند. در اروپاي شرقي توت و همچنين درختان Acer negundo به صورت مقطعي آلوده شده اند. آزمايش ها نشان داده است كه لارو سن ششم اين آفت قادر به تغذيه روزانه 435 ميلي متر مكعب از شاخ و برگ تازه Fraxinus است در حالي كه لارو سن هفتم تا 814 ميلي متر مكعب تغذيه مي كند. لانه هاي لاروي نيز مي تواند به درختان آسيب وارد كند. اين آفت در مبدا خود (آمريكاي شمالي) بندرت داراي خسارت اقتصادي است.
اهميت قرنطينه اي:
بيشتر توجهات به ورود اين آفت به اروپاي شرقي بعد از جنگ جهاني دوم معطوف شده است. اين آفت يكي از مشغله هاي EPPO در سال هاي اوليه تاسيس بوده است امروزه و بعد از چهل سال شايد آفت به محدوديت هايي در دامنه انتشار خود رسيده است تا ديگر نيازي به اقدامات قرنطينه اي نباشد. اين آفت در اروپا به عنوان آفت قرنطينه داخلي مورد توجه مي باشد. در بيشتر كشورهاي اروپاي شمالي دماي لازم زمستانگذراني آفت وجود نداشته و حشره نمي تواند به مرحله دياپوز برسد اگرچه طغيان هايي ممكن است در سال ورود آفت به اين مناطق مشاهده شود. براي ساير مناطق با آب و هواي گرمتر (آمريكاي جنوبي، استراليا و آسيا) اين آفت مي تواند يك آفت قرنطينه اي محسوب گردد.
اقدامات قرنطينه اي:
گياهان، محصولات گياهي، مواد بسته بندي و وسايل نقليه اي كه از كشورهاي آلوده به آفت وارد مي گردند بايستي مورد بازرسي قرار گرفته تا از عدم وجود لارو و ساير مراحل زندگي آفت اطمينان حاصل شود زيرا ممكن است آفت در هر زماني از سال در محموله ها مشاهده شوند.
گازدهي با HCN و يا متيل برومايد حشرات بالغ، لاروها و شفيره هاي آفت را حتي اگر در شكاف ها مخفي شده باشند را نابود مي سازد. وسايل نقليه نيز بايد ضدعفوني گردند.
علائم خسارت:
وجود لانه هاي لاروي كه برگ ها توسط رشته هاي تار به هم مي چسبند از علائم بارز خسارت آفت است. بي برگ شدن سريع درختان جنگلي و باغات ميوه نيز مشاهده مي شود. كلا لاروها تمام گياه را مورد تغذيه قرار داده و ايجاد تار مي نمايند. اولينعلائم ظهور آفت وجود لانه هاي توري و برگهاي بدون پهنك و تنها داراي رگبرگ است. لانه ها معمولا داراي تعداد زيادي لارو است.
لانه هاي توري آفت روي شاخه هاي درختان كنار خيابان و جنگلها و بوته ظاهر مي شود. تورها بسيار بزرگ شده و به هم متصل شده و از جذابيت درخت مي كاهد. خسارت آفت روي گياهان زينتي اطراف خيابانها مشهود است. آفت در آمريكا روي درختان چوبي جنگلي به سلامتي گياه آسيب جدي وارد نمي كند زيرا هنگام ظهور آفت درخت رشد خود را نموده است.
معمولا لانه هاي لاروي در سطح خارجي درخت مشاهده مي شود ولي در تراكم بالا ممكن است به درون سايبان درخت نيز نفوذ نمايد.
شكل شناسي:
تخم: كوچك، سبز رنگ و به صورت مجتمع گذاشته شده و روي آنها با مو هاي بدن حشره ماده پوشانده مي شود. توده تخم ها معمولا به صورت يك لايه و يا دولايه است و ممكن است بسته به نژاد در هر دو سطح برگ گذاشته شوند. ماده هاي نژاد سياه رنگ تخم هاي خود را در يك لايه در سطح زيرين برگ مي گذارند. ماده هاي نژاد قرمز يا نارنجي نيز در وهله اول تخم هاي خودرا در سطح زيرين برگ مي گذارند ولي ممكن است گاهي در سطح بالايي برگ نيز تخمگذاري كنند كه تخمگذاري هم به صورت يك لايه و هم دو لايه صورت مي گيرد.
لارو: به رنگ خاكستري مايل به قهوه اي، تا 40 ميلي متر طول، داراي يك نوار تيره در پشت و يك نوار زرد رنگ در هر طرف بدن است. در هنگام رشد كامل لارو داراي 12 زگيل كوچك است كه توسط دسته هاي موي ويژه در بر گرفته مي شوند. دو فرم از لارو آفت يكي با سر قرمز و برآمدگي هاي قرمز يا نارنجي رنگ در سطح بدن و ديگري با سر و برآمدگي هاي سياه رنگ قابل مشاهده است. بدن لارو در بيشتر مراحل رشدي قهوه اي رنگ بوده اما در اواخر سنين لاروي سياه مي شود. بدن لاروهاي هر دو نژاد بسيار مودار است.
شفيره: شفيره آفت به رنگ قهوه اي و داراي 12 زائده قلاب مانند در انتهاي بدن است. شفيره داخل محفظه(cocoon) خاكستري ايجاد شده از ابريشم، خرد وريز و مدفوع مي باشد.
حشرات بالغ: شب پره هايي با عرض بال 30-25 ميلي متر، بال هاي جلو سفيد يا داراي لكه هاي سياه رنگ است كه به صورت چند رديف ديده مي شوند. بال عقب سفيد رنگ با يك لكه سياه است. قاعده پاهاي جلو نارنجي يا زرد براق است. در قسمتهاي جنوبي منطقه انتشار آنها در امريكا، پروانه سفيد بوده و داراي نقاط سياه رنگ روي بالهاست ولي در مناطق شمالي، تقريبا آفت سفيد يكدست است كه در اول فكر مي كردند كه گونه اي ديگر باشد. خصوصيت نقطه دار بودن بال جلو در وهله اول بستگي به نژاد و جنس و شايد ناحيه پراكندگي آفت دارد. در نواحي شمالي كه نژاد سياه رنگ غالب است بال ها بدون لكه هستند. در آلاباما و نواحي جنوبي تر هر دو نژاد ديده مي شوند و در نتيجه هم حالت بال هاي نقطه دار و هم بدون نقطه مشاهده مي شود. عموما بال جلوي ماده هاي هر دو نژاد سفيد و بدون لكه هستند و شب پره هايي با بال جلو لكه دار نر مي باشند. حشرات بالغ با بال هاي لكه دار در نژاد سياه بيش از نژاد قرمز عموميت دارند.
شباهت با ساير گونه ها:
H.cunea تنها گونه اين جنس بوده و تشخيص آن در خانواده Arctiidae با مشخصات لانه سازي لاروها امكان پذير است. ممكن است اين آفت با پروانه ابريشم باف ناجور در مواردي اشتباه شود كه وجود زگيل هاي بزرگ روي سطح پشتي بند ششم و هفتم ابريشم باف ناجور مشخص كننده آن است و همچنين شفيره ابريشم باف ناجور داراي قلاب هاي انتهايي نيست.
روش هاي رديابي و بازرسي:
فرمون هاي جنسي حاصل از حشرات ماده آفت در تله ها براي رديابي آفت استفاده مي شوند همچنين تله هاي نوري نيز براي پرواز شبانه شب پره ها مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
مبارزه:
كنترل شيميايي و مكانيكي: هم كنترل مكانيكي (نابودي لانه هاي لاروي)و هم شيميايي براي كنترل آفت بكار مي روند. در روسيه سم diflubenzuron كنترل مناسبي از آفت را همانند استفاده از fenvalerate، cypermethrin و permethrin ارائه مي دهد كه حدود 100 درصد مرگ و مير لاروها در آزمايشگاه را بدنبال داشته است با اين وجود كنترل شيميايي آفت با استفاده از حشره كش ها بدون عوارض جانبي نمي باشد براي مثال بكار گيري اين سموم و همچنين B.T. روي درختان مي تواند باعث مرگ كرم هاي ابريشم نيز گردد كه از برگ درختان توت تغذيه مي نمايند.
طبق مشاهدات سالهاي 1995-1994 لارو پروانه سفيد جمع آوري شده از مزارعي كه triflumuron بكار رفته، نشان مي دهد كه اين حشره كش از رشد و توسعه لارو آفت جلوگيري نموده است و اين لاروها بتدريج كوچك و سياه مي شوند. لارو آفت در مرحله پوست اندازي و متامورفوز مي ميرد. بكار گيري اين سم باعث 74/21-71/17 درصد كاهش كيتين و افزايش محسوس چربي در بدن لارو مي شود.
در مولداوي مفيدترين روش سمپاشي توسط سوين ، كلروفوس ، متافوس(متيل پاراتيون) ، انتوباكترين(بر مبناي B.T.) مي باشد اين سموم به نسبت 500-300 ليتر در هكتار بكار رفته و كنترلي 100 درصد ايجاد مي نمايند. اگر انتوباكترين مصرف مي شود بايستي دماي هوا كمتر از 18 درجه سانتيگراد باشد. همچنين سوسپانسيوني از ويروس NPV عليه لارو سن سوم و چهارم به طور آزمايشي استفاده شده است و 92 درصد مرگ و مير لاروها را بدنبال داشته است.
در مجارستان سموم:
1. Dipel [Bacillus thuringiensis subsp. kurstaki],
2. Dimilin 25 WP (ODC-45) [diflubenzuron],
3. Nomolt 15 SC [teflubenzuron],
4. Foray 48 B [B. thuringiensis subsp. kurstaki],
5. Thuricide HP [B. thuringiensis subsp. kurstaki]
6. Trebon 10 F stb. [ethofenprox])
عليه اين آفت استفاده مي شود
هرس و نابودي بخش هاي آلوده شاخه ها از روش هاي معمول كنترل آفت است كه هنگامي كه لانه ها كوچك هستند بايد انجام شود. سوراخ كردن لانه ها توسط يك چوب ميخ دار مفيد خواهد بود.
فعاليت ضد تغذيه اي سه آلكالوئيد isoquinoline كه از ريشه Coptis japonica گرفته مي شود عليه سن چهارم لاروي و حشرات بالغ پروانه سفيد مورد آزمايش قرار گرفته است.
كنترل بيولوژيك: بيشتر بررسي هاي به عمل آمده روي كنترل بيولوژيك آفت بوده است. بيشترين استفاده و مطالعات روي B.T. صورت گرفته و پرپاراسيون هاي B. thuringiensis kurstaki داراي بيشترين تاثير در مجارستان و كره بوده است. ساير عوامل بيماريزا شامل قارچ Beauveria bassiana و B. globulifera و همچنين پارازيت تخم T. dendrolimi داراي اهميت مي باشند.
يك گونه زنبورجديد Tetrastichus septentrionalis از خانواده Eulophidae از شفيره هاي پروانه سفيد درختان در چين گزارش شده است. اين گونه در تمام مناطق انتشار آفت در چين و سئول كره وجود دارد. عموما دامنه پارازيتوئيدي اين زنبور در شفيره پروانه مذكور 24-12 درصد بوده است و 182-78 زنبور از هر شفيره خارج شده است. كه نسبت ماده ها به نرها 10:1 است. اين گونه سيمايي روشن از كنترل طبيعي است.
در آذربايجان Psychophagus omnivorus و Pimpla furionella [P. turionellae?] پارازيتوئيد آفت مي باشند.
نماتدهاي پارازيت حشرات Steinernema feltiae و Heterorhabditis bacteriophora نيز مي توانند در كاهش جمعيت آفت نقش داشته باشند.
از گروه microsporidia نيز پاتوژن هايي روي پروانه سفيد فعال هستند.
فرمون: فرمون استفاده شده داراي خاصيت سمي نمي باشد و خطر كمي براي محيط زيست دارد. آزمايش هايي در بين سالهاي 1996-1994 صورت گرفته ولي نتوانسته است با بدام اندازي انبوه از خسارت آفت به درختان حاشيه خيابان بكاهد نتايج حاصل از اين ازمايشها شامل:
- فرمون نمي تواند هميشه روي جفتگيري موفق آفت تاثير گذارد در حالي كه تله ها در مقادير زياد حشرات نر را بدام مي اندازند
- دستجات حشرات نر در اطراف تله ها وجود دارند و فرمون خاصيت جلب حشرات نر را داراست.
- محل قرار دادن تله ها روي جفتگيري موفق آفت تاثير گذار است
فرمون مصنوعي اين آفت تحت سه فرمول:
- Z,3Z,6Z-9,10-epoxyheneicosatriene
-3Z,6Z-9,10-epoxyheneicosadiene و
- 9Z,12Z,15Z-octadecatrienal
ساخته شده است ولي به صورت تجارتي درنيامده است.
كنترل آفت در فرانسه با استفاده از حشره كشهايي كه بر اساس B.T. توليد مي شوند و همچنين diflubenzuron صورت مي گيرد
سوزاندن لانه ها به خاطر ايجاد خطر براي درخت توصيه نمي شود.
دشمنان طبيعي آفت در ايران:
از شفيره هاي آفت در منطقه رضوانشهر گيلان تاكنون چهار گونه زنبور جداسازي شده اند كه دو گونه از آنها كه داراي اهميت و پراكندگي زيادي مي باشند توسط نگارنده جداسازي و توسط متخصصين اكرايني(Alex Gomovsky) شناسايي شده است. دو گونه ديگر زنبور به خاطر تعداد كم نمونه قابل شناسايي نبوده است. به علاوه دو گونه مگس پارازيتوئيد نيز از شفيره ها جداسازي گرديده كه يكي از آنها از خانواده Phoridae مي باشد گونه ديگر تنها به صورت لارو و شفيره جدا سازي شده لذا شناسايي آن امكان پذير نمي باشد. احتمالا نوعي عامل پاتوژن نيز باعث مي شود كه لارو سن آخر پس از تنيدن حجره توري نتواند به شفيره تبديل شده و لذا به صورت لارو به رنگ سبز مايل به آبي درون حجره توري ايجادي از بين مي رود.
خصوصيات دو زنبور پارازيتوئيد مهم جداسازي شده به شرح زير است.
1. Chouioia cunea Yang (Hymenoptera: Eulophidae)
اين زنبور يك پارازيت داخلي پروانه سفيد درختان است و دماي موثر تجمع و آستانه حرارتي رشد آن 12/365 درجه روز و 14/6 درجه سانتيگراد است. اين پارازيتوئيد مراحل تخم، لارو، شفيره و قبل از تخمگذاري خود را در شفيره آفت مي گذراند. حشرات بالغ ظاهر شده پارازيتوئيد در خارج بدن شفيره آفت كامل مي گردند كه پوسته اي خالي از شفيره باقي مي ماند. سپس حشره ماده دشمن طبيعي سوراخي در پوسته شفيرگي ايجاد نموده و تمام افراد از همين سوراخ خارج مي گردند. حشرات ماده بعد از ظهور به زودي با سوراخ نمودن شفيره ميزبان توسط تخمريز خود تخمگذاري مي كند. لارو پارازيتوئيد از همولنف آفت و ارگانهاي داخلي شفيره تغذيه مي كند. به طور متوسط 5/244 زنبور از يك شفيره با نسبت بالاي ماده ها توليد مي گردد. طول عمر حشرات ماده در دماي21 درجه 15 روز است. در طبيعت زمستانگذراني پارازيتوئيد به صورت لارو كامل داخل شفيره آفت است. اين پارازيتوئيد در چين همجنين از ساير ميزبانها شامل: Clostera anachoreta، Cerura menciana، Harpyia lanigera، Clania variegata و Ivela ochropoda گزارش شده است. اين پارازيتوئيد قبلا تنها از چين، ژاپن و ايتاليا جمع آوري شده است. درصد پارازيتيسم زنبور فوق در چين تا 2/83 درصد و در ايتاليا تا 23 درصد مي رسد. هر تخمدان داراي 8-6 ovariol مي باشد. در چين تعداد متوسط تخم در هر حشره ماده 5/270 و ماكزيمم 680 عدد است.
2. Psychophagus omnivorus (Walker)(Hymenoptera:Pteromalidae)
اين گونه در شوروي سابق مهمترين گونه كنترل بيولوژيك پروانه سفيد محسوب مي گرديد كه شفيره هاي آفت را مورد حمله قرار مي دهد. ميزان پارازيتيسم اين زنبور در شوروي سابق بين 80-1 درصد گزارش شده است. طبق يررسي هاي انجام شده فعاليت پارازيتوئيد روي نسل اول آفت بيشتر از نسل دوم آن است و تعداد زنبوران وابستگي به تعداد شفيره ها نشان نداده است. متوسط توان بالقوه حشره ماده (تعداد تخم در تخمدان حشره ماده)287 عدد است و تعداد واقعي تخم هاي گذاشته شده در شرايط آزمايشگاهي 102 عدد مي باشد. هر نسل پارازيتوئيد در مدت 5/31 روز پايان كامل مي شود.
طبق بررسي هاي به عمل آمده در روسيه فعاليت پارازيتي زنبوران پارازيتوئيد پروانه سفيد با استفاده از نوارهاي چسبناك روي درخت افزايش داشته است زيرا باعث تجمع لاروها و تبديل آنها به شفيره مي شود. دولايه از كاغذ چين دار براي اين منظور مفيد خواهد بود و احتياجي به نزديك بودن اين كاغذ به تنه درخت مشاهده نشده است. لاروهايي كه زير اين باندها تجمع مي كنند باعث افزايش تعداد پارازيتوئيد ها شدهاند.
ولی الله رضایی
سازمان حفظ نباتات
این تارنما، سخنگاه رسمي يك تشكل علمي پژوهشي است كه وارد سیزدهمين سال حيات خود شده و میکوشد تا هم دیدگاههای اعضای هیأت علمي شاغل در بخش تحقيقات منابع طبيعي را بازگو كند و هم تعاملي سازنده و افزاينده با ديگر دلسوزان و صاحبنظران اين حوزه برقرار سازد. چنين است كه پيشاپيش دست همهي عزيزاني كه در اين مهم به ياري طبيعت ناب سرزمين مادري بشتابند، ميفشاريم و از ديدگاهها و مقالات ارساليشان استفاده كرده، در صورت تمايل به نام خودشان منتشر خواهيم كرد.