يك قرباني زيستمحيطي ديگر
اين بار به بهانهي احداث كارخانه سيمان مارگون!
مارگون، نام آبادبومي است در استان کهگیلویه و بویراحمد و در فاصله 70 كيلومتري از مركز استان (ياسوج). این آبادي در بخش مارگون از توابع بویراحمد سفلي قرار گرفته و جمعیت آن بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵، ۲۷۳۵ نفر بوده است.
در اين منطقه، يك ايستگاه تحقيقات منابع طبيعي وجود دارد كه از منظر برخي ويژگيهاي محيطي، نظير توپوگرافي، جنس خاك و ميزان بارندگي يكي از بهترين و شاخصترين ايستگاههاي مديريت مرتع و دام در كشور به شمار ميآيد. وسعت اين ايستگاه 1250 هكتار بوده و دقيقاً در 56 كيلومتري شمال غرب شهرستان ياسوج قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دريا از 2250 الي 2700 متر بوده و متوسط بارندگي سالانهي آن بيش از 800 ميليمتر بوده كه قسمتي از آن به صورت برف است.
همان طور كه ملاحظه ميشود، جانمايي و انتخاب اين ايستگاه كاملاً منطقي و قابل دفاع بوده و از همين رو، تاكنون يكي از عرصههاي فعال پژوهشي كشور در حوزهي منابع طبيعي محسوب ميشده است، آن هم در استاني كه يكي از مناطق شاخص كشور در اين حوزه به شمار ميآيد؛ استاني كه حدود دو سوّم از مساحت يك ميليون و هفتصدهزارهكتارياش را عرصههاي منابع طبيعي، اعم از مرتع و جنگل دربرگرفته و ميتواند قطب منابع طبيعي كشور (با تأكيد بر جاذبههاي بومگردي)، به ويژه در منطقهي رويشي و اكولوژيك زاگرس به شمار آيد. با اين وجود، اينك قرار است در اين ايستگاه با مشاركت سرمايهگذار خارجي كارخانه توليد سيمان مارگون احداث شود!
شايان توجه آنكه ايستگاه ياد شده و بومسازگانهاي مرتعي و جنگلي پيرامون آن دربرگيرندهي مرغوبترين پوشش گياهي طبيعي كشور بوده و در شمار عاليترين اندوختههاي ژنتيكي فلات ايران محسوب ميشود، كه بيشك در صورت احداث كارخانه مزبور به شدت آسيب خواهند ديد،
بار ديگر، تأكيد ميشود: كسي مخالف توسعه، اشتغالزايي و جذب سرمايهگذاري خارجي نيست، بلكه پرسش اصلي اين است كه آيا اين مهم بايد به بهاي مرگ منابع طبيعي و محيط زيست كشور تحقق يابد؟ و آيا نميتوانستيم با جانمايي بهتر و منطقيتري، اين عرصه پژوهشي را نيز حفظ نماييم؟! به عنوان مثال، حتي اگر اصرار بر اين است كه بحث اشتغالزايي صنعتي در همين استان پابگيرد، چرا انتخاب محل احداث كارخانه را در آن بخش از اراضي استان كه واجد ارزشهاي بومشناختي و تنوع زيستي نيست، مانند نواحي گچساران و دهدشت متمركز نسازيم؟! روي سخنم بهويژه با مسئولين سازمان حفاظت محيط زيست كشور و وزارت جهاد كشاورزي است كه چگونه و چرا مجوز ساخت اين كارخانه را در يكي از نابترين عرصههاي اكولوژيكي كشور صادر كردهاند؟ از اين گذشته، آيا به اين پرسش انديشيدهايم كه چرا خارجيها اغلب تمايل به سرمايهگذاري در آن بخش از فعاليتهاي صنعتي (مانند پتروشيمي، ذوبآهن، فولاد، سيمان و ...) در كشورهاي جنوب دارند كه به شدت آلودهكننده بوده و پايداري زيست را به چالش ميكشد؟!



