عطش گيرش اطلاعات در جهان امروز!
حجم اطلاعات دريافتي هر روز و با شتابي بيمانند در حال افزايش است؛ به نحوي كه ديگر نميتوان از گيرش اطلاعات در همه جا و هر موقعيتي به عنوان يك موهبت و امتياز ياد كرد! معضلي كه بسياري از پژوهشگران در مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور نيز با آن دست به گريبان هستند؛ اما چرا؟!

حقيقتي كه آشكار مينمايد و همواره از آن به عنوان يكي از عوامل كاهندهي درجهي موفقيت سياستها و برنامههاي اتخاذ شده در مسير دستيابي به توسعهي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي پايدار ياد شده است، نبودن نظامي منسجم براي دست يافتن به آخرين اطلاعات فني و علمي در مقياس ملّی است؛ نقصاني كه نه تنها از كارايي پژوهشها ميكاهد كه هدررفت سرمايه و کارِ نيروي انساني را نيز در پي خواهد داشت. امّا نكتهي مهمتری كه اغلب مورد غفلت قرار میگيرد، تأكيد بر اين حقيقت است كه بهرهگيري از نوينترين و كاراترين سامانههاي پخش اطلاعات زماني كارساز و مؤثر خواهد بود كه اولاً بين کاردانی واقعی و عرضهي سيلآسای اطلاعات علمی و فنی پراکنده، تفاوت قايل شده باشيم و ثانياً اين سامانه از تغذيهي مطلوبي نيز برخوردار باشد؛ به سخني ديگر، به موازات آنكه با بهبود نظام اطلاعرساني و بهرهگيری از جديدترين نرمافزارها و فناوريهای روز، امکان دستيابی ساده، ارزان و سريع به اطلاعات را فراهم میسازيم، ميبايست در انديشهي ارزيابي، پايش و بهبود نظام پژوهشي و توليد اطلاعات هم باشيم، چرا که بهبود کيفيت در فرايند انتقال اطلاعات زمانی کارساز و ثمربخش خواهد بود که ابتدا ديگر بسترهای لازم برای توليد اطلاعات را تدارک ديده باشيم.

بنابراين به نظر ميرسد جهان كنوني بيشتر از آنکه هنوز در عطشِ گيرش اطلاعات باشد، در پي انديشيدن به تمهيدات و سازوكارهايي است كه به يكباره در برابر هجوم اطلاعات رنگارنگ و حجيم غرق نشود. مطابق برآورد شركت آي بي ام، درست است كه حجم دادههاي جهان در كمتر از 18 ماه دو برابر ميشود، ولي از اين حجم عظيم، تنها 15 درصد سازمانيافته بوده و ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. در همين راستا، سازمان همكاري و توسعهي اقتصادي - OECD - هم معتقد است: اطلاعات و دانايي بسيار فراوان شده، امّا آنچه كمياب مينمايد، ظرفيت استفاده از آنها به صورتي معنيدار است. درعصري كه معروف به عصر انفجار اطلاعات و جهان شبكهاي است، تنها كشورهايي ميتوانند از اين اطلاعات بهره برداري كنند كه پيشتر از توان علمي و اقتصادي بالايي برخوردار شدهاند. به عنوان مثال در مورد استفاده از خدمات اينترنتي، آمريكا با 5/51 درصد بهرهگيري در صدر قرار دارد، اتحاديهي اروپا با 23 درصد، كانادا 1/6 درصد و ژاپن 2/5 درصد، پس از آن قرار دارند و ميزان بهره گيری بقيهي کشورهای جهان با نزديک به 80 درصدِ نفوس انسانی، تنها 2/14درصد است. بر پايهي چنين دريافتي است كه جايگاه و ارزش واقعي فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشورهاي مختلف، متفاوت شده است. درواقع، اين تسهيلات هنگامي به كاهش محدوديتهاي فيزيكي و هزينههاي گردآوري و انتشار دانايي كمك ميكند كه ابتدا ظرفيت استفاده از اطلاعات به صورتي سازمانيافته در جامعه يا سازمان مورد نظر تعريف شده باشد. در همین ارتباط، اخيراً پارهای از فرهيختگانِ حوزهي ارتباطات و اطلاعرسانی کشور در نشستی موسوم به «فرهنگ و فناوری اطلاعات» گرد هم جمع شده و به تبادل نظر و همانديشی پيرامون وضعيت توليد و انتشار اطلاعات در ايران پرداختند. دکتر فرشاد مؤمنی يکی از آن صاحبنظران بود که در فرازی از سخنان خويش چنين گفت: «ما در مديريت اطلاعات و توليد اطلاعات بسيار ضعيف هستيم و در مبادله اين اطلاعات نيز مشکل داريم، اصلاً نمي دانيم چه اطلاعاتي براي چه سازماني مفيد است، در واقع ما با انبوه اطلاعات بيهوده مواجه هستيم که ابداً به کار نميآيند و فقط فضاي اطلاعاتي را پر مي کنند.»



