مطالبات بخش منابع طبیعی از ریيس جمهور آینده
سرمقاله - خبرنامه ۳۲:
در بسیاری از کشورها محیط زیست و برنامههایی منطبق بر محیط زیست در انتخابات نقش مهم و تعیین کنندهای داشته و بالطبع نامزدهای انتخاباتی باید برای موفقیت خود برنامههای زیست محیطی خود را نیز همراه سایر برنامه ها ارايه دهند و در معرض قضاوت مردم قرار دهند. متأسفانه در کشور ما اینگونه نبوده و منابع طبیعی و محیط زیست نقش تعیینکنندهای در انتخابات گذشته نداشتهاند. اگر چه خوشبختانه در این دوره از انتخابات برخی از نامزدهای محترم کمیته برنامهریزی محیط زیست را نیز تشکیل داده و به دنبال تبیین برنامههای زیست محیطی هستند که انجمن این حركت را به فال نیک گرفته و این اقدام را به دوستداران محیط زیست تبریک میگوید.
از طرف دیگر همانطور که نامزدهای ریاست جمهوری به شکلهای مختلف به بیان نقطه نظرات خود میپردازند، مردم و بهویژه کارشناسان هم این حق را دارند که در حیطه مسئولیت و تخصص خود درخواستهایی را از نامزدهای این پست مهم مطرح كرده و انتظارات خود را بیان كنند. بر همین اساس انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع به عنوان یک تشکل مردمنهاد انتظارات تعدادی از پژوهشگران این بخش را مطرح كرده و امیدوار است که ریيس جمهور آینده کشور عزیزمان ایران در برنامههای خود این انتظارات را مورد توجه قرار داده و پاسخگوی خیل عظیم دوستداران منابع طبیعی و محیط زیست کشور باشد.
کیفیت و کمیت منابع طبیعی و میزان پایداری محیط زیست در هر سرزمینی، یکی از مؤلفههای گویایی است که به مدد آن میتوان پیشرفت، شادابی و نشاط ساکنان هر کشوری را سنجید و به ارزیابی توانمندیها و مدیریت حاکم بر آن پرداخت. از این روست که به درستی این مهم در اصل 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد تأکید قرار گرفته و نهتنها ضرورت حفظ محیط زیست با حیات اجتماعی رو به رشد جامعهی ایرانی پیوند خورده، بلکه وظیفهی حراست از این میراث ملّی یگانه و ارزشمند نیز بر دوش یکایک ایرانیان حقیقی و حقوقی قرار داده شده است. افزون بر آن، در سند چشمانداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران نیز، به صراحت یکی از شروط تحقق رفاه ملّی در ایران 1404، برخورداری از یک محیط زیست مطلوب ذکر شده است.
بسیاری از شاخصهای معرف پایداری محیط زیست طبیعی در ایران متأثر از شیبی منفی بوده و نشاندهندهی وضعیتی نگرانکننده برای آیندهی منابع طبیعی کشور هستند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- سهم سرانهي هر ايراني از جنگل به 2/0 هكتار هم نميرسد كه اين رقم كمتر از يک چهارمِ سرانهي جهاني آن است. همچنین ميزان برداشت چوب توسط جنگلنشينان و روستاييان و بهرهبرداري رسمي نزديک دو برابر ظرفيت رويش و توليد طبيعي جنگلهاست.
- چالشهای مربوط به حفاظت از منابع طبیعی و مشکلات قانونی در این ارتباط
- کمبود نیروی متخصص در تشکیلات منابع طبیعی در بخشهای اجرایی و تحقیقاتی
- کمبود منابع مالی در بخشهای تحقیقاتی و اجرایی
- از 90 میلیون هکتار وسعت مراتع تنها 14 میلیون هکتار آن مراتع خوب بوده (با متوسط 290 كيلو¬گرم علوفه قابــــــل برداشت در هكتار) و بقیه آن ضعیف یا خیلی ضعيف است.
- تعداد دام موجود در مراتع کشور بسیار بیشتر از ظرفیت مراتع بوده و روند تخریب مراتع بسیار نگران کننده است.
- حدود هزار گونه از مجموع 1728 گونهي بومی گياهی کشور، در معرض انقراض و نابودی اعلام شدهاند.
- حدود يكصد ميليون هكتار از اراضي كشور (بيش از 60 درصد) در شرايط ناپايدار (در حال كاهش توان توليد) به سر برده، كه 95 ميليون هكتار آن در معرض انواع فرسايشهاي آبي و بادي قرار دارد.
- رقم سالانهي تلفات خاك كشور (2 ميليارد تن)، معادل 7/7 درصد مقدار شستشوي خاك در مقياس جهاني است (درحالي كه مساحت ايران فقط 2/1 درصد از خشكيهاي زمين است). همچنين نسبت سطوح مناطق تحت تأثير فرسايش بادي ايران بيش از 6 برابر متوسط جهاني است.
- 15 درصد اراضي زراعي كشور بر اثر آبياري مفرط، دچار تركيبي از فرآيندهاي شوري، سديمي و ماندابيشدن گرديدهاند.
- منفي بودن تراز 80 درصد آبخوانهاي كشور و عملكرد رو به نقصان ميزان تخليه از واحد چاه كه در فاصلهي دو دههی اخیر حدود 44 درصد كاهش را نشان ميدهد.
- در مناطق كرمان، رفسنجان، سيرجان و زرند، در اثر برداشت بيرويه از سفرههاي آب زيرزميني، به طور متوسط سالي 10 سانتيمتر زمين نشست كرد؛ در دشت مشهد اين رقم 20 سانتيمتر گزارش شد. اُفت سالانهي سطح آب نيز در اين دشت، 8/1 متر، در دشت يزد يك متر، در دشت ورامين 2 متر و در دشت قهاوند همدان 4 متر گزارش شده است. اما اينك رقم متوسط افت سطح آبخوانهاي كشور به 50 سانتيمتر در سال ميرسد و تعداد زیادی از دشتهای كشور با نشانههاي فرونشست زمين مواجه شدهاند.
- تواتر و توالي خشكسالي با شدتهاي متغير و دورههاي زماني نامشخص
- نيمي از 15 هزار نقطهي زيستجمعيتي كشور در طول 20 سال گذشته از سكنه خالي شده است.
- به طور کلی دو مقولهی سیل و خشکسالی همواره به عنوان دو واقعیت ناخوشایند سرزمین ایران در طول تاریخ به شمار میآمده است. بر اساس بررسيهاي انجامشده توسط سازمان ملل متحد، بيش از 41 نوع بلا در دنيا وجود دارد كه بيش از 32 نوع از آنها در ايران مشاهده ميشود. در اين ميان، سيل، زلزله، خشكسالي، توفان و فرسايش خاك، جايگاه اول را در تلفات و خسارات دارد. رخداد سيل روزانه خساراتي حدود 400 ميليون تومان به كشور وارد ميسازد. اگر خسارت ناشي از خشكسالي و ساير موارد مربوط به تخريب منابع طبيعي و محيط زيست را نيز در نظر بگيريم، خسارت وارده در هر روز بيش از يك ميليارد تومان خواهد بود (سالانه 365 ميليارد تومان). اين رقم فشار زيادي به بودجه دولت و اقتصاد ملي وارد ميکند و تلفات انساني زيادي را نيز به همراه دارد و مهاجرتهاي اجباري به حاشيه شهرهاي بزرگ را دامن ميزند و روز به روز بر شدت بیابانزایی ميافزايد.
افزون بر شناسههای طبیعی ذکر شده، پارهای مشکلات مدیریتی از جمله سیاستهای غلط اتخاذ شده در زمینه کشاورزی و منابع طبیعی و تغییر کاربری اراضی، عدم باور مزيتهاي غير رويشي منابع طبیعی كشور، عدم اعمال مباني حسابداري سبز در نظام ارزشگزاري و غلبهي تفكر سنتي رويكرد معيشتي به سرزمين به جای رویکرد آمایشی مشکلات این بخش را دو چندان نموده است. شايان ذکر است که آثار مخرب تخریب محیط زیست طبیعی بر محیط انسانی و شهرها چالشهایی را در این بخشها ایجاد كرده که از ورود به این بخش خودداری شده است.
برای مقابله با چالشهاي مورد اشاره، سیاستها و راهبردهای زیر پیشنهاد میشود:
- بکارگیری برنامههای راهبردی تهیه شده توسط مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور.
- تغذيه مصنوعي سفرههاي آب زيرزميني و آبخوانداری بهمنظور جبران كمبودها و تغيير كيفيت آب و جلوگيري از فرونشست زمين با استفاده از سيلابها.
- توجه هر چه بيشتر به آبهاي زيرزميني كشور كه دور از دسترس تبخير بوده و ميتوانند پشتوانه خوبي براي خشكساليهاي كشور باشند.
- اعمال مديريت جامع آب در حوضههاي آبخيز و با مشارکت کامل مردم، زیرا كه آب يك كالاي چند منظوره بوده و مصارف گوناگون دارد.
- توسعه عمليات آبخيزداري بهمنظور مديريت آب در حوضهها پيش از رسيدن آبهاي جاري به سدها بهمنظور كنترل و تنظيم جريان آب و كاهش رسوبگذاري در مخازن.
- اصلاح روشهاي آبياري در كشاورزي به ويژه با توجه به آنكه 90 درصد آب در اين بخش استفاده ميشود.
- شایسته است تا برای اعمال مدیریت بهتر منابع طبیعی تمامی اجزای آن با هم و در یک دستگاه اداری مدیریت شوند.
- با توجه به اهمیت این منابع که ضامن امنیت حیاتی این نسل و نسلهای آینده به شمار میروند، مدیریت آنها در سطح وزارتخانه باشد. چنانچه این امور در سطح وزارتخانه اداره شود، با تقویت جایگاه مدیریت، امکان توجه بیشتر در حفاظت، احیاء و توسعه این منابع و نیز پاسخگویی به نمایندگان ملت در صحن بهارستان بوجود میآید.
- ضرورت احیای دوباره شورای عالی محیط زیست و اصلاح و تکمیل ساختار آن با افزودن نمایندگانی از تشکلهای مردمنهاد کاملاً محسوس است.
- حفظ محیط زیست و منابع طبیعی در شمار وظایف حاکمیتی دولتها قرار دارد و بنابراین حکومت مؤظف است تا از پژوهشهای این حوزه حمایت کرده و نیازهای مربوطه را تأمین سازد. به دیگر سخن، نباید به یافتههای تحقیقاتی در این عرصهها با رویکرد تجاریسازی مانند بخش صنعت و خدمات نگریسته و پیگیری شود.
- بسیج امکانات دولت و سازمانهای مردمنهاد جهت فرهنگسازی عمومی و تبدیل فرهنگ حفاظت از محیط زیست به معارف عمومی بهخصوص ایفای نقش توسط صدا و سیما و مطبوعات.
- تقویت سازمانهای مردمنهاد و حضور آنان در عرصههای تصمیمگیری، مدیریت، حفاظت و احیای منابع طبیعی کشور.
- در اولویت قرار دادن، به روز کردن و فراهم کردن زمینه اجرای کامل و مؤثر طرح آمایش سرزمین.
کلام آخر آن که بار دیگر تأکید میکنیم:
• منابع طبیعی و محیط زیست بستر حیات جامعه بوده و امروز امنیت حیاتی این بستر به صورتی کاملاً جدی در خطر قرار گرفته است.
• با تخریب آب و خاک و منابع طبیعی نهتنها میراث طبیعی که میراث فرهنگی و تاریخی ما دچار ناپایداری و نابودی میشود.
انتظار ما این است که نامزدهای محترم ریاست جمهوری نظرات و دیدگاههای خود را در مورد چالشها، سیاستها و راهبردهای ذکر شده به طور شفاف بیان كرده و پاسخگوی پرسشهاي خیل عظیم دوستداران منابع طبیعی و محیط زیست کشور باشند.



