تبليغاتX
تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي - گزارشی تصویری از نشست"صنعت سدسازی با همه مزیت‌ها و معایبش"

تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي

مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع

گزارشی تصویری از نشست"صنعت سدسازی با همه مزیت‌ها و معایبش"

    ساعت 10 صبح دیروز، تالار اجتماعات پژوهشکده سازمان جنگلها و مراتع میزبان نشستی گرم و صمیمی حول یکی از داغترین مباحث مطروحه در حوزه مدیریت آب و منابع طبیعی بود.اتفاقی که دیروز افتاد و به وجه تمایز آن از نشستهای پیشین بدل شد، حضور مدیران و تصمیم سازان حوزه آب برای اولین بار در چنین جلسه ای بود.مدیران و کارشناسانی از وزارت نیرو گرفته تا سازمان محیط زیست، سازمان آب منطقه ای، سازمان جنگلها و حتی کمیته ملی سدها بخشی از حاضران جلسه را تشکیل می دادند. اتفاقی که می تواند نوید بخش وقوع اتفاقات مبارک دیگر در این عرصه باشد.

محمد درویش

در حالی که بیش از 100 نفر اعم از دانشجویان، علاقمندان، اعضای NGOها، مدیران، خبرنگاران واهالی پژوهشکده منتظر شروع مراسم بودند، مهندس درویش، با خیرمقدم و ادای مقدمه ای موجز و گیرا آغازگر جلسه بود. وی اینگونه آغاز کرد: دولتمردان دنیا فکر می‌کنند که با ساختن سدها می‌توانند مدیریت‌ و تکنولوژی سازه‌ای خودشان را به‌رخ مردم خودشان و دیگر کشورها بکشانند. ولی عملا از سال 1985 به این طرف که نخستین مخالفت‌های جدی با این رویه سدسازی در دنیا آغاز شد این مساله و رویکرد به‌صورت جدی مورد سوال قرار گرفت و دیگر از سدسازی به‌عنوان یک ارزش کامل و مطلق یاد نمی‌شود؛ هرچند که نمی‌شود سدسازی را به‌طور کامل رد کرد. با ساخت سدهای البرز 56 هزار درخت، سیوند 8 هزار درخت پانصد ساله و کارون3 ، پنج هزار هکتار از جنگل‌های بلوط را از دست دادیم و چون این هزینه ها در ماتریس‌های ارزیابی سدها لحاظ نمی شود، به سادگی مجوز قطع و از بین رفتن این زیستگاه‌های منحصر به‌فرد را صادر می کنیم. اگر ما ببینیم که فقط مشکلات آب کشورمان را با سدسازی می‌توانیم حل کنیم این تنها نمایش دهنده‌ی یک نگرش یک‌سویه به مساله است و خلاف آموزه‌های توسعه‌ی پایدار و عملا نشان داده شده است که به افزایش ناپایداری در سرزمین کمک می‌کند.

سخنران نخست، آقای مهندس آل‌یاسین که از کیلومترها آنطرف تر از فلوریدای امریکا خود را به این همایش رسانده بود، سدسازی باستانی ایرانیان را طبق کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه شوش، دو هزار سال پیش از میلاد مسیح و در دوره‌ی معاصر، در زمان رضاشاه پهلوی با سدسازی در خوزستان برشمرد که با یک وقفه‌ در (دهه 1930) دوباره با ساختن سدهایی چون کرج، سفیدرود و بعدها دز آغاز شد و تا جایی پیش رفت که بیش از 300 سد کوچک و بزرگ در ایران ساخته و یا در دست بهره‌برداری قرار گرفت. و امروزه در این صنعت خودکفاست.

ایشان با تخصص و تجربه ای که در در مهندسی و مدیریت پروژه سدها داشتند سخنرانی خود را با برشمردن محاسن و مزایای سد سازی اینگونه آغاز کرد: با افزایش جمعیت، تامین نیازهای آبی از راه سدسازی در دهه‌های 1930 تا 1970 به اوج خود رسید و در همه‌ی جهان همگانی شد؛ تا به جایی که حتی نمادی از تجددگرایی نیز قلمداد گردید. تامین 24٪ برق مصرفی و آب جهت مزارع کشاورزی تا حدی ‌که 12 تا 16 درصد از مواد غذایی جهان، 30 تا 40 درصد از 277 میلیون هکتار زمین بوسیله‌ی آبیاری مصنوعی تامین شده؛ جمع‌آوری سیلاب‌های مناطق خشک و کویری از راه سدها تامین می‌شوند. اما هویدا کردن آثار سوء سدسازی در اواخر 1970 توسط کارشناسان محیط زیست کشورهای آمریکایی و اروپایی این روند را با بررسی و دقت بیشتر همراه ساخت. بانک جهانی در سوییس، این ماموریت را به کمیته جهانی سدها سپرد و انتشار گزارش آن در سال 2000 موجی از موافقتها و مخالفتها را در مورد سدسازی در عرصه‌ی جهانی به‌همراه داشت.

 

آل یاسین ددر حال سخنرانی

اهم نتایج بر روی 153 سد در 52 کشور در چهار قاره، بدین شرح بود: کمتر بودن عملکرد تعداد قابل ملاحظه‌ای از سدهای بزرگ از اهداف طراحی‌اشان؛ تاخیر دو تا ده ساله‌ی سدها و گرانتر تمام شدن سدها (56٪ گرانتر از قیمت واقعی)؛ کم نتیجه بخش بودن سدهای تامین کننده آب شهری (25٪)؛ سدهای کنترل سیلاب‌ها جز چند مورد (در بقیه موارد دارای اثرات نتیجه‌بخشی بودند) و بعد از سال‌های 1990 تا 2000، علی‌رغم در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی سدها باز هم نتایج منفی به‌بار می آوردند. چند پاره شدن رودخانه‌هایی که در مسیر سدها بودند، دگرگونی زیست محیطی پیکره‌ی رودخانه‌ها در اشباع اراضی پایین‌دست سدها، تبخیر بیش از حد دریاچه‌های سدها و اثرات منفی بر آبخوان‌ها و آوارگی و جابه‌جایی اجباری بیش از میلیون‌ها انسان، ممانعت از مهاجرت آبزیان و ماهیان بالادست و ایجاد تغییر در جریان طبیعی روخانه‌ها و تجمع رسوبات و مواد غذایی پشت سدها که مانع جریان به پایین دست می‌شد. بررسی‌ها در امریکا نشان داد که بیش از 650 سد کوتاه بین 3 تا 8 ده متر از سال 1912 تخریب شده و قرار است در سال 2009 دو سد دیگر تخریب شود که بلندترین آن 70 متر است.

آل‌یاسین با نمایش نمودارهای ستونی و چند ضلعی ساخت سدها گفت: در آمریکا از سال 1960 تا 1970 بیشترین سدها ساخته شد اما از سال 1990 به بعد تا سال 2000 روند تخریب سدها ادامه داشت ولی روند سدسازی که به آنها ملاحظات زیست محیطی دیکته شده بود، همزمان ادامه داشت.

"سدسازی می بایست آخرین گزینه باشد"

وی تکلیف ایران را در این زمینه بدین گونه تشریح کرد: تحلیل سدسازی از نظر فنی می‌تواند یک تحلیل ارتجاعی و تجریدی باشد ولی تحلیل سدسازی سدی که بر شانه‌ی کوه تنها نمی‌نشیند بلکه بر شانه‌های مردم می‌نشیند، از نظر اجتماعی یک تحلیل چند منظوره و جامع خواهد بود. در نظر گرفتن تمامی متغیرهای (دسترسی به آب برای همگان و توجه به جمعیت و روند رشد آن و الگوی مصرف آب و غذا و پایداری مواضع زیست محیطی و حفاظت اراضی کشاورزی و مدیریت آب، ممانعت از فرسایش خاک و انرژی) مهم و اساسی است.

قرار داشتن 3/2 ایران در منطقه خشکی و کویری، نداشتن پراکنش متناسب در ایران و داشتن 250 میلی‌متر بارندگی در ماه‌های آبان تا فروردین، آبیاری مصنوعی زمین‌های کشاورزی ایران، کاهش سرانه آب ایران به 1800 متر مکعب بدون احتساب رشد جمعیت مشکلات کشور از معضلات ما در ایران است. به‌‌طوری‌که تا سال 1420 از حد پایین هم پایین‌تر رفته و آب شرب هم افزایش نمی‌یابد. بحران غذا در دنیا از طرف دیگر و رشد طبقه متوسط در جامعه‌ی جهانی و بالا رفتن کیفیت زندگی و مصرف‌گرایی لزوم ایجاد یک تعامل خردمندانه بین کارشناسان و رهبران خردمند را در داخل کشور و جهان الزامی می‌سازد.

 

 سد هم رحمت است و هم لعنت!

سخن این است، "سدسازی بایست آخرین گزینه باشد" یعنی زمانی بایست اقدام به ساخت سدها کرد که هیچ گزینه‌ی بهتری موجود نباشد و به اعتقاد کارشناسان تمام استانداردهای تعریف شده‌ی و ضوابط محیط زیست مورد ملاحظه قرا گیرد. ما کارشناسان آب و محیط زیست بایستی ارتباط تنگاتنگی با هم داشته باشیم و نسخه‌ای خردمندانه برای مشکل کشور و جهان و جمعیت ببینیم. با کارشناسان محیط زیست جهان تعاملی نزدیک داشته و در دراز مدت در تبادل مورد نیاز بشر به‌گونه‌ای ببندند که امروز به حل آن مبادرت کنند قبل از آنکه دیر شده باشد.

فاطمه ظفرنژاد - دومین سخنران

دکتر تلوری

 

سخنران بعدی بانو مهندس فاطمه ظفرنژاد، مترجم کتاب رودهای خاموش، ضمن اظهار خرسندی از برپایی چنین هم‌اندیشی در مورد مسایل آب و به‌وقوع پیوستن جلسه‌ای که به تلفیق مدیریت آب و مشکلات عدیده‌ی آن می‌پردازد (برای نخستین بار) ، سخن خود را این‌گونه آغاز کرد: ایران در میان 146 کشور جهان رتبه‌ی 132 را در رابطه با حفاظت از محیط زیست خودش به‌دست آورده است. و جزو ده درصد آخر کشورهای دنیا قرار دارد و این شایسته کشور عزیز ما نیست. ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی‌اش بدان به‌طور صریح اشاره می‌کند. اصل 44 در تعامل هر یک از بخش‌های دولتی – خصوصی و تعاونی تکیه دارد و تک‌روی بخش دولتی در این میان می‌تواند به اشتباهات زیادی بیانجامد؛ اصل 48 قانون اساسی در تاکید بهره‌برداری از منابع طبیعی و درآمدهای ملی برای همه‌ی افراد جامعه، اصل 50 قانون اساسی در ممنوعیت تخریب غیر قابل جبران محیط زیست، و امضای دستور کار 21 همایش ریو در سال 1992، به امضا و تصویب مجلس رسیدن پیمان مقابله با بیایان‌زایی در پاریس ، معیارهایی است که اگر آنان رادر نظر گرفته و نگاه دقیق‌تری به روند مدیریت منابع آب کشور بیاندازیم، اختلافات میان قانون اساسی و مدیریت عرضه آب و مدیریت سازه‌ای را خواهیم دید و ملاک من در این سخنرانی بر اساس همین 5 اصل خواهد بود.

در ایران به مطالعات جامع منابع و مصارف آبخیزها نپرداخته‌ایم

در ایران به مطالعات جامع منابع و مصارف آبخیزها نپرداخته‌ایم، شاید اگر این مطالعات انجام می‌شد نیمی از سدها ساخته نمی‌شدند. ما نمی‌گوییم کسی آب مصرف نکند; بلکه می‌گوییم آیا الگوی مصرفی مصرفانه ما با توهم سدسازی باید چنان تغییر کند که نه تنها با گذشتگانمان، بلکه با کشورهای پرآب اروپایی (دانمارک، سوئد، نروژ) هم قابل مقایسه نباشد. ما با توهم زیاد شدن منابع آب با سدسازی‌های بی‌رویه، آبی با سنگین‌ترین قیمت به‌دست آورده‌ایم. پایش و ارزیابی طرح‌های سدسازی انجام نشده است. در جایی‌که ما 200 طرح در حال اجرا و 184 سد در حال بهره‌برداری داریم، آیا صحیح نیست که یکی از آنها راستی آزمایی شده و دیده شود که آیا به اهدافش رسیده است یا خیر؟ این سوال ماست. اگر اشتباه است بفرمایید اشتباه است! فرایند تصمیم‌گیری در سدها شفاف نیست (مغایر با اصل 44 قانون اساسی). شرکت‌های دولتی به‌دلیل برخورداری از منافع مشاوره و اجرا و نظارت سدهاست که درآمدهای غیر واقعی را به سدها نسبت می‌دهند. واقعیت دارد که یک میلیون هکتار از کانالهای آبیاری اراضی سدهایی که به نام سد کشاورزی ساخته و تصویب شده‌اند هنوز ساخته نشده و در چنین موقعیتی، آیا این حرف نادرستی است که می‌گوییم اجازه دهید اقلا ساخت یک چنین پرروژه هایی تمام شود بعد شما ساخت سد جدیدی را آغاز کنید!

سدهایی را ساخته‌ایم که بالاتر از آورد رودخانه ساخته شده‌اند: سد پیشین، ساوه و گاومیشان و ...، سدهایی ساخته‌ایم که مشکل فرار آب دارند سد کرخه، لار با آن هزینه‌های عجیب و غریب در پرکردن شکاف‌های آنها، سدهایی که محل مصرفی برای آنها پیدا نشده است مانند: آق‌بلاغ، حنا، چاق‌آخور (این تالاب بین‌المللی) که هرگز معلوم نشد اراضی آبدهی‌اش کجاست؟ سد جیرفت و حنا اراضی پایین دست را که قبلا آبی بود زهدار کرد. تالاب جازموریان، جنگل مهر پویه میبد که هیچ‌ به درآمد مردم اضافه نکرد، سد بار نیشابور علی‌رغم رد شدن طرح پیشنهادی آن در مهاب قدس بر روی مادر چاهی ساخته شد تا اراضی ای را آبیاری کند که همان قنات بی‌سرو صدا و خیلی قدیمی سالهای سال به بهترین شکل و بصورتی کارا و پایدار  از عهده آن برآمده بود.

فصل 8 دستورالعمل 21 که موظف به انجامش بودیم و امضا کردیم را رعایت نکردیم، ارایه گزارش پایش و ارزیابی حتی از سدهایی که ده سال از عمر آنها می‌گذرد.

شفافیت و پاسخگویی در برابر پیامدهای برنامه‌های اقتصادی که جزو دستورالعمل 21 و کنفرانس ریو است را نادیده گرفته‌ایم.

روند مشارکت جوامع بومی در برنامه‌ریزی توسعه‌ی منطقه‌ای در بخش آب هرگز و هرگز موفق نبوده است، مغایر با ماده‌ی 3 پیمان مبارزه با بیابان‌زایی است.

پایش و ارزیابی طرح‌های سدسازی انجام نشده است داده‌های مربوط به سدها از دسترس عموم که هیچ، حتی از دسترس دانشگاهیان و پژوهشگران بیرون بوده و کسانی که زادگاه و معیشت خودشان را در اثر ساخت یک سد از دست می‌دهند حتی به دادگاه‌ها نیز دسترسی ندارند.

مردم بر شانه‌های خودشان هزینه‌های مالی این سدها را می‌پردازند

ناراحت نشوید اگر بگوییم سدسازی یک فعالیت بیابان‌زا است. تغییر مدیریت پایدار جنگل‌ها ضروری است و در اصل 21 نیز تکرار شده است. بهبود شرایط اکولوژیکی، اقلیمی، بیولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی منابع جنگلی جزو دستور العمل‌هایی است که ما امضا نموده و می بایست پایش بایستیم.

از سد البرز با 5میلیون متر مکعب تا سد کرخه با 320میلیون متر مکعب تبخیر در سال، سدهای فعلی در ایران سالیانه 5.000.000.000 میلیارد متر مکعب آب را تبخیر می‌کنند. این مغایر اصل مبارزه با بیابان‌زایی است. در اصل 21 بر مدیریت اکوسیستم‌های شکننده مبارزه با بیابان‌زایی و تخصیص منابع کافی به آن، و به‌کارگیری راهبردهای الزامی و شناسایی عوامل بیابان‌زایی تاکید ورزیده است. سدسازی کاربری اراضی را تغییر می‌دهد، این یعنی بیابان‌زایی؛ رودها خاموش می‌شوند و بستر آنها به بیابان و یا گندآبرویی از فاضلاب تبدیل می‌شود. نابودی زیستگاه‌های گونه‌ای (گیاهی و جانوری) ساخت سدها را به یک پیمان مناقصه شبیه ساخته است که با توسعه پایدار سازگار نمی‌باشد.

مردم در تصمیم گیری‌ها هیچ نقشی ندارند، و به‌قول آقای آل‌یاسین مردم بر شانه‌های خودشان هزینه‌های مالی این سدها را می‌پردازند. همه‌ی هزینه‌های سخت و دردناکش را!

از توسعه پایدار کوهستان می‌گذرم، از بند 10 پیمان مبارزه با بیابان‌زایی نیز! ما بلایی بر سر پایین‌دست سدها می‌اوریم که هیچ‌وقت بررسی نکردیم که اگر ما در بالادست سد می‌بندیم آن پایین چه اتفاقی می افتد. مثلا سد البرز را در نظر بگیرید. بابلسر بخش بزرگی از درآمدش ار راه توریست و گردشگری است اگر این دهانه خاموش شود مانند دهانه‌ی تجن همان واقعیت تلخ دوباره اتفاق می‌افتد. بند 14 دستور کار 21 به مسایل ما مربوط می‌شود و بند 18 پیمان مبارزه با بیابان‌زایی نقض می‌شود (انتقال حوزه به حوزه).

دانش فنی و بومی از مهم‌ترین مسایلی بود که در سازمان ملل و دستورالعمل 21 صریحا بدان اشاره کرده‌است. تا اگر آن دانش بومی پاسخگو نبود، به سدسازی و انواع و اشکال توسعه می‌پرداختند. آب‌بندان‌ها، آب قنات مخازن زیرزمینی و گردآوری آب باران و غیره از 5-6 هزار سال پیش در این ممکلت آزموده شده است و مایه‌ی افتخار ماست. سوال اینجاست: چگونه کشوری که از سدسازان قدیم بوده است و آنرا به دنیا نیز یاد داده، یک مرتبه طی 40-50 سال اخیر ما می‌مانیم و مسایل عدیده‌ی آن در نادیده گرفتن حفاظت از تنوع زیستی و اکوسیستم.

سپرده شدن مشاوره سد البرز به یکی از بدنام ترین شرکتهای مشاور در سطح بین المللی یعنی شرکت لامایر آنهم پس از رد شدن طرح در محاب قدس چه معنایی می تواند داشته باشد؟ با بررسی عکس‌های ماهواره‌ای، ناراست بودن آبیاری 54 هزار هکتار زمین‌های کشاورزی در ماه‌های خشک‌ سال (مردادماه )،آشکارا پیداست. زمین‌هایی که در همین ماه‌ها توسط آب‌بندها آبیاری می‌شوند و خود این زمین‌ها آبی است، یا بهتر بگوییم شالیزار (غرقابی) است. نادیده گرفتن مردمان بابلرود که با بسته شدن این سد به وضعیت اسف‌باری خواهند رسید و تمامی روستاهای مخزن سد، آنها را از تولیدکنندگان به حاشیه‌نشینان شهرهای مجاور چون قایم شهر مبدل خواهد کرد.

بعد از سخنرانی بانو ظفرنژاد، فیلم مستندی که انجمن دیده‌بان کوهستان با همکاری انجمن دوستداران محیط زیست و میراث فرهنگی ایران تهیه کرده بودند، هرچند با ذیق وقتی که داشتند به نمایش درآمد و مورد توجه حضار قرار گرفت. برای بخش دوم برنامه، یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ ترتیب داده شده بود. پلنی روی سن تشکیل شد وجلسه پرسش و پاسخ با جمع آوری سوالات حضار آغاز گردید. اعضای پلن را بترتیب از راست دکتر سلاجقه-رییس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، دکتر تلوری-معاون سابق مركز تحقيقات حفاظت خاك و آبخيزداري، دکتر رحمانی- رییس انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، دکتر ملک‌زاده-رییس کمیسیون آب منطقه ای استان فارس. سخنرانان نیز به فراخور آمدند و به سوالات پاسخ گفتند.

 

 

دکتر محمد جعفر ملک زاده

مصطفی فدایی فرد

ناگفته نماند مصطفی فدایی فرد، رئیس کمیته سد و طغیان کمیته سدهای ایران از جمله کسانی بودند که در این قسمت آمدند و نظرات خود را بیان کردند. سوالات خوبی مطرح کردند و جوابهای خوبتری نیز گرفتند.

مصطفی فدایی فرد

سد

دکتر سلاجقه

ندا احمدی به نمایندگی از مردم روستای لفور به بیان دیدگاههای آنان پرداخت

همچنین فرصتی 5 دقیقه‌ای به یکی نمایندگان مردم لفور در بیان دردمندی این مردم، وعده‌های فراموش شده‌ی مسوولین و استفاده از ابزار زور و تهدید آنها در ترک روستاهایشان و ... به ایشان داده شد. 

دکتر ملک زاده

همچنین بخوانید:

تاملی بر سخنرانی انجام شده در همایش صنعت سدسازی
سد ؛ آخرين گزينه است نه اولين!
سد سازی هم می‌تواند رحمت باشد و هم می‌تواند لعنت!
راهي براي درمان خودشيفتگي هستي‌برانداز ايرانيان!
گزارش 4 نشست اعضای هیات علمی تحقیقات جنگل‌ها ومراتع
گزارش نشست «چالش‌های صنعت سدسازی با تاکید بر اثرات متقابل آن بر بخش منابع طبیعی»
گزارش نشست «چالش‌های صنعت سدسازی با تاکید بر اثرات متقابل آن بر بخش منابع طبیعی» 
گزارش نشست «چالش‌های صنعت سدسازی با تاکید بر اثرات متقابل آن بر بخش منابع طبیعی»

دوستداران ميراث فرهنگي و محيط زيست ايران

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:54  توسط انجمن  |