تبليغاتX
تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي

تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي

مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع

گزارشی تصویری از نشست"صنعت سدسازی با همه مزیت‌ها و معایبش"

     ساعت 10 صبح دیروز، تالار اجتماعات پژوهشکده سازمان جنگلها و مراتع میزبان نشستی گرم و صمیمی حول یکی از داغترین مباحث مطروحه در حوزه مدیریت آب و منابع طبیعی بود.اتفاقی که دیروز افتاد و به وجه تمایز آن از نشستهای پیشین بدل شد، حضور مدیران و تصمیم سازان حوزه آب برای اولین بار در چنین جلسه ای بود.مدیران و کارشناسانی از وزارت نیرو گرفته تا سازمان محیط زیست، سازمان آب منطقه ای، سازمان جنگلها و حتی کمیته ملی سدها بخشی از حاضران جلسه را تشکیل می دادند. اتفاقی که می تواند نوید بخش وقوع اتفاقات مبارک دیگر در این عرصه باشد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:54  توسط انجمن  | 

دیدگاه امیر پریزاد در باره چهارمین نشست علمی انجمن

 

چهارمین نشست علمی اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع با عنوان: «چالش‌های صنعت سدسازی با تاکید بر اثرات متقابل آن بر بخش منابع طبیعی» روز چهارشنبه 20 شهریور ماه، در تالار اجتماعات این موسسه با سخنرانی آقای مهندس احمد آل‌یاسین و بانو مهندس فاطمه ظفرنژاد، راس ساعت 10:00 آغاز شد.

 

 استاد احمد آل ياسين و محمد درويش

در ابتدا آقای مهندس درویش، مجری نشست گفت: دولتمردان دنیا فکر می‌کنند که با ساختن سدها می‌توانند مدیریت‌های و تکنولوژی سازه‌ای خودشان را به‌رخ مردم خودشان و دیگر کشورها بکشانند. ولی عملا از سال 1985 به این طرف که نخستین مخالفت‌های جدی با این رویه سدسازی در دنیا آغاز شد این مساله و رویکرد به‌صورت جدی مورد سوال قرار گرفت و دیگر از سدسازی به‌عنوان یک ارزش کامل و مطلق یاد نمی‌شود؛ هرچند که نمی‌شود سدسازی را به‌طور کامل رد کرد. با ساخت سدهای البرز 56 هزار درخت، سیوند 8 هزار درخت پانصد ساله و کارون 3 پنج هزار هکتار از جنگل‌های بلوط را از دست دادیم و چون ارزش‌گذاری اقتصادی نشده سازمان‌های ما خیلی راحت و با ملاحظاتی که در ماتریس‌های ارزیابی سدها مطرح است، مجوز قطع و از بین رفتن این زیستگاه‌های منحصر به‌فرد را صادر کردند. اگر ما ببینیم که فقط مشکلات آب کشورمان را با سدسازی می‌توانیم حل کنیم این نمایش دهنده‌ی یک نگرش یک‌سویه است و خلاف آموزه‌های توسعه‌ی پایدار و عملا نشان داده شده است که به افزایش ناپایداری در سرزمین کمک می‌کند.

سخنران نخست، آقای مهندس آل‌یاسین مدیر سازمان آب خوزستان پیش از انقلاب، نخستین رییس سد دز، سدسازی باستانی ایرانیان را طبق کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه شوش، دو هزار سال پیش از میلاد مسیح و در دوره‌ی معاصر، در زمان رضاشاه پهلوی با سدسازی در خوزستان برشمرد که با یک وقفه‌ در (دهه 1930) دوباره با ساختن سدهایی چون کرج، سفیدرود و بعدها دز آغاز شد و تا جایی پیش رفت که بیش از 300 سد کوچک و بزرگ در ایران ساخته و یا در دست بهره‌برداری قرار گرفت. و امروزه در این صنعت خودکفاست.

ایشان در ذکر مزایای سد گفتند: با افزایش جمعیت، تامین نیازهای آبی از راه سدسازی در دهه‌های 1930 تا 1970 به اوج خود رسید و در همه‌ی جهان همگانی شد؛ حتی نمادی از تجددگرایی نیز قلمداد گردید. تامین 24٪ برق مصرفی و آب جهت مزارع کشاورزی تا جایی‌که 12 تا 16 درصد از مواد غذایی جهان، 30 تا 40 درصد از 277 میلیون هکتار زمین بوسیه‌ی آبیاری مصنوعی تامین شده؛ جمع‌آوری سیلاب‌های مناطق خشک و کویری از راه سدها تامین می‌شوند. اما هویدا کردن آثار سو سدسازی در اواخر 1970 توسط کارشناسان محیط زیست کشورهای آمریکایی و اروپایی این روند را با بررسی و دقت بیشتر همراه ساخت. ماموریت بانک جهانی در سوییس، به کمیته جهانی سدها و انتشار گزارش آن در سال 2000 موجی از موافقت و مخالفت را در مورد سدسازی در عرصه‌ی جهانی به‌همراه داشت.

اهم نتایج بر روی 153 سد در 52 کشور در چهار قاره، بدین شرح بود: کمتر بودن عملکرد تعداد قابل ملاحظه‌ای از سدهای بزرگ از اهداف طراحی‌اشان؛ تاخیر دو تا ده ساله‌ی سدها و گرانتر تمام شدن سدها (56٪ گرانتر از قیمت واقعی)؛ کم نتیجه بخش بودن سدهای تامین کننده آب شهری (25٪)؛ سدهای کنترل سیلاب‌ها جز چند مورد (در بقیه موارد دارای اثرات نتیجه‌بخشی بودند) و بعد از سال‌های 1990 تا 2000، علی‌رغم در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی سدها نتایج منفی به‌بار آوردند. چند پاره شدن رودخانه‌هایی که در مسیر سدها بودند، دگرگونی زیست محیطی پیکره‌ی رودخانه‌ها در اشباع اراضی پایین‌دست سدها، تبخیر بیش از حد دریاچه‌های سدها و اثرات منفی بر آبخوان‌ها و آوارگی و جابه‌جایی اجباری بیش از میلیون‌ها انسان، ممانعت از مهاجرت آبزیان و ماهیان بالادست و ایجاد تغییر در جریان طبیعی روخانه‌ها و تجمع رسوبات و مواد غذایی پشت سدها که مانع جریان به پایین دست می‌شد. بررسی‌ها در امریکا نشان داد که بیش از 650 سد کوتاه بین 3 تا 8 ده متر از سال 1912 تخریب شده و قرار است در سال 2009 دو سد دیگر تخریب شود که بلندترین آن 70 متر است.

آل‌یاسین با نمایش نمودارهای ستونی و چند ضلعی ساخت سدها گفت: در آمریکا از سال 1960 تا 1970 بیشترین سدها ساخته شد اما از سال 1990 به بعد تا سال 2000 روند تخریب سدها ادامه داشت ولی روند سدسازی که به آنها ملاحظات زیست محیطی دیکته شده بود، همزمان ادامه داشت.

"سدسازی بایست آخرین گزینه باشد"

وی تکلیف ایران را در این زمینه بدین گونه تشریح کرد: تحلیل سدسازی از نظر فنی می‌تواند یک تحلیل ارتجاعی و تجریدی باشد ولی تحلیل سدسازی سدی که بر شانه‌ی کوه تنها نمی‌نشیند بلکه بر شانه‌های مردم می‌نشیند، از نظر اجتماعی یک تحلیل چند منظوره و جامع خواهد بود. در نظر گرفتن تمامی متغیرهای (دسترسی به آب برای همگان و توجه به جمعیت و روند رشد آن و الگوی مصرف آب و غذا و پایداری مواضع زیست محیطی و حفاظت اراضی کشاورزی و مدیریت آب، ممانعت از فرسایش خاک و انرژی) مهم و اساسی است.

قرار داشتن 3/2 ایران در منطقه خشکی و کویری، نداشتن پراکنش متناسب در ایران و داشتن 250 میلی‌متر بارندگی در ماه‌های آبان تا فروردین، آبیاری مصنوعی زمین‌های کشاورزی ایران، کاهش سرانه آب ایران به 1800 متر مکعب بدون احتساب رشد جمعیت مشکلات کشور از معضلات ما در ایران است. به‌‌طوری‌که تا سال 1420 از حد پایین هم پایین‌تر رفته و آب شرب هم افزایش نمی‌یابد. بحران غذا در دنیا از طرف دیگر و رشد طبقه متوسط در جامعه‌ی جهانی و بالا رفتن کیفیت زندگی و مصرف‌گرایی لزوم ایجاد یک تعامل خردمندانه بین کارشناسان و رهبران خردمند را در داخل کشور و جهان الزامی می‌سازد، سد هم رحمت است و هم لعنت!

سخن این است، "سدسازی بایست آخرین گزینه باشد" یعنی زمانی بایست اقدام کرد که هیچ گزینه‌ی بهتری موجود نباشد و به اعتقاد کارشناسان تمام استانداردهای تعریف شده‌ی و ضوابط محیط زیست مورد ملاحظه قرا گیرد. ما کارشناسان آب و محیط زیست بایست ارتباط تنگاتنگی با هم داشته باشیم و نسخه‌ای خردمندانه برای مشکل کشور و جهان و جمعیت بینیم. با کارشناسان محیط زیست جهان تعاملی نزدیک داشته و در دراز مدت در تبادل مورد نیاز بشر به‌گونه‌ای ببندند که امروز به حل آن مبادرت کنند قبل از آنکه دیر شده باشد.

سخنران بعدی بانو مهندس فاطمه ظفرنژاد، مترجم کتاب رودهای خاموش، ضمن اظهار خرسندی از برپایی چنین هم‌اندیشی در مورد مسایل آب، و به‌وقوع پیوستن جلسه‌ای که به تلفیق مدیریت آب و مشکلات عدیده‌ی آن می‌پردازد (برای نخستین بار) سخن خود را این‌گونه آغاز کرد: ایران در میان 146 کشور جهان رتبه‌ی 132 را در رابطه با حفاظت از محیط زیست خودش به‌دست آورده است. و جزو ده درصد آخر کشورهای دنیا قرار دارد، این برای کشور عزیز ما مناسب نیست. ایران از معدود کشورهایی است که در قانون اساسی‌اش بدان به‌طور صریح اشاره می‌کند. اصل 44 در تعامل هر یک از بخش‌های دولتی – خصوصی و تعاونی تکیه دارد و تک‌روی بخش دولتی در این میان می‌تواند به اشتباهات زیادی بیانجامد؛ اصل 48 قانون اساسی در تاکید بهره‌برداری از منابع طبیعی و درآمدهای ملی برای همه‌ی افراد جامعه، اصل 50 قانون اساسی در ممنوعیت تخریب غیر قابل جبران محیط زیست، و امضای دستور کار 21 همایش ریو در سال 1992، امضای و تصویب مجلس پیمان مقابله با بیایان‌زایی در پاریس، معیارهایی است که اگر آنان رادر نظر گرفته و نگاه دقیق‌تری به روند مدیریت منابع آب کشور بیاندازیم، اختلافات میان قانون اساسی و مدیریت عرضه آب و مدیریت سازه‌ای را خواهیم دید و ملاک من در این سخنرانی بر اساس همین 5 اصل خواهد بود.

در ایران به مطالعات جامع منابع و مصارف آبخیزها نپرداخته‌ایم

در ایران به مطالعات جامع منابع و مصارف آبخیزها نپرداخته‌ایم، شاید اگر این مطالعات انجام می‌شد نیمی از سدها ساخته نمی‌شدند. ما نمی‌گوییم کس آب مصرف نکند بلکه می‌گوییم آیا الگوی مصرفی ما با توهم سدسازی باید چنان تغییر کند که با گذشتگانمان قابل مقایسه نباشد؟! بلکه با کشورهای پرآب اروپایی (دانمارک، سوئد، نروژ) هم قابل مقایسه نیست! حتی نمی‌گوییم سدسازی نکنید، توهم زیاد شدن منابع آب با سدسازی‌های بی‌رویه، آبی با سنگین‌ترین قیمت به‌دست آورده‌ایم. پایش و ارزیابی طرح‌های سدسازی انجام نشده است، در جایی‌که ما 200 طرح در حال اجرای و 184 سد در حال بهره‌برداری داریم، آیا صحیحی نیست که یکی از آنها آزمون شده و دیده شود که آیا به اهدافش رسیده است یا خیر؟ این سوال ماست. اگر اشتباه است بفرمایید اشتباه است! فرایند تصمیم‌گیری در سدها شفاف نیست (مغایر با اصل 44 قانون اساسی) و راستی آزمایی نشده است. شرکت‌های دولتی به‌دلیل برخورداری از منافع مشاوره و اجرا بیشتر و نظارت سدهاست که درآمدهای غیر واقعی به سدها را نشان می‌دهند. واقعیت دارد که یک میلیون هکتار از اراضی سدهایی که به نام سد کشاورزی ساخته و تصویب شده‌اند هنوز ساخته نشده و در چنین موقعیتی این حرف نادرستی است که می‌گوییم اجازه دهید اقلا ساخت یک چنین سدی تمام شود بعد شما ساخت سد جدیدی را آغاز کنید!

سدهایی را ساخته‌ایم که بالاتر از آورد رودخانه ساخته شده‌اند: سد پیشین، ساوه و گاومیشان و ...، سدهایی ساخته‌ایم که مشکل فرار آب دارند سد کرخه، لار با آن هزینه‌های عجیب و غریب در پرکردن شکاف‌های آنها، سدهایی که محل مصرفی برای آنها پیدا نشده است مانند: آق‌بلاغ، حنا، چاق‌آخور (این تالاب بین‌المللی) که هرگز معلوم نشد اراضی آبدهی‌اش کجاست؟ سد جیرفت و حنا اراضی پایین دست را که قبلا آبی بود زهدار کرد. تالاب جازموریان، جنگل مهر پویه میبد که هیچ‌ به درآمد مردم اضافه نکرد، غار نیشابور علی‌رغم رد مهاب قدس بر روی مادر چاهی ساخته شد که همان اراضی که همان قنات بی‌سرو صدا و خیلی قدیمی آن کار را می‌کرد.

فصل 8 دستورالعمل 21 که موظف به انجامش بودیم و امضا کردیم را رعایت نکردیم، ارایه گزارش پایش و ارزیابی حتی از سدهایی که ده سال از عمر آنها می‌گذرد.

شفافیت و پاسخگویی در برابر پیامدهای برنامه‌های اقتصادی که جزو دستورالعمل 21 و کنفرانس ریو است را نادیده گرفته‌ایم.

روند مشارکت جوامع بومی در برنامه‌ریزی توسعه‌ی منطقه‌ای در بخش آب هرگز و هرگز موفق نبوده است، مغایر با ماده‌ی 3 پیمان مبارزه با بیابان‌زایی است.

پایش و ارزیابی طرح‌های سدسازی انجام نشده است داده‌های مربوط به سدها از دسترس عموم که هیچ از دسترس دانشگاهیان و پژوهشگران بیرون بوده و کسانی که زادگاه و معیشت خودشان را در اثر ساخت یک سد از دست می‌دهند هم حتی به دادگاه‌ها دسترسی ندارند.

مردم بر شانه‌های خودشان هزینه‌های مالی این سدها را می‌پردازند

ناراحت نشوید اگر بگوییم سدسازی یک فعالیت بیابان‌زایی است. تغییر مدیریت پایدار جنگل‌ها ضروری است و در اصل 21 نیز تکرار شده است. بهبود شرایط اکولوژیکی، اقلیمی، بیولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی منابع جنگلی جزو دستور العمل‌هایی است که ما امضا نموده و بایست پایش بایستیم.

هر سد حدودا 5.000.000 میلیون متر مکعب آب را تبخیر می‌کند. این مغایر اصل مبارزه با بیابان‌زایی است. در اصل 21 بر مدیریت اکوسیستم‌های شکننده مبارزه با بیابان‌زایی و تخصیص منابع کافی به آن، و به‌کارگیری راهبردهای الزامی و شناسایی عوامل بیابان‌زایی تاکید ورزیده است. سدسازی کاربری اراضی را تغییر می‌دهد، این یعنی بیابان‌زایی؛ رودها خاموش می‌شوند و بستر آنها به بیابان و یا گندآبرویی از فاضلاب تبدیل می‌شود. نابودی زیستگاه‌های گونه‌ای (گیاهی و جانوری) ساخت سدها را به یک پیمان مناقصه شبیه ساخته است. که با توسعه پایدار سازگار نمی‌باشد.

مردم در تصمیم گیری‌ها هیچ نقشی ندارند، و به‌قول آقای آل‌یاسین مردم بر شانه‌های خودشان هزینه‌های مالی این سدها را می‌پردازند. همه‌ی هزینه‌های سخت و دردناکش!

از توسعه پایدار کوهستان می‌گذرم، از بند 10 پیمان مبارزه با بیابان‌زایی نیز! ما بلایی بر سر پایین‌دست سدها می‌اوریم که هیچ‌وقت بررسی نکردیم که اگر ما در بالادست سد می‌بندیم آن پایین، مثلا سد البرز را در نظر بگیرید بابلسر بخش بزرگی از درآمدش توریست و گردشگری است اگر این دهانه خاموش شود مانند دهانه‌ی تجن همان واقع اتفاق می‌افتد. بند 14 دستور کار 21 به مسایل ما مربوط می‌شود و بند 18 پیمان مبارزه با بیابان‌زایی نقض می‌شود (انتقال حوضه به حوضه).

دانش فنی و بومی از مهم‌ترین مسایلی بود که در سازمان ملل و دستورالعمل 21 صریحا بدان اشاره کرده‌است؛ اگر آن دانش بومی پاسخگو نبود به سدسازی و انواع و اشکال توسعه می‌پرداختند. آب‌بندان‌ها، آب قنات مخازن زیرزمینی و گردآوری آب باران و غیره از 5-6 هزار سال پیش در این ممکلت آزموده شده است و مایه‌ی افتخار ماست. سوال اینجاست: چگونه کشوری که از سدسازان قدیم بوده است و به دنیا نیز یاد داده یک مرتبه طی 40-50 سال اخیر ما می‌مانیم و مسایل عدیده‌ی آن! نادیده گرفتن حفاظت از تنوع زیستی و اکوسیستم آن.

سپرده شدن مشاوره سد البرز به شرکت لامایر بدنام و بررسی عکس‌های ماهواره‌ای در ناراست بودن آبیاری 54 هزار هکتار زمین‌های کشاورزی در ماه‌های خشک‌ سال (مردادماه )، زمین‌هایی که در همین ماه‌ها توسط آب‌بندها آبیاری می‌شوند و خود این زمین‌ها آبی است، بهتر بگوییم شالیزار است؛ نادیده گرفتن مردمان بابلرود که با بسته شدن این سد به وضعیت اسف‌باری خواهند رسید و تمامی روستاهای مخزن سد، آنها را از تولیدکنندگان به حاشیه‌نشینان قایم‌شهری مبدل خواهد کرد.

بعد از سخنرانی بانو ظفرنژاد، فیلم مستندی که انجمن دیده‌بان کوهستان با همکاری انجمن دوستداران محیط زیست و میراث فرهنگی ایران تهیه کرده بودند، هرچند با ذیق وقتی که داشتند به نمایش درآمد و مورد توجه حضار قرار گرفت.
در پایان جلسه‌ی پرسش و پاسخ با حضور آقایان دکتر رحمانی، رییس انجمن، دکتر تلوری، دکتر سلاجقه – رییس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و دکتر ملک‌زاده رییس کمیسیون آب استان فارس همراه با پاسخگویی اساتید محترم ادامه یافت. همچنین فرصتی 5 دقیقه‌ای به یکی نمایندگان مردم لفور در بیان دردمندی این مردم، وعده‌های فراموش شده‌ی مسوولین و استفاده از ابزار زور و تهدید آنها در ترک روستاهایشان و ... به ایشان داده شد.      

پايگاه اطلاع رساني سرزمين جاويد

امير پريزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 11:42  توسط انجمن  | 

گزارش خبرگزاري سبز از چهارمين نشست علمي انجمن


 دكتر احمد آل ياسين، مولف و پژوهشگر آب :

سد سازي هم رحمت است، هم لعنت!

 

پايگاه خبري فضاي سبز و محيط زيست ايران (سبز پرس)

پنج شنبه 22 شهريور 1387

همزمان با آبگیری سد البرز در منطقه لفور مازندران ، همایش صنعت سد سازی ، معایب و   با تاکید بر اثرات سوء سد سازی در ایران در بخش محیط زیست در محل باغ ملی گیاه شناسی برگزار شد .

دكتر احمد آل ياسين، مولف و پژوهشگر آب که در سالهای پیش از انقلاب مدیریت سد دز را برعهده داشت ، صبح روز چهارشنبه  با حضور در این همایش ضمن گفت: سدسازي هم رحمت است، هم لعنت. اما ما بايد به دنبال رحمت آن باشيم.

به گزارش پايگاه خبري فضاي سبز و محيط زيست ايران (سبز پرس)، اين پزوهشگر حوزه آب با مروروی بر سدهای ساخته شده در جهان و نیز آمریکا افزود: تخریب سدها در آمریکا از سال 1990 آغاز شده چرا  که سدسازی های صورت گرفته در این کشور نسل ماهی آزاد روخانه ای را در معرض انقراض قرار داده بود اما به تدریج در این کشور به این نتیجه رسیدند که برخی سدهای ساخته را برای حفظ محیط زیست و احیای رودخانه ها و نیز احیای نسل ماهی آزاد باید تخریب کنند و اتفاقا همزمان با این تخریب ها سدهای جدید هم ساخته شد و هنوز هم ساخته می شود ولی سدهای جدید ملزم شدند قوانین سختگیرانه زیست محیطی را رعایت کنند . وی افزود : سال آینده در آمریکا سد بزرگی به ارتفاع 70 متر تخریب خواهد شد که تاکنون سابقه نداتشه است .

دکتر ال یاسین خاطر نشان ساخت : اما در مورد ایران نمي توان سفارش داد كه در يك نقطه سد ساخته شود و به همين شكل نمي توان نسخه نوشت كه نبايد سد ساخت بلكه سدسازي يكي از گزينه هاي توسعه است و بايد اين امر بر پايه هاي علمي و منطقي توسعه صورت گیرد . وي ادامه داد: منطق توسعه حكم مي كند كه در قالب طرح آمايش سرزمين يا طرح جامع توسعه، گزينه هاي مختلف بررسي شود و بر اساس همان موازين گزينه برتر كه شرايط محيط زيست پايدار در آن ملحوظ شده باشد، انتخاب شود.

آل ياسين تاكيد كرد: افزايش جمعيت سبب افزايش سدسازي در جهان شد و از آنجا كه شما نمي توانيد بگوييد كسي حق استفاده از آب را ندارد پس سدسازي هم بايد طبق مصالح زيست محيطي انجام شود و يا اينكه جايگزيني مناسب با شرايط در نظر گرفته شود.

به گزارش سبز پرس در بخش ديگري از اين همايش، مهندس فاطمه ظفرنژاد مترجم كتاب رودهاي خاموش و پزوهشگر آب به ارائه گزارشی از تشدید بیابان زایی و کوچ اجباری مردم در جریان ساخت اغلب سدهای ایران پرداخت. وی همچنین تصاویر و فیلم هایی را از سد البرز ارائه کرد و خاطر نشان ساخت: در پشت مخزن سد البرز نزدیک به 1000 هکتار جنگل را کف بر کردند تا آب را پست سدی جمع آوری کنند که مردم صدها سال بود همین آب را با جمع کردن در آب بندانها مورد استفاده قرار می دادند.  وی با اشاه به اینکه در جریان ساخت این سد 13 روستا زیر آب می رود و اینکه مردم از نحوه خرید اراضی شان راضی نیستند سرنوشت رودخانه بابلرود در پایین دست را سرنوشتی مشابه تجن ارزیابی کرد. این در حالی است که به گفته او هم اکنون دهانه بابلرود در بابلسر زمینه های اشتغال زیادی را برای مردم در بخش گردشگری ایجاد کرده که با آبگیری سد البرز این دهانه کاملا خشک می شود و گردشگری و ماهیگیری در پایین دست کاملا از بین می رود . ظفرنژاد گفت: كشور ما در بين 146 كشور جهان، از لحاظ شاخص های محيط زيست در رتبه 132 قرار دارد، يعني جايگاه ما پس از 90 درصد كشورها و در رتبه هاي پاياني است اين در حالي است كه كشور ما يكي از معدود كشورهايي است كه در قانون اساسي اش اصولي را براي حفظ محيط زيست دارد.

اين پژوهشگر حوزه آب خاطر نشان كرد: جمهوري اسلامي ايران با امضاي دستوركار 21 و پيمان مقابله با خشكسالي و بيابان زايي به اين معاهدات بين المللي پيوسته است. اما در صنعت سد سازي هيچ يك از اين معاهدات در نظر گفته نمي شود.

وي ادامه داد: از آنجايي كه براي ساخت سدها، پوشش گياهي مخزن سد از بين مي رود و ادامه رودخانه به دليل انسداد آب خشك مي شود، پس مي توان سد سازي را فعاليتي بيابان زا دانست كه با تعهد كشور در زمينه مقابله با بيابان زايي در تناقض است.

در پايان اين همايش، نماينده يكي از سازمان هاي غيردولتي كه پيگير وضعيت روستاييان منطقه لفور در سوادكوه است به ايراد سخنراني و بيان مشكلات مردم روستا پرداخت. گفتني است اهالي چهارده روستا در سوادكوه به دليل آبگيري سد البرز مركزي مجبور به ترك محل زندگي خود شده اند. 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:28  توسط انجمن  | 

روايتي از جنسي ديگر!

 

شرح جلسه‌ی چهارشنبه 20 شهریور 1387 که درباره‌ی سد بسازیم و درخت را در روز درختکاری بکاریم وجنگل‌ها را ریشه کن کنیم بهتر است یا ثروت و اینها بود بدین شرح می‌باشد:

هنگام ورود به سالن جنگل‌ها، واقع در آخر پیکان‌شهر، یک عالمه کدو حلوایی توجهم را به خود جلب کرد. کدو حلوایی‌های بزرگ خیلی بزرگ! خیلی زیبا بودند، من را به یاد قصه‌ی کدو قلقله زن انداخت. کدو قلقله زن که خاله پیرزن تویش قایم شد و قل خورد و قل خورد و قل خورد و از جلوی شیر و پلنگ و گرگ گذشت. از همان بدو ورود به سالن کدوها من را بردند به سرزمین خیالهایم. آنجاکه همه‌ی آرزوهایم برآورده می‌شود. فکر کردم خدا کند یک روز خیلی خیلی خیلی پولدار بشوم و یک مزرعه‌ی خیلی خیلی بزرگ داشته باشم و هر سال تویش کدو بکارم و کدو‌ها را هدیه کنم به لفورکی‌هایی که هنوز سر تپه‌های سبز زندگی می‌کنند، تا اگر خواستند از روی سد عبور کنند و کسی سر راهشان را گرفت، توی کدو بروند و قل بخورند و قل بخورند و قل بخورند، ... بگذریم، وارد سالن شدیم. سالنش خیلی نو بود و خیلی خنک. نشستیم، و سخنران‌ها آمدند تا شرح مطالعاتشان را بدهند ولی البته قبل از آغاز سخنرانی‌ها چند نفر گفتند، چون قرار است که ما به ختم برویم، خیلی خلاصه حاصل مطالعاتتان را بگویید و جسارتن بروید؛ چون ما دیرمان می‌شود و اینها...

خلاصه، این جلسه‌ی سخنرانی آنقدر دچار ذیق وقت بود که در هنگام نمایش فیلم،(که پیرامون رودهاوطبیعت مازندران بود) هی بزرگان مجلس می‌گفتند:

- بزنید جلو !

- بزنید آخرش!

- آخرش بهتره، زودتر بزنید آخرش، آخرش به هم می‌رسن!

خلاصه زدند آخرش، من که گریه‌ام گرفت؛ خیلی احساسی بود. البته هپی‌اند بود، ولی من یکخورده، زیادی احساستی‌ام دیگر!

خلاصه(ببخشید اینقدر می‌گویم خلاصه، چون به من گفته‌اند خلاصه‌ی جلسه را بنویسم، اینقدر می‌گویم خلاصه)، پس از شنیدن آرای موافق و مخالف مسایل مورد نظر جلسه، همه چیز به خوبی و خوشی پایان یافت و همه تصمیم گرفتند که دیگر، الکی سد نسازند. و اگر خدایی ناکرده خدایی ناکرده خواستند سد بسازند، سدها را در مکان‌هایی بسازند که:

1-     دچار کم آبی نباشند!

2-     دچار طغیان و سیلاب‌های فصلی نباشند!

3-     در مکان مورد نظر سد سازی هزاران درخت پیش پای سد قربانی بشوند.

4-     در مکان مورد نظرهزاران خانواده مجبور به مهاجرت بشوند.

5-     الزاما محل مورد نظر سد سازی یک یا حتی المقدور چند محوطه‌ی باستانی را زیر آب ببرد.

پس از بیان این 5 ماده یک تبصره‌ی مهم نیز الحاق مواد فوق گردید به شرحی که می‌آورم:

 

هر کاری خارجی‌ها می‌کنند ما هم بکنیم، اگر آنها زیاد سد می‌سازند ما هم می‌سازیم. (قنات و مهار انرژی باد و استفاده از انرژی خورشید و یک عالمه نفتی که داریم و اینها هم اصلا حرفش را نزنیم که کلاسمان زیر سوال می‌رود ). در این خصوص بهتر می‌باشد این همه انرژی باد که در شرق سرزمین‌مان وجود دارد به باد برود و این همه گرمای خورشید که از آسمان وطنمان می‌بارد، دلهایمان را بسوزاند و این همه نفت که داریم خرج سد سازی و ساختمان‌سازی‌های انبوه و چند مورد دیگر که بهتر است از ذکرشان خودداری بشود و اینها بگردد.

در پایان جلسه شخصی پاکیزه، علاقه‌مند به آب و آبادانی مصرا از وزارت نیروی محترم درخواست نمود، پس از آنکه سد می‌سازند، یک شیلنگ آب پر فشار به سد وصل نمایند و با آب حاصل، چهره‌ی نازیبای کوه و دشت، جنگل‌های ریشه‌دار و سبز، میراث فرهنگی، و اصولا مردم و شناسنامه‌هایشان را را از روی ایران زمین بشویند و خاک ایرانمان را پاکیزه بنمایند! (زهره)

برگرفته از مه و ماه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 12:8  توسط انجمن  | 

گزارش روزنامه كارگزاران از چهارمين همايش انجمن



سد آخرین گزینه است
مژگان جمشيدي

چهارمین نشست انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع هفته گذشته با موضوع سد‌سازی و پیامدهای آن بر منابع طبیعی در محل باغ گیاه‌شناسی ایران برگزار شد. موضوع سدسازی كه این روزها به داغ‌ترین بحث روز در بین متخصصان و گروه‌های زیست‌محیطی بدل شده در حالی اهمیت بیشتری می‌یابد كه دریابیم، در سالی كه هم‌اكنون نیمی از آن را پشت سر گذاشتیم، تالاب‌ها و دریاچه‌های ارزشمندی در چهارگوشه كشور در اثر سد‌سازی‌های بی‌رویه و بدون مطالعه، ‌خشك شده و در حال از بین رفتن هستند. در بسیاری از موارد نابودی این دریاچه‌ها همچون دریاچه ارومیه و بختگان به یك چالش جدی برای استان‌های فارس و آذربایجان تبدیل شده است. با این وجود هشدار جدی محافل زیست‌محیطی و علمی ایران كه از سال‌ها پیش آغاز شده همچنان جدی تلقی نشده و نتوانسته سیاستمداران و برنامه‌ریزان كشور را به تامل وادارد، چراكه هنوز هم هستند كسانی كه می‌پندارند سد ولو به هر قیمتی و حتی اگر آبی هم پشت آن نباشد، نمادی از توسعه است. اینقدر كه در همایش هفته گذشته و به‌رغم تاكید‌های مكرر سخنرانان بر این موضوع كه سد باید آخرین گزینه در مدیریت آب باشد، باز هم رئیس كمیته ملی سد و طغیان از وزرات نیرو در اعتراض به این موضوع برخاست و گفت:« اگر سد نداشتیم باید مثل روستانشین‌ها زندگی می‌كردیم!» وی همچنین در ادامه افزود: «برای اثبات اینكه سد تا چه حد برای ایران لازم است به این جمله از استاد بزرگ پرویز كردوانی بسنده می‌كنم كه گفتند: سد در ایران كم است و در هر دره‌ای كه در ایران وجود دارد باید سد احداث شود!» البته این نماینده محترم وزرات نیرو گویا این واقعیت را فراموش كرده بود كه دكتر پرویز كردوانی سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین استاد جغرافیا در رشته كویرشناسی است نه سدسازی و یا آبخوان داری! و بهتر آن بود كه ایشان این جمله بجا از دكتر آهنگ كوثر را كه بنیانگذار آبخوانداری در كشور و منتقد اصلی سدسازی در ایران است نقل قول می‌كردند كه گفتند:«ایران به دلیل داشتن آبرفت‌های درشت دانه، نیازی به سدسازی ندارد!» به هر حال در این نشست گزارش مفصلی از سوی فاطمه ظفرنژاد، ‌پژوهشگر آب، در نقد سدسازی با تكیه بر آثار مخرب سد البرز و سلیمان تنگه در شمال ایران ارائه شد ضمن اینكه قبل از وی نیز، ‌استاد احمد آل‌یاسین، پژوهشگر صاحبنام در حوزه آب و سازه‌های آبی به ایراد سخنرانی پرداخت. دكتر آل‌یاسین، كه در سال‌های دهه 50 مدیر سازمان آب خوزستان و نخستین مدیر سد دز بوده و صاحب تالیفات و تحقیقات زیادی در حوزه آب است مشكل اصلی جهان و ایران را افزایش جمعیت عنوان كرد كه نیاز به آب را افزایش داده است. وی با انتقاد از نبود نظام جامع آمایش سرزمین و فقدان برنامه‌ریزی در كشور گفت: من مخالف سدسازی نیستم اما مخالف سدسازی‌های بی‌رویه هستم و پرسش من این است كه چرا هیچ یك از سدهایی كه در كشور ساخته شده بعد از بهره‌برداری، مورد ارزیابی قرار نگرفته تا معلوم شود چقدر در تحقق اهداف اولیه موفق بوده است؟ چرا شبكه‌های آبیاری سد دز از سال 1347 تاكنون هنوز ساخته نشده است؟.... آنچه در ذیل می‌آید خلاصه‌ای از سخنرانی وی درباره سدسازی در جهان و ایران است.
بنا به متون تاریخی، سدسازی در ایران از سابقه چند هزار ساله برخوردار است و طبق لوح‌های به‌دست آمده در شوش، مشخص شده که سلاطین ایلامی در حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح به سد بندی روی رودخانه‌ها مبادرت کرده بودند. بر همین اساس در نواحی بین‌النهرین یا میان رودان، مصر و چین حافظه تاریخ، سدهای متعددی را در خود ثبت کرده است. اما سدسازی مدرن در جهان از آغاز قرن بیستم شروع شد و به سرعت پیشرفت کرد به‌طوری‌ که در اروپا تا جنگ دوم جهانی سدها بیشتر در نواحی کوهستانی آلپ برای تولید انرژی و آب شهری ساخته می‌شدند. آثار سدهای ساخته شده در ایران نیز از قبل از اسلام تاکنون، هنوز در نقاط مختلف کشور دیده می‌شود اما سدسازی مدرن در ایران به دوره رضاشاه در خوزستان برمی‌گردد که پس از یک وقفه طولانی دوباره از اواخر دهه 1330 با احداث سدهای مخزنی همچون کرج و سفیدرود و دز توسط طراحان و پیمانکاران خارجی، فصل جدیدی از سدسازی در ایران آغاز شد . خوشبختانه مهندسان ایرانی در چند دهه اخیر خیلی سریع جای خود را در میان طراحان و سازندگان سد در جهان باز کردند، به‌طوری که در دهه‌های اخیر سدهای مخزنی بزرگی توسط مهندسان ایرانی طراحی، اجرا و به بهره‌برداری رسیده است. اما اینکه به واقع گدام عامل باعث شد تا ایجاد سد در جهان شدت بگیرد پرسش مهمی ایست که به اعتقاد من پاسخ آن را در جمعیت جهان باید جستجو کرد. افزایش جمعیت سبب شد تا بیشتر کشورهای جهان برای تامین نیازهای فزاینده آب به سدسازی روی آورند، به‌طوری که از سال 1930 تا 1970 احداث سدهای بزرگ تجلی توسعه و پیشرفت اقتصادی و نمادی از تجددگرایی و توان بشر در کنترل طبیعت شناخته می‌شد، این امر باعث شد تا روزی دو تا سه سد در یکی از نقاط دنیا به بهره‌برداری برسد.
مزایای سد‌های مخرنی
اگر بخواهیم مهمترین مزایای سدهای مخزنی را که برای جوامع مختلف تا سال 2000 میلادی عنوان شده، بیان کنیم باید بگوییم 90 درصد برق مصرفی در 24 کشور جهان از طریق همین سدها و نیروگاه‌های برق‌آبی تامین می‌شود، ضمن اینکه در هر کشور، درصد قابل ملاحظه‌ای از برق مصرفی از طریق همین نیروگاه‌ها تامین می‌شود، نیمی از سدهای بزرگ برای مقاصد کشاورزی ساخته شده است، 12 تا 16 درصد مواد غذایی جهان محصول سدهاست، سدهای 75 کشور جهان برای مقاصد کنترل سیلاب ساخته شده است، 30 تا 40 درصد از 277 میلیون هکتار اراضی آبی جهان هم‌اکنون به سدهای بزرگ وابسته‌اند. جمع‌آوری سیلاب‌های فصلی مناطق خشک و کم‌باران از طریق سدها رونق‌بخش زندگی ساکنان محروم منطقه است و.... به همین دلیل تا سال 2005 میلادی، نزدیک به 52 هزار و 400 سد در پاسخ به نیازهای انرژی و آب کشاورزی جهان بشرح زیر در جهان ساخته شد: در چين32000 سد، آمريكا 9265، هند 4636، ژاپن 2675، اسپانيا 1267، كانادا 793، كره جنوبی 1205، تركيه 625، برزيل 635، فرانسه 597 و در ديگر کشورها مجموعا 7372 سد ساخته شده. تنها در آمریکا بیش از 76 هزار سد کوچک و بزرگ ساخته شده که حدود 9 هزار و 265 واحد آن سد‌های بزرگ است. در ایران نیز تعداد حدود 300 سد گزارش شده است.
آغاز مخالفت با سدسازی
نخستین مخالفت‌ها با سدسازی از چه زمانی آغاز شد ؟ از اواخر دهه 70 و اوایل دهه 1980 میلادی که رفته‌رفته آثار و پیامدهای زیانبار زیست‌محیطی سدسازی آشکار شد، زمزمه مخالفت با سد و سدسازی از طرف کارشناسان اجتماعی و محیط زیستی هم شروع شد، به‌ویژه آنکه تا آن زمان هرگز مطالعات اجتماعی و زیست محیطی در مجموعه مطالعات مهندسی سدها جایگاهی نداشت. به همین مناسبت در آوریل 1997 از طرف بانک جهانی نمایندگان و صاحبنظران گوناگون در حوزه سدسازی به سوئیس دعوت شدند تا درباره سدها گفت‌وگو کنند. نتیجه این گردهمایی به تشکیل «کمیته جهانی سدها» منجر شد که چندین محور را در دستور کار خود قرار داد. مروری بر اثرات احداث سدهای بزرگ و بررسی گزینه‌های جانشین توسعه منابع آب و انرژی، تدوین خط‌مشی‌ها، استانداردها و ضوابط جهانی برای مقاصد طراحی، ارزیابی، اجرا و بهره‌برداری و سرانجام از کار انداختن سدها از مهمترین این محورها بود . گزارش نهایی کمیته جهانی سدها نهایتا در نوامبر 2000 منتشر شد که تا به امروز انبوهی از نظرات مخالف و موافق را با خود به همراه داشته است. مهمترین نتایج بررسی سیستماتیک کمیته سدهای بزرگ که روی 153 سد در 52 کشور از قاره‌های مختلف جهان صورت گرفت، حاکی از این است که :
عملکرد تعداد قابل ملاحظه‌ای از سد‌های بزرگ کمتر از اهداف طراحی آنها بوده است.
اغلب سدها در مرحله ساخت از 2 تا 10 سال تاخیر در اتمام پروژه برخوردار بودند که در نتیجه گران‌تر تمام شدند.
قیمت تمام شده 81 سد ارزیابی شده، 56 درصد از برآورد طراحی اولیه آنها بیشتر شده است .
شبکه‌های آبیاری زیر سدها عموما به اهداف طراحی دست نیافتند به عنوان مثال در کشور خودمان ایران، شبکه‌های آبیاری سد دز در خوزستان که بیش از 38 سال از ساخت آن می‌گذرد هنوز ساخته نشده است.
ارزیابی سدهای تامین آب شهری نشان داد که 25 درصد از 29 سد ارزیابی شده، 50 درصد زیر ظرفیت طراحی عمل کردند و 25 درصد دیگر، بیش از ظرفیت طراحی از خود قابلیت نشان دادند که البته 25 درصد دوم از جمله سدهای چندمنظوره بودند.
در مورد سدهای کنترل سیلاب، نتایج به‌جز مواردی تقریبا رضایت‌بخش بود.
از نظر تولید برق، سدها به اهداف طراحی نزدیک بودند و نتایج رضایت‌بخشی به‌ دست دادند.
و بالاخره اینکه مشخص شد حتی سدهایی که بعد از سال 1990 و قبل از 2000 ساخته شدند عاری از معضلات زیست‌محیطی نبودند! حال بعد از بررسی‌های کارشناسان محیط زیست و سایر متخصصان روی نتایج مطالعات کمیته سدها به‌شرحی که آمد، در اینجا می‌توان مهم‌ترین آثار کلی و منفی سد‌ها که از دهه 1990 مورد توجه قرار گرفت را به‌شرح زیر خلاصه کرد:
چند پاره شدن رودخانه‌هایی که چندین سد در مسیر خود دارند
دگرگونی زیست محیطی پیکره رودخانه
اشباع اراضی پایین‌دست سدها
تبخیر بیشتر از سطح دریاچه سدها
در مواردی اثرات منفی روی تغذیه آبخوان‌ها
آواره‌گی و جابه‌جایی اجباری ده‌ها میلیون نفر
ممانعت از مهاجرت ماهیان و سایر آبزیان
ایجاد تغییر در جریان طبیعی رودخانه
تجمع رسوبات و مواد غذایی در مخازن سدها، پایین‌دست از دسترسی به آنها محروم می‌شود
تخریب 650 سد در آمریکا
بعد از مشخص شدن آثار و پیامدهای زیانبار سدسازی در جهان که در برخی نقاط همچون آمریکا به انقراض نسل آبزیان منجر شده بود، جنبش تخریب سدها به تدریج آغاز شد. این جنبش در آمریکا سال‌هاست آغاز شده و ارقام مختلف گزارش‌ها حاکی است که تا سال 2007 بیش از 650 سد در این کشور تخریب شده است. بر اساس گزارش‌های موجود در مسیر رودخانه بزرگ ایالت ماین در آمریکا، سدهای ساخته شده سبب انقراض نسل ماهی آزاد آتلانتیک می‌‌شدند که پس از تخریب سد ادوارد در سال 1999 از آن پس وضعیت ماهی‌ها بهتر شد. از سوی دیگر در ایالات متحده قرار است در سال 2009 دو سد دیگر هم تخریب شود که یکی از این دو سد با 70 متر ارتفاع بلندترین سدی است که در آمریکا تخریب می‌شود. توجه به این نکته نیز ضروری است که همزمان با تخریب سدها در آمریکا، از دهه 1990 ساخت سدهای جدید هم ادامه یافت اما نه به شیوه گذشته، بلکه تمامی ملاحظات زیست محیطی در جریان ساخت سدها رعایت شده و می‌شود تا پیامدهای سدها روی محیط زیست کمتر باشد.
در ایران چه باید کرد؟
حال با آنچه درباره مزایا و معایب سدها به اجمال و فشرده بیان شد، سوال اینست که در ایران چه باید کرد؟ در تحلیل‌های فنی، سد بر شانه‌های کوه می‌نشیند و مطالعات ژئوتکنیک و مکانیک خاک پاسخ پایداری آن را می‌دهد. اما در تحلیل اجتماعی و اقتصادی سد، متغیرهای بیشتری دخالت می‌کند، زیرا سد بر شانه‌های مردم و طبیعت می‌نشیند و این هر دو باید تحمل سنگینی آن را داشته باشند. بنابراین مهمترین متغییرهای اثرگذار بر سیاست‌های سدسازی را می‌توان در دسترسی به آب برای همه افراد، جمعیت و روند افزایش آن، الگوی مصرف آب، الگوی مصرف غذا، پایداری منابع زیست‌محیطی، حفاظت اراضی کشاورزی و ممانعت از فرسایش خاک و مدفون شدن در توسعه شهرها خلاصه کرد. اما وضعیت آب جهان چگونه است ؟ وضعیت آب در جهان رو به وخامت گذارده است، چراکه جمعیت جهان هرساله حدود 75 میلیون نفر افزایش می‌یابد، الگوی مصرف آب با ارتقای سطح زندگی، در حال ترقی است، آب‌های زیرزمینی رو به نقصان گذارده است، کیفیت آبها مرتبا رو به کاهش می‌رود، استحصال آب با محدودیت بیشتری روبه‌رو شده به‌طوری که از 43000 کیلومتر مکعب آب تجدیدشونده حدود 38000 کیلومتر مکعب برداشت آن برداشت شده که از این میزان حدود 26600 کیلومتر مکعب آن به مصرف کشاورزی، 7600 کیلومتر مکعب برای صنعت و 3800 کیلومتر مکعب هم برای مصارف شهری و بهداشت مورد استفاده قرار گرفته است که در این میان سهم کشاورزی بسیار قابل‌توجه است. در جهانی که ما زندگی می‌کنیم هم‌اکنون حدود 2/2 میلیون نفر از محروم از بهداشت و 2/1 میلیون نفر هم محروم از آب سالم هستند. به همین دلیل مدیریت آب اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده و چند سالی است که از مدیریت به‌هم پیوسته و مشارکتی سخن می‌رود، زیرا نگرش به آب در دهه‌های اخیر همواره در تغییر بوده است. حال می‌پردازیم به اقلیم و آب در ایران . ایران با قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان، کشوری خشک شناخته می‌شود که 67 درصد آن کوهستان و کویر است. به‌طور متوسط 250 میلی‌متر بارندگی دارد که از 30 درصد متوسط بارندگی جهان هم کمتر است. از 130 میلیارد متر مکعب آب‌های تجدیدشونده آن 30 درصد تنها در 5 درصد مساحت کشور و 70 درصد مابقی در 95 درصد کشور جاری است. همچنین بارندگی کشور برخلاف نواحی سبز و جنگلی جهان در ماه‌های آذر تا اواسط فروردین که نیاز آبی گیاهان و محصولات کشاورزی اندک است صورت می‌گیرد و در زمانی که گیاهان به آب نیاز دارند بر عکس نواحی سبز جهان بارندگی صفر است. جمعیت هم که مرتبا در حال افزایش است . با این اقلیم و با این منابع آب، ایران از گذشته‌های دور چند هزار ساله، برای مبارزه با گرسنگی و قحطی نیازمند آبیاری مصنوعی بوده و به همین دلیل از پیشتازان سدسازی در جهان شناخته شده است.
بحران غذا
اما امروز جهان علاوه بر آب با بحران غذا هم روبه‌رو است، هم جمعیت زیاد می‌شود و اینکه همه زمین‌ها به زیر کشت رفته‌اند و زمین بیشتری وجود ندارد، آب‌های زیرزمینی کاهش پیدا کرده‌اند و زمین‌های کشاورزی با خطرات فرسایش و بیابان‌زایی روبه‌رو هستند و با رشد فزاینده اقتصاد کاذب جهانی و اضافه شدن بر جمعیت طبقه متوسط جهان، الگوهای مصرف منابع ضایع‌کن غربی جایگزین الگوهای سنتی می‌شود. لذا دسترسی کشورهای در حال توسعه به بازار‌های غله جهان روز به روز دشوارتر می‌شود، به‌طوری ‌که پیش‌بینی می‌شود روزی فرا رسد که غله‌ای برای فروش در بازار نباشد. سد هم رحمت است و هم لعنت، حال چگونه باید بین این عوامل متضاد، سازگاری ایجاد کرد؟ با سیمایی که از بحران آب و غذا در جهان و به تبع آن در ایران و رشد جمعیت ترسیم شد می‌بینیم که سدسازی هم می‌تواند رحمت باشد و هم لعنت! نلسون ماندلا رئیس‌جمهور پیشین آفریقای‌جنوبی در سخنرانی اختتامیه گزارش کمیته جهانی سد‌ها به‌طور رسا گفت: «مشکل، سدها نیستند بلکه مشکل تشنگی است، مشکل خاموشی روستاهاست. کلبه‌های روستاییان بدون روشنایی، بدون آب آشامیدنی و بدون بهداشت است و دوران جمع‌آوری و حمل آب با دست سپری شده است.» پس سخن آخر این است که سدسازی آخرین گزینه است، یعنی زمانی باید اقدام به سد سازی کرد که هیچ گزینه بهتری وجود نداشته باشد. در این هنگام است که باید تمامی استانداردهای تعریف شده بین‌المللی هم رعایت شود. نمی‌توان سفارش کرد یا دستور داد که در فلان نقطه سد ساخته شود، نمی‌توان هم نسخه نوشت که نباید سد ساخته شود، بلکه منطق توسعه و نیاز‌های جامعه حکم می‌کند که در قالب طرح آمایش سرزمین یا طرح جامع توسعه، گزینه‌های متعدد توسعه که یکی از آنها سدسازی است بر پایه‌های علمی و منطقی توسعه مطالعه، بررسی، مقایسه و بر اساس همان موازین، گزینه برتر که شرایط محیط زیست پایدار در آن ملحوظ شده باشد انتخاب گردد. زیرا نمی‌توان به یک انسان گفت آب ننوش و بمیر، زیرا همانطور که گفتم سدسازی هم رحمت است و هم لعنت و ما باید دنبال رحمت آن باشیم، نه لعنت آن! 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 11:40  توسط انجمن  | 

ديدگاه رييس انجمن ديده بان كوهستان در مورد چهارمين همايش انجمن





در روز 20 شهریور ، همایشی با عنوان « صنعت سد سازی با همه ی مزیت ها و معایب » از سوی انجمن اعضای هیات علمی موسسه ی تحقیقات جنگل ها و مراتع در محل سالن همایش های این موسسه برگزار شد . پس از همایش « سدها و توسعه » که در 29 اردیبهشت گذشته از سوی دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ، و انجمن دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست ایران برگزار شد ، همایش 20 شهریور را می توان دومین نشستی دانست که با نگاه انتقادی به موضوع سد سازی می پردازد . البته در ماه های گذشته ، مقاله های چندی در این زمینه منتشر شده  که این ها به اضافه ی دو کتاب  رودهای خاموش ( پاتریک مک گالی ، ترجمه ی فاطمه ظفرنژاد ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1386 ) و  سدها و توسعه  ( نگارش کمیسیون جهانی سدها ، مدیر گروه ترجمه : محمد سعید کدیور ، انتشارات موسسه ی عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی ، 1386 ) به برآمدن دیدگاه های انتقادی در خصوص پروژه های سد سازی که پیش از این  بی برو برگرد مفید دانسته می شدند ، کمک موثری کرده اند .

سخنران اول در همایش 20 شهریور ، احمد آل یاسین بود که از پیش کسوتان صنعت سد سازی ایران و از مدیران اولیه ی سد دز است . او نخست توضیحاتی در مورد فایده های سد ها داد : 30 تا 40 درصد از 277 میلیون هکتار اراضی آبی جهان به سدهای بزرگ وابسته اند ؛ 12 تا 16 درصد از مواد غذایی جهان محصول سدها است [ همین آمار نشان می دهد که سهم سدها در تولید موادغذایی چقدر کم است ] . او همچنین گفت که از 43000 کیلومتر مکعب آب شیرین تجدید شونده که در جهان وجود دارد ، 38000 کیلومتر مکعب آن استحصال شده که از این مقدار ، 26600 کیلومتر مکعب در کشاورزی استفاده می شود . در سال 1950 سرانه ی آب شیرین در جهان ، 17200 متر مکعب بوده که امروزه به 6400 متر مکعب رسیده و در سال 2025 به 4700 خواهد رسید . سرانه ی آب در ایران ، امروزه 1800 متر مکعب است و در سال 1400 به 1300 متر مکعب خواهد رسید . در ایران سی درصد آب شیرین ، در پنج درصد خاک کشور ( خوزستان ) جاری است و بیشتر بارش ها را در فصل های سرد سال که نیاز آبی گیاهان ناچیز است ، داریم .

آل یاسین سپس گفت که از دهه ی هشتاد میلادی به بعد ، نگاه انتقادی به سد ها شروع شد ؛ در این ارتباط ، آثار منفی زیست محیطی مانند چند پاره شدن رودخانه ها ، دگرگونی زیست محیطی پیکره ی رودها ، اشباع اراضی پایین دست ، اختلال در مهاجرت ماهیان ، و جابه چا شدن جامعه های انسانی ، مورد توجه قرار گرفت . « کمیته ی سدهای بزرگ » که در سازمان ملل شکل گرفت ، به این نتیجه رسید که عملکرد تعداد زیادی از سدها ، کم تر از اهداف طراحی شده بوده ، بیشتر سدها تاخیرهای 2 تا 10 ساله در اجرا داشته اند ، و هزینه ی تمام شده ی سدها بالاتر از هزینه ی پیش بینی شده بوده است . در جمع بندی نهایی ، آل یاسین گفت که سدها در تحلیل فنی ، بر شانه ی کوه ها می نشینند ، اما در تحلیل اجتماعی ، آن ها بر شانه های مردم و طبیعت می نشینند . به عقیده ی او ، سد سازی باید آخرین گزینه [ در چاره جویی برای تامین آب و برق ] باشد و در ساخت آن ها باید همه ی استانداردهای زیست محیطی که در حهان امروز شناخته شده ، لحاظ شود . آل یاسین همچنین گفت که مشکل اصلی محیط زیستی ایران و جهان ، افزایش جمعیت است که خود به خود افزایش نیاز به آب و انرژی را پیش می آورد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:34  توسط انجمن  | 

بیانیه پایانی جمعي از شرکت کنندگان در چهارمین همایش علمی انجمن



بازنگري در روند سدسازي درکشور

فاجعه سد های تخریب گر زیست محیطی ، چه فردایی را رقم خواهد زد؟

رده 132 بعنوان جايگاه ايران در زمينه حفاظت از محيط زيست نشان مي دهد که کشور عزيزما از 90 درصد کشورهاي جهان در اين زمينه عقب تر است و ما از بابت بي توجهي به محيط زيست، جزء تخريب يافته ترين کشورهاي جهان بشمار مي رويم. اين درحالي است که ايران از معدود کشورهايي است که در قانون اساسي خود حفاظت از محيط زيست را تاکيد کرده است. در اصل 48 قانون اساسي رعايت بدون تبعيض بهره برداري ازمنابع طبيعي تاکيد شده است و در اصل 50 حفظ محيط زيست وظيفه عمومي تلقي شده و فعاليت هاي اقتصادي و غيرآن که با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيداکند ممنوع اعلام شده است. همچنين اصل 44 قانون اساسي لزوم تداخل و تعامل بخش هاي خصوصي و تعاوني در کليه فعاليت ها را الزامي مي سازد. ايران از امضاکنندگان دستورکار 21 گردهمايي سران زمين ريودوژانيرو در 1992 بود و نيز در 1994 ايران پيمان مقابله با بيابانزايي را امضاکرد. رويکرد سازه اي عرضه آب، ناقض قوانين و تعهدات يادشده است و سدسازي از عوامل تخريب محيط زيست بشمار مي رود که آسيب جبران ناپذيري به آبخيزها، کوهستان ها، جنگلها و رودخانه ها تا سيلابدشتها، دهانه ها، تالاب ها، درياچه ها، ودرياهاي کشور وارد کرده است .

سدسازي فعاليتي بيابانزا بشمار مي رود. هرسد دست کم 5 هزار هکتار اراضي جنگلي در بالادست و مخزن تا پائين دست را تخريب و تهديد مي کند. هرسد سالانه بخشي از آب تجديد پذير کشور را تبخير مي کند و سالانه تا 5 ميليارد مترمکعب يا بيشتر از آب تجديد پذير کشور از پشت سدها تبخير مي شود. سدها تغيير کاربري زيادي در طبيعت ايجاد مي کنند. سدها سبب تخريب يا تهديد جدي اکوسيستم هاي آبي و زيستگاه هاي وابسته به آن در تالاب ها و درياچه هاي کشور شده اند. دشتهاي پائين دست گاه در اثر ورود آب جديد، با زهدارشدن و بالاآمدن سفره زيرزميني روبرو شده اند که درنتيجه توان توليد پيشين خود را ازدست داده اند. انحراف آب با يک سد گاه سبب حذف حقابه نوشته يا نانوشته دشتي ديگر شده است. سيلابدشتهايي که سفره زيرزميني آنها با سيلاب تغذيه مي شد با احداث يک سد در مسير سيل، با کاهش آب د ر اراضي آبي ديرينه خود روبرو شده اند.

بررسي ها نشان داده اند که فايده هاي نسبت داده شده به سدها بسيار اغراق آميز و غيرواقعي بوده اند. شرکتهاي مشاور و پيمانکار سدساز به روياپردازي هاي غيرواقعي دست مي زنند. فرايند تصميم گيري شفاف نيست و دربرابر اشتباهات و پيامدهاي ناسازگار سدها پاسخگويي وجود ندارد. داده هاي مربوط به سدها از دسترس عموم بيرون است.. دانش بومي اين سرزمين با 6 هزارسال پيشينه تمدن و خدمت درخشان به دانش بشر بويژه درزمينه دسترسي و بهره برداري درست و پايدار از منابع آب مانند قنات ها، آب بندان ها، مخزن هاي زيرزميني و ....در رويکرد مديريت بخش آب با سدسازي ناديده گرفته مي شود. و نبايد آسيب‌ سدها به ميراث فرهنگي و تاريخي و اهميت آن در هويت و وحدت ملي را از نظر دور داشت. کساني که در پائين دست حقابه و يا حق ماهيگيري و معيشتشان از رودخانه ضايع مي شود و نيز کساني که خانه زادگاه و معيشت خود در سايه ساخت يک مخزن را ازدست مي دهند، حقوق حقه شان ناديده گرفته مي شود. مطالعات مديريت جامع منابع و مصارف در آبخيزها انجام نشده است.

راندمان کاربرد هر مترمکعب آب در کشور کمتر از 0.4 يا 40 درصد است. آيا بهترنيست که به جاي ساخت سدها، بکمک رويکردهاي بسيار کم هزينه تر مديريت تقاضا ازجمله کاهش هدررفت؛ رقم فوق را دست کم به 1 برسانيم که به معني 2.5 برابر شدن حجم آب در دسترس کشور خواهد بود؟

راهکارهاي بدون سدسازي تأمين آب و نيرو گذشته از تطابق کامل با مفاد اصول 48 و 50 قانون اساسي و تعهدات بين المللي کشور با شيوه‌نامه‌هاي توسعه‌ي پايدار و تخصيص موثر نيز هم‌خواني بيشتري دارند. بخش خصوصي به خوبي مي‌تواند در اين رويکرد به همکاري بپردازد. اين راهکارها از ساخت هر سدي کم‌هزينه‌ترند و دانش بومي درخشان آزموده شده در اين سرزمين را نيز بکار مي گيرد.

اثرات منفي سدها بر محيط زيست فيزيكي، بيولوژيكي و اجتماعي آن‌قدر زياد است كه بسياري از كشورهاي توسعه‌يافته از دهه‌ي 70 به اين‌سو ديگر نه تنها سدي نمي‌سازند كه به جمع كردن و برچيدن سدهاي خود به قيمت‌هاي بسيار گزاف پرداخته اند تا اثرات منفي آنها بر محيط را بزدايند و رودخانه‌ها را احيا كنند؟ (بانك‌ جهاني در پنجاهمين سالگرد تأسيس خود اعلام كرد: 80 درصد سدهايي كه نسخه‌ي ساختش توسط اين سازمان در طي 50 سال گذشته در جهان و به‌ويژه كشورهاي در حال توسعه پيچيده شده، نبايد ساخته مي‌شدند، زيرا ضررهاي زيست‌محيطي آنها بيش از منافع آن بوده‌اند!).

با توجه به اين كه در ايران تاکنون ارزيابي تطبيقي و راستي آزمايي سدها انجام نگرفته است و هم‌چنين با عنايت به اين كه بخش بزرگي از شبکه هاي آبياري منسوب به سدهاي ساخته‌شده هنوز ساخته نشده است و برآورد شده که با روند کنوني 70 سال زمان براي ساخت و اتمام آنها نيازاست، آيا بهترنيست ساخت هر سد جديدي را به اتمام کامل طرح هاي گذشته و رسيدن به درآمدهاي موعود آنها موکول کنيم؟

بنا به مراتب فرزانگی ، ایجاب می کند که از طراحی و ساخت هر سد جدید بگذریم و با توجه به دستاوردهای علمی جدید در پی جلوگیری از تخریب زیست محیطی به نحوه گزینش های علمی روز جهان دست یابیم

با همه عشق به اين سرزمين که ميراث پرافتخار نياکان ماست چشم در راه واکنش شايسته مسئولان هستيم .

بهرام آبتین دکتر فریبرز آذر پناه مهندس اسماعیل احمدی بانو دکتر لقا اردلان مهندس محمد اسدی اسداله افلاکی مهندس محمد اویسی مهندس مرتضی بدیعی مهندس امیر پریزاد بانو گیتی پورفاضل دکتر جهانگیر نژاد بانو مژگان جمشیدی عیسی خان حاتمی دکتر احمد حیدری نیا دکتر هوشنگ خیر اندیش دکتر محمد علی دادخواه محمد درویش بانو دکتر فاطمه رحمانی مهندس آرش رحمانی دکتر علی رضایی مهندس اشکان رضوی مهندس کورش زعیم دکتر شاهین سپنتا نرگس ستوده عبدالفتاح سلطانی مهندس مجید ضیایی دکتر مهران عربی (اورک) مهندس حسین عزت زاده مهندس احمد فرخی دکتر محسن فرشاد مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی دکتر علی حاج قاسمعلی لهراسب قلی پور دکتر اسماعیل کهرم پروفسور امید علی کرم زاده دکتر ناصر کرمی علی محمودی دکتر مهرداد نامداری دکتر علی اکبر نقی پور مهندس حبیب یکتا

گروه دیده بان کوهستان جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست

دوستداران محیط زیست و میراث فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد های : اهواز مسجد سلیمان شوشتر دزفول ماهشهر و ایذه

دوستداران محیط زیست و میراث فرهنگی دانشگاه چمران اهواز دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست اهواز

شبکه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی و منابع طبیعی استان گیلان

انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان

انجمن دوستداران میراث فرهنگی فارس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریشا ایذه

انجمن دوستداران میراث فرهنگی مسجد سلیمان دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست هفتکل

خانه مطبوعات استان چهارمحال بختیاری انجمن کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان

انجمن تاریخی و اموراجتماعی رستاد فارس

انجمن هزارگان پارسه فارس انجمن فرهنگی آریانا فارس

کانون بارگاه مهر اصفهان انجمن آناهید اهواز

انجمن آناهیتا اهواز انجمن اهورا منش فارس

نشریه زاگرس چهارمحال بختیاری گروه فرهنگی و هنری ایران زمین شوشتر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:29  توسط انجمن  | 

سدی بر ویرانه‌های جنگل در البرز!

 

    من امیدوارم نسل‌های آینده هنگامی که به گذشته می‌نگرند و می‌پرسند «چرا نیاکان ما به نام همه ماهی‌هایی که در دریا زندگی می‌کنند به مهندسان اجازه دادند تا رودهای ما را کاملا ویران کنند» به ما با خفت و استهزا ننگرند.

اد آوریل، رئیس فدراسیون حیات وحش اورگون

     بلدوزرها در سراسر منطقه لفور مازندران سراشیبی جاده‌های خاکی را بالا و پایین می‌روند. در میان خیل بی‌شمار بلدوزرها، عبور و مرور کامیون‌های غول‌پیکر و حامل سنگ حكایت از تخریب‌های گسترده در منطقه دارد. با عبور از پیچ و خم جاده‌های خاکی عریض و طویل به تعداد بلدوزرها و بیل‌های مکانیکی افزوده می‌شود. زمان قابل توجهی طول می‌کشد تا از پایین تاج سد به بالا می‌رسیم. انگار اینجا دنیای دیگری است، دیگر نه جنگلی باقی مانده و نه حیات وحشی، نه روستا و نه روستانشین، تا چشم كار می‌كند جنگل تماما پاكتراشی شده است. با خودم مرور می‌کنم: سد میجران در جنگل‌های رامسر، سد شفارود گیلان، سد زرین گل، سلیمان تنگه روی تجن، سد منگل روی هراز، سد سیاه بیشه و بسیاری از سدهایی که در قلب بهترین و بکرترین جنگل‌های هیرکانی ایران یا ساخته شدند یا در حال ساخت هستند و اینک سد البرز! سدی که از همه نمونه‌های پیش گفته بزرگ‌تر و ویرانگرتراست. انگار هر کجا جنگل بکری وجود داشته سدسازان در انتظار فصل جدیدی از ساخت و ساز نشسته‌اند تا خواسته‌هایشان را بر سر زمین و جنگل پیاده کنند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:39  توسط انجمن  | 

انعکاس خبر برگزاری چهارمین همایش علمی انجمن در روزنامه کارگزاران

 

 سد‌سازی موضوع نشست اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع

       كارگزاران: چهارمین نشست علمی انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، 20 شهریورماه در محل موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع برگزار می‌شود. «صنعت سدسازی با همه مزیت‌ها و معایبش»، موضوع چهارمین نشست علمی این انجمن است. این موضوع، زمانی برای پژوهشگران حوزه منابع طبیعی كشور اهمیت بیشتری می‌یابد كه بدانیم، پایداری اغلب اكوسیستم‌‌های ایران‌زمین، رابطه تنگاتنگی با رعایت موازین علمی در جانمایی، ساخت و نگهداری سدهای بزرگ مخزنی كشور دارد. از این رو، انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع تصمیم گرفته است با حضور دو نفر از اساتید و صاحب‌نظران متخصص این حوزه، احمد آل‌یاسین و فاطمه ظفرنژاد، این موضوع مهم را به چالش كشد. این نشست ساعت 10 صبح چهارشنبه 20 شهریورماه سال جاری در محل تالار اجتماعات موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع برگزار می‌شود. ورود همه علاقه‌مندان و صاحب‌نظران در این هم‌اندیشی آزاد است.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 1:16  توسط انجمن  | 

بحران مقالات علمي‌پژوهشي در ژورنال‌هاي داخلي كشور

     آيا واقعا ما با كمبود مقاله و پژوهش روبرو هستيم؟ آيا توليد مقاله پژوهشي مرتبط با ساختار سياسي و نوع مديريت حاكم بر حوزه علم و پژوهش نيست؟ آيا همه محققان از بس كه مقاله نوشته‌اند، خسته شده‌اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 0:17  توسط انجمن  | 

درآمدي بر نقش گياهان بر محيط زيست

     ریشه ارتیاط و علاقه انسان به گیاه از سال‌های بسیار دور و شاید از دوران انسان‌های اولیه نشأت می‌گیرد. در طول تاریخ استفاده از گیاه مسیر تكاملی و اشتقاق علمی گسترده‌ای داشته است. در این راستا از زمان مهاجرت قوم ماد به فلات ایران، مردم این سرزمین همواره در توسعه فضای سبز و كاشت گیاهان كوشا بوده‌اند، به طوری كه روزگاری ایران به نام كشور گل و بلبل شهرت داشت. متأسفانه در چند دهه‌ي اخیر، حرمت سبزينه و منابع طبيعي، جايگاه خويش را در سرزمين مادري از دست داده و مورد بی مهری بسیار قرار گرفته و مي‌گيرند. از اين رو، بالا بردن سطح آگاهی‌های مردم در مورد فضای سبز و آشنایی با خواص گیاهان ضرورتی است كه مانع بروز فاجعه نابودی شهرها بر اثر آلودگی هوا و محیط زیست می‌شود.
    چنين است كه اهمیت دادن به نقش فضای سبز در زندگی انسان‌ها و ایجاد علاقه‌ي بیشتر به درخت و ديگر مواهب طبيعي، رسالتي است بسیار مهم كه به مصداق‌هايي از فوايد درختان در اين مجال اشاره می‌شود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 3:0  توسط انجمن  | 

خطری که جدی اش نمی گیریم!

   از دیگران

    شايد هنوز گروهي به ياد داشته باشند كه در هنگام ارايه‌ي لايحه‌ي بودجه‌ي سال 1382 (آذرماه 81)، يعني واپسين سال اجراي برنامه‌ي پنج‌ساله‌ي سوّم توسعه‌ي كشور، هنگامي كه مجامع پژوهشي و دانشگاهي دريافتند كه چه اجحاف بزرگي ممكن است به سهم تحقيق از توليد ناخالص ملّي در سال آينده روا داشته شود، در اجماعي كم‌نظير، چهار وزير، يكصد نماينده‌ي مجلس و رؤساي 13 نهاد پژوهشي عمده‌ي ايران، با ارسال نامه‌هايي جداگانه به عالي‌ترين مقام وقت اجرايي كشور (سيد محمّد خاتمي)، نگراني عميق خويش را از كاهش اعتبارات فصل پژوهش در بودجه‌ي پيشنهادي سال 1382 اعلام كردند (همشهري، شماره 2907 مورخ دوّم آذرماه 1381).
    به هر حال، اگر هم از ياد برده‌ايد، چه بهتر! چرا كه اگر از عاقبت آن نامه اطلاع يابيد و بدانيد كه روند كاهنده‌ي اعتبارات پژوهشي كماكان در طول همه‌ي اين پنج سال تا امروز ادامه يافته است، بيشتر افسوس مي‌خورديد و لب مي‌گزيديد!
    آخر مگر مي‌شود كشوري براي خود سند چشم‌انداز 20 ساله تعريف كند و بخواهد كه در سال 1404 هجري شمسي در شمار سرآمدگان ممالك توسعه‌يافته منطقه و الگوي جهان اسلام باشد و براي نيل به اين آرمان بزرگ، خود را مقيد بداند كه دست‌كم در طول پنج سال نخست اجراي سند، سالي سي و سه صدم درصد به سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملّي بيافزايد؛ امّا در نهايت، آنچه كه از وراي همه‌ي اين برنامه‌ها و اهداف بلند‌مدّت و به رغم همه‌ي هشدارها، زنهارها، تأكيدها و خواهش‌ها سر برون مي‌آورد، چيزي نباشد جز كاهش بيشتر اعتبارات پژوهشي از سال 1382 تا امروز! چرا؟!
    به سخنی ديگر، هر چند که اهميت پژوهش چنان است که بخشي از بدنه‌ي سياسي و تصميم‌گيري کشور را نسبت به وضعيت و دورنمای آينده‌ي آن به واکنش وا میدارد؛ رخدادی که تا چندين دهه‌ي پيش پنداشتِ آن هم در اين مقياس به سختی امکان¬پذير بود، ليکن واقعيت آن است که برکامه‌ي همه‌ي حساسيت‌ها، هنوز اراده‌ي غالب در دست کسانی است که سرمايه گذاری در بخش پژوهش را هدر دادنِ اندوخته‌ي ملّی میدانند و نوعي هزينه برمي‌شمرند. بنابراين، در هنگام اتخاذ سياست‌هاي صرفه‌جويانه، يكي از هزينه‌ها كه بايد كم شود، اعتبارات فصل پژوهش خواهد بود! کافی است بدانيم مطابق پيش بينی برنامه‌ي سوّم قرار بود که در سال 1381 سهم تحقيقات از توليد ناخالص داخلی به 87/0 درصد برسد، در حالي که عملاً اين مقدار از 42/0 درصد تجاوز نکرد ( اين مقدار در مقايسه با كشورهاي پيشرفته با شرايط و جمعيت مشابه ايران حدود يك دويست و پنجاهم است - همشهري، ش 2412)؛ روند نگران کننده ای که شوربختانه بايد اعتراف كرد در سال‌هاي بعد نيز ادامه يافت. مثلاً در سال 1382 بنابر لايحه‌ي دولت، تنها 28/0 درصد از توليد ناخالص ملّی براي فصل پژوهش منظور شد، در حالي كه اين رقم در سال 1348 به 4/0 درصد از توليد ناخالص ملّی بالغ مي‌شد! اين در حالي است كه به شهادت اهل فن: «اگر يك درصد توليدات ناخالص كشور به تحقيقات اختصاص داده نشود، آنچه حاصل مي‌شود، چيزي جز اتلاف منابع مالي نخواهد بود.» با اين وجود و به رغم چنين تأكيد و پيشينه‌ي زنهاردهنده و عبرت‌آموزي، آنچه در بودجه‌ي سال 1385 براي تحقيقات درنظر گرفته شد، تنها 64 صدم درصد بود و متأسفانه اين سهم در سال جاري (1386) باز هم كاهش يافته و در خوش‌بينانه‌ترين حالت ممكن، به كمتر از پنج دهم درصد رسيده است؛ در حالي كه مطابق پيش‌بيني برنامه‌ي چهارم، بايد اين رقم به «يك و سي و يك صدم درصد» توليد ناخالص ملّي افزايش مي‌يافت.
    جالب‌تر – يا شايد غم‌انگيز‌تر - آنكه پيش‌تر قرار بوده و در متن قانون برنامه‌ي دوّم نيز مورد تأكيد قرار داشته كه تا سال 1378 مي‌بايست يك و نيم درصد از توليد ناخالص داخلي به تحقيقات اختصاص يابد (حبيبي، 1375)! از آن قابل‌تأمل‌تر اين كه مطابق برنامه‌ي نخست توسعه نيز قرار بوده سهم تحقيقات در سال 1372 (سال پاياني برنامه) به يك درصد  توليد ناخالص داخلي برسد (مكنون، 1375)؛ درحالي كه حتا 14 سال بعد نيز اين رقم به نيمي از آنچه كه در نخستين برنامه‌ي پنج‌ساله هم پيش‌بيني شده بود، نرسيد! چه حقيقتي از اين گوياتر در توصيف فرآيند برنامه‌نويسي (بخوانيد برنامه‌سازي) ملّی كشور؟ بي‌دليل نيست كه افقي را كه نخبگان كشور در سال 1375 براي بخش كشاورزي در پايان برنامه‌ي سوّم ترسيم كرده بودند، فراهم كردن 7 تا 8 ميليارد دلار درآمد بوده است (طلايي، 1375).

     فرازناي كلام آن كه:
    پژوهش‌مداري و پرورش و تربيت پژوهشگراني كارآفرين و خلاق (هشدار دكتر حسين آخاني را كه در روزنامه‌ي هم‌ميهن 16 خردادماه به چاپ رسيد، بسيار جدي بگيريد)، بايد خود نخستين اولويت راهبردي كشور باشد. در غير اين صورت، نتيجه همان خواهد شد كه تاكنون رخ داده و عملاً مشاهده مي‌كنيم كه در اغلب سال‌هاي دهه‌ي گذشته، ايران از نظر روند حركت بهره‌وري بدترين وضعيت را در بين كشورهاي آسيايي داشته است و حتا از سال 1376 تا 1380، متأسفانه بهره‌وري سرمايه نيز در كشور با رشد منفي 1/5 درصدي مواجه شده است (مؤمني، 1381). بي‌دليل نيست كه در نامه‌ي اخير 57 اقتصاددان به رئيس‌جمهور مي‌خوانيم: «در سال‌‏هاي 2005 و 2006 اقتصاد ايران در بين 23 كشور منطقه از نظر رشد اقتصادي به ترتيب مقام نوزدهم و هفدهم را كسب كرده است. تنها كشورهاي يمن، سوريه، قرقيزستان و لبنان از اين نظر پايين‌تر از ايران بوده‌اند.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 10:55  توسط انجمن  | 

معماي جايگاه زيست‌محيطي ايران در جهان!

از ديگران

     اخيراً آمار گوناگوني در مورد رتبه ايران در محيط زيست جهان در مطبوعات منتشر مي‌شود و به‌خصوص از طرف مقامات سازمان حفاظت محيط زيست عنوان مي‌شود كه به‌راستي موجب سردرگمي علاقه‌مندان محيط‌ زيست و به‌خصوص قشر جوانان اين مرز و بوم شده است.
     مثلاً يك رتبه‌بندي، موفقيت ايران را از نظر حفاظت محيط‌زيست در بين 178 كشور جهان، رتبه 132 از اول مي‌داند (46 از آخر!) و به فاصله يكي دو ماه مقامات سازمان اعلام مي‌دارند كه رتبه ايران به مقام پنجاه و سوم ترقي كرده! ولي به‌راستي چه تغييري موجب شده كه ناگهان در اين مدت كوتاه 79 درجه ترقي كند؟ آيا اشتباهي در كار است؟
    يكي دو سال قبل يك موشك 150‌ميليون دلاري كه از طرف سازمان فضايي آمريكا به مريخ فرستاده شده بود و به جاي فرود آرام، به سطح مريخ برخورد كرد و متلاشي شد.
     مدت‌ها تحقيق و تفحص حقيقتي را فاش ساخت كه براي ناسا خيلي خجالت‌آور بود! مهندسان واحد طول را به اشتباه برنامه‌ريزي كرده بودند (اشتباه بين متر و فوت) و اين اشتباه بچگانه موجب شكست اين برنامه فضائي شد.
     حالا مي‌فهمم كه چرا مرحوم پدر در هنگام كمك به حل مسائل رياضي دبستان اصرار داشتند كه حتماً واحد (مثل متر، كيلو، عدد و...) را مقابل جواب بنويسم.  ظاهراً مقامات سازمان هم دچار اشتباه ناسا شده‌اند.
     توضيح آن كه رتبه‌هاي ايران در مورد فوق (صد و سي و دوم و پنجاه و سوم) مربوط به 2 شاخص كاملاً متفاوت مي‌باشد و ربطي به يكديگر ندارد.
     ايران رتبه 132 را در شاخص پايداري محيط زيست (ESI) دارد و از طرفي رتبه 53 را در شاخص عملكرد زيست‌محيطي (EPI) به خود اختصاص داده است.
     در شاخص اول عواملي مانند گازهاي گلخانه‌اي و  نيز معيارهاي اجتماعي تأثير‌گذارند و در مورد شاخص دوم، كيفيت هوا، آب شرب و بهداشت در تعيين رتبه جهاني لحاظ مي‌شود. و اما يك نكته مهم ديگر؛ اين آمارها و رتبه‌بندي، مربوط به سال 2005-2004 است و ربطي به امروز ندارد.
    مي‌گويند: اربابي به نوكر خود گفت: «حسينقلي، امروز مي‌فهمم كه پارسال چه دسته‌گل‌هايي به آب دادم. نوكر گفت قربان سال بعد مي‌فهميد كه امسال چه دسته‌گل‌هايي را به آب مي‌دهيد.» دو سال بعد رتبه ايران را در سال فعلي خواهيم دانست و دسته‌گل‌هايمان را خواهيم شمرد، ان‌شاءالله.

دكتر اسماعيل كهرم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 0:26  توسط انجمن  | 

جلبک ها پتانسیل منبع سوختی خود را نشان می‌دهند!

تریبون آزاد - ۵

    در حالی که قیمت هر بشکه نفت  به حدود 100 دلار نزدیک می‌شود، دکتر روان و همکارانش در دانشگاه مینسوتا در حال تحقیقات برای استفاده از انرژی جلبك‌ها به عنوان یک منبع سوختی تجدید‌پذیر هستند. بعضی از انواع جلبك‌ها به اندازه 50 درصد روغن دارند که می‌توانند به عنوان سوخت جت یا بیودیزل مورد استفاده قرار گیرند. مسأله اساسی کاهش قیمت آن است که حدوداً 20 دلار برای هر بشکه هزینه در بر دارد. به گفته یکی از مسوولان بخش انرژی‌های تجدید‌پذیر، اگر قیمت آن به 2 دلار برای هر بشکه کاهش پیدا کند، آنگاه به آنچه كه به دنبالش هستیم، رسیده‌ایم.
     محققان در حال تحقیق بر روی این موضوع  هستندکه چگونه روغن بیشتری با کارایی بالاتر از جلبک گرفته شود؟ یک شرکت نیوزلندی در سال گذشته یک ماشین رنجروور را که با سوخت جلبک کار می‌کند، به نمایش گذاشت. در حالی که بعضی متخصصان معتقدند که سوخت جلبکی نمی‌تواند برای مدت طولانی جنبه تجاری داشته باشد، اما دکتر روان می‌گوید در چند سال آینده تأسیسات نمایش آن ساخته خواهد شد.
     آقای داگلاس می‌گوید: تبدیل روغن جلبک به بیودیزل همان فرآیندی را دنبال می‌کند که طی آن روغن‌های گیاهی به بیودیزل تبدیل می‌شوند. اما هزینه به دست آوردن روغن جلبک زیاد است. به دلیل اینکه در حال حاضر هیچ بخشی به غیر از آزمایشگاه این فرآیند را انجام نمی‌دهد. 
     دکتر روان می‌گوید: هزینه تولید قابل کاهش است به دلیل اینکه نسبت به گیاهان روغنی ،جلبک جای بسیار کمتری را می‌گیرد. به عنوان مثال در حالی که مساحت 1 ايکر (acre)  ذرت حدود 20 گالون روغن در طول سال تولید می‌کند، از همین مساحت جلبک می‌توان حدود 15 هزار گالون روغن در سال دریافت کرد.
    افزون بر آن، جلبک در همه جا قابل کشت است و نیازی نیست که زمین‌های مورد استفاده برای کشت منابع غذایی را به آن اختصاص داد. جلبک حتا می‌تواند از مواد آلوده و فاضلاب برای تغذیه خود استفاده کند و با آب دریا آبیاری شود.
     مرکز تحقیقات پنتاگون بر روی تحقیقات  تهیه سوخت جت از گیاهان و نیز جلبك‌ها سرمایه‌گذاری کرده است.
    منبع: روزنامه نيويورك تايمز، شماره 2 دسامبر 2007 – برگردان از بهپور (هموطن دانشجوي دکترا مقيم انگلستان)

Algae Emerges as a Potential Fuel Source

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:53  توسط انجمن  | 

پارادوکسی باورنکردنی!

از دیگران

 « مفهوم علم و محك‌هاي آن در طول تاريخ چند هزار ساله بسيار تحول يافته است. ولي مفهوم نوين علم و محك‌هاي اعتبار علمي مستقل از يك فرهنگ يا يك كشور خاص است، جهاني است و اين اجماع دانش‌پژوهان و دانشمندان سراسر جهان است كه آن را تعيين مي‌كند، نه رسانه‌ها و سياستمداران

بخشي از بيانيه‌ي بهمن‌ماه سال جاري انجمن فيزيك ايران

     در سال آينده، از بين 48 دانشگاه شاخص كشور، بودجه‌ي جاري 33 دانشگاه كاهش خواهد يافت. حتا بسياري از آن 15 دانشگاهي كه هم كه رقم عددي بودجه‌ي آنها ظاهراً در سال 1386 قرار است افزايش يابد، مانند دانشگاه تربيت مدرس، دانشگاه بوعلي سينا، دانشگاه قم، دانشگاه كردستان و دانشگاه اروميه كماكان بين يك تا 9 ميليارد تومان كسري بودجه خواهند داشت. به ديگر سخن و در مجموع، آن گونه كه از لايحه‌ي پيشنهادي بودجه در سال 1386 برمي‌آيد، به رغم اعلام تورم 5/11 درصدي، بودجه‌ي جاري دانشگاه‌ها در سال آينده نه‌تنها همپاي تورم افزايش نيافته است، بلكه – دست‌كم – 5/1 درصد نيز كمتر از سال جاري خواهد بود (صفحه ۲۲ از شماره ۱۳۲۹ روزنامه اعتماد مورخ ۲۳ بهمن ۸۵).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 10:58  توسط انجمن  | 

بايدها و نبايدهاي تحقیقات

از دیگران

كمتر روزي است كه از رسانه‌اي در باب بايدها و نبايدهاي حوزه‌ي پژوهش سخني شنيده نشود يا به زيور طبع آراسته نگردد و از زبان يكي از سخندانان و سخن­سنجانِ ايرانی که به ژرفکاوی و موشکافی، چالش‌های اين حوزه را پژوهيده است، نخوانيم يا نشنويم كه پاي‌فشردن بر حل گره‌هاي موجود در اين بخش، بايد نخستين اولويت كشور باشد؛ مديريت ناهمسازِ پژوهشي، موانع متعدد قانوني، اعتبارات ناچيز، تعداد كم محقق و ناكارآمدي همين تعداد اندك، نبود رابطه‌ي درست بين صنعت و پژوهش يا بين پژوهش و آموزش، عدم وجود پشتوانه‌هاي قانوني براي محققان، مشكلات معيشتي آنان، فقدان سياست جامع علمي پژوهشي، نبود فرهنگ كاربستِ پژوهش در كشور، نبودِ امنيت‌هاي لازم حقوقي و منزلت درخورِ اجتماعي و در يك كلام، نبود سامانه‌اي اصولي و منسجم، در شمار گره‌هاي كوري مي‌نمايند كه نخبگان پرمايه‌ي مملکتی پيوسته در سخنگاه­های مختلف كشور از آنها ياد مي‌كنند، ليکن پيدا نيست سرانجام چه هنگام و با چه اراده‌اي آن گره­هاي به ظاهر كور براي هميشه گشوده خواهند شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 11:3  توسط انجمن  | 

صفت‌هاي نه‌گانه ي پژوهش

از دیگران

• پاسخ مشخص و مرتبط به يك پرسش باشند؛
• بر يك نظريه مبتني باشند؛
• درباره واقعيت‌ها باشند؛
• ساده، رسا و قابل انتقال باشند؛
• روشمند باشند؛
• قابل آزمون باشند؛
• موجز و ناظر بر امور مشخص باشند؛
• قابليت عملّیاتي‌شدن داشته باشند؛
• كيفيت زندگي را بهبود بخشند.

- پاره‌اي از آفت‌هاي نظام برنامه‌نويسي و پژوهشي

اين آفت‌ها كه دستيابي به اولويت‌هايي كارآمد را در حوزه‌هاي گوناگون مديريت كشور با دشواري مواجه ساخته‌اند، عبارتند از:
• عدم تعهد و التزام عيني به رعايت هنجارهاي زيست پايدار در تدوين برنامه‌هاي توسعه؛
• عدم هوشمندي و پويايي سامانه‌ي جذب نخبگان؛
• نبود بسترهاي مناسب فرهنگي، اجتماعي در ظرفيت‌سازي پژوهشي، به‌ويژه در حوزه‌ي محيط زيست؛
• نبود اطلاعات دقيق و بهنگام از وضعيت اندوخته‌هاي طبيعي كشور و درجه‌ي آسيب‌پذيري آنها؛
• وجود انديشه‌هاي سنگواره‌اي و جزميّت‌گرا نسبت به حقيقت توسعه‌ي پايدار؛
• نارسايي و ضعف نظام آموزش ابتدايي، متوسطه و عالي كشور در توليد دانش‌آموختگاني مبتكر، نه مقلّد؛
• فقدان فرهنگ كار و خلاقيت جمعي و زاينده به دليل حاكميت تاريخي تفرد و بي‌اعتمادي افراد نسبت به يكديگر.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:0  توسط انجمن  |