تبليغاتX
پورتال انجمن اعضاي هيأت علمي
 

بحران مقالات علمي‌پژوهشي در ژورنال‌هاي داخلي كشور

     آيا واقعا ما با كمبود مقاله و پژوهش روبرو هستيم؟ آيا توليد مقاله پژوهشي مرتبط با ساختار سياسي و نوع مديريت حاكم بر حوزه علم و پژوهش نيست؟ آيا همه محققان از بس كه مقاله نوشته‌اند، خسته شده‌اند؟


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 0:17 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درآمدي بر نقش گياهان بر محيط زيست

     ریشه ارتیاط و علاقه انسان به گیاه از سال‌های بسیار دور و شاید از دوران انسان‌های اولیه نشأت می‌گیرد. در طول تاریخ استفاده از گیاه مسیر تكاملی و اشتقاق علمی گسترده‌ای داشته است. در این راستا از زمان مهاجرت قوم ماد به فلات ایران، مردم این سرزمین همواره در توسعه فضای سبز و كاشت گیاهان كوشا بوده‌اند، به طوری كه روزگاری ایران به نام كشور گل و بلبل شهرت داشت. متأسفانه در چند دهه‌ي اخیر، حرمت سبزينه و منابع طبيعي، جايگاه خويش را در سرزمين مادري از دست داده و مورد بی مهری بسیار قرار گرفته و مي‌گيرند. از اين رو، بالا بردن سطح آگاهی‌های مردم در مورد فضای سبز و آشنایی با خواص گیاهان ضرورتی است كه مانع بروز فاجعه نابودی شهرها بر اثر آلودگی هوا و محیط زیست می‌شود.
    چنين است كه اهمیت دادن به نقش فضای سبز در زندگی انسان‌ها و ایجاد علاقه‌ي بیشتر به درخت و ديگر مواهب طبيعي، رسالتي است بسیار مهم كه به مصداق‌هايي از فوايد درختان در اين مجال اشاره می‌شود:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 3:0 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خطری که جدی اش نمی گیریم!

   از دیگران

    شايد هنوز گروهي به ياد داشته باشند كه در هنگام ارايه‌ي لايحه‌ي بودجه‌ي سال 1382 (آذرماه 81)، يعني واپسين سال اجراي برنامه‌ي پنج‌ساله‌ي سوّم توسعه‌ي كشور، هنگامي كه مجامع پژوهشي و دانشگاهي دريافتند كه چه اجحاف بزرگي ممكن است به سهم تحقيق از توليد ناخالص ملّي در سال آينده روا داشته شود، در اجماعي كم‌نظير، چهار وزير، يكصد نماينده‌ي مجلس و رؤساي 13 نهاد پژوهشي عمده‌ي ايران، با ارسال نامه‌هايي جداگانه به عالي‌ترين مقام وقت اجرايي كشور (سيد محمّد خاتمي)، نگراني عميق خويش را از كاهش اعتبارات فصل پژوهش در بودجه‌ي پيشنهادي سال 1382 اعلام كردند (همشهري، شماره 2907 مورخ دوّم آذرماه 1381).
    به هر حال، اگر هم از ياد برده‌ايد، چه بهتر! چرا كه اگر از عاقبت آن نامه اطلاع يابيد و بدانيد كه روند كاهنده‌ي اعتبارات پژوهشي كماكان در طول همه‌ي اين پنج سال تا امروز ادامه يافته است، بيشتر افسوس مي‌خورديد و لب مي‌گزيديد!
    آخر مگر مي‌شود كشوري براي خود سند چشم‌انداز 20 ساله تعريف كند و بخواهد كه در سال 1404 هجري شمسي در شمار سرآمدگان ممالك توسعه‌يافته منطقه و الگوي جهان اسلام باشد و براي نيل به اين آرمان بزرگ، خود را مقيد بداند كه دست‌كم در طول پنج سال نخست اجراي سند، سالي سي و سه صدم درصد به سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملّي بيافزايد؛ امّا در نهايت، آنچه كه از وراي همه‌ي اين برنامه‌ها و اهداف بلند‌مدّت و به رغم همه‌ي هشدارها، زنهارها، تأكيدها و خواهش‌ها سر برون مي‌آورد، چيزي نباشد جز كاهش بيشتر اعتبارات پژوهشي از سال 1382 تا امروز! چرا؟!
    به سخنی ديگر، هر چند که اهميت پژوهش چنان است که بخشي از بدنه‌ي سياسي و تصميم‌گيري کشور را نسبت به وضعيت و دورنمای آينده‌ي آن به واکنش وا میدارد؛ رخدادی که تا چندين دهه‌ي پيش پنداشتِ آن هم در اين مقياس به سختی امکان¬پذير بود، ليکن واقعيت آن است که برکامه‌ي همه‌ي حساسيت‌ها، هنوز اراده‌ي غالب در دست کسانی است که سرمايه گذاری در بخش پژوهش را هدر دادنِ اندوخته‌ي ملّی میدانند و نوعي هزينه برمي‌شمرند. بنابراين، در هنگام اتخاذ سياست‌هاي صرفه‌جويانه، يكي از هزينه‌ها كه بايد كم شود، اعتبارات فصل پژوهش خواهد بود! کافی است بدانيم مطابق پيش بينی برنامه‌ي سوّم قرار بود که در سال 1381 سهم تحقيقات از توليد ناخالص داخلی به 87/0 درصد برسد، در حالي که عملاً اين مقدار از 42/0 درصد تجاوز نکرد ( اين مقدار در مقايسه با كشورهاي پيشرفته با شرايط و جمعيت مشابه ايران حدود يك دويست و پنجاهم است - همشهري، ش 2412)؛ روند نگران کننده ای که شوربختانه بايد اعتراف كرد در سال‌هاي بعد نيز ادامه يافت. مثلاً در سال 1382 بنابر لايحه‌ي دولت، تنها 28/0 درصد از توليد ناخالص ملّی براي فصل پژوهش منظور شد، در حالي كه اين رقم در سال 1348 به 4/0 درصد از توليد ناخالص ملّی بالغ مي‌شد! اين در حالي است كه به شهادت اهل فن: «اگر يك درصد توليدات ناخالص كشور به تحقيقات اختصاص داده نشود، آنچه حاصل مي‌شود، چيزي جز اتلاف منابع مالي نخواهد بود.» با اين وجود و به رغم چنين تأكيد و پيشينه‌ي زنهاردهنده و عبرت‌آموزي، آنچه در بودجه‌ي سال 1385 براي تحقيقات درنظر گرفته شد، تنها 64 صدم درصد بود و متأسفانه اين سهم در سال جاري (1386) باز هم كاهش يافته و در خوش‌بينانه‌ترين حالت ممكن، به كمتر از پنج دهم درصد رسيده است؛ در حالي كه مطابق پيش‌بيني برنامه‌ي چهارم، بايد اين رقم به «يك و سي و يك صدم درصد» توليد ناخالص ملّي افزايش مي‌يافت.
    جالب‌تر – يا شايد غم‌انگيز‌تر - آنكه پيش‌تر قرار بوده و در متن قانون برنامه‌ي دوّم نيز مورد تأكيد قرار داشته كه تا سال 1378 مي‌بايست يك و نيم درصد از توليد ناخالص داخلي به تحقيقات اختصاص يابد (حبيبي، 1375)! از آن قابل‌تأمل‌تر اين كه مطابق برنامه‌ي نخست توسعه نيز قرار بوده سهم تحقيقات در سال 1372 (سال پاياني برنامه) به يك درصد  توليد ناخالص داخلي برسد (مكنون، 1375)؛ درحالي كه حتا 14 سال بعد نيز اين رقم به نيمي از آنچه كه در نخستين برنامه‌ي پنج‌ساله هم پيش‌بيني شده بود، نرسيد! چه حقيقتي از اين گوياتر در توصيف فرآيند برنامه‌نويسي (بخوانيد برنامه‌سازي) ملّی كشور؟ بي‌دليل نيست كه افقي را كه نخبگان كشور در سال 1375 براي بخش كشاورزي در پايان برنامه‌ي سوّم ترسيم كرده بودند، فراهم كردن 7 تا 8 ميليارد دلار درآمد بوده است (طلايي، 1375).

     فرازناي كلام آن كه:
    پژوهش‌مداري و پرورش و تربيت پژوهشگراني كارآفرين و خلاق (هشدار دكتر حسين آخاني را كه در روزنامه‌ي هم‌ميهن 16 خردادماه به چاپ رسيد، بسيار جدي بگيريد)، بايد خود نخستين اولويت راهبردي كشور باشد. در غير اين صورت، نتيجه همان خواهد شد كه تاكنون رخ داده و عملاً مشاهده مي‌كنيم كه در اغلب سال‌هاي دهه‌ي گذشته، ايران از نظر روند حركت بهره‌وري بدترين وضعيت را در بين كشورهاي آسيايي داشته است و حتا از سال 1376 تا 1380، متأسفانه بهره‌وري سرمايه نيز در كشور با رشد منفي 1/5 درصدي مواجه شده است (مؤمني، 1381). بي‌دليل نيست كه در نامه‌ي اخير 57 اقتصاددان به رئيس‌جمهور مي‌خوانيم: «در سال‌‏هاي 2005 و 2006 اقتصاد ايران در بين 23 كشور منطقه از نظر رشد اقتصادي به ترتيب مقام نوزدهم و هفدهم را كسب كرده است. تنها كشورهاي يمن، سوريه، قرقيزستان و لبنان از اين نظر پايين‌تر از ايران بوده‌اند.»


 

نوشته شده توسط انجمن در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 10:55 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

معماي جايگاه زيست‌محيطي ايران در جهان!

از ديگران

     اخيراً آمار گوناگوني در مورد رتبه ايران در محيط زيست جهان در مطبوعات منتشر مي‌شود و به‌خصوص از طرف مقامات سازمان حفاظت محيط زيست عنوان مي‌شود كه به‌راستي موجب سردرگمي علاقه‌مندان محيط‌ زيست و به‌خصوص قشر جوانان اين مرز و بوم شده است.
     مثلاً يك رتبه‌بندي، موفقيت ايران را از نظر حفاظت محيط‌زيست در بين 178 كشور جهان، رتبه 132 از اول مي‌داند (46 از آخر!) و به فاصله يكي دو ماه مقامات سازمان اعلام مي‌دارند كه رتبه ايران به مقام پنجاه و سوم ترقي كرده! ولي به‌راستي چه تغييري موجب شده كه ناگهان در اين مدت كوتاه 79 درجه ترقي كند؟ آيا اشتباهي در كار است؟
    يكي دو سال قبل يك موشك 150‌ميليون دلاري كه از طرف سازمان فضايي آمريكا به مريخ فرستاده شده بود و به جاي فرود آرام، به سطح مريخ برخورد كرد و متلاشي شد.
     مدت‌ها تحقيق و تفحص حقيقتي را فاش ساخت كه براي ناسا خيلي خجالت‌آور بود! مهندسان واحد طول را به اشتباه برنامه‌ريزي كرده بودند (اشتباه بين متر و فوت) و اين اشتباه بچگانه موجب شكست اين برنامه فضائي شد.
     حالا مي‌فهمم كه چرا مرحوم پدر در هنگام كمك به حل مسائل رياضي دبستان اصرار داشتند كه حتماً واحد (مثل متر، كيلو، عدد و...) را مقابل جواب بنويسم.  ظاهراً مقامات سازمان هم دچار اشتباه ناسا شده‌اند.
     توضيح آن كه رتبه‌هاي ايران در مورد فوق (صد و سي و دوم و پنجاه و سوم) مربوط به 2 شاخص كاملاً متفاوت مي‌باشد و ربطي به يكديگر ندارد.
     ايران رتبه 132 را در شاخص پايداري محيط زيست (ESI) دارد و از طرفي رتبه 53 را در شاخص عملكرد زيست‌محيطي (EPI) به خود اختصاص داده است.
     در شاخص اول عواملي مانند گازهاي گلخانه‌اي و  نيز معيارهاي اجتماعي تأثير‌گذارند و در مورد شاخص دوم، كيفيت هوا، آب شرب و بهداشت در تعيين رتبه جهاني لحاظ مي‌شود. و اما يك نكته مهم ديگر؛ اين آمارها و رتبه‌بندي، مربوط به سال 2005-2004 است و ربطي به امروز ندارد.
    مي‌گويند: اربابي به نوكر خود گفت: «حسينقلي، امروز مي‌فهمم كه پارسال چه دسته‌گل‌هايي به آب دادم. نوكر گفت قربان سال بعد مي‌فهميد كه امسال چه دسته‌گل‌هايي را به آب مي‌دهيد.» دو سال بعد رتبه ايران را در سال فعلي خواهيم دانست و دسته‌گل‌هايمان را خواهيم شمرد، ان‌شاءالله.

دكتر اسماعيل كهرم


 

نوشته شده توسط انجمن در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 0:26 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جلبک ها پتانسیل منبع سوختی خود را نشان می‌دهند!

تریبون آزاد - ۵

    در حالی که قیمت هر بشکه نفت  به حدود 100 دلار نزدیک می‌شود، دکتر روان و همکارانش در دانشگاه مینسوتا در حال تحقیقات برای استفاده از انرژی جلبك‌ها به عنوان یک منبع سوختی تجدید‌پذیر هستند. بعضی از انواع جلبك‌ها به اندازه 50 درصد روغن دارند که می‌توانند به عنوان سوخت جت یا بیودیزل مورد استفاده قرار گیرند. مسأله اساسی کاهش قیمت آن است که حدوداً 20 دلار برای هر بشکه هزینه در بر دارد. به گفته یکی از مسوولان بخش انرژی‌های تجدید‌پذیر، اگر قیمت آن به 2 دلار برای هر بشکه کاهش پیدا کند، آنگاه به آنچه كه به دنبالش هستیم، رسیده‌ایم.
     محققان در حال تحقیق بر روی این موضوع  هستندکه چگونه روغن بیشتری با کارایی بالاتر از جلبک گرفته شود؟ یک شرکت نیوزلندی در سال گذشته یک ماشین رنجروور را که با سوخت جلبک کار می‌کند، به نمایش گذاشت. در حالی که بعضی متخصصان معتقدند که سوخت جلبکی نمی‌تواند برای مدت طولانی جنبه تجاری داشته باشد، اما دکتر روان می‌گوید در چند سال آینده تأسیسات نمایش آن ساخته خواهد شد.
     آقای داگلاس می‌گوید: تبدیل روغن جلبک به بیودیزل همان فرآیندی را دنبال می‌کند که طی آن روغن‌های گیاهی به بیودیزل تبدیل می‌شوند. اما هزینه به دست آوردن روغن جلبک زیاد است. به دلیل اینکه در حال حاضر هیچ بخشی به غیر از آزمایشگاه این فرآیند را انجام نمی‌دهد. 
     دکتر روان می‌گوید: هزینه تولید قابل کاهش است به دلیل اینکه نسبت به گیاهان روغنی ،جلبک جای بسیار کمتری را می‌گیرد. به عنوان مثال در حالی که مساحت 1 ايکر (acre)  ذرت حدود 20 گالون روغن در طول سال تولید می‌کند، از همین مساحت جلبک می‌توان حدود 15 هزار گالون روغن در سال دریافت کرد.
    افزون بر آن، جلبک در همه جا قابل کشت است و نیازی نیست که زمین‌های مورد استفاده برای کشت منابع غذایی را به آن اختصاص داد. جلبک حتا می‌تواند از مواد آلوده و فاضلاب برای تغذیه خود استفاده کند و با آب دریا آبیاری شود.
     مرکز تحقیقات پنتاگون بر روی تحقیقات  تهیه سوخت جت از گیاهان و نیز جلبك‌ها سرمایه‌گذاری کرده است.
    منبع: روزنامه نيويورك تايمز، شماره 2 دسامبر 2007 – برگردان از بهپور (هموطن دانشجوي دکترا مقيم انگلستان)

Algae Emerges as a Potential Fuel Source


 

نوشته شده توسط انجمن در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 23:53 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پارادوکسی باورنکردنی!

از دیگران

 « مفهوم علم و محك‌هاي آن در طول تاريخ چند هزار ساله بسيار تحول يافته است. ولي مفهوم نوين علم و محك‌هاي اعتبار علمي مستقل از يك فرهنگ يا يك كشور خاص است، جهاني است و اين اجماع دانش‌پژوهان و دانشمندان سراسر جهان است كه آن را تعيين مي‌كند، نه رسانه‌ها و سياستمداران

بخشي از بيانيه‌ي بهمن‌ماه سال جاري انجمن فيزيك ايران

     در سال آينده، از بين 48 دانشگاه شاخص كشور، بودجه‌ي جاري 33 دانشگاه كاهش خواهد يافت. حتا بسياري از آن 15 دانشگاهي كه هم كه رقم عددي بودجه‌ي آنها ظاهراً در سال 1386 قرار است افزايش يابد، مانند دانشگاه تربيت مدرس، دانشگاه بوعلي سينا، دانشگاه قم، دانشگاه كردستان و دانشگاه اروميه كماكان بين يك تا 9 ميليارد تومان كسري بودجه خواهند داشت. به ديگر سخن و در مجموع، آن گونه كه از لايحه‌ي پيشنهادي بودجه در سال 1386 برمي‌آيد، به رغم اعلام تورم 5/11 درصدي، بودجه‌ي جاري دانشگاه‌ها در سال آينده نه‌تنها همپاي تورم افزايش نيافته است، بلكه – دست‌كم – 5/1 درصد نيز كمتر از سال جاري خواهد بود (صفحه ۲۲ از شماره ۱۳۲۹ روزنامه اعتماد مورخ ۲۳ بهمن ۸۵).


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 10:58 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بايدها و نبايدهاي تحقیقات

از دیگران

كمتر روزي است كه از رسانه‌اي در باب بايدها و نبايدهاي حوزه‌ي پژوهش سخني شنيده نشود يا به زيور طبع آراسته نگردد و از زبان يكي از سخندانان و سخن­سنجانِ ايرانی که به ژرفکاوی و موشکافی، چالش‌های اين حوزه را پژوهيده است، نخوانيم يا نشنويم كه پاي‌فشردن بر حل گره‌هاي موجود در اين بخش، بايد نخستين اولويت كشور باشد؛ مديريت ناهمسازِ پژوهشي، موانع متعدد قانوني، اعتبارات ناچيز، تعداد كم محقق و ناكارآمدي همين تعداد اندك، نبود رابطه‌ي درست بين صنعت و پژوهش يا بين پژوهش و آموزش، عدم وجود پشتوانه‌هاي قانوني براي محققان، مشكلات معيشتي آنان، فقدان سياست جامع علمي پژوهشي، نبود فرهنگ كاربستِ پژوهش در كشور، نبودِ امنيت‌هاي لازم حقوقي و منزلت درخورِ اجتماعي و در يك كلام، نبود سامانه‌اي اصولي و منسجم، در شمار گره‌هاي كوري مي‌نمايند كه نخبگان پرمايه‌ي مملکتی پيوسته در سخنگاه­های مختلف كشور از آنها ياد مي‌كنند، ليکن پيدا نيست سرانجام چه هنگام و با چه اراده‌اي آن گره­هاي به ظاهر كور براي هميشه گشوده خواهند شد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 11:3 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صفت‌هاي نه‌گانه ي پژوهش

از دیگران

• پاسخ مشخص و مرتبط به يك پرسش باشند؛
• بر يك نظريه مبتني باشند؛
• درباره واقعيت‌ها باشند؛
• ساده، رسا و قابل انتقال باشند؛
• روشمند باشند؛
• قابل آزمون باشند؛
• موجز و ناظر بر امور مشخص باشند؛
• قابليت عملّیاتي‌شدن داشته باشند؛
• كيفيت زندگي را بهبود بخشند.

- پاره‌اي از آفت‌هاي نظام برنامه‌نويسي و پژوهشي

اين آفت‌ها كه دستيابي به اولويت‌هايي كارآمد را در حوزه‌هاي گوناگون مديريت كشور با دشواري مواجه ساخته‌اند، عبارتند از:
• عدم تعهد و التزام عيني به رعايت هنجارهاي زيست پايدار در تدوين برنامه‌هاي توسعه؛
• عدم هوشمندي و پويايي سامانه‌ي جذب نخبگان؛
• نبود بسترهاي مناسب فرهنگي، اجتماعي در ظرفيت‌سازي پژوهشي، به‌ويژه در حوزه‌ي محيط زيست؛
• نبود اطلاعات دقيق و بهنگام از وضعيت اندوخته‌هاي طبيعي كشور و درجه‌ي آسيب‌پذيري آنها؛
• وجود انديشه‌هاي سنگواره‌اي و جزميّت‌گرا نسبت به حقيقت توسعه‌ي پايدار؛
• نارسايي و ضعف نظام آموزش ابتدايي، متوسطه و عالي كشور در توليد دانش‌آموختگاني مبتكر، نه مقلّد؛
• فقدان فرهنگ كار و خلاقيت جمعي و زاينده به دليل حاكميت تاريخي تفرد و بي‌اعتمادي افراد نسبت به يكديگر.


 

نوشته شده توسط انجمن در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 11:0 موضوع از دیگران | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin