تبليغاتX
پورتال انجمن اعضاي هيأت علمي
 

تلخ است؛ امّا قبول كنيم كه: ما متوليان خوبي براي منابع طبيعي كشور نيستيم!

 

      هفت سال است كه انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع بر بنياد تبعيت از يك خواست عمومي و تحقق خردي جمعي شكل گرفته است؛ هفت سال است كه بارها و بارها از ظهور و حضور بزرگترين تشكل پژوهشي ايران در حوزه منابع طبيعي ياد كرده و مي‌كنيم و شمار اعضاي هيأت علمي خويش را بي‌رقيب با ديگر تشكل‌هاي علمي موجود و مرتبط مي‌دانيم؛ و هفت سال است كه در مجامع و محافل مرتبط خواهان ايفاي نقشي سزاوارانه‌تر با توجه به پتانسيل علمي موجود انجمن هستيم. امّا اينك ...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 3:57 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

يك قرباني زيست‌محيطي ديگر

تريبون آزاد

اين بار به بهانه‌ي احداث كارخانه سيمان مارگون!


مارگون، نام آبادبومي است در استان کهگیلویه و بویراحمد و در فاصله 70 كيلومتري از مركز استان (ياسوج). این آبادي در بخش مارگون از توابع بویراحمد سفلي قرار گرفته و جمعیت آن بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵، ۲۷۳۵ نفر بوده است.
در اين منطقه، يك ايستگاه تحقيقات منابع طبيعي وجود دارد كه از منظر برخي ويژگي‌هاي محيطي، نظير توپوگرافي، جنس خاك و ميزان بارندگي يكي از بهترين و شاخص‌ترين ايستگاه‌هاي مديريت مرتع و دام در كشور به شمار مي‌آيد. وسعت اين ايستگاه 1250 هكتار بوده و دقيقاً در 56 كيلومتري شمال غرب شهرستان ياسوج قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دريا از 2250 الي 2700 متر بوده و متوسط بارندگي سالانه‌ي آن بيش از 800 ميلي‌متر بوده كه قسمتي از آن به صورت برف است.
 همان طور كه ملاحظه مي‌شود، جانمايي و انتخاب اين ايستگاه كاملاً منطقي و قابل دفاع بوده و از همين رو، تاكنون يكي از عرصه‌هاي فعال پژوهشي كشور در حوزه‌ي منابع طبيعي محسوب مي‌شده است، آن هم در استاني كه يكي از مناطق شاخص كشور در اين حوزه به شمار مي‌آيد؛ استاني كه حدود دو سوّم از مساحت يك ميليون و هفت‌صدهزارهكتاري‌اش را عرصه‌هاي منابع طبيعي، اعم از مرتع و جنگل دربرگرفته و مي‌تواند قطب منابع طبيعي كشور (با تأكيد بر جاذبه‌هاي بوم‌گردي)، به ويژه در منطقه‌ي رويشي و اكولوژيك زاگرس به شمار آيد. با اين وجود، اينك قرار است در اين ايستگاه با مشاركت سرمايه‌گذار خارجي كارخانه توليد سيمان مارگون احداث شود!
شايان توجه آنكه ايستگاه ياد شده و بوم‌سازگان‌‌هاي مرتعي و جنگلي پيرامون آن دربرگيرنده‌ي مرغوب‌ترين پوشش گياهي طبيعي كشور بوده و در شمار عالي‌ترين اندوخته‌هاي ژنتيكي فلات ايران محسوب مي‌شود، كه بي‌شك در صورت احداث كارخانه مزبور به شدت آسيب خواهند ديد،
بار ديگر، تأكيد مي‌شود: كسي مخالف توسعه، اشتغال‌زايي و جذب سرمايه‌گذاري خارجي نيست، بلكه پرسش اصلي اين است كه آيا اين مهم بايد به بهاي مرگ منابع طبيعي و محيط زيست كشور تحقق يابد؟ و آيا نمي‌توانستيم با جانمايي بهتر و منطقي‌تري، اين عرصه پژوهشي را نيز حفظ نماييم؟! به عنوان مثال، حتي اگر اصرار بر اين است كه بحث اشتغال‌زايي صنعتي در همين استان پابگيرد، چرا انتخاب محل احداث كارخانه را در آن بخش از اراضي استان كه واجد ارزش‌هاي بوم‌شناختي و تنوع زيستي نيست، مانند نواحي گچ‌ساران و دهدشت متمركز نسازيم؟! روي سخنم به‌ويژه با مسئولين سازمان حفاظت محيط زيست كشور و وزارت جهاد كشاورزي است كه چگونه و چرا مجوز ساخت اين كارخانه را در يكي از ناب‌ترين عرصه‌هاي اكولوژيكي كشور صادر كرده‌اند؟ از اين گذشته، آيا به اين پرسش انديشيده‌ايم كه چرا خارجي‌ها اغلب تمايل به سرمايه‌گذاري در آن بخش از فعاليت‌هاي صنعتي (مانند پتروشيمي، ذوب‌آهن، فولاد، سيمان و ...) در كشورهاي جنوب دارند كه به شدت آلوده‌كننده بوده و پايداري زيست را به چالش مي‌كشد؟!


 

نوشته شده توسط انجمن در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 21:31 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چرا كاركنان، كارايي خود را نشان نمي‌دهند؟

تریبون آزاد - ۱۵

     در سال‌هاي پاياني دهه‌ي هشتاد ميلادي يكي از مشاوران ارشد مديريت در ايالات متحده به نام فرديناند فورنيس[1]، نتايج پژوهش‌هاي دامنه‌دار و گسترده‌ي خويش را در كتابي با عنوان: «چرا كاركنان، كاري را كه از آنان انتظار مي‌رود، انجام نمي‌دهند؟» منتشر ساخت. وي در طول 15 سال از طريق جمع‌آوري نظريات بيش از بيست هزار نفر از مديران مؤسسه‌ها و شركت‌هاي فعال در سراسر ايالات متحده آمريكا به اين نتيجه رسيد كه مهمترين دلايل اين رخداد، سه عامل زير است:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 5:19 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عطش گيرش اطلاعات در جهان امروز!

تریبون آزاد - ۱۴

     حجم اطلاعات دريافتي هر روز و با شتابي بي‌مانند در حال افزايش است؛ به نحوي كه ديگر نمي‌توان از گيرش اطلاعات در همه جا و هر موقعيتي به عنوان يك موهبت و امتياز ياد كرد! معضلي كه بسياري از پژوهشگران در مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور نيز با آن دست به گريبان هستند؛ اما چرا؟!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 10:21 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

افزايش وزن مقالات پژوهشگران در حوزه منابع‌طبيعي، كشاورزي و محيط زيست

تریبون آزاد - ۱۳

     يكي از معتبرترين نهادهاي ارزيابي‌كننده‌ي يافته‌هاي مكتوب علمي جهان، به نام مؤسسه‌ي اطلاعات علمي - Institute for Scientific Information – يا همان «ISI»، اصطلاحي كه در بين نويسندگان ايراني و اصحاب قلم در حوزه‌ي دانش بيشتر شهرت دارد، چندي است كه مرتباً خبرهاي خوشي را براي دانشي‌مردان و زنان ايراني منتشر كرده است. به عنوان مثال بر بنياد گزارش سال گذشته اين نهاد، در طول 10 ساله‌ي اخیر (ژانويه‌ي 1996 تا آگوست 2006)، رتبه‌ي ايران از نظر تعداد ارجاعات به مقالات علوم زمين، بوم‌شناسي و محيط زيست يك پله رشد داشته است؛ رشدي كه در علوم كشاورزي و منابع طبيعي دو پله گزارش شده است. اين موفقيت به ويژه از آنجا اهميت مي‌يابد كه بدانيم در طول 10 ساله‌ي موصوف، رتبه‌ي كل كشور از نظر تعداد ارجاعات نمايه شده، تغييري نكرده و در همان رتبه‌ي 49 ‌باقي مانده است. رخدادي كه نشان مي‌دهد، هموطنان دانشمند ما در حوزه‌هاي ياد شده، توانسته‌اند با كوششي بيشتر نه‌تنها موقعيت دانش تخصصي خويش را در مقياس جهاني بهبود بخشند، بلكه جبران كم‌كاري ديگر همتايان خود را در ديگر حوزه‌هاي علم هم كرده و از سقوط رتبه‌ي ايران جلوگيري كنند!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 6:17 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بي‌مهري به منابع طبيعي و تحقيقات آن

تريبون آزاد - 1۲

      طرح "سازگاري و پيشاهنگ سوزني برگان و پهن برگان" در سال 1370 به‌منظور شناسايي بهترين گونه‌هاي جنگلي سازگار در منطقه كام‌فيروز استان فارس پياده شد. متأسفانه طرح‌هاي عمراني راه‌سازي نه‌تنها به قلع و قمع درختان كهنسال و تنومند همچون بلوط و بنه كه با صدها سال عمر خاطرات بسياري را به ياد داشتند، گرديد؛ بلكه با دريدن حصارهاي سيم خاردار به درختان نوجوان 17 ساله طرح مذكور كه اميدهايي براي احياء و گسترش جنگل‌هاي عزيز حافظ آب و خاك كوه‌هاي زاكرس در غرب كشور بودند، نيز رحم نكردند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط انجمن در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 4:1 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وجه تمايز «شمال» از «جنوب» چيست؟

تریبون آزاد - ۱۱

    آنچه كه امروزه از آن با عنوان وجه تمايز كشورهاي شمال از جنوب يا «توسعه‌يافته» از «در حال توسعه» ياد مي‌شود، نه توان مالي، نه قدرت نظامي، نه دستيابي به خودكفايي در برخي اقلام زراعي، صنعتي، نظامي و نه حتا وجود جلوه‌هاي خيره‌كننده‌ي فناورانه‌ و زرق و برق شهري است، بلكه مهمترين شناسه‌ي كشورهاي توسعه‌يافته را در قدرت آن كشورها براي «توليد محصول بر بنياد علوم نوين» ارزيابي مي‌كنند. به سخني ديگر، آن كشوري را توسعه‌يافته‌تر مي‌نامند كه سهم توليدات نرم‌افزاري، ثانويه و خدماتي آن به مراتب بيشتر از توليد مبتني بر منابع پايه يا خام باشد.
    و چه صريح و شفاف مي‌گويد آن هموطن فرهيخته‌ي آراني، شادروان دكتر حسين عظيمي – كه ياد و نامش زنده باد -  وقتي كه دريافت پيش‌گفته را چنين شرح مي‌دهد: «توليد متكي بر علوم نوين، تنها ويژگي اساسي است كه وجود آن، وجه مشترك همه‌ي كشورهاي توسعه‌يافته و فقدان آن، وجه مشترك تمامي كشورهاي توسعه نيافته است  (مجله‌ي اطلاعات سياسي- اقتصادي، ش 38، ص 44).» 
    مفهوم ساده‌ شده‌ي اين آموزه‌ي نوين جهاني، آن است كه اگر مي‌خواهيم نام عزيز «ايران» را در صف كشورهاي توسعه‌‌يافته قرار داده و عملاً در مسير تحقق آرمان‌هاي بزرگ سند چشم‌انداز 20 ساله حركت كنيم؛ اگر مي‌خواهيم در شمار سرآمدگان كشورهاي منطقه قرار گيريم و اگر مي‌خواهيم الگو‌بخش و الهام‌دهنده‌ي كشورهاي اسلامي – آن گونه كه برنامه‌ريزي كرده و در «چشم‌انداز ايران 1400» مورد تأكيد قرار داده‌ايم – باشيم، بايد محوري‌ترين رويكرد راهبردي خود را در مسير تحقق اين آموزه اختصاص داده و بكوشيم تا كشور را از زيرساخت‌ها و ملزومات لازم براي غناي توليد مبتني بر علوم نوين مجهز سازيم.
    امّا اين زيرساخت‌ها كدام است و راهبردي‌ترين ملاحظات كشور چيست؟ آيا جز اين است كه بايد تا آنجا كه مي‌توانيم در مسير آموزش، پرورش، تكريم، احياء و ارتقاي سرمايه‌ و اندوخته‌ي انساني «ايراني» حركت كنيم؟ آيا جز اين است كه بايد از مهد كودك‌ها و پيش‌دبستاني‌ها شروع كرده و به آفرينش و هدايت نسلي همت گماريم كه از پرسيدن واهمه‌اي نداشته، به «دانستن» عشق ورزيده، از جمود و تقليد كوركورانه گريزان بوده و كلماتي چون «دانش»، «كتاب» و «مطالعه» همانقدر برايش قابل احترام باشد كه «محبت»، «عشق»، «عدالت» و «آزادي» محترم است.
    اگر حقيقتاً مي‌خواهيم فعل «توسعه‌يافتگي» را صرف كنيم، بايد بكوشيم تا سهم اعتبارات پژوهشي از توليد ناخالص ملّي را دو رقمي كرده، قدر مطلق نسبت دانشجو به استاد را افزايش داده، شمار دانش‌آموزاني كه فرصت تحصيل نمي‌يابند يا در نيمه‌ي راه ترك تحصيل مي‌كنند به صفر رسانده و عملاً نشان دهيم كه نه‌تنها عميقاً به توان سرمايه‌ي انساني خويش باور داريم، بلكه به آن احترام نهاده و از هيچ كوششي براي بازپروري شايسته‌اش دريغ نخواهيم ورزيد. امّا آيا سنجه‌هاي موجود در نظام برنامه‌ريزي كشور در شرايط امروز جامعه، چنين راهبردي را تأييد مي‌كند؟ وجود هزاران كلاس كپري، صدها مدرسه‌ي دونوبته و سه نوبته، يك ميليون دانش‌آموزي كه پيش از پايان دوران متوسطه، ترك تحصيل مي‌كنند و سهم نيم درصدي پژوهش از توليد ناخالص ملّي، گواه آن است كه نه مي‌توانيم خود را توسعه‌يافته بناميم و نه حتا مي‌توانيم ادعا كنيم كه در مسير توسعه‌يافتگي و متناسب با ادعاهاي بزرگ سند چشم‌انداز 20 ساله در حال حركت هستيم.


 

نوشته شده توسط انجمن در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 10:54 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

واگذاري جنگل‌هاي مخروبه ؛ تير خلاص به سوي هيركاني!

 تریبون آزاد - ۱۰
      متأسفانه پيشنهاد سياسي يك استاندار (استاندار گيلان) مبني بر واگذاري جنگل‌هاي مخروبه شمال كشور به بخش صنعت، دوباره موجي از نگراني و اضطراب را در بين كارشناسان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به محيط زيست و منابع طبيعي كشور ايجاد كرده است. تأسف‌آورتر آنكه، عكس‌العمل قاطع و شفافي نيز از سوي مسئولين مرتبط در معاونت مناطق مرطوب و نيمه مرطوب سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور در اين خصوص ديده نشده است. در صورتي كه هر متخصصي مي‌داند كه واكنش مناسب به تخريب جنگل، كوشش براي احياي آن است و نه فرمان تغيير كاربري و واگذاري آن! آيا اين كار چيزي جز پاك كردن صورت مسأله نيست؟!
     از همين رو، از تمامي علاقه‌مندان و پژوهشگران دلسوز دعوت مي‌كنيم تا ديدگاه‌هاي خويش را به انجمن هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور ارسال داشته تا با تعاملي درخور بتوانيم از اين اقدام اشتباه كه بي شك تبعاتي جبران‌ناپذير براي رويشگاه جنگلي ارزشمند هيركاني به همراه خواهد داشت، جلوگيري كنيم.


 

نوشته شده توسط انجمن در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 0:24 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سند چشم انداز و درجه مطلوبيت محيط زيستي

تریبون آزاد - ۹

    تنها چند روز از بيست و چهارمين روز از دومين ماه سومين فصل ششمين سال دهه هشتاد هجري شمسي مي گذرد. روزي که مي توانست مانند بسياري ديگر از روزهاي سال و پنجشنبه هاي آخر هفته باشد اما نيست، و گمان مي برم هيچ کس به اندازه بالاترين قدرت اجرايي کشور که مسوول حسن اجراي قانون اساسي و تحقق آرمان هاي بلند سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران است، نداند که چرا نيست؟، سندي که امروز، نخستين روز از پنجمين سال حياتش را مي گذراند. راستي که چقدر زود دير مي شود؛ انگار همين ديروز بود که در روز 23 آبان ماه 1382 رهبري نظام، سند چشم انداز را به روساي قواي سه گانه کشور ابلاغ کرد و حتي دو سال هم به دولتيان فرصت داد تا زمينه چيني هاي لازم را براي آشنايي و درک بدنه خويش با ملزومات سند تدارک ببينند تا هنگامي که رسماً - يعني از آغاز برنامه پنج ساله چهارم (1384)- اين سند کليد مي خورد، ديگر هيچ مقام دولتي نگويد؛ کي بود... چي بود... من نبودم.

     بي ترديد سند چشم انداز بيست ساله کشور - ايران 1404- پس از قانون اساسي، مهم ترين سند جمهوري اسلامي محسوب مي شود، چرا که نتيجه هم انديشي و هم افزايي بيش از 400 نخبه مملکتي است و مهم تر آنکه براي نخستين بار در آن به ايرانيان وعده داده شده در يک مقطع زماني مشخص - سال 1404 هجري شمسي - شهروند کشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين الملل خواهند بود.

    مقام معظم رهبري حتي اين را هم - در ملاقات با دانشجويان دانشگاه هاي همدان - اضافه کردند؛ «اگر کسي دقت نکند ممکن است خيال کند افرادي نشسته اند و انشا نوشته اند، ولي نه، بدانيد انشا نيست. کلمه کلمه اين چشم انداز- با تاکيد مي گويم- محاسبه شده است. اينکه ما گفتيم در بيست سال آينده مي خواهيم کشور اول منطقه در اين خصوصيات باشيم و اين شاخص ها را داشته باشيم - که در سند دو صفحه يي چشم انداز ذکر شده - کلمه کلمه اينها بررسي و محاسبه و کارشناسي شده است.»

     امروز اما 5/12 درصد از زمان اجراي سند چشم انداز سپري شده و ما حق داريم از مجريان و متوليان اين سند بخواهيم تا به اندازه همان 5/12 درصد برايمان توضيح دهند که چه گام هاي اساسي براي تحقق اهداف بلند سند برداشته اند و چند درصد از راه را رفته مي پندارند.

    سخنان مقام معظم رهبري را در ملاقات اعضاي دولت مهرورزي در همين شهريورماه گذشته به ياد مي آورم. آنجا که فرمودند؛ «چشم انداز به عنوان برنامه کلان 20 ساله کشور، سندي فرادولتي و محصول کار متراکم و صحيح کارشناسي است و بايد به عنوان يک ميثاق در همه قانونگذاري ها و فعاليت ها مورد توجه کامل قرار گيرد و هر برنامه و فعاليتي که در جهت سند چشم انداز نيست، اصلاح شود.»

    اينک ما حق داريم از رئيس محترم دولت گزارش پيشرفت و عملکرد مطالبه کنيم و از ايشان بپرسيم «چرا در حالي که سومين سال از دوره رياست جمهوري شان را مي گذرانند، هنوز حتي يک خط گزارش به ملت در خصوص سندي که بيش از 32 ماه از عمر اجرايي اش سپري شده ارائه نداده اند؟»

    ما حق داريم بدانيم که در اين مدت چه اقدامات روشن، مشخص، اجرايي و عملياتي شده براي رسيدن به اهداف سند چشم انداز انجام شده است؟

    ما حق داريم بدانيم که چرا هنوز هيچ گزارش مشخصي درباره اقدامات و نتايج به دست آمده از سوي ايشان و ديگر مقامات ارشد حکومتي ارائه نشده است و ما حق داريم بدانيم چرا نتوانسته اند آرمان هاي کيفي و اهداف کلي اين سند ارزشمند را تبديل به معيارها و شاخص هايي کمي و قابل اندازه گيري کرده تا امکان نظارت و داوري درباره آن تصريح شود؟

    کلام آخر اينکه براي نيل به اهداف سند چشم انداز 20 ساله بايد آرمان کلان جامعه در خصوص استقلال، توسعه اجتماعي، توسعه سياسي، اقتصادي و خودکفايي، محيط زيست و حفاظت از منابع طبيعي، آزادي و توسعه انساني و رشد، مورد توجه خاص قرار گيرد و اين مهم تنها هنگامي تحقق خواهد يافت که برنامه هاي برآمده از سند - علاوه بر جامع و متحول کننده بودن - بتوانند مشوق مشارکت ملي، فارغ از ملاحظات بخشي، منطقه يي و قومي نيز باشند.

    پرسشم اين است که آيا مي توانيم ادعا کنيم درجه مطلوبيت محيط زيستي که در آن زندگي مي کنيم در سومين سال از آغاز اجراي سند چشم انداز 20 ساله، وضعيتي بهتر و پايدارتر از سال 1383 دارد؟

محمد درویش

این مقاله در شماره امروز روزنامه اعتماد منتشر شده است


 

نوشته شده توسط انجمن در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 18:23 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سبزي و صيفي, شفا يا بيماري؟

تریبون آزاد - ۶

دكتر عباس قمري زارع

      سبزي و صيفي بخش عمده‌اي از سبد غذايي انسان بخصوص ما ‌ايرانيان است كه بيشتر ويتامينها و ساير نيازمنديهاي بدن را تأ مين‌ مي‌كند. سبزي آذين‌بخش سفره‌ها و صيفي صفا‌بخش روح و كاهندة عطش درون در گرماي آزار دهندة تابستان هستند. الياف سبزي و صيفي ملين مزاج و ويتا مينهاي آن شفا‌بخش جان‌ مي‌باشند. حكيمان گذشته و پزشكان امروز همه بر مصرف بهينه و متنوع آنها تأكيد‌ مي‌نمايند و مصرف آن را موجب پيشگيري بسياري از كمبودهاي بدن, رافع بسياري از دردها و جلوگيري‌كنندة آلام گوناگون‌ مي‌دانند.
     جمعيت چندين‌ ميليوني تهران روزانه هزاران تن سبزي و صيفي مصرف‌ مي‌نمايند. قسمت اعظم‌ اين محصولات از حدود 16000 هكتار اراضي حاصلخيز جنوب شهر تهران و اطراف شهرري (شكل 1) توليد‌ مي‌شود.
     از طرف ديگر كلان شهر بزرگ تهران روزانه حجم بسيار عظيمي‌زباله و دو الي سه‌ ميليون مترمكعب آب (بجز آب فضاي سبز) را به صورت فاضلاب توليد‌ مي‌كند.‌اين آبهاي آلوده يا بصورت فاضلاب سطحي (شكل 2) در جنوب تهران در كانالهاي فاضلاب جاري و يا با نفوذ در دل خاك طي ساليان متمادي آبهاي زيرزميني را آلوده كه از جهت شمال به جنوب در جريان است. فاضلاب آلوده مستقيماً و آبهاي زيرزميني آلوده با حفر چاه به مصارف گوناگون بخصوص آبياري محصولات كشاورزي از جمله سبزي و صيفي‌كاريهاي جنوب شهر تهران‌ مي‌رسد. حتي گاهي اوقات زه‌‌آبهاي آلوده، بركه‌ها و درياچه‌هايي مانند درياچه عشق‌آباد (شكل 3) در جنوب شهرري را بوجود مي‌آورند كه حتي در آن ماهي نيز پرورش‌ مي‌يابد.
 منابع آلاينده هوا و آبهاي سطحي و زيرزميني شهر تهران و جنوب آن از طريق الف) آلودگيهاي منازل به شكل زباله و فاضلاب, ب) آلودگيهاي بيمارستاني به شكل زباله و فاضلاب حاوي انواع مواد شيميايي و دارويي مضر و غير قابل تجزيه همچون انواع داروها، مواد پلاستيكي، فلزي و شبه‌فلزي و انواع آلودگيهاي ميكروبي و بيماري‌زا و پ) آلودگيهاي صنعتي حاصل از كارگاهها و كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ كه گروه بزرگي از آلاينده‌ها را شامل‌ مي‌شود، هستند. از آلاينده‌هاي صنعتي بطور مثال انواع فلزات سنگين و سمي ‌نظير سرب، جيوه، مس و … و تركيبات آنها، نيتراتها، سود سوزآور، انواع اسيدها مانند اسيد سولفوريك، مواد روغني، مواد نفتي و فراورده‌هاي پتروشيمي، انواع رنگها و دهها فرآورده مضر را‌ مي‌توان ذكر كرد.
     كشاورزان جنوب تهران و شهرري كه سبزي و صيفي مهمترين محصول آنها است، زراعت‌هاي خود را با ‌اين آبها مشروب مي‌نمايند. سبزي و صيفي بطور معمول بصورت تازه و خام به مصرف انسان مي‌رسد. در نتيجه آلاينده‌هاي‌ ميكروبي مي‌توانند بطور مستقيم وارد بدن انسان گردند. آلاينده‌هاي غيرميكروبي كه حتي در اثر حرارت پخت غذا هم از بين نمي‌روند‌ مي‌توانند موجب بسياري از بيماريهاي انسان باشند.
     چه افرادي و يا ارگانهايي مسئول رسيدگي به ‌اين موضوعات و رفع آنها هستند؟ مسئول سلامت انسانها و افراد جامعه كيست؟ كشاورزان زحمتكش كه در بسياري موارد آگاهي لازم را ندارند و خود نيز از قربانيان آن هستند (شكل 4)؟ يا مصرف كنندگان مظلوم كه در جريان چگونگي توليد ‌اين محصولات سودمند ولي آلوده نيستند؟ اگر كشاورزان آگاه به مشكلات بخواهند با تغيير نظام توليد نوع محصول خود را تغيير دهند زيان و ضرر ناشي از آن را چگونه بايد تحمل نمايند؟ ‌اين در حالي است كه جامعه سالانه‌ ميلياردها ريال صرف هزينه‌هاي درمان ناشي از ْآلودگيهاي زيست محيطي و مصرف محصولات آلوده‌ مي‌نمايد. اگر زيان‌هاي متاثر از كرخي، كاهش طول عمر و مرگ و‌ مير، پژمردگي، خستگي و … ناشي از آلاينده‌هاي زيست محيطي و پيامدهاي آنها بصورت از دست دادن فرصتهايي كه افراد خلاق و فهيم جامعه نتوانسته‌اند به اعتلا و پيشرفت جامعه كمك نمايند، را محاسبه و تبديل به پول نمايند، ارقام زيان ما چند ده برابر‌ مي‌گردد.
     راستي چه بايد كرد؟ آيا رسانه‌ها (صدا و سيما، مطبوعات و افراد صاحب تريبونهاي عمومي) كه ركن چهارم نظام و چشم تيز بين جامعه هستند، نبايد ‌اين گونه معضلات را ببيند و به جامعه هشدار و به مسئولين تذكر دهند؟ آيا محققين، دانشمندان و فرهيختگان كه مغز متفكر جامعه هستند، نبايد به‌اين مشكلات بينديشند و راه‌حل‌هاي مناسبي ارائه و از مسئولين رفع آنها را بخواهند؟ مسئولين دستگاه‌هاي اجرايي و نظارتي كه به نيابت و با راي مستقيم و غير مستقيم مردم مسئول اداره جامعه هستند چه وظيفه و مسئوليتي دارند؟
     سازمان محيط زيست بايد به عنوان متولي و مسئول سلامت محيط زيست كشور ‌اين مسائل را زير ذره‌بين بگذارد و با همكاري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مشكلات و زيانهاي ناشي از مصرف ‌اين گونه مواد آلوده را مشخص نمايد. سازمان مذكور با تكيه به قوانين موجود شهرداريها بخصوص شهرداري تهران، صاحبان حرف، كارخانه‌ها و بيمارستانها را مجاب نمايد تا نه تنها آلودگيها را كاهش دهند، بلكه با احداث و نصب تصفيه‌خانه‌ها، فاضلابها را تصفيه، زباله‌ها را به‌طور مناسب معدوم و با استفاده از فيلترهاي مناسب آلودگيهاي هوا را كاهش داده و به حداقل برسانند.
 

 
شكل 1- حدود 16000 هكتار سبزي و صيفي‌كاري در جنوب شهر تهران 

شكل 2- كانالهاي فاضلاب‌هاي آلوده شهر تهران در جنوب آن


  
شكل 3- درياچه عشق آباد در جنوب شهرري، حاصل زه‌آب فاضلاب تهران 

شکل ۴– عدم آگاهي بعضي از كارگران كشاورزي از آلودگيهاي فاضلابهاي شهر


     وزارت جهاد كشاورزي با اعمال قانون و سياستهاي تشويقي و مشخض نمودن نظام توليد كشاورزي با عنايت به شرايط مختلف و استعداد اراضي كشت‌هاي جايگزين براي مناطق جنوب تهران را مشخص و كشاورزان را ملزم به رعايت آن نمايد. در منطقه مورد اشاره احتمالاً كشت و توسعه زراعتهايي نظير پنبه، صنوبر با دوره كشت كوتاه براي توليد نئوپان و غيره، انواع درختان و گياهان به ظاهر غير مثمر ولي كاهنده آلاينده‌هاي هوا، آب و خاك‌ مي‌تواند به‌عنوان كشت جايگزين سبزي و صيفي كشت گردند. همچنين در حوزه وظايف دولت است كه زيان و ضرر احتمالي ناشي از تعويض كشت كشاورزان را از طريق وزارت جهاد كشاورزي جبران نمايد. شهرداري تهران نيز قادر خواهد بود با همكاري نزديكتر و وزارت جهاد كشاورزي در احداث و توسعه فضاي سبز تهران و اطراف آن از گونه‌هاي كاهنده آلودگيهاي زيست محيطي نظير اكاليپتوس‌ها بيشتر استفاده نمايد.

دكتر عباس قمري زارع و مهندس آناهيتا شريعت

اعضاي هيات علمي و كارشناس ‌موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع


 

نوشته شده توسط انجمن در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 15:44 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

«واپسين نفس های تحقیقات منابع طبیعی»

خبرنامه ۲۳ - بخش ۴

تريبون آزاد – 2

به باور راقم اين سطور، سياست مشتري‌مداري در تحقيقات گرچه گامي به طرف كاربردي كردن تحقيقات در بخش‌هاي ديگر است، اما نبايد از ياد ببريم كه در بخش منابع طبيعي ما با چه نوع مشتري طرف هستيم؟ آيا به غير از آن است كه مطابق قانون اساسي كشور منابع طبيعي جزو انفال است و حفظ و احياء و پاسداري از آن از وظايف حاكميتي به شمار مي‌رود؟
شوربختانه بايد اذعان كنم: ديدگاه مشتري‌گرايي ناشي از سياستگذاري بقالي است كه تنها معيارش پول است، و آن بقال هم لاجرم همه چيز را فقط با معيار پول نقد دخلش در آخر شب مي‌سنجد. ولي از پذيرفتن معادل ارزش ريالي سایه‌ي درخت جلوی مغازه‌اش سرباز مي‌زند. جنگل و مرتع ما هم دچار این توهم است. به همين سبب است كه تأكيد مي‌كنم: مهمترين اصل سياستگذاري كشور در بخش كشاورزي و منابع طبيعي بايد براساس اصل"پايداري" تعريف شود. به نظر شما آيا با سياستگذاري فعلي كه "خودكفايي در محصولات زراعي" دست بالا را دارد، منابع آب و خاك ما براي آيندگان حفظ خواهند شد؟ آيا نوادگان كشاورزان كنوني بر روي زمين‌هاي پدرانش مي‌توانند كشت كنند و يا شوري‌زايي، فرسايش آبي و بادي، تهي شدن سفره هاي آب زيرزميني، فرونشست زمين، سيل،  .... آنها را مجبور به تغيير شغل خواهد كرد. آيا تبديل اراضي جنگلي و مرتعي به ديمكاري‌هاي بي حاصل بر روي شيب هاي تند و تشديد فرسايش خاك كم عمق آنها، موجبات خودكفايي دايمي را پديد خواهد آورد. نگاهي به آمار ديمزارهاي رها شده رشته كوه‌هاي زاگرس و البرز، نشان مي‌دهد كه پاسخ اين پرسش، منفي است. 

حميدرضا عباسي


 

نوشته شده توسط انجمن در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 18:12 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

«آرامش خيال، پول نيست!»

خبرنامه ۲۳ - بخش ۳

تريبون آزاد - 1

زنگ خطر براي تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كشور به صدا  درآمده است . از آنجايي كه به گمان نگارنده اين تن رنجور واپسين نفس‌هاي خود را مي‌كشد، كوشيده‌ام تا در اين مجال به آسيب‌شناسي تحقيقات منابع طبيعي بپردازم.
واي بر آن روزي كه تجربه‌هاي ملموس حاصل از دانش انسان در اعتلاي فكريش بكار گرفته نشود و شعارهاي پرطمطراق خالي از پشتوانه‌هاي علمي، ضامن اجرايي آن شود و گره‌هايي كه با دست باز مي‌شوند را بخواهيم با دندان بگشاييم.
تحقيقات در هر زمينه‌اي، ركن اصلي تفكر و پيشرفت يك جامعه است. چرا كه بودجه پژوهشي كشورهاي توسعه يافته حدود 3 تا 5/2 درصد سهم توليد ناخالص ملي است و حاصل عملي پژوهش‌های آنها به چشم برهم‌زدني، در زندگي شهروندان‌شان نمود عيني و ملموس مي‌يابد. اين در حالي است كه اين ميزان (بودجه تحقيقات، از سهم توليد ناخالص ملي) در سال 84 در کشور عزیزمان، فقط حدود 60 تا 65 صدم درصد بوده است و همين عامل موجب شده تا محققان ما نتوانند به اهداف و آرمان‌هاي بلند خويش دست يابند و عملكردها پايين باشد.
مقايسه‌ي نه چندان عادلانه‌ي وضعيت تحقيقات علوم تجربي و بالاخص منابع طبيعي كشور با ديگر همتايان خويش، نشان مي‌دهد: در سامانه‌اي فعاليت مي‌كنيم كه محقق آن ابتدايي‌ترين سازوكارهاي لازم براي تحقيقات را كه همانا آرامش فكر از دغدغه‌هاي گوناگون است، ندارد. اشتباه نشود! آرامش خيال، پول نيست. بلكه اطمينان از تأمين ابزارها و لوازمي سخت‌افزاري است كه به واسطه‌ي آن يك پژوهشگر از تمركز و فراغت لازم براي حركت در مسير تحقق پروژه تحقيقاتي خويش بهره‌مند باشد نه اينكه مجبور باشد خود به هر سوي رو بزند تا يك ليوان آب مقطر آزمايشگاهش را با رفتارها و سلوكي غيرمعمول! تأمين كند تا شاید تحقیقات ما بتواند به صفت «کاربردی و مشتری‌مداري» نايل گردد؛ موضوعي كه در بخش دوم اين تريبون بيشتر به آن مي‌پردازم.

حمیدرضا عباسی


 

نوشته شده توسط انجمن در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 17:35 موضوع تريبون آزاد | لینک ثابت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin