تریبون آزاد - خبرنامه ۳۲
كمتر حكومتي را بتوان سراغ گرفت كه در طول 3 دهه از حياتش، چنين پرشمار خود را در معرض قضاوت شهروندان خويش قرار داده و دهها انتخابات ملّي و منطقهاي را سامان داده باشد. اين ميتواند يك مزيت براي هر حكومتي باشد كه خود را داعيهدار مردمسالاري دانسته و از روش انحصاري و مورد حمايت رأيدهندگان خود دفاع ميكند. با اين وجود، كمتر مردمي را هم ميتوان سراغ گرفت كه تا اين حد به ملاحظات و مطالبات خويش در حوزهي منابع طبيعي و محيط زيست بيتفاوت بوده و هرگز هيچ يك از كانديداهاي ورود به مراكز تصميمگيري قدرت را با عيار برنامههاي محيط زيستيشان محك نزده و مورد ارزيابي قرار ندادهاند. چرا؟!
چرا در كشوري كه توجه به طبيعت از ريشهاي بس ديرينه برخوردار است، طرفداران طبيعت اينگونه در موضعي انفعالي قرار گرفته و هرگز نتوانستهاند از گرايههاي به حق خويش در صحنهي مبادلات اجتماعي، سياسي و اقتصادي كشور دفاع كنند؟! پرسش اين است كه آيا اگر در تاريخ 30 سالهي جمهوري اسلامي ايران تاكنون كمتر مشاهده شده كه كانديدايي بر روي برنامههاي محيط زيستياش به عنوان يك جاذبهي رأيآور تأكيد كند، اين نقص متوجه بضاعت آن كانديدا است يا متوجه سليقهي نازل مردم و يا اينكه متوجه مسئوليت نخبگان و تحصيلكردگان حوزه منابع طبيعي و محيط زيست كه نتوانستهاند يا نخواستهاند از ارزشهاي محيط زيستي به درستي دفاع كرده و حقانيت آنها را در سبد اولويتهاي راهبردي مردم و حكومت به اثبات رسانند؟!
اميد كه خوانندگان گرامي اين سطور اندكي از وقت گرانبهاي خود را معطوف اين پرسش كرده و ديدگاههاي خويش را در همين ستون منتشر سازند.
محمد درويش
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:14  توسط انجمن
|
در پي دستور آقاي دكتر ثاقب طالبي – رييس بخش تحقيقات جنگل - در هامش نامهي خانم سيده نرگس خاتون مجتهد نجفي به رياست محترم جمهوري، نوشتار سراسر گهر بار و بديع ايشان مطالعه شد و بلافاصله بر حال خود و هزاران كارشناس و محقق منابع طبيعي و محيط زيست جهان كه عمر گرانبهاي خويش را صرف حفظ محيط زيست و احياء طبيعت تجديد شونده كرده و ميكنند، بسي تاسف خورده شد! در حقيقت آنچه آموختهايم تماماً عبث و پوچ بوده و به جاي آن همه مرارت و دغدغه و تلاش بيهوده ، براي ايجاد پاركها و فضاهاي سبز و تفرجگاهها و افزايش سطوح سبز كشور و احياء جنگلها و مراتع ، تمامي جنگلهاي طبيعي و دست كاشت و مراتع را شخم زده و به جاي آنها محصولات زراعي و باغي ميكاشتيم تا ديگر مشكل كمبود سبزيجات و صيفي جات در جهان وجود نداشته باشد. آنچه در خور توجه است چنين تفكراتي هر چند سالي ظهور كرده. به نحوي كه در اوايل انقلاب پروژههاي شكافتن كوه البرز و انتقال هواي مرطوب شمال به بخش مركزي ايران و تهران و طرح انتقال آب خليج فارس به كوير لوت و سرسبز كردن كوير، توسعه سطوح جنگلكاريهاي شهري با استفاده از درختان پلاستيكي به دفتر رياست جمهوري ارسال گرديده بود كه با درايت مديران وقت ، در نطفه متوقف شدند هر چند پروژه هايي همانند وارد كردن گونه آبزي به آبگيرهاي شمال كشور از فيليپين توسط مهندس اصفياء جهت خودكفايي توليد علوفه و گوشت اردك و مرغابي با ترفندهايي به مرحله اجرا در آمد و باعث نابودي اكوسيستم مرداب بندرانزلي كه شهرت جهاني دارد شد و خساراتي كه به طبيعت شمال كشور وارد كرد كه با ميلياردها دلار هزينه، قابل جبران نخواهد بود . به نظر ميرسد تعريف و عنوان كردن چنين پروژههايي از جانب فرد و يا افراد مختلف بايستي همه جانبه بررسي و كنكاش شود كه چه تفكراتي در پس پرده دارد . به فرض عينيت پيدا كردن اين پروژه ، چه خساراتي به بدنه اكوسيستمهاي شهري وارد ميشود و هزاران هكتار فضاي سبز شهرها كه ارزش اكولوژي و محيط زيستي هر هكتار آن بيش از يك ميليارد تومان ميباشد طعمه اين گونه تفكرات شده و صدماتي به كشور وارد ميكند كه غير قابل جبران بوده و لعن و نفريت نسل هاي آينده را براي خود خواهيم خريد. جهت شناخت پروپوزال حاضر، لازم ميدانم با دانش ناقصم در مندرجات نامه اين عزيز ، كمي كنكاش نمائيم تا از فيوضات آن بهره بيشتري را ببريم:
1- در مقدمه نگارنده به دسته بندي گياهان پرداخته و اشاره به واژه " گياهان پوشاكي" كردهاند كه لازم است محققين علوم گياهي از آن بهره گيرند و اين واژه را در نگارش هايشان اضافه كنند! در همين پاراگراف اشاره به اثرات مخرب گياهان و درختان غير مثمر و همچنين اشاره به ترويج برنامه غرب داشتهاند كه نشان از نوع نگرش و فضاي ديد نويسنده دارد . اشاره به ترويج برنامه غرب كردهاند كه لازم به يادآوري است آيا فراگرفتن دانش و فن با هر منشأيي جرم است؟ مگر بزرگان دين بر يادگيري علم توصيه ننمودهاند؟ اگر حساسيت به عنوان "غربي" است بسياري از امكانات رفاهي روز : برق ، مخابرات ، اتومبيل ، هواپيما و... از غرب نشآت گرفته كه لازم است استفاده ننمايند. اگر بحث و موضوع ديگري است كه بي شك مديران و سياست گزاران مملكتي بر آن واقف ميباشند.
2- در بحث مقايسه از نظر قران : تعابيري سطحي از جنت و درخت زقوم داشتهاند كه در همين ارتباط لازم ميدانم به آيات و احاديثي اشاره داشته باشم تا ديدگاه اسلام و بزرگان دين در اين رابطه تا حدودي روشن گردد و همانند بعضي از فرصت طلبان صدراسلام آيات و احاديث را با ديدگاه و به نفع خود تفسير ننمايند:
الف-سوره حج ايه 63- الم تر ان الله انزل من السماء ماء" فتصبح الارض مخضرت ان الله لطيف خبير.
ب- قال الصادق: فان المنافع ... كثيرت عظيمه قدرها، جليله موقعا هذا مع ما في النبات من التاذذبحن منظره و نضارتها التي لايعديها شيئي من مناظر العالم و ملاهيه.
ج – حضرت علي در خطبه اشباح ميفرمايد: و چون ابر سنگين بار – چنان شتري كه از سنگيني بار سينه بر زمين مينهد – سينه بر زمين افكند و بارگران خود را فروباريد و زمين را زيرپستان پر بارانش گرفت، خداوند از زمين خشك و افسرده ، گياهان خرم و تازه و از كوههاي تفتيده و عريان علف هاي سرسبز، روياند. پس زمين با آرايش درختان و گلهاي خود خرم و خندان شد و به نشاط آمد و با پوشاك فاخر و زيبايي كه از شكوفه ها به تن كرده بر خود باليد و با زيورهايي كه از گل ها و گياهان به گردن آويخته و آرايه خود ساخته بود ، فخر فروخت.
تمام آيات و احاديث و روايات اين چنين دلالت بر اهميت و ارزش مرتع ، پوشش گياهي و فضاي سبز و گياهان خودرو و غير مثمر دارد . لازم است در همين قسمت اشاره كنم در روايات آمده است خداوند هيچ موجودي را بيحكمت خلق نكرده اند و بزرگان طب سنتي اشاره دارند هيچ گياهي وجود ندارد كه در درمان بيماري موثر نباشد اگر اين خواص ناشناخته اند بعلت ناقصي علم ماست.
در بند 2 اشاره به روايات كرده اند كه پيامبر اسلام و ائمه اطهار اشاره اي به كشت گياهان غير مثمر ننموده اند . آيا در 1400 سال قبل آلودگي هوا وجود داشت ؟ آيا اين همه بيماري و مرگ و مير ناشي از آلودگي ديده ميشد؟ آيا تراكم جمعيت در يك فضاي محدود به ميزان فعلي بود ؟ كه بزرگان صدر اسلام در فكر چاره اي باشند .
3- در بند 3 " مقايسه اقتصادي" – اشاره به اتلاف بيت المال و مرگ و مير شده است در كدام مقاله يا كتب علمي اشاره به افزايش مرگ و مير در اثر كاشت غير مثمر و گسترش فضاي سبز شده است.
اشاره داشتهاند كه زمينهاي حاصلخيز شهرها اختصاص به فضاي سبز داده شده است . آيا زميني كه ساليانه صدها كيلو عناصر سنگين و آلاينده حاصل از سوخت هاي فسيلي را در خود جاي داده است يك زمين حاصلخيز است ايا تصور نميكنيد اگر اين اراضي به كشت محصولات زراعي و سبزي و صيفيجات اختصاص يابد ساليانه هزاران تن مواد مضره نظير سرب ، گوگرد ، كادميم ، سلنيوم ، جيوه و دهها عنصر سمي و كشنده وارد بدن فرزندانمان شود كه شاهد مرگهاي ناگهاني و ناشناخته جگرگوشه هايمان شويم. در همين بند اشاره به وارداتي و غيربومي بودن كليه گياهان مورد استفاده در فضاي سبز را داشته اند كه نشان از عدم شناخت بسيار ناچيز از موضوع است چون بسياري از گياهان مورد استفاده در فضاي سبز همانند شمشاد ، شيرخشت، سروخمره اي ، زربين ، داغداغان ، سروطبري ، دغدغك، رز ، گل محمدي ، نسترن ، سماق ، سنجد تلخ، ارغوان ، انواع ارس ، خرنوب ، ناترك ، مورد ، اكاسيا ، كاج مشهدي ، پوشش هاي كف ( شبنمي، آويشن ، سدو م و...)، گياهان بالارونده ، انواع ياس ها ، زبان گنجشك ، بيد ، انواع صنوبر ، ختمي ، بلوط و دهها گونه ديگر كه در فضاي سبز استفاده ميشوند بومي ايران ميباشند. بعلاوه كاشت يك گياه زيبا هر چند خارجي كه با شرايط كشورمان سازگار شده است چه مشكلي ايجاد مينمايد.
4- اشاره به سمي و خطرناك بودن تمامي گياهان و درختان فضاي سبز نموده اند كه خوردن و لمس كردن و استنشاق آنها منجر به مرگ و مير و بيماري ميشود. اگر چنين بود بايستي تمامي كارگران و باغبانها و كارشناسان فضاي سبز تا كنون قتل و عام ميشدند . شايسته بود خانم نجفي به منابع علمي مورد استفاده اشاره مينمودند تا خواننده حقير دچار سردرگمي نمي شدم معهذا سخن در اين خصوص نياز به تخصص هاي تغذيه ، شيمي گياهي ، داروسازي ، سم شناسي و ساير علوم مرتبط و يك فرصت زماني يك قرني دارد تا بتوان چنين ادعايي را عنوان نمود. فقط به همين نكته بسنده ميكنم تمامي گياهاني كه در فضاي سبز توسط كارشناسان بكار گرفته ميشود بدون تحقيق و آزمون نبوده و گياهاني كه مضر باشند اجازه كاشت در فضاهاي عمومي را ندارند..
5- مقايسه تاثير بر سلامت روحي: از نظر زيبايي شناسي و تاثير رواني گياهان بر انسان ، منابع علمي موجود ، گفته هاي نويسنده نامه را نقض ميكنند و گياهاني كه در فضاي سبز استفاده ميشوند بايستي از نظر تركيب رنگ برگها ، گلها و فرم تاج طوري طراحي و جانمايي شوند كه در تمامي طول سال قابل استفاده باشند در حاليكه درختان مثمر در زمان كوتاه گلدهي در اوايل بهار اين ويژگي را داشته و با رسيدن ميوه ها و تغيير رنگ برگها ، ظاهري نه چندان خوشايندي را در فضا طنين مي اندازند.
6- مقايسه توليد عسل: اين ادعا نيز چندان علمي و قابل قبول نمي باشد آنچه در منابع اشاره شده است خاصيت عسل ارتباط تنگاتنگي با نوع گياه دارد و متخصصين مربوطه براي عسل هايي كه از اكاسيا، كنار ، آويشن بدست ميآيند خواص درماني متعددي را معرفي نموده اند اما ديده نشدهاست كه بگويند عسل درخت انار يا انجير فلان خاصيت را داراست.
7- مقايسه مقدار اكسيژن زايي: ميزان اكسيژن توليدي در واحد سطح تابعي از سطح اندام فتوسنتزكننده ، ويژگيهاي فيزيولوژيكي گياه و شرايط محيطي دارد . انچه مسلم است گياهاني كه انرژي كمتري جهت توليد ميوه صرف مينمايند قادر خواهند بود اندام هاي رويشي خود را بيشتر تقويت نموده و گياهاني كه در طول سال سبز هستند قادرند اكسيژن بيشتري را وارد محيط نمايند لذا برتري گياهان مثمر از نظر توليد اكسيژن كلامي عبث ميباشد.
8- مقايسه تاثير بر كشاورزي: اين مطلب در فضاي سبز هيچ جايگاهي ندارد چون اين دو در كنار هم نيستند اگر منظورشان بادشكن هاي غيرمثمر حاشيه مزارع است ميتوان با مديريت صحيح از گياهاني استفاده نمود كه ضمن كاهش اثرات مخرب باد و افزايش محصول زراعي ، مقاديري نيز فراوردههاي چوبي توليد نمود تا درآمد در واحد سطح افزايش يابد.
9- مقايسه تاثير بر جنگلها و حيات وحش: لازم است بعنوان يك اصل اشاره نمايم اكوسيستمي پايدارتر است كه از تنوع گونه اي گياهي و جانوري بيشتري برخوردار باشد . در هيچ منبعي اشاره نشده است كه مراتع باعث آتش سوزي جنگل ها ميشوند بلكه در بسياري از موارد، مراتع بدليل جذب حيوانات و حشرات مختلف ، سلامتي جنگل را تضمين مينمايند ضمن اينكه بسياري از عناصر جانوري كه حضور آنها در اكوسيستم ، لازمه بقاء و تداوم آن ميباشد از بذور كاج ها تغذيه ميكنند و بذر بعضي از سوزني برگان همانند كاج بادامي ارزش خوراكي نيز دارد.
10- مقايسه تاثير بر دامداري: گياهاني كه در فضاي سبز مورد استفاده قرار ميگيرند كاربرد آنها بيشتر از نظر حفظ منظر ، پالايش هوا، حفاظت خاك ، كاهش باد ، ايجاد سايه و... مي باشند و مقوله توليد علوفه در اين مبحث جايگاهي نداردكه بتوان آنها را مقايسه نمود.
11- مقايسه مقدار آلايندگي هوا: اين ادعا همانند ديگر موارد عام شمول نميباشد اگر گرده هاي گل اقاقيا مضر هستند به همان مقدار گرده هاي گل سيب و گلابي ميتواند مضر باشد هر چند امروزه در انتخاب گونه در فضاي سبز ، گياهاني كه حساسيت زا هستند حذف ميشوند و بسياري از گياهان از گلدهي كمي برخوردار بوده و صرفا بدليل زيبايي شاخه و برگ وارد فضاي سبز شده اند.
12-مقايسه مقدار آلايندگي معابر و جويها: آيا ريزش برگ ، خاص درختان فضاي سبز است؟ و گياهان مثمر فارغ از اين خصيصه هستند هر چند در گياهان غيرمثمر و هميشه سبز ، اين ويژگي مشاهده نميشود.
13- مقايسه سقوط درختان: لازم به ذكر است درختاني همانند خرما كه ريشه افشان دارند و ريشه هاي آنها سطحي ميباشد خطر بادافتادگي آنها بيش از درختان چنار ميباشد . بعلاوه شاخه و برگ درختان همانند انار ، انجير و ديگر درختان مثمر ، در تردد عابرين ايجاد مزاحمت نموده و بعضا" باعث وارد نمودن جراحات ميگردند كه در صورت سمي بودن لاتكس برخي گونه ها همانند انجير، مسموميت هايي را بدنبال خواهد داشت.
14- مقايسه زيبايي: بيشتر گياهاني كه در فضاي سبز و پاركها كاشته ميشوند در مقام زيبايي از نظر نوع گل ، رنگ برگ ، فرم شاخه ها و تنه ، بر تمامي گياهان مثمر اولويت دارند.
15- مقايسه تنوع: اشاره به تنوع گياهان مزروعي و درختان مثمر شده است كه لازم است با ذكر مثالي، اين خطا نيز نمايان گردد. در شهري مانند تهران ، قريب 300 گونه سازگار تا كنون شناسايي و معرفي شدهاند كه هر يك در جايگاه خود ، زيبايي و كاربرد بخصوصي دارند در صورتيكه مجموع گياهان زراعي و صيفي و درختان مثمر در شهر تهران به 50 گونه نمي رسد.
16- مقايسه ميزان آسيب پذيري از مردم: تصور كنيد به جاي درختان سرو ، كاج ، اقاقيا و... در پاركها و حاشيه خيابانهاي تهران ، درختان سيب ، گلابي ، گردو و... ميكاشتند نتيجه كار، روانه شدن صدها كودك و نوجوان به بيمارستان ها در اثر سقوط از درخت ميوه بوده ضمن اينكه چيدن ميوه ، شكستن شاخه ها و كندن برگها را نيز به دنبال خواهد داشت. لازم به توضيح است يكي از اصول انتخاب گونه در فضاي سبز و پارك ، عدم استفاده از درختان ميوه جهت جلوگيري از صدمات ناشي از سقوط كودكان از درختان ميباشد.
17-مقايسه خزان: درختان مثمر و گياهان زراعي با خاتمه زمان ميوه دهي ، دچار خزان تدريجي ميشوند چون گياه بيشتر انرژي خود را صرف ميوه نموده است و گياه با كمبود عناصر غذايي مواجه شده كه غالبا با تغيير رنگ برگها و زرد شدن آن و بعضا" ريزش آنها نمود پيدا ميكند ضمن اينكه گونه هاي زراعي داراي عمري كوتاه بوده و نياز دارد مجددا با صرف هزينه اي كاشته شوند.
18- مقايسه اكوسيستم: اگر اكوسيستم را بشناسيم و تعريف صحيحي از آن داشته باشيم هر اكوسيستم داراي عناصر گياهي و جانوري مخصوص بخود ميباشد بطوريكه اكوسيستم باغ و باغچه يك ويژگي خاص و عناصر خاص بخود دارد كه با اكوسيستم پارك و پارك جنگلي متفاوت ميباشد . وارد كردن يك عنصر غير به سيستم، باعث بروز تنش و اختلال در آن شده كه در دراز مدت باعث اضمحلال اكوسيستم ميشود.
19- مقايسه اثرات مخرب تغيير ژنتيك: امروزه علم ژنتيك در اصلاح گياهان و توليد ارقام جديد و پرمحصول و با كيفيت همانند ساير رشته هاي علوم بيولوژي ، پيشرفت هاي چشمگيري داشته آيا اين پيشرفت آثار تخريب ي داشته است؟
20- مقايسه سهولت تكثير: خوشبختانه با گسترش علم ژنتيك و دانش روز علوم گياهي و باغباني ، بسياري از گياهان به آساني و با هزينه بسيار كم در سطح انبوه از طريق ريز زديادي و ساير روش ها قابل تكثير ميباشند و هيچ تفاوتي بين گياهان مثمر و غير مثمر نيست بعلاوه گياهان مثمري كه محصول خوب و فراوان توليد ميكنند غالبا هيبريد بوده و از نظر توليد بذر مادري نياز به تخصص و هزينه زياد دارد كه در مورد گياهان غير مثمر كمتر با آن مواجه هستيم.
در پايان نامه در بخش پيشنهادات به مواردي اشاره شده است كه از نظر علمي و فني هيچ جايگاهي ندارد و با اصول علمي كه در اين خصوص تعريف شده اند كاملا مغاير ميباشد.
در پيوست نامه نيز بعضا" از كارشناسان مختلف نقل قولهايي شده است كه در مقايسه صورت گرفته با اصل منبع ، ضد و نقيض هايي مشاهده ميشود بطور مثال به نقل از مهندس خوشنويس ، عمر درختكاري با بعضي از گونه هاي بومي را به 500 هزار سال نسبت داده اند كه خود نشان از ميزان دقت و پشتوانه علمي پروپوزال دارد !
با عنايت به مطالبي كه ذكر آن رفت ملاحظه ميشود اين گونه تفكرات هيچ جايگاه بررسي و اجرا نداشته و جزء اتلاف وقت گرانبها مسئولين مملكتي و محققين هيچ دستاوردي را به ارمغان نخواهد داشت .
هاشم كنشلو - عضو هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور - 18/1/1387
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:28  توسط انجمن
|

تریبون آزاد
روز 5 آذر جلسه تودیع و معارفهي آقایان دکتر خلیلیان و دكتر خلقانی در وزارت جهاد کشاوورزی بود. خلقانی در این جلسه با قرائت دو آیه از سوره مبارکهي اسراء اظهار داشت: «روز قيامت كتاب اعمال ما به گونهاي باز ميشود كه سرسوزني نميتوانيم از آن عدول كنيم. خداوند تبارك و تعالي ميفرمايند خودتان كتاب اعمال خود را بخوانيد كه شما براي حساب خود كافي هستيد.»
واقعیت هم همین است؛ هر فردی میتواند بهترین داور و قاضی اعمال خویش باشد. در خصوص مسئولین با توجه به نوع مسئولیتها نه تنها خود فرد بلکه افرادی که در آن مجموعه کار میکنند، به دلیل آن که کار آنها نیز تحت تأثیر مدیریت ایشان بوده و نوع مدیریت و اداره تشکیلات بر کار زیر مجموعه هم مؤثر است، حق دارند که در مورد چگونگی مدیریت و عمل وی طرح پرسش كرده، آن را بررسی و قضاوت کنند. مسئولین چه بخواهند و چه نخواهند این قضاوت در باره آنها صورت میگیرد، اکر چه ممكن است در برخي موارد، مکتوب هم نگردد!
اعضای انجمن هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع با توجه به این که زیر مجموعهای از سازمان تات هستند و تحت تأثير تصمیمات، سیاستها و نظرات مسئولین این سازمان قرار دارند، نسبت به آنچه که در سازمان اتفاق میافتد بی تفاوت نبوده و در طول مدیریت و مسئولیت مدیران فعلی و گذشته علاوه بر ملاقاتهای حضوری تذکرات و توصیه های خود را در خبرنامه های انجمن برای اداره بهتر سازمان متذکر شده و میشوند. همچنین با تغییر مسئولین سازمان تحلیلی بر دوره مسئولیت و نکات مثبت و منفی آن دارد. اگر چه سعی بر این است که تحلیل ارائه شده جامع و کامل باشد ولی به علت اطلاعات محدود و عدم ارتباط زیاد با سازمان (بخصوص در این دوره) ممکن است نقایصی هم در کار باشد که پیشاپیش غذرخواهی میگردد.
نکات مثبت:
- از نکات مثبت انتخاب آقای خلقانی به عنوان ریاست سازمان تات این بود که ایشان از مجموعه وزارتخانه بوده و آشنایی کاملی با وزارتخانه داشته و این امتیازی برای برقراری ارتباط بهتر و در نتیجه اداره بهتر سازمان فراهم مینمود.
- دومین مورد اینکه درسال اول ورود ایشان به سازمان تات با اطلاعات قبلی و با اشراف به کار، دردها و مشکلات و چالشهای بخش تحقیقات را به خوبی تبیین کرده و در سخنرانیها و مصاحبه های خود حرف دل همه محققین از زبان ایشان بیان میشد از جمله مباحث مطرح شده توسط آقای خلقانی در نشریه دام، کشت و صنعت شماره 82. تبیین صحیح و درست مشکلات این امید را در محققین و دلسوزان کشاورزی و منابع طبیعی ایجاد کرد که مسئولین به فکر چاره ای بیفتند و اوضاع را بهبود بخشند.
- نوشتن برنامه راهبردي تحقيقات از ابتکارات خوب اين دوره بود که منجر به نوشتن برنامه راهبردي کشاورزي و منابع طبيعي کشور شد. نوشتن اين برنامه ها به موسسات تحقيقات سپرده شد و وقت زيادي از محققين و کارشناسان را به خود اختصاص داد که اميدواريم اين برنامه ها عملياتي شده و به قفسههاي کتابخانهها سپرده نشود.
-راه اندازی مرکز اطلاعات کتابخانه و ارتباط مراکز و موسسات با کتابخانه سازمان و دانلود مقالات علمی از ابتکارات خوب و درخور تقدیر این دوره بود.
نکات منفی:
-عدم ارتباط مستمر با اعضای هیات علمی زیر مجموعه خود بخصوص تشکلهای موجود در وزارت جهاد کشاورزی که میتوانستند به عنوان مشاوران امین و بازوان قدرتمندی در جهت پیشبرد اهداف و سیاستها باشند
- حضور کم در مراکز تحقيقاتي استانها و عدم رسيدگي به مشکلات مراکز
-عدم ارتقای وضعیت معنوی و مادی اعضای هیات علمی در طول مدیریت ایشان. تاکنون سابقه نداشته که حقوق و مزایای هیات علمی وزارت جهاد کشاورزی از حقوق و مزایای اعضای هیات علمی وزارت علوم کمتر باشد. به عبارت دیگر هر مزایایی که به اعضای هیات علمی وزارت علوم تعلق میگرفت با چند ماه تاخیر اعضای هیات علمی وزارت جهاد کشاورزی هم از آن برخوردار میشدند. در سال 1385 پنج درصد به حقوق اعضای هیات علمی وزارت علوم اضافه شد که در وزارت جهاد کشاورزی هم در بعضی موسسات اعمال شد ولی در سال 86 برگشت زده شد و متاسفانه ایشان نتوانستند از حقوق اعضای هیات علمی زیر مجموعه خود دفاع کنند و علی رغم تلاش انجمن و نامه به وزیر محترم جهاد کشاورزی این حق کماکان نادیده گرفته شده است.
- در دوره ریاست ایشان بر سازمان تات قرارداد همکاری وزارت جهاد کشاورزی با دانشگاه تهران نوشته شد که نشان از عدم شناخت مسئولین از پتانسیلهای موجود در وزارتخانه داشت. این قرارداد تعجب همه محققین زیر مجموعه تات را به همراه داشت که انجمن در این خصوص نامه ای به وزیر محترم جهاد کشاورزی نوشت که مورد استقبال همه اعضای هیات علمی وزارتخانه واقع شد. انتظار این بود که ریاست محترم سازمان تات که مدافع این مجموعه است، مانع عقد اين قرارداد ميشد.
- در دوره ریاست ایشان سازمان معاونت ترویج به سازمان آموزش و تحقیقات برگشت. ولی با نامی غیر متعارف و غیر کارشناسی یعنی سازمان " ترویج، آموزش و تحقیقات" که انجمن این اشتباه بزرگ را در خبرنامه شماره 24 متذکر شد ولی متاسفانه هیچ اقدامی در جهت تصحیح آن صورت نگرفت. امیدواریم این نقیصه را مسئولین فعلی جبران نمایند. علاوه بر اين انتقال ترويج از وزارتخانه به تات از نظر تشکيلاتي انجام شده ولي عملا در مراکز وضعيت تشکيلاتي ترويج بلاتکليف و سر در گم است.
- برخورداري متفاوت افراد مجموعه از امتيازات با ارائه بخشنامه هاي چند پهلو . در اين مورد ميتوان به پرداخت حق مسکن اعضاي هيات علمي اشاره داشت که به دليل همين چند پهلو بودن در بعضي موسسات و مراکز پرداخت مي شود و در برخي موسسات و مراکز ازجمله موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور پرداخت نميگردد.
- عدم شفافیت در نظام بودجهای سازمان در زمان تصدی ایشان باعث شد که وضعیت مراکز تحقیقاتی به گونهای مبهم اداره شود و کسری بودجه مراکز سبب تعطیلی بسیاری از فعالیتهای آنها شود. در این خصوص متاسفانه تصمیم به واگذاری و یا فروش ایستگاهها گرفته شده که تاکنون این اقدام در وزارت جهاد کشاورزی سابقه نداشته است.
- در این دوره اجازه ورود فوق لیسانسها حتی کسانی که با تجربه خود چندین برابر یک فارق التحصیل با مدرک دکتری کارایی داشتند به جمع اعضای هیات علمی داده نشد و متاسفانه هیچ اقدامی هم در مورد رفع نیازهای مادی این افراد صورت نگرفته که سبب دلسردی کارشناسان باتجربه این مجموعه گردید.
- متاسفانه در این دوره حضور محققان در مجامع علمی خارج کشور به حداقل ممکن کاهش یافت. این در حالی بود که اعضای هیات علمی دانشگاهها به تعداد زیاد و به راحتی در سمینارهای بینالمللی شرکت می کردند.
انتظار داشتیم که آقای دکتر خلقانی در پایان 3 سال از ریاست خود بر سازمان دستاوردهای مادی و معنوی زیر مجموعه خود را بیان میکرد و می گفت که چقدر از مشکلات و چالشهایی که خود ایشان در سال اول ریاست آنها را بر شمرد حل کرده اند. خوب بود که در گزارشهاي ایشان ذکر میگردید که چقدر بودجه تحقیقات در دوره مدیریت ایشان اضافه شده و چقدر در دوره مدیریت ایشان به برنامه چهارم توسعه نزدیک شدهایم و در راستای رسیدن به برنامه چشم انداز 20 ساله چه گامهایی در تحقیقات برداشته شده است و در آخر چه حقوق مادی و معنوی برای اعضای هیات علمی کارشناسان و کارکنان زیر مجموعه خود فراهم نموده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:17  توسط انجمن
|
تریبون آزاد
با وجودي كه بيش از نيمي از كاركنان مؤسسه ساكن كرج هستند و به رغم تقاضاهاي مكرر و قول مساعد مسئولين، متأسفانه هنوز عبور و مرور اين كاركنان از قسمت غرب مؤسسسه عملي نشده است. تعداد زيادي خودرو بايد مسير را از كرج تا خروجي چيتگر ادامه دهند و تقريباً تا تهران بروند و دوباره اين مسير را برگردند تا به مؤسسه كه درب غربي آن در بلوار پژوهش قرار دارد، برسند. اين مسير حدوداً بين 20 تا 30 دقيقه طولانيتر بوده (11 كيلومتر) و به همين ميزان مصرف انرژي بيشتري را سبب ميشود. با توجه به ايجاد بار ترافيكي بي مورد، هدر رفت انرژي، خستگي كاركنان، زمان و آلودگيهاي مختلفي كه در اثر اين طي طريق بي مورد بوجود ميآيد، اميدواريم مسئولين عنايت ويژهاي به حل سريعتر اين مشكل بكنند.
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 17:58  توسط انجمن
|
تريبون آزاد
تأثير ورزش بر سلامتي انسان براي همه روشن است، فراهمكردن امکانات ورزشي مناسب و تشويق کارکنان به ورزش به دليل تاثير در سلامتي و نشاط کارکنان ميتواند در بهرهوري و افزايش راندمان کار موثر باشد. اين موضوع از ديد مسئولين کشور مغفول نمانده و در برنامههاي مختلف به آن توجه شده است. از جمله بند "ب" ماده 117 قانون برنامه چهارم به دستگاههاي دولتي اجازه داده است که تا 1% اعتبارات خود را در زمينه ورزش کارکنان خود هزينه نمايند. اين موضوع در آيين نامه اجرايي مصوب هيات وزيران به شماره 22275/ت33367ه مورخه 25/4/84 به صراحت بيان شده است.
پرسش اين است که چرا با اينکه از نظر قانوني مشکلي در اين خصوص وجود ندارد، مسئولين مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور هيچ اهميتي به ورزش نميدهند و هيچ امکاناتي را در سالهاي اخير براي گسترش ورزش در مؤسسه انجام ندادهاند. البته از مسئولين قبلي که در سالهاي گذشته نسبت به احداث زمين چمن در موسسه اقدام كردهاند بايد تشکر نمود.
در خبرها آمده بود که در سال 86 سرانه ورزشي کارکنان صنعت نفت 500 هزار تومان بودهاست (به نقل از مدير کل ورزش وزات نفت آقاي دکتر علي نژاد)، راستي سرانه ورزشي در موسسه ما چقدر است؟ لطفا مسئولين پاسخ دهند.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 20:55  توسط انجمن
|
تريبون آزاد
مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور در چشمانداز روحنوازي احداث شده است كه هر بينندهاي با ورود به آن ميانديشد كه آنها كه در اين مجموعه مشغول به كارند چقدر خوشبختند. به واقع هم چنين است! اما همين افراد به محض ورود به ساختمانهاي جديد مؤسسه و فضاي تاريك و سبك ابتدايي معماري آن حتماً دلتنگ ميشوند. ساختمان اصلي مؤسسه كه بيش از 40 سال پيش طراحي و ساخته شده است به مراتب بيش از اين ساختمانها از اصول صحيح معماري بهره برده است. چگونه ميشود كه بعد از گذشت اين سالها و پيشرفت علم معماري به ابتداييترين اصول در بناي اين ساختمانها توجه نشده باشد. نوردهي نامناسب، عدم تهويه لازم، فضاهاي خالي و بياستفاده و قراردادن سرويسهاي بهداشتي در بهترين و نورگيرترين قسمت ساختمان از جمله اين معضلات است كه با توجه به شيوهنامههاي جديد دولت براي صرفهجويي در انرژي روز به روز نمود بيشتري پيدا ميكند. حذف نورهاي مصنوعي در طول روز در راهروها و فضاهاي مختلف اين ساختمانها گاهي ممكن نيست. ساختن ساختمانهاي كم نور يا تاريك به اين شكل آن هم در فضاي وسيع، زيبا و پر نور مؤسسه، جاي تأسف دارد. البته شايد هنوز هم بشود با نصب نورگيرهاي شفاف در سقف ساختمان و ياحذف بعضي قسمتهاي سرويسهاي بهداشتي و بازمهندسي فضاهاي بلااستفاده تا حدودي به اين وضعيت سامان بخشيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 22:53  توسط انجمن
|
هفت سال است كه انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع بر بنياد تبعيت از يك خواست عمومي و تحقق خردي جمعي شكل گرفته است؛ هفت سال است كه بارها و بارها از ظهور و حضور بزرگترين تشكل پژوهشي ايران در حوزه منابع طبيعي ياد كرده و ميكنيم و شمار اعضاي هيأت علمي خويش را بيرقيب با ديگر تشكلهاي علمي موجود و مرتبط ميدانيم؛ و هفت سال است كه در مجامع و محافل مرتبط خواهان ايفاي نقشي سزاوارانهتر با توجه به پتانسيل علمي موجود انجمن هستيم. امّا اينك ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 3:57  توسط انجمن
|
تريبون آزاد
اين بار به بهانهي احداث كارخانه سيمان مارگون!
مارگون، نام آبادبومي است در استان کهگیلویه و بویراحمد و در فاصله 70 كيلومتري از مركز استان (ياسوج). این آبادي در بخش مارگون از توابع بویراحمد سفلي قرار گرفته و جمعیت آن بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵، ۲۷۳۵ نفر بوده است.
در اين منطقه، يك ايستگاه تحقيقات منابع طبيعي وجود دارد كه از منظر برخي ويژگيهاي محيطي، نظير توپوگرافي، جنس خاك و ميزان بارندگي يكي از بهترين و شاخصترين ايستگاههاي مديريت مرتع و دام در كشور به شمار ميآيد. وسعت اين ايستگاه 1250 هكتار بوده و دقيقاً در 56 كيلومتري شمال غرب شهرستان ياسوج قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دريا از 2250 الي 2700 متر بوده و متوسط بارندگي سالانهي آن بيش از 800 ميليمتر بوده كه قسمتي از آن به صورت برف است.
همان طور كه ملاحظه ميشود، جانمايي و انتخاب اين ايستگاه كاملاً منطقي و قابل دفاع بوده و از همين رو، تاكنون يكي از عرصههاي فعال پژوهشي كشور در حوزهي منابع طبيعي محسوب ميشده است، آن هم در استاني كه يكي از مناطق شاخص كشور در اين حوزه به شمار ميآيد؛ استاني كه حدود دو سوّم از مساحت يك ميليون و هفتصدهزارهكتارياش را عرصههاي منابع طبيعي، اعم از مرتع و جنگل دربرگرفته و ميتواند قطب منابع طبيعي كشور (با تأكيد بر جاذبههاي بومگردي)، به ويژه در منطقهي رويشي و اكولوژيك زاگرس به شمار آيد. با اين وجود، اينك قرار است در اين ايستگاه با مشاركت سرمايهگذار خارجي كارخانه توليد سيمان مارگون احداث شود!
شايان توجه آنكه ايستگاه ياد شده و بومسازگانهاي مرتعي و جنگلي پيرامون آن دربرگيرندهي مرغوبترين پوشش گياهي طبيعي كشور بوده و در شمار عاليترين اندوختههاي ژنتيكي فلات ايران محسوب ميشود، كه بيشك در صورت احداث كارخانه مزبور به شدت آسيب خواهند ديد،
بار ديگر، تأكيد ميشود: كسي مخالف توسعه، اشتغالزايي و جذب سرمايهگذاري خارجي نيست، بلكه پرسش اصلي اين است كه آيا اين مهم بايد به بهاي مرگ منابع طبيعي و محيط زيست كشور تحقق يابد؟ و آيا نميتوانستيم با جانمايي بهتر و منطقيتري، اين عرصه پژوهشي را نيز حفظ نماييم؟! به عنوان مثال، حتي اگر اصرار بر اين است كه بحث اشتغالزايي صنعتي در همين استان پابگيرد، چرا انتخاب محل احداث كارخانه را در آن بخش از اراضي استان كه واجد ارزشهاي بومشناختي و تنوع زيستي نيست، مانند نواحي گچساران و دهدشت متمركز نسازيم؟! روي سخنم بهويژه با مسئولين سازمان حفاظت محيط زيست كشور و وزارت جهاد كشاورزي است كه چگونه و چرا مجوز ساخت اين كارخانه را در يكي از نابترين عرصههاي اكولوژيكي كشور صادر كردهاند؟ از اين گذشته، آيا به اين پرسش انديشيدهايم كه چرا خارجيها اغلب تمايل به سرمايهگذاري در آن بخش از فعاليتهاي صنعتي (مانند پتروشيمي، ذوبآهن، فولاد، سيمان و ...) در كشورهاي جنوب دارند كه به شدت آلودهكننده بوده و پايداري زيست را به چالش ميكشد؟!
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 21:31  توسط انجمن
|
تریبون آزاد - ۱۵

در سالهاي پاياني دههي هشتاد ميلادي يكي از مشاوران ارشد مديريت در ايالات متحده به نام فرديناند فورنيس[1]، نتايج پژوهشهاي دامنهدار و گستردهي خويش را در كتابي با عنوان: «چرا كاركنان، كاري را كه از آنان انتظار ميرود، انجام نميدهند؟» منتشر ساخت. وي در طول 15 سال از طريق جمعآوري نظريات بيش از بيست هزار نفر از مديران مؤسسهها و شركتهاي فعال در سراسر ايالات متحده آمريكا به اين نتيجه رسيد كه مهمترين دلايل اين رخداد، سه عامل زير است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 5:19  توسط انجمن
|
تریبون آزاد - ۱۴
حجم اطلاعات دريافتي هر روز و با شتابي بيمانند در حال افزايش است؛ به نحوي كه ديگر نميتوان از گيرش اطلاعات در همه جا و هر موقعيتي به عنوان يك موهبت و امتياز ياد كرد! معضلي كه بسياري از پژوهشگران در مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور نيز با آن دست به گريبان هستند؛ اما چرا؟!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 10:21  توسط انجمن
|
تریبون آزاد - ۱۳

يكي از معتبرترين نهادهاي ارزيابيكنندهي يافتههاي مكتوب علمي جهان، به نام مؤسسهي اطلاعات علمي - Institute for Scientific Information – يا همان «ISI»، اصطلاحي كه در بين نويسندگان ايراني و اصحاب قلم در حوزهي دانش بيشتر شهرت دارد، چندي است كه مرتباً خبرهاي خوشي را براي دانشيمردان و زنان ايراني منتشر كرده است. به عنوان مثال بر بنياد گزارش سال گذشته اين نهاد، در طول 10 سالهي اخیر (ژانويهي 1996 تا آگوست 2006)، رتبهي ايران از نظر تعداد ارجاعات به مقالات علوم زمين، بومشناسي و محيط زيست يك پله رشد داشته است؛ رشدي كه در علوم كشاورزي و منابع طبيعي دو پله گزارش شده است. اين موفقيت به ويژه از آنجا اهميت مييابد كه بدانيم در طول 10 سالهي موصوف، رتبهي كل كشور از نظر تعداد ارجاعات نمايه شده، تغييري نكرده و در همان رتبهي 49 باقي مانده است. رخدادي كه نشان ميدهد، هموطنان دانشمند ما در حوزههاي ياد شده، توانستهاند با كوششي بيشتر نهتنها موقعيت دانش تخصصي خويش را در مقياس جهاني بهبود بخشند، بلكه جبران كمكاري ديگر همتايان خود را در ديگر حوزههاي علم هم كرده و از سقوط رتبهي ايران جلوگيري كنند!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 6:17  توسط انجمن
|
تريبون آزاد - 1۲
طرح "سازگاري و پيشاهنگ سوزني برگان و پهن برگان" در سال 1370 بهمنظور شناسايي بهترين گونههاي جنگلي سازگار در منطقه كامفيروز استان فارس پياده شد. متأسفانه طرحهاي عمراني راهسازي نهتنها به قلع و قمع درختان كهنسال و تنومند همچون بلوط و بنه كه با صدها سال عمر خاطرات بسياري را به ياد داشتند، گرديد؛ بلكه با دريدن حصارهاي سيم خاردار به درختان نوجوان 17 ساله طرح مذكور كه اميدهايي براي احياء و گسترش جنگلهاي عزيز حافظ آب و خاك كوههاي زاكرس در غرب كشور بودند، نيز رحم نكردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 4:1  توسط انجمن
|
تریبون آزاد - ۱۱
آنچه كه امروزه از آن با عنوان وجه تمايز كشورهاي شمال از جنوب يا «توسعهيافته» از «در حال توسعه» ياد ميشود، نه توان مالي، نه قدرت نظامي، نه دستيابي به خودكفايي در برخي اقلام زراعي، صنعتي، نظامي و نه حتا وجود جلوههاي خيرهكنندهي فناورانه و زرق و برق شهري است، بلكه مهمترين شناسهي كشورهاي توسعهيافته را در قدرت آن كشورها براي «توليد محصول بر بنياد علوم نوين» ارزيابي ميكنند. به سخني ديگر، آن كشوري را توسعهيافتهتر مينامند كه سهم توليدات نرمافزاري، ثانويه و خدماتي آن به مراتب بيشتر از توليد مبتني بر منابع پايه يا خام باشد.
و چه صريح و شفاف ميگويد آن هموطن فرهيختهي آراني، شادروان دكتر حسين عظيمي – كه ياد و نامش زنده باد - وقتي كه دريافت پيشگفته را چنين شرح ميدهد: «توليد متكي بر علوم نوين، تنها ويژگي اساسي است كه وجود آن، وجه مشترك همهي كشورهاي توسعهيافته و فقدان آن، وجه مشترك تمامي كشورهاي توسعه نيافته است (مجلهي اطلاعات سياسي- اقتصادي، ش 38، ص 44).»
مفهوم ساده شدهي اين آموزهي نوين جهاني، آن است كه اگر ميخواهيم نام عزيز «ايران» را در صف كشورهاي توسعهيافته قرار داده و عملاً در مسير تحقق آرمانهاي بزرگ سند چشمانداز 20 ساله حركت كنيم؛ اگر ميخواهيم در شمار سرآمدگان كشورهاي منطقه قرار گيريم و اگر ميخواهيم الگوبخش و الهامدهندهي كشورهاي اسلامي – آن گونه كه برنامهريزي كرده و در «چشمانداز ايران 1400» مورد تأكيد قرار دادهايم – باشيم، بايد محوريترين رويكرد راهبردي خود را در مسير تحقق اين آموزه اختصاص داده و بكوشيم تا كشور را از زيرساختها و ملزومات لازم براي غناي توليد مبتني بر علوم نوين مجهز سازيم.
امّا اين زيرساختها كدام است و راهبرديترين ملاحظات كشور چيست؟ آيا جز اين است كه بايد تا آنجا كه ميتوانيم در مسير آموزش، پرورش، تكريم، احياء و ارتقاي سرمايه و اندوختهي انساني «ايراني» حركت كنيم؟ آيا جز اين است كه بايد از مهد كودكها و پيشدبستانيها شروع كرده و به آفرينش و هدايت نسلي همت گماريم كه از پرسيدن واهمهاي نداشته، به «دانستن» عشق ورزيده، از جمود و تقليد كوركورانه گريزان بوده و كلماتي چون «دانش»، «كتاب» و «مطالعه» همانقدر برايش قابل احترام باشد كه «محبت»، «عشق»، «عدالت» و «آزادي» محترم است.
اگر حقيقتاً ميخواهيم فعل «توسعهيافتگي» را صرف كنيم، بايد بكوشيم تا سهم اعتبارات پژوهشي از توليد ناخالص ملّي را دو رقمي كرده، قدر مطلق نسبت دانشجو به استاد را افزايش داده، شمار دانشآموزاني كه فرصت تحصيل نمييابند يا در نيمهي راه ترك تحصيل ميكنند به صفر رسانده و عملاً نشان دهيم كه نهتنها عميقاً به توان سرمايهي انساني خويش باور داريم، بلكه به آن احترام نهاده و از هيچ كوششي براي بازپروري شايستهاش دريغ نخواهيم ورزيد. امّا آيا سنجههاي موجود در نظام برنامهريزي كشور در شرايط امروز جامعه، چنين راهبردي را تأييد ميكند؟ وجود هزاران كلاس كپري، صدها مدرسهي دونوبته و سه نوبته، يك ميليون دانشآموزي كه پيش از پايان دوران متوسطه، ترك تحصيل ميكنند و سهم نيم درصدي پژوهش از توليد ناخالص ملّي، گواه آن است كه نه ميتوانيم خود را توسعهيافته بناميم و نه حتا ميتوانيم ادعا كنيم كه در مسير توسعهيافتگي و متناسب با ادعاهاي بزرگ سند چشمانداز 20 ساله در حال حركت هستيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 10:54  توسط انجمن
|
تریبون آزاد - ۱۰
متأسفانه پيشنهاد سياسي يك استاندار (استاندار گيلان) مبني بر واگذاري جنگلهاي مخروبه شمال كشور به بخش صنعت، دوباره موجي از نگراني و اضطراب را در بين كارشناسان، پژوهشگران و علاقهمندان به محيط زيست و منابع طبيعي كشور ايجاد كرده است. تأسفآورتر آنكه، عكسالعمل قاطع و شفافي نيز از سوي مسئولين مرتبط در معاونت مناطق مرطوب و نيمه مرطوب سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور در اين خصوص ديده نشده است. در صورتي كه هر متخصصي ميداند كه واكنش مناسب به تخريب جنگل، كوشش براي احياي آن است و نه فرمان تغيير كاربري و واگذاري آن! آيا اين كار چيزي جز پاك كردن صورت مسأله نيست؟!
از همين رو، از تمامي علاقهمندان و پژوهشگران دلسوز دعوت ميكنيم تا ديدگاههاي خويش را به انجمن هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور ارسال داشته تا با تعاملي درخور بتوانيم از اين اقدام اشتباه كه بي شك تبعاتي جبرانناپذير براي رويشگاه جنگلي ارزشمند هيركاني به همراه خواهد داشت، جلوگيري كنيم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 0:24  توسط انجمن
|
تریبون آزاد - ۹

تنها چند روز از بيست و چهارمين روز از دومين ماه سومين فصل ششمين سال دهه هشتاد هجري شمسي مي گذرد. روزي که مي توانست مانند بسياري ديگر از روزهاي سال و پنجشنبه هاي آخر هفته باشد اما نيست، و گمان مي برم هيچ کس به اندازه بالاترين قدرت اجرايي کشور که مسوول حسن اجراي قانون اساسي و تحقق آرمان هاي بلند سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران است، نداند که چرا نيست؟، سندي که امروز، نخستين روز از پنجمين سال حياتش را مي گذراند. راستي که چقدر زود دير مي شود؛ انگار همين ديروز بود که در روز 23 آبان ماه 1382 رهبري نظام، سند چشم انداز را به روساي قواي سه گانه کشور ابلاغ کرد و حتي دو سال هم به دولتيان فرصت داد تا زمينه چيني هاي لازم را براي آشنايي و درک بدنه خويش با ملزومات سند تدارک ببينند تا هنگامي که رسماً - يعني از آغاز برنامه پنج ساله چهارم (1384)- اين سند کليد مي خورد، ديگر هيچ مقام دولتي نگويد؛ کي بود... چي بود... من نبودم.
بي ترديد سند چشم انداز بيست ساله کشور - ايران 1404- پس از قانون اساسي، مهم ترين سند جمهوري اسلامي محسوب مي شود، چرا که نتيجه هم انديشي و هم افزايي بيش از 400 نخبه مملکتي است و مهم تر آنکه براي نخستين بار در آن به ايرانيان وعده داده شده در يک مقطع زماني مشخص - سال 1404 هجري شمسي - شهروند کشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين الملل خواهند بود.
مقام معظم رهبري حتي اين را هم - در ملاقات با دانشجويان دانشگاه هاي همدان - اضافه کردند؛ «اگر کسي دقت نکند ممکن است خيال کند افرادي نشسته اند و انشا نوشته اند، ولي نه، بدانيد انشا نيست. کلمه کلمه اين چشم انداز- با تاکيد مي گويم- محاسبه شده است. اينکه ما گفتيم در بيست سال آينده مي خواهيم کشور اول منطقه در اين خصوصيات باشيم و اين شاخص ها را داشته باشيم - که در سند دو صفحه يي چشم انداز ذکر شده - کلمه کلمه اينها بررسي و محاسبه و کارشناسي شده است.»
امروز اما 5/12 درصد از زمان اجراي سند چشم انداز سپري شده و ما حق داريم از مجريان و متوليان اين سند بخواهيم تا به اندازه همان 5/12 درصد برايمان توضيح دهند که چه گام هاي اساسي براي تحقق اهداف بلند سند برداشته اند و چند درصد از راه را رفته مي پندارند.
سخنان مقام معظم رهبري را در ملاقات اعضاي دولت مهرورزي در همين شهريورماه گذشته به ياد مي آورم. آنجا که فرمودند؛ «چشم انداز به عنوان برنامه کلان 20 ساله کشور، سندي فرادولتي و محصول کار متراکم و صحيح کارشناسي است و بايد به عنوان يک ميثاق در همه قانونگذاري ها و فعاليت ها مورد توجه کامل قرار گيرد و هر برنامه و فعاليتي که در جهت سند چشم انداز نيست، اصلاح شود.»
اينک ما حق داريم از رئيس محترم دولت گزارش پيشرفت و عملکرد مطالبه کنيم و از ايشان بپرسيم «چرا در حالي که سومين سال از دوره رياست جمهوري شان را مي گذرانند، هنوز حتي يک خط گزارش به ملت در خصوص سندي که بيش از 32 ماه از عمر اجرايي اش سپري شده ارائه نداده اند؟»
ما حق داريم بدانيم که در اين مدت چه اقدامات روشن، مشخص، اجرايي و عملياتي شده براي رسيدن به اهداف سند چشم انداز انجام شده است؟
ما حق داريم بدانيم که چرا هنوز هيچ گزارش مشخصي درباره اقدامات و نتايج به دست آمده از سوي ايشان و ديگر مقامات ارشد حکومتي ارائه نشده است و ما حق داريم بدانيم چرا نتوانسته اند آرمان هاي کيفي و اهداف کلي اين سند ارزشمند را تبديل به معيارها و شاخص هايي کمي و قابل اندازه گيري کرده تا امکان نظارت و داوري درباره آن تصريح شود؟
کلام آخر اينکه براي نيل به اهداف سند چشم انداز 20 ساله بايد آرمان کلان جامعه در خصوص استقلال، توسعه اجتماعي، توسعه سياسي، اقتصادي و خودکفايي، محيط زيست و حفاظت از منابع طبيعي، آزادي و توسعه انساني و رشد، مورد توجه خاص قرار گيرد و اين مهم تنها هنگامي تحقق خواهد يافت که برنامه هاي برآمده از سند - علاوه بر جامع و متحول کننده بودن - بتوانند مشوق مشارکت ملي، فارغ از ملاحظات بخشي، منطقه يي و قومي نيز باشند.
پرسشم اين است که آيا مي توانيم ادعا کنيم درجه مطلوبيت محيط زيستي که در آن زندگي مي کنيم در سومين سال از آغاز اجراي سند چشم انداز 20 ساله، وضعيتي بهتر و پايدارتر از سال 1383 دارد؟
محمد درویش
این مقاله در شماره امروز روزنامه اعتماد منتشر شده است
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 18:23  توسط انجمن
|
تریبون آزاد - ۶

سبزي و صيفي بخش عمدهاي از سبد غذايي انسان بخصوص ما ايرانيان است كه بيشتر ويتامينها و ساير نيازمنديهاي بدن را تأ مين ميكند. سبزي آذينبخش سفرهها و صيفي صفابخش روح و كاهندة عطش درون در گرماي آزار دهندة تابستان هستند. الياف سبزي و صيفي ملين مزاج و ويتا مينهاي آن شفابخش جان ميباشند. حكيمان گذشته و پزشكان امروز همه بر مصرف بهينه و متنوع آنها تأكيد مينمايند و مصرف آن را موجب پيشگيري بسياري از كمبودهاي بدن, رافع بسياري از دردها و جلوگيريكنندة آلام گوناگون ميدانند.
جمعيت چندين ميليوني تهران روزانه هزاران تن سبزي و صيفي مصرف مينمايند. قسمت اعظم اين محصولات از حدود 16000 هكتار اراضي حاصلخيز جنوب شهر تهران و اطراف شهرري (شكل 1) توليد ميشود.
از طرف ديگر كلان شهر بزرگ تهران روزانه حجم بسيار عظيميزباله و دو الي سه ميليون مترمكعب آب (بجز آب فضاي سبز) را به صورت فاضلاب توليد ميكند.اين آبهاي آلوده يا بصورت فاضلاب سطحي (شكل 2) در جنوب تهران در كانالهاي فاضلاب جاري و يا با نفوذ در دل خاك طي ساليان متمادي آبهاي زيرزميني را آلوده كه از جهت شمال به جنوب در جريان است. فاضلاب آلوده مستقيماً و آبهاي زيرزميني آلوده با حفر چاه به مصارف گوناگون بخصوص آبياري محصولات كشاورزي از جمله سبزي و صيفيكاريهاي جنوب شهر تهران ميرسد. حتي گاهي اوقات زهآبهاي آلوده، بركهها و درياچههايي مانند درياچه عشقآباد (شكل 3) در جنوب شهرري را بوجود ميآورند كه حتي در آن ماهي نيز پرورش مييابد.
منابع آلاينده هوا و آبهاي سطحي و زيرزميني شهر تهران و جنوب آن از طريق الف) آلودگيهاي منازل به شكل زباله و فاضلاب, ب) آلودگيهاي بيمارستاني به شكل زباله و فاضلاب حاوي انواع مواد شيميايي و دارويي مضر و غير قابل تجزيه همچون انواع داروها، مواد پلاستيكي، فلزي و شبهفلزي و انواع آلودگيهاي ميكروبي و بيماريزا و پ) آلودگيهاي صنعتي حاصل از كارگاهها و كارخانههاي كوچك و بزرگ كه گروه بزرگي از آلايندهها را شامل ميشود، هستند. از آلايندههاي صنعتي بطور مثال انواع فلزات سنگين و سمي نظير سرب، جيوه، مس و … و تركيبات آنها، نيتراتها، سود سوزآور، انواع اسيدها مانند اسيد سولفوريك، مواد روغني، مواد نفتي و فراوردههاي پتروشيمي، انواع رنگها و دهها فرآورده مضر را ميتوان ذكر كرد.
كشاورزان جنوب تهران و شهرري كه سبزي و صيفي مهمترين محصول آنها است، زراعتهاي خود را با اين آبها مشروب مينمايند. سبزي و صيفي بطور معمول بصورت تازه و خام به مصرف انسان ميرسد. در نتيجه آلايندههاي ميكروبي ميتوانند بطور مستقيم وارد بدن انسان گردند. آلايندههاي غيرميكروبي كه حتي در اثر حرارت پخت غذا هم از بين نميروند ميتوانند موجب بسياري از بيماريهاي انسان باشند.
چه افرادي و يا ارگانهايي مسئول رسيدگي به اين موضوعات و رفع آنها هستند؟ مسئول سلامت انسانها و افراد جامعه كيست؟ كشاورزان زحمتكش كه در بسياري موارد آگاهي لازم را ندارند و خود نيز از قربانيان آن هستند (شكل 4)؟ يا مصرف كنندگان مظلوم كه در جريان چگونگي توليد اين محصولات سودمند ولي آلوده نيستند؟ اگر كشاورزان آگاه به مشكلات بخواهند با تغيير نظام توليد نوع محصول خود را تغيير دهند زيان و ضرر ناشي از آن را چگونه بايد تحمل نمايند؟ اين در حالي است كه جامعه سالانه ميلياردها ريال صرف هزينههاي درمان ناشي از ْآلودگيهاي زيست محيطي و مصرف محصولات آلوده مينمايد. اگر زيانهاي متاثر از كرخي، كاهش طول عمر و مرگ و مير، پژمردگي، خستگي و … ناشي از آلايندههاي زيست محيطي و پيامدهاي آنها بصورت از دست دادن فرصتهايي كه افراد خلاق و فهيم جامعه نتوانستهاند به اعتلا و پيشرفت جامعه كمك نمايند، را محاسبه و تبديل به پول نمايند، ارقام زيان ما چند ده برابر ميگردد.
راستي چه بايد كرد؟ آيا رسانهها (صدا و سيما، مطبوعات و افراد صاحب تريبونهاي عمومي) كه ركن چهارم نظام و چشم تيز بين جامعه هستند، نبايد اين گونه معضلات را ببيند و به جامعه هشدار و به مسئولين تذكر دهند؟ آيا محققين، دانشمندان و فرهيختگان كه مغز متفكر جامعه هستند، نبايد بهاين مشكلات بينديشند و راهحلهاي مناسبي ارائه و از مسئولين رفع آنها را بخواهند؟ مسئولين دستگاههاي اجرايي و نظارتي كه به نيابت و با راي مستقيم و غير مستقيم مردم مسئول اداره جامعه هستند چه وظيفه و مسئوليتي دارند؟
سازمان محيط زيست بايد به عنوان متولي و مسئول سلامت محيط زيست كشور اين مسائل را زير ذرهبين بگذارد و با همكاري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مشكلات و زيانهاي ناشي از مصرف اين گونه مواد آلوده را مشخص نمايد. سازمان مذكور با تكيه به قوانين موجود شهرداريها بخصوص شهرداري تهران، صاحبان حرف، كارخانهها و بيمارستانها را مجاب نمايد تا نه تنها آلودگيها را كاهش دهند، بلكه با احداث و نصب تصفيهخانهها، فاضلابها را تصفيه، زبالهها را بهطور مناسب معدوم و با استفاده از فيلترهاي مناسب آلودگيهاي هوا را كاهش داده و به حداقل برسانند.

شكل 1- حدود 16000 هكتار سبزي و صيفيكاري در جنوب شهر تهران

شكل 2- كانالهاي فاضلابهاي آلوده شهر تهران در جنوب آن

شكل 3- درياچه عشق آباد در جنوب شهرري، حاصل زهآب فاضلاب تهران

شکل ۴– عدم آگاهي بعضي از كارگران كشاورزي از آلودگيهاي فاضلابهاي شهر
وزارت جهاد كشاورزي با اعمال قانون و سياستهاي تشويقي و مشخض نمودن نظام توليد كشاورزي با عنايت به شرايط مختلف و استعداد اراضي كشتهاي جايگزين براي مناطق جنوب تهران را مشخص و كشاورزان را ملزم به رعايت آن نمايد. در منطقه مورد اشاره احتمالاً كشت و توسعه زراعتهايي نظير پنبه، صنوبر با دوره كشت كوتاه براي توليد نئوپان و غيره، انواع درختان و گياهان به ظاهر غير مثمر ولي كاهنده آلايندههاي هوا، آب و خاك ميتواند بهعنوان كشت جايگزين سبزي و صيفي كشت گردند. همچنين در حوزه وظايف دولت است كه زيان و ضرر احتمالي ناشي از تعويض كشت كشاورزان را از طريق وزارت جهاد كشاورزي جبران نمايد. شهرداري تهران نيز قادر خواهد بود با همكاري نزديكتر و وزارت جهاد كشاورزي در احداث و توسعه فضاي سبز تهران و اطراف آن از گونههاي كاهنده آلودگيهاي زيست محيطي نظير اكاليپتوسها بيشتر استفاده نمايد.
دكتر عباس قمري زارع و مهندس آناهيتا شريعت
اعضاي هيات علمي و كارشناس موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:44  توسط انجمن
|
خبرنامه ۲۳ - بخش ۴
تريبون آزاد – 2
به باور راقم اين سطور، سياست مشتريمداري در تحقيقات گرچه گامي به طرف كاربردي كردن تحقيقات در بخشهاي ديگر است، اما نبايد از ياد ببريم كه در بخش منابع طبيعي ما با چه نوع مشتري طرف هستيم؟ آيا به غير از آن است كه مطابق قانون اساسي كشور منابع طبيعي جزو انفال است و حفظ و احياء و پاسداري از آن از وظايف حاكميتي به شمار ميرود؟
شوربختانه بايد اذعان كنم: ديدگاه مشتريگرايي ناشي از سياستگذاري بقالي است كه تنها معيارش پول است، و آن بقال هم لاجرم همه چيز را فقط با معيار پول نقد دخلش در آخر شب ميسنجد. ولي از پذيرفتن معادل ارزش ريالي سایهي درخت جلوی مغازهاش سرباز ميزند. جنگل و مرتع ما هم دچار این توهم است. به همين سبب است كه تأكيد ميكنم: مهمترين اصل سياستگذاري كشور در بخش كشاورزي و منابع طبيعي بايد براساس اصل"پايداري" تعريف شود. به نظر شما آيا با سياستگذاري فعلي كه "خودكفايي در محصولات زراعي" دست بالا را دارد، منابع آب و خاك ما براي آيندگان حفظ خواهند شد؟ آيا نوادگان كشاورزان كنوني بر روي زمينهاي پدرانش ميتوانند كشت كنند و يا شوريزايي، فرسايش آبي و بادي، تهي شدن سفره هاي آب زيرزميني، فرونشست زمين، سيل، .... آنها را مجبور به تغيير شغل خواهد كرد. آيا تبديل اراضي جنگلي و مرتعي به ديمكاريهاي بي حاصل بر روي شيب هاي تند و تشديد فرسايش خاك كم عمق آنها، موجبات خودكفايي دايمي را پديد خواهد آورد. نگاهي به آمار ديمزارهاي رها شده رشته كوههاي زاگرس و البرز، نشان ميدهد كه پاسخ اين پرسش، منفي است.
حميدرضا عباسي
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 18:12  توسط انجمن
|
خبرنامه ۲۳ - بخش ۳
تريبون آزاد - 1
زنگ خطر براي تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كشور به صدا درآمده است . از آنجايي كه به گمان نگارنده اين تن رنجور واپسين نفسهاي خود را ميكشد، كوشيدهام تا در اين مجال به آسيبشناسي تحقيقات منابع طبيعي بپردازم.
واي بر آن روزي كه تجربههاي ملموس حاصل از دانش انسان در اعتلاي فكريش بكار گرفته نشود و شعارهاي پرطمطراق خالي از پشتوانههاي علمي، ضامن اجرايي آن شود و گرههايي كه با دست باز ميشوند را بخواهيم با دندان بگشاييم.
تحقيقات در هر زمينهاي، ركن اصلي تفكر و پيشرفت يك جامعه است. چرا كه بودجه پژوهشي كشورهاي توسعه يافته حدود 3 تا 5/2 درصد سهم توليد ناخالص ملي است و حاصل عملي پژوهشهای آنها به چشم برهمزدني، در زندگي شهروندانشان نمود عيني و ملموس مييابد. اين در حالي است كه اين ميزان (بودجه تحقيقات، از سهم توليد ناخالص ملي) در سال 84 در کشور عزیزمان، فقط حدود 60 تا 65 صدم درصد بوده است و همين عامل موجب شده تا محققان ما نتوانند به اهداف و آرمانهاي بلند خويش دست يابند و عملكردها پايين باشد.
مقايسهي نه چندان عادلانهي وضعيت تحقيقات علوم تجربي و بالاخص منابع طبيعي كشور با ديگر همتايان خويش، نشان ميدهد: در سامانهاي فعاليت ميكنيم كه محقق آن ابتداييترين سازوكارهاي لازم براي تحقيقات را كه همانا آرامش فكر از دغدغههاي گوناگون است، ندارد. اشتباه نشود! آرامش خيال، پول نيست. بلكه اطمينان از تأمين ابزارها و لوازمي سختافزاري است كه به واسطهي آن يك پژوهشگر از تمركز و فراغت لازم براي حركت در مسير تحقق پروژه تحقيقاتي خويش بهرهمند باشد نه اينكه مجبور باشد خود به هر سوي رو بزند تا يك ليوان آب مقطر آزمايشگاهش را با رفتارها و سلوكي غيرمعمول! تأمين كند تا شاید تحقیقات ما بتواند به صفت «کاربردی و مشتریمداري» نايل گردد؛ موضوعي كه در بخش دوم اين تريبون بيشتر به آن ميپردازم.
حمیدرضا عباسی
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 17:35  توسط انجمن
|