تبليغاتX
تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي

تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي

مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع

گل گندمی بختیاری: یک گونه در معرض خطر ایران

نام فارسي: گل گندمي بختياري
نام علمي: Serratula bachtiarica Bioss. & Hausskn
    اين گياه يكي از گونه هاي سرده گل گندمي (Serratula L) بوده و به تيره گل ستارگان (Asteraceae) تعلق دارد؛ 13 گونه گياه علفي چند ساله از اين سرده در ايران يافت مي شود.
مختصري از ويژگي هاي گياه شناسي:
    گياهي چند ساله، بدون کرک، با ساقه ها ي ايستاده به ارتفاع حدود 100 سانتي متر. برگ هاي پاييني مرکب، شانه اي بخش، با محيط مستطيلي، نازک-غشايي و دمبرگ دار؛ برگ هاي بالايي کوچک، خطي-سرنيزه اي و کامل. گريبان تخم مرغي، با چندين رديف برگه ي همپوش. گل به رنگ زرد. ميوه فندقه، به طول 6 ميلي متر و به رنگ زرد کاهي.
زمان گل و ميوه دهي: اواخر بهار و اوايل تابستان.
پراكندگي جغرافيايي در كشور:
    تنها پايه هاي معدودي از اين گونه در تنگه محمود واقع در اردل از استان چهار محال و بختياري مشاهده گرديده است.
فوايد زيست محيطي:
    توليد غذا (انرژي و مواد) با استفاده از آب، مواد معدني و انرژي نوراني خورشيد؛ تلطيف هوا با توليد رطوبت و تبديل دي اكسيد كربن به اكسيژن؛ پالايش هوا با تثبيت گازهاي سمي و ذرات معلق در هوا مانند عوامل بيماريزا، گرد و غبار و غيره؛ حفاظت از خاك در برابر فرسايش آبي و بادي و بالاخره زيبا سازي محيط. وجود پوشش گياهي در هر منطقه سبب تعديل شرايط اقليمي آن منطقه شده و موجب مي شود شرايط زيست براي ساير جانداران مناسب تر گردد.
خواص درماني: مصرف گلها باعث رفع سرفه وسرماخوردگي و بيماري هاي سينه مي گردد.
تركيبات: گلها داراي موسيلاژ هستند.
مصارف تغذيه اي: مورد چراي دام و گياهخواران وحشي قرار مي گيرد.

برای اطلاعات بیشتر در مورد گونه های گیاهی در معرض خطر ایران می توانید به تارنمای آقای مهندس سید رضا صفوی مراجعه فرمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:40  توسط انجمن  | 

معرفي گياهان خود روي ايران، گياهان در معرض خطر (4)

نام فارسي: آلاله بلند
نام علمي: Ranunculus lingua L
اين گياه متعلق به سرده آلاله (Ranunculus L) از تيره آلاله (Ranunculaceae) مي باشد و 55 گونه علفي يكساله يا چند ساله از اين گياه در ايران يافت مي شود.
مختصري از ويژگي هاي گياه شناسي:
گياهي پايا، با ساقه اي راست و بند بند، به ارتفاع 1 تا 2 متر. برگ ها سر نيزه اي، نوك تيز و دراز به طول 25 سانتي متر. گل ها زرد متمايل به طلايي و بزرگ، با كاسه همرنگ گلبرگ و كم و بيش كركدار.
زمان گل و ميوه دهي: از ارديبهشت تا مرداد.
پراكندگي جغرافيايي در كشور:
امروزه اين گياه به تعداد اندك و تنها در رويشگاهي كم وسعت در تالاب امير كلايه ما بين چمخاله و حسن كياده در استان گيلان مي رويد.
محيط زيست:
توليد انرژي و مواد به عنوان اولين حلقه  زنجيره انرژي و مواد در بوم سازگان ها، تلطيف هوا با توليد اكسيژن و رطوبت، حفاظت از خاك در برابر فرسايش آبي و بادي و بالاخره زيبا سازي محيط زيست از خصوصيات اين گياه است.
تركيبات:
اين گياه داراي تركيبات سمي و به همين دليل مصرف آن موجب درد و تورم در قسمت هاي مختلف دستگاه گوارش، ايجاد اختلال در عملكرد سيستم گردش خون، بروز مشكلات تنفسي، وقوع انقباضات غير ارادي در عضلات و بالاخره اختلال در بينايي مي گردد.
خواص درماني:
در گذشته عصاره رقيق شده اين گياه براي درمان تنگي نفس، سل، زردي، اولسر هاي مثانه و تب نوبه بكار مي رفته است ولي امروزه مصرف اين گياه به دليل سمي بودن بسيار محدود شده است.
مصارف تغذيه اي: به ندرت مورد توسط دام و علفخواران وحشي چرا مي شود.

سیدرضا صفوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:2  توسط انجمن  | 

تهديد ميراث جهاني در گلستان

تعريض غيرقانوني جاده در قلب پارك ملي گلستان!


پارك ملي گلستان در منتهي‌اليه شرقي استان سرسبز گلستان، به يقين يكي از ماندگارترين و ناب‌ترين آفرينش‌هاي طبيعي پروردگار عالم است.

آفرينشي كه ما ايراني‌ها بايد به‌خود بباليم و از خالق يكتا قدردان باشيم كه اين بوم و بر اجدادي را منزلگاه چنين بوم‌سازگان بي‌مانندي كرده است.

 با اين وجود و شوربختانه بايد اعتراف كرد آنچه هم‌اكنون در پارك ملي گلستان به بهانه‌ توسعه در حال رخ دادن است، فرسنگ‌ها با آنچه بايد رخ مي‌داد، فاصله دارد؛ رخدادي كه مي‌تواند پيامدهاي ناميمون و جبران‌ناپذيري در زيست‌محيط وطن رقم زند.  آنچه در پي مي‌آيد نوشتاري در همين زمينه است.

با توجه به عزم جهاني براي حفظ محيط زيست، پس از نشست ريو، كشور‌هاي جهان از جمله كشورمان متعهد شدند كه 10 درصد از سرزمين به‌عنوان مناطق حفاظت شده تحت مديريت قرار گيرد. كنفرانس سران UNCED و دستور كار 21 (AGENDA21) گزينه‌هايي مانند الگوي توسعه پايدار، پذيرش مسئوليت در برابر حفظ محيط‌زيست، كوشش براي دستيابي به عدالت اجتماعي و به‌ويژه توجه هرچه بيشتر به جوامع محلي و دانش سنتي كه با كمك آنها مي‌توان الگوي توسعه پايدار را در مناطق پياده كرد، در دستور كار قرار داد.

حركت به سمت الگوي توسعه پايدار، كنوانسيون‌هاي تنوع‌زيستي، كنوانسيون‌هاي منعقد شده در زمينه مقابله با تغييرات اقليمي، مقابله با بيابان‌زايي، مقابله با تخريب جنگل‌ها و مراتع و در نهايت كوشش در جهت عقد پيمان‌هاي بين دولتي و بين‌المللي نشان دهنده مسيرهايي هستند كه بايد پيموده شوند. از آن زمان تاكنون با وجود همه تلاش‌هايي كه صورت گرفته فقط 18/7 درصد از سرزمين مورد حفاظت قرار گرفته كه طبق طبقه‌بندي‌هاي ملي در چهار طبقه، پارك‌هاي ملي، آثار طبيعي ملي، پناهگاه‌هاي حيات وحش و مناطق حفاظت‌شده اداره و مديريت مي‌شوند. از بين اين مناطق پارك‌هاي ملي در كشور درصد ناچيزي را به‌خود اختصاص داده است.

ماهيت پارك‌ها

پارك‌ها از نظر شكل‌گيري و ماهيت عملكرد به دو گروه عمده تقسيم مي‌شوند: گروه اول پارك‌هايي هستند كه در ارتباط با اوقات فراغت شكل مي‌گيرند. فلسفه وجودي و هدف اصلي در اين پارك‌ها فراهم آوردن امكانات تفريحي و تفرجي براي شهروندان است. پارك‌ها و بوستان‌هاي محلي، منطقه‌اي و شهري كه در اين‌گونه پارك‌ها گردشگري به‌عنوان يك اصل مطرح است از جمله اين پارك‌ها محسوب مي‌شوند.

گروه دوم به مناطق طبيعي اطلاق مي‌شود كه با هدف حفظ اكوسيستم و تنوع زيستي سرزمين تحت مديريت قرار مي‌گيرند. در اين مناطق، حفاظت اولويت اول بوده و در كنار آن تحقيق، پژوهش، آموزش و گردشگري طبيعي در حد ظرفيت اكولوژيك مجاز شمرده شده است كه پس از زون‌بندي در ناحيه مجاز، زون تفرج گسترده و يا متمركز برابر ضوابط مشخصي صورت مي‌گيرد.

اين پارك‌ها از نظر تعاريف جهاني به مناطقي اطلاق مي‌شود كه با توجه به موارد زير اداره و مديريت مي‌شوند:
- اكوسيستم منحصر به‌فرد در حال تخريب بوده كه نياز به احيا و بازسازي دارد؛
- حفظ يكپارچگي اكوسيستم؛
- حفظ ارزش‌هاي اكولوژيك و چشم‌اندازها؛
- حفاظت و حمايت از حيات وحش و تنوع زيستي؛
- حفظ از هرگونه بهره‌برداري غيراصولي؛
- بهره‌وري علمي، آموزشي و گردشگري طبيعي.

 پارك ملي گلستان در يك نگاه

پارك ملي گلستان از سال 1336 با نام منطقه حفاظت‌شده آلمه و ايشكي تحت حمايت كانون شكار قرار گرفت و در سال 1346 به‌عنوان نخستين پارك ملي ايران و در سال 1355 نيز به‌عنوان ذخيره‌گاه زيست‌كره انتخاب و به طرح برنامه انسان و كره مسكون(MAB) معرفي شد.

اين پارك با مساحتي برابر 78402 هكتار در استان‌هاي خراسان شمالي، گلستان و سمنان در منتهي‌اليه شرق جنگل‌هاي ناحيه خزري با دامنه ارتفاعي 2411-450 متر از سطح دريا و بارندگي متغير سالانه 700-150 ميليمتر و اقليم متغير و متنوع از ويژگي‌هاي تنوع زيستي برخوردار بوده به‌طوري‌كه بيش از 1400 گونه گياهي در آن شناسايي شده است. اين پارك با توجه به ويژگي‌هاي اقليمي رويشگاه فلور خزري است كه از نكات بارز آن وجود جنگل‌هاي پهن برگ همراه با تعدادي از عناصر گرمادوست اين ناحيه است.

بخش عمده‌اي از سطح پارك را عناصر ايراني-توراني تشكيل داده و از طرفي نيز 114 گونه بومي خراسان -كپه داغ- از ارزش‌هاي ويژه پارك محسوب مي‌شود؛ به بياني ديگر تركيبي است از جوامع با ارزش ارس، جنگل‌هاي انبوه ناحيه خزري، استپ‌هاي كوهستاني و جوامع هالوفيت كه از غنا و تنوع بالايي برخوردارند. رويشگاه گونه‌هاي نادر، گونه‌هاي در مرز جغرافيايي، جنگل كهن، حيات وحش و گونه‌هاي در معرض خطر و آسيب‌پذير، اين منطقه را به يك پارك ملي جهاني تمام عيار تبديل كرده است.

ذخيره‌گاه زيست‌كره گلستان به‌عنوان آخرين حد پراكنش جنگل‌هاي هيركاني افزون بر دارا بودن شرايط منحصر به‌فرد طبيعي داراي ويژگي‌هاي تاريخي و باستاني بوده و به سبب دارا بودن ويژگي‌هايي چون حيات وحش متنوع، چشم‌اندازها، جوامع متنوع گياهي، سيماي طبيعي، تنوع اكوسيستم‌ها، كانون‌هاي زيستي و سرچشمه‌ها و دره‌ها و آبشارها، در شبكه ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است.

معيارهاي جهاني براي مديريت ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره

براي مديريت ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره در دنيا ده اقدام ملي براي هر كشور توصيه شده كه عبارتند از:
1 - تقويت مشاركت ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره در عينيت بخشيدن به تفاهمنامه‌هاي بين‌المللي در زمينه پيش‌‌‌برد اهداف حفاظت و توسعه پايدار.

2 - توسعه ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره در محيط‌هاي متفاوت از نظر اكولوژي، بيولوژي، اقتصادي و اجتماعي از مناطق كم و بيش دست‌نخورده گرفته تا محيط‌هاي شهري و روستايي.

3 - تقويت و گسترش ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي و افزايش تنوع موضوعي محتواي‌ ‌ذخيره‌گاه‌ها به‌عنوان بخشي از شبكه جهاني ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره.

4 - تقويت تحقيقات علمي، پايش محيط‌زيست و آموزش جوامع محلي.

5 - ارائه شيوه مديريتي كه تمامي زون‌ها در راستاي نيل به توسعه پايدار نقش داشته باشند.

6 - گسترش ناحيه انتقالي، ‌گذار يا توسعه پايدار در مناطق مناسب به سمت بهره‌برداري از منابع اكولوژيك و استفاده از ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره به‌منظور نمايش روش‌هاي توسعه پايدار در مقياس منطقه‌اي. به همين دليل در آينده ‌بايد نسبت به ناحيه مذكور توجه بيشتري شود.

7 - انجام تحقيقات گسترده و عميق در زمينه حضور انسان و ابعاد فعاليت‌هاي آن در ذخيره‌گاه زيست‌كره. دراين‌باره ضروري است روابط موجود ميان تنوع فرهنگي و تنوع بيولوژيك رديابي و تبيين شود، دانش سنتي و ذخاير ژنتيك بايد حفظ شوند و سهم آنها در توسعه پايدار شناخته شده و افزايش يابد.

8 - پيشبرد اهداف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با شركت جوامع محلي.

9 - گسترش همكاري تمامي ذي‌نفعان در مقياس محلي و منطقه‌اي در قالب شبكه‌هاي زيست‌كره.

10 - سرمايه‌گذاري براي آينده، به كمك ذخيره‌گاه‌هاي زيست‌كره و برنامه‌هاي مرتبط و بلندمدت بايد ادراك ما نسبت به رابطه انسان و طبيعت به ايجاد آگاهي در سطح جامعه، نشر اطلاعات و نيز آموزش عملي و نظري منتهي شده و در نهايت دورنمايي را نمايان كند كه نسل‌هاي آينده را نيز شامل ‌شود.

سخن آخر

اداره ذخيره‌گاه‌ها نياز به تحقيق و پژوهش در زمينه شيوه جامع مديريتي دارد كه دستيابي به اهداف حفاظت (حفظ تنوع و يكپارچگي اكوسيستم‌هاي طبيعي، نگهداري جمعيت ‌گونه‌هاي گياهي و جانوري، احيا و ترميم شرايط زيست محيطي) را تضمين كرده به نحوي‌كه نظام بهره‌برداري هيچگونه تعارضي با اهداف حفاظتي ذخيره‌گاه نداشته باشد.

با توجه به آنچه گفته شد حال پرسش اصلي اين است كه در راستاي مديريت اين پارك ملي و ذخيره‌گاه زيست‌كره چه اقدامي صورت گرفته است؛ چرا كه امروز بهره‌برداري بي‌رويه از منابع اراضي پيراموني و نبود مديريت هسته مركزي از يك سو و آغاز فعاليت‌هاي تخريبي جاده دروني پارك از سوي ديگر، زيستگاه‌هاي گياهي و جانوري را تهديد مي‌كند تا آنجا كه خطر جزيره‌اي شدن، حيات وحش موجود در اين زيستبوم را با خطر نابودي روبه‌رو ساخته است.

دكتر فرهنگ قصرياني

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 22:33  توسط انجمن  | 

پروانه برگخوار سفيد آمريكايي، آفت جدي و خطرناك باغ‌ها و جنگل‌هاي ايران

 

     اهميت:
    پروانه برگخوار سفيد آمريكايي( Hyphantria cunea ) يكي از مهمترين آفات گياهان مختلف در دنياست.  آفت بومي امريكاي شمالي بوده و پس از جنگ جهاني دوم در سراسر اروپا گسترش پيدا كرد و امروزه در بسياري از كشورها در زمره آفت درجه اول محسوب مي گردد. لاروهاي آفت از برگها و جوانه هاي گياهان ميزبان كه بيش از 636 گونه گياهي اعم از باغي، زراعي و جنگلي بالغ مي گردد تغذيه مي نمايد و باعث لخت شدن و بي برگي كامل درختان ميزبان شده و درنتيجه خسارت شديد و لطمه غير قابل جبراني را به كشاورزان و روستائيان وارد مي سازد. به علاوه با عاري كردن و لخت كردن درختان زينتي در حاشيه جنگل، پاركهاي جنگلي و نيز پاركها و فضاي سبز شهري، منظره و جلوه بسيار زشتي ايجاد نموده و از اين طريق نيز لطمه شديدي را به اكوتوريسم مناطق و استان هاي آلوده وارد مي شود.توت از ميزبان هاي مرجح اين آفت مي باشد كه برگ ها و جوانه هاي برگي آن به شدت مورد تغذيه لارو هاي آفت قرار مي گيرد، بنابراين در مناطقي از استان هاي شمالي كشور كه صنعت نوغانداري رواج دارد، گسترش آفت مي تواند خسارت قابل توجه و شديدي را به نوغانداران وارد سازد.  اين آفت كه تا قبل از سال 1381 در زمره ي آفات قرنطينه خارجي محسوب مي شد، اولين بار در تابستان 1381 ازلشت نشا در استان گيلان گزارش شد، اما به تدريج و طي سالهاي اخير و علي رغم اقدامات قرنطينه در مناطقي از شمال كشور مانند استانهاي مازندران و سپس اردبيل گسترش يافت.

     اقدامات انجام شده:
    با گزارش آفت از كشور، جلساتي در سازمان حفظ نباتات كشور و با حضور نمايندگاني از موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور و نيز موسسه گياهپزشكي كشور برگزار گرديد وبر اساس مصوبات جلسه، اقداماتي از سوي سازمان حفظ نباتات براي مهار و جلوگيري از گسترش آفت به ساير مناطق صورت گرفت و موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور نيزموظف گرديدتا با تدوين و اجراي طرح تحقيقاتي در اين زمينه، نسبت به تعيين دامنه ميزباني و پراكنش آن در استان گيلان و استان هاي همجوار اقدام نمايد.
    در پاييز سال گذشته نمونه هايي از لاروهاي آفت از استان اردبيل جمع آوري وجهت شناسايي به موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور ارسال گرديد. متعاقب آن بازديدي از مناطق آلوده به آفت در استان اردبيل صورت گرفت وبر اساس بررسي هاي به عمل آمده، وجود آفت در برخي از مناطق اين استان گزارش گرديد و جلسه اي در خصوص مديريت كنترل آفت با حضور نمايندگاني از  موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور،، سازمان حفظ نباتات كشور، سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور، معاونت آموزش و تحقيقات و نيز مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان و نيز معاونت‌هاي زراعت و باغباني درمحل سازمان جهاد كشاورزي استان اردبيل برگزار گرديد و مسئوليت تدوين طرح تحقيقاتي در زمينه مديريت كنترل پروانه برگخوار سفيد آمريكايي به موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور واگذار گرديد و تامين اعتبارات لازم براي اجراي طرح در اين استان به عهده جهاد كشاورزي استان اردبيل گذاشته شد. متعاقب آن پروپوزال طرح تحقيقاتي جهت بررسي و اعلام نظر جهت تامين اعتبار به جهاد كشاورزي استان اردبيل ارسال گرديد.
    به دنبال طغيان شديد آفت در استان گيلان، جهاد كشاورزي استان گيلان نيز در اواخر سال گذشته اقدام به برگزاري جلسه هم انديشي براي دستيابي به شيوه هاي كاربردي و عملي براي كنترل سريع آفت نمود. در اين جلسه كه نمايندگاني از موسسات تحقيقاتي تابعه وزارت جهاد كشاورزي ،سازمان حفظ نباتات كشور، دانشكده كشاورزي دانشگاه گيلان ،سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور و معاونت هاي كشاورزي، باغباني و حفظ نباتات استان برگزار گرديد و مسئوليت تدوين طرح تحقيقاتي در زمينه مديريت كنترل پروانه برگخوار سفيد آمريكايي به موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور واگذار گرديد و تامين اعتبارات لازم براي اجراي طرح در استان گيلان به عهده جهاد كشاورزي اين استان گذاشته شد. متعاقب آن پروپوزال طرح تحقيقاتي جهت بررسي و اعلام نظر جهت تامين اعتبار به جهاد كشاورزي استان گيلان ارسال گرديد و پس از بررسي، جهاد كشاورزي استان گيلان، درخواست نمودند كه شناسنامه كامل طرح تحقيقاتي مورد نظر و زير پروژه هاي مربوطه جهت بررسي ارسال گردد كه متعاقب آن شناسنامه طرح تحقيقاتي مربوطه تدوين و به سه استان   مد نظر(گيلان، مازندران و اردبيل) براي اجراي طرح ارسال گرديد.

     چه بايد كرد:
   1- تغيير نگرش نسبت به آفت:  با گسترش آفت به مناطق مختلف در استان گيلان و نيز استان هاي همجواراردبيل و مازندران، بايد بپذيريم كه اين آفت در كشور استقرار پيدا كرده و چاره اي نداريم جز اينكه آن را به عنوان عضو جديدي از اكوسيسم مناطق آلوده بپذيريم وبا آن تعامل نماييم.بايد كلمه مهار آفت را جايگزين قلع و قمع آن نمود و بر اين اساس برنامه ريزي كرد. هم مسئولين، هم كارشناسان و نيز كشاورزان و باغداران بايدبه اين نكته توجه داشته باشند كه هم اكنون آفت در كشور مستقر شده و در سطح نسبتا وسيعي گسترش يافته است، بنا بر اين تصور اين كه مناطق آلوده عاري از اين آفت شود، تقريبا امري غير ممكن است، ولي به عنوان يك آفت قرنطينه اي داخلي بايد اقدامات كنترلي شديد براي جلوگيري از گسترش آن به سايرمناطق به عمل آورد.
    2- با تدوين  استراتژي ملي براي جلوگيري از انتشار و گسترش آن به ساير مناطق كشور اهتمام نمود.با توجه به اينكه دستگاههاي مختلفي از جمله سازمان حفظ نباتات ، سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور و مديريت هاي جهاد كشاورزي استان هاي مربوطه در اين خصوص وظيفه مند هستند، نبود مديريت واحد در اعمال استراتژي واحد براي كنترل و مهار آفت، فرصتي را براي آفت فراهم نموده كه به صورت بلامنازع بيش از پيش به دامنه گسترش خود در كشور بيفزايد،بنابراين لازم است دستگاههاي اجرايي مسئول با همفكري، هم انديشي و همكاري بيش از پيش بر اساس نظرات كارشناسي و با توسل به شيوه ها و روشها موثر و سازگار با طبيعت، استقرار شبكه هاي بازديد پيش آگاهي، مانع از گسترش آفت به مناطق غير آلوده كشور شوند.
   3-  برنامه هاي تحقيقاتي براي مديريت كنترل پروانه برگ خوار سفيد آمريكايي
به منظور كنترل پايدار آفت، لازم است موسسات و مراكزتحقيقاتي، دانشگاهها با تدوين يك طرح تحقيقاتي منسجم و همه سو نگر، تحقيقات جامعي را به انجام برسانند كه دستاوردهاي آن بتواند آفت را به طور پايدار مهار نمايد.با اجراي چنين طرح جامع تحقيقاتي، اطلاعات جديدي از جنبه هاي زيستي ، رفتاري ، اكولوژيك ، عوامل زنده و غير زنده تاثير گذار روي جمعيت آفت و دشمنان طبيعي آن و نيز روشهاي گوناگون متصور و آزمايش شده بر روي آن در ساير كشورها را بررسي و نتايج اين طرح هاي تحقيقاتي را در برنامه مديريتي آينده وارد نموده و تراكم و انبوهي آفت را به پايين تر از سطح زيان اقتصادي كاهش داد. براي دستيابي به اين مهم، گروه تحقيقات حمايت و حفاظت موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور با مشاركت موسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور اقدام به تدوين اين طرح جامع و زير پروژه هاي آن نموده است . طرح با عنوان  " تحقيق براي مديريت كنترل تلفيقي پروانه برگ خوار سفيد آمريكايي" به منظور دستيابي به اهداف كنترل پايدار آفت تدوين شده است.
    با توجه به اين كه  تامين اعتبار براي اجراي طرح هاي تحقيقاتي هميشه با تنگناهايي همراه بوده است و بخصوص درسال هاي اخير كه مشتري دار بودن طرح هاي تحقيقاتي  مد نظر مي باشد ، بنابراين تامين اعتبارات لازم براي اجراي اينچنين طرح هاي تحقيقاتي كه وظيفه حاكميتي دولت است بايد توسط سازمان ها و دستگاههاي ذيربط صورت پذيرد. با توجه به اهميت موضوع و احساس مسئوليت و دلسوزي كه در مسئولين سازمان ها و ادارات ذيربط سراغ داريم اميد است تا با تخصيص اعتبارات درخواستي ، شرايط لازم را براي عملياتي شدن آن فراهم کنند.

دكتر سيد ابراهيم صادقي

عضو هيأت علمي و رئيس گروه تحقيقات حفاظت و حمايت جنگل‌ها و مراتع كشور

 

 

    

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 8:16  توسط انجمن  | 

پروانه سفید اشجار

 

      H.cunea مي تواند با پرواز طبيعي حشرات بالغ انتشار يابد كه اين روش مهمترين روش انتشار آفت در داخل كشورهاي آلوده  است. تجارت بين المللي راه انتشار آفت به مناطق جديد مي باشد. H.cunea همراه بخش هاي سبزينه اي گياه و همچنين موادي  كه در بسته بندي بكار مي روند، قادر به انتقال مي باشد. قدرت تحمل لاروها در مقابل گرسنگي تا بيش از دو هفته باعث مي شود   كه آنها بتوانند توسط وسايل نقليه منتقل شده و آنقدر زنده بمانند تا آلودگي جديدي ايجاد كنند. مهاجرت دسته جمعي در صورت عدم وجود گياهان ميزبان و همچنين براي جستجوي محل هاي جديد صورت مي گيرد و  اغلب تا محيط هاي شهري كه آفت روي نرده هاي چوبي، خانه ها، جاده ها و وسايل نقليه قابل مشاهده است نيز ادامه مي يابد. انتشار آفت با انتقال تنه هاي درخت كه داراي شيار و سوراخ هايي در پوستشان ديده مي شود نيز امكان پذير است همچنين احتمال ورود آفت به صورت تخم و لارو توسط حشره شناسان آماتور امكان پذير است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 13:30  توسط انجمن  | 

معرفي گياهان خود روي ايران، گياهان در معرض خطر (2)


 

View Full Size Image

 

نام فارسي: گونه اي پيچك

نام علمي: Convolvolus fatemensis Kze.                        

 

اين گياه يكي از گونه هاي سرده پيچك (Convolvolus L.) بوده و به تيره پيچك (Convolvulaceae) تعلق دارد؛ 45 گونه گياه علفي (پيچنده يا خزنده) يا درختچه اي از اين سرده در ايران يافت مي شود.

مختصري از ويژگي هاي گياه شناسي: گياهاني علفي (يكساله يا چند ساله)، گاهي بالارونده و پيچنده يا خزنده. برگ ها كامل يا منقسم، با پهنك قلبي يا پيكاني و يا تحليل رفته و پولكي. گل ها نر- ماده ،با پنج كاسبرگ جدا و پنج گلبرگ پيوسته همانند قيف يا شيپور. ميوه خشك. دانه آلبومن دار.

زمان گل و ميوه دهي: اسفند و فروردين.

پراكندگي جغرافيايي در كشور: اين گياه به تعداد اندك و تنها در رويشگاهي كم وسعت در حاشيه جنوبي جزيره قشم مي رويد كه متاسفانه همين پايه هاي معدود نيز اكنون به دليل انجام عمليات عمراني در معرض نابودي قرار گرفته اند.

مصارف و كاربردها: به دليل كمياب بودن و در نتيجه پهنه گسترش بسيار محدود در اين مقوله اطلاعاتي وجود ندارد؛ مصارف و كاربردهاي يكي از خويشاوندان نزديك اين گونه با نام فارسي پيچك يا پيچك صحرايي و نام علمي "Convolvolus arvensis  L.":

- محيط زيست: توليد غذا (انرژي و مواد) به عنوان اولين حلقه  زنجيره غذايي در بوم سازگان ها (Ecosystemes)، تلطيف هوا با توليد اكسيژن و رطوبت، حفاظت از خاك در برابر فرسايش آبي و بادي، ايجاد محيط زيست مناسب براي انسان و ساير جانداران مصرف كننده (Consumer) و زيبا سازي محيط.

- تركيبات: ريشه داراي نوعي ماده رزيني و مسهل است، به علاوه تركيبات قندي مختلف از جمله نشاسته نيز در ريشه يافت مي شود.   

- خواص درماني: اندام هاي مختلف گياه مثل برگ، گل، دانه و به ويژه ريشه مسهل و صفرابر هستند، عصاره ي گياه براي رفع زردي تجويز مي شود، عصاره ي برگ باعث تسريع در انعقاد خون مي گردد.

- مصارف تغذيه اي: مورد چراي دام و علفخواران وحشي قرار مي گيرد.

 

                                                       سید رضا صفوی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:7  توسط انجمن  | 

معرفي گياهان خود روي ايران، گياهان در معرض خطر (1)

 

نام فارسي: گونه اي گل گندم

نام علمي:Boiss. & Hausskn.    Centaurea phlomoides

      اين گياه يكي از گونه هاي سرده گل گندم (Centaurea L.) بوده و به تيره آفتابگردان (Asteraceae) تعلق دارد؛ 74 گونه علفي يك ساله يا چند ساله از اين سرده در ايران يافت مي شود.

مختصري از ويژگي هاي گياه شناسي: گياهي چند ساله پوشيده از كرك، با ساقه منفرد كه در انتها منشعب مي شود، به ارتفاع 50 تا 80 سانتي متر. برگ ها سرنيزه اي، پاييني ها با قاعده ي لوب دار.گل زرد-طلايي، مجتمع در كپه ها، كپه ها متعدد، تخم مرغي، با برگه هاي گريباني خاردار. ميوه فندقه با كاكلي متشكل از چهار تار.

زمان گل و ميوه دهي: ازخرداد تا مرداد.

پراكندگي جغرافيايي در كشور: اين گياه تا به حال تنها در دومنطقه يكي در استان كردستان، ارتفاعات اورامان در نزديكي نوسود و ديگري منطقه اي بين پاوه و باينگان در استان كرمانشاه مشاهده گرديده است.

مصارف و كاربردها: به دليل كمياب بودن و در نتيجه پهنه گسترش بسيار محدود در اين مقوله اطلاعاتي وجود ندارد؛ مصارف و كاربردهاي يكي از خويشاوندان نزديك اين گونه با نام فارسي گل گندم زرد و نام علمي "Centaurea solstitialis L.":

- محيط زيست: توليد غذا (انرژي و مواد) به عنوان اولين حلقه  زنجيره غذايي در بوم سازگان ها (Ecosystemes)، تلطيف هوا با توليد اكسيژن و رطوبت، حفاظت از خاك در برابر فرسايش آبي و بادي، ايجاد محيط زيست مناسب براي انسان و ساير جانداران مصرف كننده (Consumer) و زيبا سازي محيط.

- تركيبات: داراي اسيد كالسي تراپيك (Calcitrapic) و كنيسين (Cnicine) يا سانتورين (Centaurine) كه ماده اي بي شكل وتلخ مزه است مي باشد.  

- خواص درماني: از قسمت هاي مختلف گياه بخصوص گل هاي آن به عنوان تب بر استفاده مي شود.

- مصارف تغذيه اي: مورد چراي دام و علفخواران وحشي قرار مي گيرد.

سید رضا صفوی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:34  توسط انجمن  | 

ماده پرارزش در برنامه چهارم




هر منبع طبیعی یا دارایی زیست محیطی، می تواند نوعی «سرمایه طبیعی» محسوب شود که ارزش آن برای جامعه، طبق تعریف معادل با ارزش استهلاک منافع آتی است که می توان از مصرف آن دارایی به دست آورد.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 18:27  توسط انجمن  | 

ضرورت حفاظت از كاريزها

قنات زارچ طولاني ‌ترين قنات ايران
حفظ قنات = حفظ پايداري محيط زيست

   قنات یا کاریز سازهایست متشکل از چاههای متوالی که به وسیله مجرايي زیرزمینی به هم میپیوندند. جریان آب قنات از درون این مجرای زیرزمینی عبور می‌کند و در نهایت به سطح زمین می‌رسد. قنوات در گذر از تاریخی چندهزار ساله، شریان زندگی را بر دل سوزان نواحی بياباني و حاشیه‌ کویر مركزي در دست داشته‌‌اند، چرا كه در واقع اسباب ضروری‌ برقراری و استمرار تمدن را در مناطق کم‌آب (drylands) بوجود آورده‌اند. فرهنگ كشاورزي ديرپاي ایرانی به همراه وجود بیابان‌های پهناور در این سرزمین کهن، سبب گشته‌ تا ایرانیان از دیرباز جايگاه و احترام ویژه‌ای را برای آب و آبادانی لحاظ كنند. اجداد ما با تفکری تحسین‌بر‌انگیز حیات خود را مرهون دست بخشش‌گر ساقی احدّیه می‌دانستند. آن‌ها هر گوشه‌ای را که درختی برافراشته و سبز می‌یافتند، قدمگاهی مقدس می‌خواندند؛ بر درخت دخیل می‌بستند و هرگز آب پاک و پاکیزه را آلوده نمی‌کردند. سازه‌های آبی بدیع و شگفتی‌آفرین تاریخی، نمایان‌گر ابتکار و ذوق ایرانی‌ست که از مفاخر ملّی ما محسوب می‌شوند. به جرأت می‌توان گفت: قدیمی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین این سازه‌ها، قنات است.
   چنين است كه اغلب ديرين‌شناسان در حوزه‌ي صنعت آب، ایران را خاستگاه اصلی بوجود آمدن قنات می‌دانند و معتقدند كشورهای‌ ديگر جهان به تدريج‌ در این فن از ایرانیان الگو گرفته‌اند .
   از طرفي، آشكار است كه در هزاره سوّم بحران آب یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های انسان آینده‌نگر امروزی‌ست که سبب شده کشور‌های مختلف با توجه به جایگاه محوری آب در توسعه، به سوی مدیریتی جامع برای حفظ، احياء، اصلاح، توسعه و بهره‌برداری از اندوخته‌هاي آبی روی آورند. دريافتي كه لزوم توجه جدي‌تر به احيا و روزآمد كردن اين صنعت يا شگرد بومي را دوچندان مي‌سازد .
    یکی از مزیت‌های قنات که در سایر پروژه‌های آبی کمتر مشاهده می‌شود، مشارکت در مدیریت بر قنوات و بهره‌برداری از آن‌ها است. تا دهه چهل شمسی، بحث ارباب و رعیتی در میان بود. ارباب مدیریت سیستم قنات را در اختیار داشت و رعایا بهره‌برداری می‌کردند. ارباب‌ها از بضاعت مالی خوبی برخوردار بودند و هزینه‌ای را هم برای مرمت، احیا و لایروبی صرف می‌کردند. بعدها با تقسیم شدن آب و تعدد مالکین، امر بازسازی نیز کمرنگ‌تر گردید و این موضوع شاید به عدم بضاعت مالی بهره‌برداران و کشاورزان باز ‌می‌گشت. توجه به جایگاه اقتصادی حفظ قنات، مزیت‌های استفاده از این سیستم برای تحقق توسعه پایدار، ارزش تاریخی و همچنین هویت‌بخشی فرهنگی به واسطه معرفی این ساز و کار کهن ایران‌زمین، اسباب آن را فراهم آورد تا دولت طرح جامعی را به‌صورت یکپارچه با عنوان "طرح احیاء و مرمت قنوات کشور" از سال 1377 توسط سازمان متولی آن یعنی جهاد کشاورزی آغاز کند. ليكن متأسفانه نتايج حاصل از اين طرح مفيد و ارزشمند، آن گونه كه بايسته مي‌نمود، در سطح جامعه و بهره‌برداران انعكاس نيافت ...
    



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:53  توسط انجمن  | 

مدخلي بر اهميت ويژگي‌هاي ارزشمند گياهان ايران

   كشور پهناور ما كه بخش عمده فلات ايران را شامل مي شود، بيش از 000/648/1 كيلومتر مربع وسعت دارد؛ بخش عمده‌ي اين سرزمين را كوير بزرگ مركزي اشغال كرده است، در اطراف اين كوير كوه‌هاي مرتفع فراوان و رشته كوه‌هاي متعددي مشاهده مي‌شوند و در نتيجه اختلاف ارتفاع نسبتاً زيادي (حدود 5652 متر) را بوجود آورنده‌اند كه از 24- متر در سواحل درياي خزر تا 5628 متر در قله دماوند تغيير مي‌كند؛ اختلاف درجه حرارت در كشور نيز بسيار متغير بوده و از 30- درجه سانتي‌گراد در زمستان مشكين‌شهر تا حدود 80 درجه سانتي‌گراد در تابستان كوير لوت (گندم بريان) متغير است؛ ميزان بارندگي در نقاط مختلف ايران بسيار متفاوت بوده و از 30 ميلي‌متر در كوير لوت تا حدود 2300 ميلي‌متر در بندر آستارا تغيير مي‌كند و بالاخره متأثر از چنين شرايط متنوع اقليمي و پيكرشناختي، شاهد تنوّع محسوسي در بافت و نيم رخ خاك ايران‌زمين هستيم.
چنين است كه اين شرايط اقليمي متغير سبب شده تا بوم‌سازگان‌هاي (Ecosystems) بسيار متنوع ودر عين حال ويژه‌اي در جاي جاي كشور بوجود آيند، بديهي است كه شرايط ياد شده، موجب گرديده تا تنوع زيستي در ايران بسيار غني و منحصر به فرد باشد، به طوري كه در مقايسه با اغلب كشور‌هاي جهان از نظر تنوع گونه‌هاي گياهي – و به ويژه واحد‌هاي بومي و انحصاري (Endemic) - ايران كشوري شاخص به شمار مي‌آيد. براي مثال شمار گونه‌هاي گياهي ايران نزديك به مجموع گونه‌هاي گياهي همه‌ي قاره اروپاست؛ نزديك به 8000 گونه يا واحد تحت‌گونه‌اي گياهي در ايران وجود دارد كه از اين تعداد حدود 1800 واحد انحصاري (بومي) هستند، اين مجموعه متعلق به حدود 1200 سرده بوده و 167 تيره را شامل مي‌شود.
   گونه‌هاي بومي ايران گونه‌هايي هستند كه در هيچ جاي ديگر دنيا به جز اين كشور يافت نمي‌شوند، دلايل عديده‌اي براي وجود گونه‌هاي بومي در هر منطقه وجود دارد، براي مثال مي‌توان گفت كه به دليل شرايط خاص محيط زيستي و اقليمي يك منطقه مثل وجود بوم‌سازگان‌هاي منحصر به فرد، وجود موانع طبيعي در برابر گسترش پراكنش گياهان و غيره، بسياري از گونه هايي كه در كشور بوجود آمده اند نتوانسته‌اند از سرزمين مادري و موطن اصلي خود فاصله گرفته و در نقاط دور‌دست يا حتي كشور هاي همجوار استقرار يابند و يا بر عكس شايد به دليل تغيير شرايط اقليمي و يا دست‌كاري‌هاي انسان آنقدر شرايط براي زيست برخي از گونه‌ها (كه موطن آنها ساير نقاط جهان بوده است) نامساعد گرديده كه امروزه حضور آنها تنها منحصر به مناطقي مشخص و عرصه‌هايي محدود در كشور ما شده است؛ شايان ذكر است كه در اينجا هدف از بحث در مورد گونه‌هاي بومي تنها تأكيد بر اهميت و ارزش اين گياهان به عنوان بخشي از ثروت طبيعي كشور و آشنا ساختن خواننده‌ي گرامي و عزيز این تارنما با اين مقوله است وگرنه بحث تخصصي در اين باره هم بسيار مفصل بوده و هم اينكه از چارچوب اين يادداشت خارج است!
شايان توجه آنكه دو مقوله بسيار مهم  و تا حدودي چالش‌برانگيز ديگر نيز در مورد گياهان ايران وجود دارد و لازم است در اينجا مختصري نيز به آنها اشاره شود اين دو موضوع عبارتند از «گياهان نادر» و «گياهان در معرض خطر» يا «در حال انقراض».
 گياهان نادر كشور همان‌طور كه از اسمشان برمي‌آيد بسيار كمياب بوده و تنها معدودي از آنها در منطقه يا مناطقي محدود و آن هم فقط در فصول و زمان‌هاي مشخص يافت مي‌شوند، دليل معدود بودن پايه‌ها و محدود بودن عرصه زيست اين گياهان، جديد بودن و نوپديد بودن آنهاست، به اين معني كه اينها در شمارگونه‌ها يا واحد‌هاي تحت گونه‌اي جديدي قرار مي‌گيرند كه تازه ظهور كرده و هنوز امكان پراكنش به نقاط ديگر دنيا را نيافته‌اند، پس نه تنها در ايران بلكه در جهان نادرند. مثل گياه "Scorzonera Joharchii Safavi"  كه تنها چند پايه از آن در شرق بيرجند بين طبس مسينا و گزيك مشاهده شده است و در هيچ جاي ديگر جهان وجود ندارد؛ گروه ديگري از گياهان وجود دارند كه خاستگاه اصلي آنها سرزمين‌هاي ديگري بوده و شايد در ساير مناطق دنيا پراكنش وسيعي هم داشته باشند، ولي در حال حاضر در سرزمين ما به دلايل عديده از جمله شرايط اقليمي و يا دست درازي‌هاي انسان به طبيعت كمياب شده‌اند كه برخي از گياه‌شناسان كشور اين گياهان را نيز در زمره گياهان نادر قرار مي‌دهند.
به هر حال حفاظت از همه گونه‌هاي گياهي كمياب و نادر كشور - چه شامل تعريف اول باشند يا دوّم – به منظور حفظ تنوع زيستي و ذخيره‌ي ژنتيكي گياهان كشور بسيار حايز اهميت است .
امّا گياهان «در معرض خطر» يا «در حال انقراض» بخشي از گونه‌هاي بومي و نادر كشور هستند كه به مرور زمان از تعداد پايه‌هاي آنها كاسته شده و وسعت عرصه زيست‌شان رو به نقصان نهاده است، عوامل مختلفي براي اين رخداد مترتب است كه از آن جمله تغيير شرايط اقليمي، وقوع رخداد‌هاي طبيعي و فعاليت هاي انساني به منظور استفاده بيشتر از طبيعت در جهت دستيابي به رفاه فزون‌تر را مي توان نام برد؛ البته بررسي تاريخچه طبيعي زمين نشان مي دهد كه انقراض گونه‌هاي گياهي يك پديده طبيعي بوده و همواره رخ داده است ولي امروزه به دليل دست كاري هاي نا بخردانه "انسان بخرد" در طبيعت روند آن آنچنان شتاب گرفته و غير عادي گرديده كه به كابوسي هولناك براي طبيعت مبدل شده است .
بر بنياد آنچه نوشته آمد، آشنايي اينجانب با مجموعه رويش‌هاي گياهي كم‌نظير كشور به عنوان يك ميراث طبيعي و با ارزش از يك سو و كيفيت مطلوب دسترسي‌ام به منابع معتبر گياه‌شناسي و تجربيات گياه‌شناسان برجسته كشور در بخش تحقيقات گياه‌شناسي موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور از سوي ديگر، من را بر آن داشت تا تصميم گيرم ضمن معرفي گياهان كشور به علاقه‌مندان فارسي‌زبان، هم سبب آشنايي مردم طبيعت دوست ايران با اين منبع طبيعي تجديد‌شونده گردم و هم در مسير ترويج فرهنگ گياه‌شناسي قدم‌هايي هر چند كوتاه بردارم و به اين ترتيب موجب دوستي هر چه بيشتر مردم با طبيعت شوم، "كه حيات ما در گرو حيات گياهان و طبيعت است".
با اين آموزه، مي‌كوشم تا به تدريج يكايك گياهان خودروي ايران را در چارچوب هاي در معرض انقراض، نادر و بومي به صورت مجمل و مصور در همين تارنما معرفي كنم.

سيد رضا صفوي
گياه‌شناس و عضو هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:50  توسط انجمن  | 

زيبايي هايي كه به تاريخ مي پيوندد!

 

جنگل‌زدایی به بهانه توسعه


 
      سيماي طبيعي هر مكان جغرافيايي، نشانه‌هاي مستندي از تمدن و فرهنگ حاكم بر آن را نشان مي‌دهد. بنابراين هر قدر مردم ساكن در هر سرزمين همگام با استفاده بهينه از ظرفيت‌هاي  زيست بوم هاي طبيعي، براي حفاظت آنها نيز كوشش كرده باشند، مي‌توان نتيجه گرفت كه از سطح دانش، تمدن و فرهنگ بالاتري برخوردار بوده‌اند. همچنان‌كه در اسلام توصيه‌هاي مكرري براي حفاظت از منابع طبيعي شده،  ايرانيان نيز براساس درك عميق از اهميت درخت و جنگل در سرزمين خود، براي حفاظت و احياي آن ارزش زيادي قائل بوده و هستند. هرچند امروزه در بازارهاي مزايده در تكاپوي نشانه‌اي از آنچه در تاريخ هر سرزمين اتفاق افتاده، قيمت‌هاي ميليوني براي يك قطعه سنگواره، عكس، سنگ نوشته، نقشه و امثال آن پرداخت مي‌شود، ولي براي حفاظت از منابعي كه وجود دارند كمترين هزينه پرداخت مي‌شود. علاوه برآن گاهي با تصميم‌هاي اشتباه از سوي افرادي كه با وجود نداشتن آگاهي كافي، از اختيار تغيير در محيط‌هاي طبيعي برخوردار شده اند، اصل منابع در آستانه قهقرا واقع مي‌شوند  و در ادامه براي حفظ منافع عاملين، توجيهات فريبنده ابداع مي‌شود تا آتش عشق دلدادگان به آيات خلقت و هستي را خاموش نمايند. در روزگار نه چندان دور، در تمامي پهنه شمال ايران زمينه استقرار، توليد و پرورش درختان، جانوران، پرندگان، حشرات و گياهان دارويي وجود داشته است. درختاني كه به‌طور انحصاري در شمال ايران يافت مي‌شوند باقيمانده دوران سوم زمين شناسي، در فهرست ذخاير ژنتيك جهاني و حامل پيام‌هاي علمي و مقررات خلقت در اعصار طولاني و از جمله آيات خداشناسي محسوب مي‌شوند.
اين جنگل ها از اوايل سده اخير ابتدا مورد تهاجم و غارت استعمارگران خارجي واقع شده و سپس افراد داخلي با شدت بيشتري به آن تاخته‌اند. اگرچه همواره دلايل ذكر شده براي يورش‌ها به توجيهات ظاهري مثل رفع مشكل «بخش خاصي از» مردم تحت شرايط اضطرار مزين شده و مي‌شود، سؤال اينجاست كه آيا شنيده شده تا به‌حال كسي كه اصل منابع را نابود مي‌كند قصد خود را با صراحت «تخريب منابع» اعلام كند؟ قطعا براي جلب افكار عمومي دلايل عامه پسند به خوراك‌هاي خبري افزوده مي‌شود. به‌هرحال با افزايش جمعيت و تقليل منابع انهدام كامل  زيست بوم ها نمود بيشتري مي‌يابد.
هم اكنون در شمال ايران تراكم جمعيت‌هاي انساني 3 برابر ظرفيت استاني و ميانگين كشوري است. اين فشردگي همچنان با مهاجر پذيري و جاذبه‌هاي طبيعي شمال كشور روند صعودي دارد. هريك از استان‌هاي شمال به تنهايي به لحاظ مهاجرپذيري به نسبت وسعت، رتبه اول را در بين استان‌هاي كشور دارا هستند. به‌خاطر شيبدار بودن اراضي، پراكنش جمعيت در شمال ايران هندسه يكنواختي ندارد و نواحي كم شيب‌تر كه  زيست بوم هاي منحصر به‌فرد جهاني در روي آنها مستقر شده، ابتدا جنگل زدايي شده و سپس با طي فرآيند تبديلي به محل‌هاي كشاورزي و سپس مسكوني و تجاري تغيير مي‌كنند.
در اين پهنه به‌طور متوسط در هر2 كيلومتر مربع يك شهر، روستا يا آبادي وجود دارد. ساكنان، حواشي آنها را متناسب با توان تصرفي خود، تغيير داده و پوشش‌هاي طبيعي آن را حذف و به‌طور دلخواه جايگزين مي‌نمايند. در ادامه، پسماندها و پساب‌هاي سكونتگاه‌ها به‌صورت انواع زباله، عناصر شيميايي كشاورزي و صنعتي و اخيرا ميكروبي «زباله‌ها و فاضلاب هاي بيمارستاني و آزمايشگاه‌هاي تشخيص پزشكي» چرخه‌هاي طبيعي را دچار به‌هم‌ريختگي مي‌كنند.

زيبايي هايي كه به تاريخ مي پيوندد
به مرور زمان مناظر درختان سر به فلك كشيده نادر جهان، حيوانات و پرندگان وابسته به آنها به تاريخ سپرده مي‌شوند. اجتماعات كوچك و پايه‌هاي پراكنده درختان به آشيان‌هاي اكولوژيك و مناطقي كه انهدام آنها به‌علت شيب زياد دشوارتر است پناه برده و درخواست حمايت را به اطلاع گوش‌هاي شنوا مي‌رسانند.
در حالي كه هر قسمت از اندام‌هاي درختاني از قبيل: آزاد، شمشاد، سرخدار، سفيدپلت، ملج، اوجا، نمدار، توس، بارانك، گيلاس وحشي و بسياري از گياهان دارويي و صنعتي، كه رويشگاه انحصاري آنها شمال ايران است، در اروپا و آمريكا به قيمت‌هاي باور نكردني به فروش مي رسد، كشور ما بهره‌اي از اين ثروت عظيم و مجاني نمي برد. در ازاي آن پس از گذشت هر دهه بر صفحات فهرست گونه‌هاي نادر و در حال انقراض ايران و كتاب Red book of Iran افزوده مي‌شود.
اگرچه روند تخريب، تصاعدي است و شتاب آن خطي و يكنواخت نيست اما با احتساب جنگل‌زدايي روزانه چهل هكتار در جنگل‌هاي شمال ايران1، در دهه 2040 هجري شمسي نسل بعدي فقط مي‌تواند تصاوير جنگل‌ها و درختان شمال كشور را تماشا كند. همانگونه كه اينك در مناطق مركزي و باختري كشور آثاري از تجديد حيات و نسل بعدي درختان كهن و قطور ديرزيست ديده نمي‌شود.
در قبال اين مبارزه با طبيعت و مساعد كردن زمينه مجازات و قهر خداوندي چه محصولي عايد فرزندان ما مي‌شود كه حتي نقش و نفعي در ايجاد اين شرايط نداشته اند؟
 فرسايش خاك كشور، به‌ويژه در شمال ايران، بيش از 3 برابر ميانگين جهاني است. خاكي كه براي توليد هر يك سانتي‌متر آن، بدون حضور عوامل تخريب، سيصد سال فرصت لازم است به ميزان 10 برابر ميزان خاكزايي سالانه، شسته و روانه مخزن سدها و اراضي پايين دست مي‌شود. افزايش تعداد وقوع سيل‌هاي خسارت آور در سال‌هاي اخير يكي از پيامدهاي محسوس تخريب پوشش گياهي است.

افزايش تعداد و ظهور آفات جديد كشاورزي و مصرف سموم متنوع به ميزان 9 برابر ميانگين كشوري در مازندران براي مهار آنها، توليد و دفن زباله‌هايي كه سريعا تجزيه مي‌شوند، زباله‌هاي بيمارستاني و آزمايشگاهي كه با وجود بارش‌هاي جوي، پرندگان و وحوش جابه‌جا كننده، انواع بيماري‌ها به سكونتگاه‌ها برمي‌گردند، بروز و ظهور بيماري‌هاي جديد گياهي، دامي و انساني به خاطر بي‌توجهي به هشدارهاي افرادي كه چشم و گوششان براي درك هشدارهاي خالق هستي بسته نشده است، از علايم حركت به‌سمت وضعيت بحراني حكايت دارد.
 آيا انهدام محصولات كشاورزي و باغي وارداتي ناسازگار با محيط‌هاي شمال كشور بر اثر سرماي زمستان 1386 با دوره بازگشت كمتر از نيم قرن، براي ساكنين، مديران و كارشناسان پيام و هشدار خداوند نيست؟
 كافي است در يك مقايسه ساده، كه همگان قادر به درك آن هستند، درختان و گياهان طبيعي مصون مانده هر ناحيه جغرافيايي را با آنچه از بيرون مرزهاي اكولوژيك به آن وارد و تحميل شده‌اند مقايسه نماييم. آيا آثار سرماي اخير به‌صورت ترك‌هاي عميق تنه درختان، شكستگي شاخه‌ها، خشك شدن بسياري از درختان سي تا 40 ساله به‌طور فراگير در شمال كشور پيام خداوند نيست؟ آيا پيام الزاما بايد معادل ضربات فيزيكي و صدمه به اعضا و جوارح انسان باشد تا آن را درك كنيم؟

به نام توسعه به كام ديگران
برخي از مردم ساكن در سرزمين‌هاي شمالي كشور هشدارهاي الهي را دريافت نموده اند، ولي از آنجايي‌كه اختيارات اداري در دست آنها نيست به ناچار خسارات توسعه نامتوازن را متحمل مي‌شوند.
توسعه‌اي كه اغلب منافع نهايي آن نصيب مال اندوزاني مي‌گردد كه شمال را براي تفريح و درآمدزايي نه براي زيست انتخاب كرده‌اند؛ برخي از اين مردم با تخريب محيط‌هاي طبيعي مقابله مي‌كنند و نمي‌خواهند محيط زندگي آنها به محيط تفريح رفاه طلبان ساكن در شهرهاي بزرگ تبديل شود.
همچنين متخصصان اعم از دانشگاهيان، پژوهشگران، كارشناسان دستگاه‌هاي اجرايي، مديران ارشد و حتي وزارتخانه مربوطه نسبت به تخريب منابع، پايداري و مخالفت كرده‌اند. ولي يورش‌ها به بهانه يا تصور اشتغال زايي و توسعه همچنان تداوم يافته و پيش خور كردن سرمايه آيندگان و تامين منافع ثروت‌انديشان را به ارمغان مي‌آورد. يكي از مصداق‌هاي بارز آن هجمه تصاحب و تغيير در باغ جهاني و ملي گياه‌شناسي نوشهر است. وجود 465 گونه گياهي نادر ايران و جهان با قدمت بيش از 70 سال نشان از سرمايه‌گذاري و زحمت‌هاي ايثارگرانه گذشتگان براي تاسيس و نگهداري آن دارد.
اين باغ گياه شناسي در زمره باغ هاي رسمي جهاني و مايه مباهات، افتخار و نشانه هويت طبيعي كشور است. اخيرا به بهانه احداث جاده‌اي كه مي‌توان با مختصر تغيير مسير، بدون تجاوز به حريم باغ گياه شناسي ترددها را تأمين كرد، به آن دست اندازي شده است.
طومارهاي مردم ساكن در منطقه، استنادات سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبني بر ثبت آن در زمره آثار ملي و IUCN به‌عنوان ذخيره گاه ژنتيك بيوسفر، مخالفت‌هاي سازمان حفاظت محيط زيست، سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور، وزير جهاد كشاورزي، مؤسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور، سازمان جهاد كشاورزي استان، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان  و نيز موضع گيري انجمن علمي جنگلباني ايران (دانشگاه تهران) و جامعه جنگلباني ايران (مازندران و 10 استان كشور) براي قانع شدن مدعيان عامل به توسعه ناپايدار كافي نيست؟
آيا مسير لوله گاز جاده فيروزكوه مازندران، كه با وجود مخالفت دستگاه‌هاي مذكور، با فشارهاي غيركارشناسي احداث شد و معادن ذغال سنگ و جاده‌هاي متعدد كه منجر به رانش و تخريب دامنه‌هاي كوهستاني شده‌اند شواهدي بر اقدام عجولانه برخي متصديان وقت و ناديده گرفتن نظريه‌هاي كارشناسي موجب عبرت نيست؟
در اين قبيل موارد نظريه چه كساني يا چه مراجعي بايد مستند قرار گيرد و اتخاذ تصميم نهايي بر عهده كيست؟ اگر اشتباهات مكرر و غيرقابل جبران رخ داد و پيامدهاي آن بر مردم و طبيعت و جبران آن بر دولت تحميل شد آيا عاملين به استناد تلاش براي خدمات عمراني مبرا مي‌شوند؟
 آيا اگر افرادي كه با بي‌توجهي به هشدارهاي مستند كارشناسي با استفاده از جايگاه اداري خواسته خود را بر جامعه تحميل كرده‌اند مورد مؤاخذه قرار گيرند موجب نمي‌شود تا ديگران اهتمام خود را صرف كنند تا ضمن خدمت رساني، براساس رهنمودهاي علمي و كاربردي محيط‌هاي طبيعي را حفظ و حتي احياء نمايند؟
 آيا هركس به هر بهانه‌اي مي‌تواند با سوار شدن بر اهرم‌هاي سياسي و اداري نظرات كارشناسي مستند مراجع را زير پا گذارد؟ بهانه صنعتي كردن شمال كشور و اختصاص ده درصد از سطح جنگل هايي كه هيچ نقشي در ايجاد آنها نداشته‌اند به بهانه اشتغال زايي نيز از همين مقولات است.
در حالي‌كه بسياري از صنايع سازگار با محيط‌هاي شمال كشور و پشتيباني‌كننده بخش كشاورزي يا از بين رفته و يا در همين مسير قرار دارند و كاركنان آنها به جاي بخش توليد به بخش خدمات شهرها افزوده شده اند، برخي به زمين زدن كلنگ صنايع خودرو‌سازي‌ در شمال را افتخار مي‌دانند. كشور هلند وسعتي معادل مجموع مساحت مازندران و گيلان و تراكم جمعيتي 400نفر در كيلومتر مربع دارد در حالي‌كه در شمال ايران اين تراكم 120 نفر در كيلومتر مربع است.

در كشور ياد شده نه تنها در زمينه خدمات توسعه و عمران افراط نشده بلكه با طراحي صحيح و پايبندي به اصول طرح تفصيلي آمايش سرزمين، صنايع سازگار و در خدمت بخش كشاورزي را محور توسعه قرار داده‌اند و اينك بخشي از صادرات كشاورزي آن (به‌ويژه در زمينه پرورش گل، توليد گوشت و محصولات لبني) معادل كل صادرات كشاورزي كشور ماست. از نمونه‌هاي ديگر مي‌توان به كشور ژاپن اشاره نمود كه شرح آن موجب اطاله مطلب مي‌شود.
آيا آنها كلنگ و تيشه بدست گرفته و براي جلب رضايت برخي، منافع ملي خود را فدا نموده اند؟ يا آنكه به استناد بررسي‌هاي علمي، توسعه پايدار و دراز مدت را هدف قرار داده و جايگاه هر اقدام، فعاليت و برنامه‌اي را در اين راستا معين كرده‌اند. شايد اگر در هر تصميم كلان نگاهي گذرا به مصوبات برنامه ايران در افق 1404 داشته باشيم بسياري از تصميمات مقطعي و متناقض با آن و مخرب محيط‌هاي حيات انساني كه در دراز مدت ثمري براي كشور ندارد، به تجديد نظر احتياج داشته باشند.

دكتر محمد اميني، عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مازندران

پي نوشت:
1 - سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور، كنفرانس رامسر 1379
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=50362

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:39  توسط انجمن  | 

گارد منابع طبيعي و حديث جنگل زيباي مُلِه‌‌گاله


محمد طيبي‌خرمي
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان فارس


مقدمه
           جنگل مُلِه‌گاله كه از جنگل‌هاي بسيار زيبا و منحصر‌به فرد استان فارس به شمار مي‌آيد، در كيلومتر 60 جنوب شهر شيراز و در حوزه استحفاظي اين شهرستان قرار مي‌گيرد. اين جنگل در يكي از سرشاخه‌هاي سدّ در حال احداث تنگاب ‌فيروزآباد واقع شده است. گونه‌ي غالب درختي اين توده‌ي جنگلي، بلوط( Quercus brantii ) و درختان بنه (pistaciaa atlantica ) ، افرا (Acer monspessulanum) و درختچه‌هاي ارژن و تنگرس(.Amygdalus spp)، تركيب اصلي پوشش‌ گياهي آن ‌را تشكيل مي‌دهند. تراكم درختان بلوط 136 تا 150 اصله در هكتار و تاج‌پوشش جنگل 20 تا 25 درصد است. بخش عمده‌ي اين جنگل، در دشت و دامنه‌ها قرار مي‌گيرد.

گارد منابع طبيعي
تشكيل گارد منابع طبيعي بعد از چند دهه فراموشي، از اقدامات اوليه‌ي مدير كل جديد منابع طبيعي و آبخيزداري استان فارس بود. از منظر صاحب نظران منابع طبيعي و به‌ويژه متخصصان علوم اجتماعي به‌نظر مي‌رسد، احياي مجدد ايده‌ي گارد منابع طبيعي با سياست تائيد‌شده‌ي علمي و جهانيِ مشاركت بهره‌برداران عرصه‌هاي طبيعي در مديريت، حفظ، احياء و توسعه منابع طبيعي ( كه در دهه‌هاي اخير در منابع طبيعي در حال احياء است) منافات داشته باشد. دلسوزان منابع طبيعي نگران هستند كه نكند سياست گارد‌ جنگل كه اثر آن در حفاظت منابع طبيعي گذشته، زير سؤال رفته و به بايگاني سازمان جنگل‌ها و مراتع سپرده شده بود، با شكل و شمايل جديد در آينده، اثرات سوء در منابع طبيعي داشته باشد.
         آقاي مدير كل ما شما را متهم نمي‌‌كنيم كه چون مدت طولاني با يك تشكيلات نظامي سروكار داشته‌ايد، شايد قصد داريد كه ايده‌ي نظامي را در منابع طبيعي ترويج كنيد. ما معتقديم كه گارد جنگل با آن شكلي كه شما در منابع طبيعي ترسيم كرده و تعريف نموده ايد، شايد براي مقطع كوتاهي بتواند كار‌آيي خود را به اثبات برساند. ولي اگر قصد نداشته باشيد كه گزينه‌ي ديگري جايگزين آن بكنيد، ادامه فعاليت آن با اين شكل و شمايلي فعلي، براي آينده منابع طبيعي خطرناك است. چرا نگران هستيم؟ چون تفكر نظامي‌كه اسلحه زبان اصلي آن است، به مرور و با پشتوانه دولتي، پاي افراد ناصالح را در اين تشكل رسمي باز مي‌كند. اين افراد ، با سازو كارهايي كه در عرصه ياد مي‌گيرند، به پشتوانه مديريت دولتي و زيرچتر منابع طبيعي، هسته‌هاي زيرزمينيِ زمين خواري و مخربين در منابع طبيعي را شكل خواهند داد. اعتماد بهره‌برداران سلب خواهد شد وبه‌تدريج اراضي را از دست مردم بسيار ساده و بي ريايي كه قرن‌ها از اين  عرصه‌ها بهره برداري كرده اند، خارج خواهند كرد.به همين دليل از عاقبت و آينده ي اين تشكيلات بايد نگران شد. مطمئن باشيد اگر تار و پود نظامي در پيكره منابع طبيعي تنيده شد، ريشه رويشگاه هاي طبيعي را خواهد سوزاند.
              آقاي مديركل اين يك هشدار جدي است. به اعتقاد ما، شما چاره‌اي نداريد كه در كوتاه‌ترين زمان به صورت يك گزينه مهم، هسته‌هاي خود‌جوش مردمي، متشكل از ريش‌سفيدان و معتمدين محلي و دل‌سوزان محيط‌زيست را به صورت NGO در عرصه‌هاي طبيعي، جايگزين اين تشكيلات نظامي بكنيد و امور منابع طبيعي و حفاظت آنها را به خود مردم واگذار نمائيد. تشكيلات جدايي با تفكر نظامي به‌هيچ وجه نبايد دراين گزينه، جايگاهي داشته باشد.
              آقاي مديركل، حضرتعالي در جلسه‌اي كه تشكيلات گارد منابع طبيعي زير سؤال رفت، براي توجيه، مثالي از جنگل مُلِه‌‌گاله و ساكنين آن زديد و فرموديد كه كوره‌هاي ذغالي در كنار منازلشان دارند و شديداً اين عمل را مورد نكوهش قرار داده و گارد جنگل را براي مقابله با آن توصيه نموديد. بلي در ظاهر امر حق با شماست. بايد بدانيد اين كوره‌ها در مقايسه با كوره‌هاي بسياري كه در تمام عرصه‌هاي جنگلي مله‌گاله وجود دارد و شما قطعاً از آن بي‌اطلاع مي‌باشيد، بسيار ناچيز هستند.   
نمي‌خواهيد سؤال كنيد، اين درختان را چه كسي قطع مي‌كند؟ اين كوره‌ها و ذغال‌ها‌ي بار چارپايان از آن كيست؟ اكثر اين كوره‌ها ارتباطي به ساكنين جنگل ندارند! اگر شما دنبال حقيقت هستيد علت يابي كنيد تا بتوانيد ريشه جنگل‌سوزي را بخشكانيد، نه با گارد منابع طبيعي مردم فقير و بي‌گناه جنگل نشين را دستگير، متهم و روانه زندان كنيد. اگر تعداد اندكي از ساكنين جنگل، دست به اين كار در ظاهر ناشايست، مي‌زنند، فقط مي‌خواهند شكم بچه‌هاي معصوم خود را سير كنند، تا از گرسنگي نميرند(چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است). وقتي كه در دولت عدالت محور، سيب زميني (كه زماني قوت مردم فقير بود!) با كيلويي900 تومان به مُلِه‌گاله مي‌رسد، شما حق نداريد آنها را متهم كنيد. حقايق تلخي كه در مُلِه‌گاله وجود دارد، با يك بار حضور، آن‌هم با گارد‌ جنگل روشن نمي‌شود.
             آقاي مديركل بايد بدانيد مردمي كه در اين جنگل زندگي مي‌كنند، از فقير‌ترين انسان‌هايي هستند كه شما سنگ آنها را در دولت كنوني به سينه مي‌زنيد! آنها با سكني گزيدن در خانه‌هاي گلي چند قرن پيش، زندگي بسيار فقيرانه‌اي را تجربه مي‌كنند كه بي‌شك شما از آن بي‌اطلاع هستيد. فكر نكنيد كه آنها از طرح خروج از جنگل استقبال نمي‌‌كنند. برويد ريشه‌يابي كنيد. به‌جاي اينكه گارد نظامي خود را به آنجا بفرستيد تا مردم را دستگير و روانه زندان كنند،اگر نيروهاي متخصص، متعهد و دلسوز (كه از ديدن مردم فقير عار نداشته باشند!) در اداره مطالعات عريض و طويل منابع طبيعي، داريد به آنجا بفرستيد كه علت‌يابي كنند و چاره‌ي اساسي بجويند. پاي صحبت همين مردم بنشينيد تا براي شما بگويند چرا طرح ناقص و بي‌سرانجام خروج از جنگل كه شايد يك دهه از قدمت آن مي‌گذرد، تاكنون عملي نشده است.
              آقاي مديركل بنده روزها و شب‌هاي درازي را در كلبه‌ي محقر ساكنين اين جنگل‌نشينان پاي صحبت و درددل آنها نشسته‌ام، شايد گوشه‌اي از غم‌نامه‌ي آنها را بتوانم بازگو كنم ولي نمي‌خواهم در اين نوشتار كوتاه روضه بخوانم تا اشك مديركل در آيد. خودتان برويد و ببينيد شايد خودبه‌خود اشكتان سرازير شود! اميدوارم خودتان ريشه‌ي اين معضل را بيابيد تا بتوانيد اين جنگل منحصر به فرد را در كنار شهر فرهنگي و توريستي شيراز، نجات دهيد. بعد خواهيد ديد كه اين‌روش و منطق، لذت خاص خود را دارد به شرط اينكه خود را از جنس آنها بدانيد و با آ‌ن‌ها صادق و دوست باشيد و تفكر نظامي و تهديد روا نداريد.
           آقاي مديركل تهديد و زور اسلحه چاره‌ي قطع جنگل نمي‌كند. در كجاي دنيا سراغ داريد كه گارد جنگل با پيكره‌ي نظامي، الگوي موفقي بوده كه شما دومي باشيد و كمر همت بسته‌ايد و بر احياء مجدد آن اصرار داريد؟ اگر مشكلات ساكنين اين جنگل را ريشه‌يابي كنيد و بشناسيد راه حل را خود آنها به شما خواهند گفت و با شما همكاري و مشاركت مي‌‌كنند و نيازي به نيرو و گارد منابع طبيعي نمي‌باشد. وجود 2 واحد آموزش و واحد حقوقي قوي و مقتدر كه در تعامل كامل با مقامات قضايي بوده وبتواند در كنار هم با نيروهاي انتظامي (كه در همه بخش‌هاي اين كشور حضور دارند) هماهنگ شود،مي‌توان در مواقع ضروري از تجاوز سودجويان بي‌منطق جلوگيري نمود.مضافاً اينكه با آموزش مستمر به بهره‌برداران منابع طبيعي مي‌توان به حفاظت اين نعمت خدادادي با كمك آن‌ها اميدوار بود.
          خاطره‌ي تلخي از اين جنگل دارم كه هر زمان يادم مي‌آيد، نفرت عجيبي از محافظين منابع طبيعي سراسر وجودم را فرا مي‌گيرد. بر اساس گزارشي كه اينجانب به اداره كل داده بودم  (اواخر فروردين سال 1382 )، كارشناس پر سابقه‌ي اداره كل كه مستقيماً زير نظر حضرتعالي( در زماني كه معاون فني مديركل بوديد) كار مي‌‌كرد، در كنار درختان بنه قطع شده با قدمت حدود 500 ساله (كه قطر برابر سينه‌ي بعضي از آنها به 70 سانتيمتر، ارتفاع درخت 8 متر و قطر تاج به 9 متر مي‌رسيد، حضور يافت و با كمال خونسردي گفت، قطع درختان عادي است ، نگران نباشيد!! و به صورت تفريحانه و با پُك زدن به سيگارش! بسيار خون‌سرد و بي‌احساس بدون يك كلمه يادداشت و يا صورت جلسه‌اي، راه خود را پيش گرفت و رفت! مبهوت و حيران شدم. عرق سردي بر پيشاني‌ام نشست، عرق را با لباس‌هاي بوي‌‌دود گرفته‌ام پاك كردم! راستش شب قبل همان روز در كلبه‌ي گِلي بسيار محقر چند متري يك جنگل‌نشين مُلِه‌گاله گذرانده و به خاطر سرماي هوا خود را به اجاق كلبه، چسبانده بودم تا گرمم شود و به همين دليل لباس هايم بوي دود مي داد.                                                    
              بلي آقاي مديركل اگر 2 شب را در اين كلبه‌ها، پاي صحبت گرم و صميمي و بي‌رياي آن‌ها بنشينيد و به درد و دل آنها گوش كنيد، تفكر گارد براي هميشه از ذهن شما دور خواهد شد و شايد بتوانيد به جاي آن راه حل اساسي‌تري براي حفاظت از جنگل پيدا كنيد. البته مطمئن نيستم شايد موفق نشويد. چرا كه اين تفكر و ايده، ديدگاه خاص خود را دارد كه همه كس نمي‌تواند آن را باور كند. شايد واقف باشيد كه يك ناهماهنگي عجيبي در سيستم مديريتي كشور به‌ويژه در بخش كشاورزي حكم فرماست و معضلات مديريتي اين جنگل يكي از محدود حلقه‌هاي مفقوده‌ي اين نظام ناهماهنگ مديريت مي‌باشد. حضرتعالي شب‌هاي گرمي را تا صبح در منزلي با اتاق هاي مجزا پاي شومينه‌هاي گازي ، تلويزيون و اينترنت در اين شهر سپري مي‌‌كنيد، در حالي كه در چند ده كيلومتري اين شهر توريستي، فقيران جنگل نشين در يك كلبه‌ي بسيار محقرِ چند متر مربعي، بدون آب، برق و گاز با خانواده‌ي پر جمعيت خود، براي گرم كردن، خود را به اجاقي مي‌چسبانند كه بايد در آن به اجبار هيزم بسوزد! مي دانيد يعني چه؟! لابد اگر يك شب مجبور شويد پاي اجاق اين روستايي فراموش شده، فقير و محكوم به تخريب جنگل(از ديدگاه شما)! بنشينيد و خود را گرم كنيد، صبح روز بعد دستور مي‌دهيد ميزبان خود را بخاطر هيزمي كه براي گرم كردن شما افروخته بود تا طلوع آفتاب تنِ شما گرم بماند، دستگير كرده و با زور اسلحه به شهر مي‌آورديد تا راهي زندان عادل آباد بكنيد؟!.به اعتقادشما اين عين عدالت است؟! لابد لذت مي‌بريد از اين همه تعادل و هماهنگي در اين سرزمينِ مسلمانِ شيعه ي امام علي (ع) كه به خاطراستعداد فوق العاده ي اين سرزمين، از هر نقطه‌ي آن مي‌توان پول پارو كرد! باز هم فكر مي كنيد چاره‌ كار، گارد است؟ خير ، هرگز چنين نيست.اقدام نظامي آخرين حربه براي تعداد معدودي قانون شكن توصيه مي‌شود.شما آخرين حربه را اول بكار گرفته ايد.! تفاوت ديدگاه ما و شما دراينجاست. بر حسب وظيفه ما نگراني خود را به اطلاع شما به‌عنوان متولي منابع طبيعي رسانديم، خود دانيد. مي‌گويند آزموده را آزمودن خطا اس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 23:10  توسط انجمن  | 

نقش فعاليت و مديريت كشاورزي در نابودي زيست‌بوم‌هاي طبيعي كوهستان داراب

 

     منطقه کوهستان داراب به ايج و ني‌ريز با مساحتي حدود   500 هزار هکتار، ازسوي جنوب به بخش‌هاي رستاق، فُرگ و قسمتي از بخش مرکزي، از شمال به دهستان مرواريد (شکروئيه)، از غرب به بخش مركزي داراب و حوضه رودبال و منطقه ايج استهبان و حوضه‌ي رودبال، از شرق به دهستان تل‌بارگاه و بخش ريزاب ني‌ريز منتهي مي‌شود. بيش از 90 درصد اين عرصه‌ها، کوهستاني و عمدتاً صعب‌العبور است. راه‌هاي ارتباطي زير، بخش‌هاي مختلف منطقه‌ي کوهستاني داراب را به‌هم مرتبط مي‌سازد:
جاده‌ي آسفالته رستاق به تل‌بارگاه، جاده ‌آسفالته و خاکي، داراب به مرواريد (شهرک شهدا)، ريز‌آب قطرويه و جاده‌ي خاکي لايزنگون به بني‌کلاغي _شکروئيه _شهرک شهدا، جاده‌ي خاکي تل‌بارگاه به بني‌کلاغي، سرگدار، قلعه‌سنگي  و معدن ‌رس.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:19  توسط انجمن  | 

فرجام بحث در باره درختان گردو در ایران

    در پايان لازم است توصيه هاي ذکر شده در اولين همايش تخصصي گردو در همدان( قطب توليد گردوي كشور) مجدداًً مورد تاکيد قرار گيرد تا اين گياه مهم و اقتصادي بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته و توجه مسئولان و برنامه‌ريزان كشور نيز به اين موضوع جلب گردد، تا به زودي شاهد تأسيس يك مركز تحقيقاتي مستقل در زمينه اين گياه ارزشمند در کشور باشيم. مركز مورد نظر علاوه بر اينكه مسئوليت تحقيقات گردو را به عهده مي گيرد، كليه فعاليتهاي اجرايي و سياستگذاري آن را نيز مي تواند زير نظر داشته و رهبري كند. به عنوان بخشي از وظايف اين مركز موارد ذيل را مي توان مورد توجه قرار داد:
    -شناسايي پايه هاي برتر گردوي كشور و تهيه شناسنامه تحقيقاتي(حتي در سطح ملکولي) و اقدام جهت حفظ و تكثير آنها با تأكيد بر حفظ صفات مطلوب پايه هاي مادري و نيز جمع آوري آنها به عنوان ذخيره ژنتيكي زنده گياه در مركز تحقيقاتي مورد نظر.
     -شناسايي مناطق مستعد گردوكاري در كشور و جلب همكاري علاقمندان به اجراي طرحهاي توسعه گردو كاري در اين مناطق  به صورت حاشيه كاري يا باغهاي تك محصولي و تشويق آنها با اعطاي وامهاي طويل المدت. زيرا علاوه بر عدم امكان برداشت همزمان محصول در مناطق گردوكاري شده، زمان بهره برداري اقتصادي از اين گونه طولاني است و نياز به حمايت و پشتيباني مالي دارد.
    -تشويق و حمايت مالي دانشجويان مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا جهت انتخاب موضوع پايان نامه در زمينه گردو با تأكيد بر شناسايي و نامگذاري علمي واريته هاي گردوي ايراني با استفاده از تكنيكهاي مدرن از جمله ايزوآنزيمها و بررسي جديد ترين روشهاي تكثير غير جنسي گردو با هدف حفظ صفات و نيز امكان دسترسي به گياهان خالص هاپلوئيد از طريق دانه گرده، كلاله و تخمدان و يا گياهان تريپلوئيد از اندوسپرم.      
  - برقراري ارتباط و مبادله اطلاعات در زمينه تازه ترين يافته هاي علمي تحقيقات گردو  با مراكز تحقيقاتي ذيربط جهاني و افزايش توان علمي و كاربردي دست اندر كاران مسايل گردو ي كشور. به اميد آن روز       

منابع
1- اسدلهي، فرهنگ.1362. مختصري از فعاليتهاي سازمان جنگلها و مراتع در زمينه گردو كاري. انتشارات سازمان جنگلها و مراتع كشور.
3- عاطفي، جمال و مصطفي مصطفوي. .1362 پيوند وصله اي برروي درختان گردو. انتشارات مؤسسه تحقيقات نهال و بذر. بخش تحقيقات باغباني.
4- طبا طبايي، محمد، دهلوي، افراسياب و عليرضا احمدي .1371 .گردو، هيكوري و پكان. مؤسسه انتشارات جهاد دانشگاهي( ماجد).
5- نجف آبادي فرهاني، منظر. 1368. برسي عوامل مؤثر بر گيرايي قلمه و پيوند گردو. پايان نامه دوره كارشناسي ارشد رشته باغباني . دانشكده كشاورزي، دانشگاه تهران. 
6- نصيري، محسن، فهيمي، حميد و جمال عاطفي. 1371.  تكثير گردوي ايراني از طريق كشت بافت، فصلنامه پژوهش و سازندگي شماره 16.
7- نصيري، محسن .1373. تكثير گردوي ايراني از طريق پيوند ، فصلنامه پژوهش و سازندگي شماره22 .
8- نصيري، محسن، 1374. ريشه زايي شاحه هاي گردوي ايراني از طريق خوابانيدن هوايي فصلنامه پژوهش و سازندگي شماره26 بهار 1375.
9- نصيري، محسن. 1375. تعيين روشهاي بهينه در جوانه زني بذر گردوي ايراني، فصلنامه پژوهش و سازندگي شماره30 پاييز 1375.
10- نصيري، محسن. 1378. استفاده از گردو به منظور ايجاد فضاي سبز شهري همايش فني تخصصي فضاي سبز خرداد 1378.
11-نصيري، محسن. 1381. بررسي تكثير برخي از گونهاي مهم و چند منظوره از طريق كشت بافت. اولين كنفرانس علوم و تنوع زيستي، دانشكده علموم دانشگاه تهران شهريور 1381.
12-نصيري، محسن .1382. مروري بر روشهاي تكثير گردوي ايراني. اولين همايش تخصصي گردو (دانشگاه همدان) شهريور 1382.
13- Tulecke, W. Macgranahan, 1985. Somatic embryogenesis abd plant regeneration from cotyledons of walnut. Plant Scaense, 40:57-63.   
14- Gutenev, V. I. 1980. Rootig of horizontal layers of Juglans regia L. Lesnoe. Klozaistvo RUS,. N.12, pp 36-37. 
15- Jay- Allemand, C. 1991. International walnut meeting. tarragona(Spain). 21 Sept-25 Octobaer. 1991. 

محسن نصیری

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 16:4  توسط انجمن  | 

روشهاي تکثير درخت گردو - 6


 نگارنده علاوه بر مطالعه فعاليتهاي انجام شده در خصوص گردوي ايراني و نحوه تكثير آن،  روشهاي مختلف ازدياد آن(بذر، قلمه، پيوند، خوابانده هوايي و كشت بافت) را مورد بررسي قرار داد و متوجه شد که  تيمار سرمادهي در دوره هاي مختلف زماني به طور قابل ملاحظه‌اي باعث افزايش درصد جوانه زني بذر، تثبيت و رشد بعدي نهالهاي بذري در مزرعه مي شوند. اين تيمار همچنين اثر بارزي بركاهش مقاومت مكانيكي پوشش بذر و تركيدگي آن دارد. بنا بر اين مي‌توان اثر سرما را از دو جنبه در رفع خواب فيزيولوژيكي و مكانيكي گردو مورد توجه قرار داد. تيمار هورموني (جيبرليك اسيد) پس از اعمال تيمارهاي دمايي، اثر چشمگيري بر افزايش درصد جوانه زني بذر ندارد ولي شكافدهي بذر و در پي آن اعمال تيمار سرمادهي، به طور كاملاً معني داري موجب افزايش درصد جوانه زني و نيز تثبيت نهالها در مزرعه مي شوند. كاشت پاييزي بذر با 68% جوانه زني و همين ميزان تثبيت نهال در مزرعه برتري كاملي نسبت به كاشت زمستاني (با 46% جوانه زني و تثبيت) نشان داد. به علاوه نهالهاي حاصل از كاشت پاييزي سازگاري خوبي نشان داده و از رشد بعدي بهتري برخوردار خواهند بود. جهت كاشت بذر در خارج از فصل، حد اقل دو هفته سرمادهي داخل تنزيب مرطوب توصيه مي شود. مناسبترين عمق کاشت بذر گردو حدود 10 سانتيمتر از سطح و روش مطلوب قرار دادن بذر در بستر، حالت به پهلو است به طوري که خط حد فاصل دو قسمت پوسته قابل روئيت باشد. بذرها با فاصله 20 سانتی متر در محل داغ آب جوی و پشته با عرض حدود نيم متر در آذر ماه و قبل از شروع يخبندان کاشته می شوند در چنين حالتي ريشه چه و ساقه چه مسير طبيعي رشد خود را به سهولت ادامه مي دهند و درصد جوانه زني افزايش خواهد يافت.
 تلاش جهت ريشه دار نمودن قلمه هاي گردو با هورمون موفقيت آميز نبود ولي مشاهده شد كه عواملي چون قطر و سن قلمه محل قلمه روي گياه مادري، ميزان رطوبت و دماي بستر، نوع و سطح برش قاعده قلمه و کاربرد غلظت مناسبي از هورمون گياهي( اکسين) و مصرف کربوهيدرات در ميزان كالوس تشكيل شده در قاعده قلمه ها تأثير داشته و بدين ترتيب آثاري از ظهور ريشه مشاهده شد. با توجه به موفقيت ريشه زايي قلمه هاي دو گونه مجاور گردو (Pradox  و  J. nigra) مي توان به موفقيت آميز بودن اين  روش در مورد گردوي ايراني هم اميدوار بود.
   زمان پيوند زني يكي از عوامل مهم گيرايي پيوند گردو بوده و لازم است با شرايط آب و هوايي منطقه تنظيم گردد. در مورد پيوند چوبي پس از پايان سرماي زمستانه و قبل از شروع فعاليت گياه وحركت شيره نباتي در آوندها، روي پايه هاي دوساله با قطر حدود 5/1 سانتيمتر موفقيت آميز است. مناسبترين نوع و زمان انجام پيوند جوانه، پيوند وصله‌اي در اواخر خرداد روي شاخه هاي يكساله است. اگر چه پيوند جوانه را تا پايان فصل رويش گياه مي توان انجام داد، ولي چون پيوندك فرصت رشد كافي ندارد در مقابل سرما قادر به مقاوت نيست. انجام پيوند در زماني از روز كه هوا خنك است، آبياري مه فشان و پوشاندن محل پيوند با برگهاي پايه(جهت جلوگيري از تابش مستقيم و کاهش رطوبت)، باعث افزايش درصد موفقيت گيرايي پيوند خواهد بود. در بررسي نگارنده پيوندهاي شاخه(اسكنه و گوه اي) و جوانه (وصله‌اي و سپريTشكل)  و نيز جوانه انتهايي روي بذر هاي تازه جوانه زده به عنوان روش تكثير رويشي با هدف حفظ ژنوتيپ پايه هاي برگزيده به كار گرفته شدند. پيوند هاي شاخه اسكنه در فروردينماه روي پايه هاي بذري دو ساله و پيوند هاي وصله اي در اواخر خردادماه روي شاخه هاي رشد جاري پايه هاي دو ساله بهترين نتيجه را دادند (به ترتيب 40 و 55 درصد موفقيت).

در بررسي تکثير به روش خواباندن هوايي مشخص شد كه ورميكولايت آغشته به اكسين(IBA با غلظت 50 قسمت در ميليون) جهت تشكيل كالوس بسيار مناسبتر از خزه بوده، به طوري كه حفظ رطوبت در حد مطلوب به مدت طولاني(حدود2 ماه) به ريشه زايي شاخه هاي خوابانيده منجر شد. زخمي کردن قسمت بالاي محل پوست برداري به تحريک تشکيل کالوس و ريشه زايي کمک كرد.

 در بررسي جهت تكثير آزمايشگاهي گردو از طريق قطعات لپه و اندوسپرم ژلاتيني بذرهاي نارس(9-6 هفته پس از گرده افشاني ) پس از مراحل ضد عفوني سطحي روي محيط کشت مصنوعي خاص تكثير گردو(DKWc ) قرارگرفتند و پس از اعمال تيمارهاي هورموني و سرمادهي، جنينهاي سوماتيکي ايجاد شدند. با كشت اين جنين ها روي محيط هاي اندام زايي ابتدا شاخه و سپس ريشه ظاهر و گياهچه هاي كامل توليد و پس از طي مراحل سازگاري آزمايشگاهي به گلدان منتقل شدند. با توجه به جميع جوانب به ويژه سهولت كاربرد و اقتصادي بودن تكثير بذري، توصيه مي شود كه با رعايت اصول علمي از نظر انتخاب بذر و بستر، عمق، زمان و نحوه كاشت، اين روش توسعه يابد. با انتخاب بذر از تك پايه‌هاي برتر كه به اندازه كافي از ساير پايه ها فاصله دارند، مي‌توان تاحدي به حفظ صفات مادري اميدوار بود. به رغم اينكه روش‌هاي پيوند گردو  هنوز در تمام مناطق گردوخيز متداول نشده است و به واسطه وجود بازدارنده ها درصد گيرايي آن كاملاً مطلوب نيست، با اين وجود با هدف حفظ كامل صفات، تكثير از طريق پيوند اجتناب ناپذير است. زيرا روش كشت بافت به سبب نياز به امكانات و تجهيزات خاص آزمايشگاهي بسيار پر هزينه و تخصصي بوده و در حال حاضر در سطح وسيع در كشور قابل توصيه نمي باشد.

محسن نصیری

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 4:57  توسط انجمن  | 

نيازهاي غذايي درخت گردو - 5

 

            از نظر نيازهاي غذايي، مطالعات انجام شده نشان مي دهند كه درختان بالغ بالاي20 سال به كود نياز ندارند. بررسي محققان نشان مي دهد که  افزودن كود به چنين درختاني تغييري در ميزان توليد محصول آنها نشان نمي دهند در حالي كه كوددهي به پايه هاي جوان قبل از باردهي(8-5 سالگي) باعث افزايش رشد رويشي و نيز تسريع در باردهي و افزايش توليد مي شود. ميزان كود مورد نياز جهت گردوكاري30 تن كود حيواني يا 150 كيلوگرم كود شيميايي فسفات و سولفات آمونيوم در هكتار توصيه شده است. گردو در مناطقي با بارندگي سالانه حدود 700 ميلي متر نياز به آبياري ندارد و در مناطقي با بارندگي سالانه 500-300 ميلي متر پس از تثبيت نهالها با دو تا سه مرتبه آبياري سالانه (هنگام گل دهي، شدت رشد رويشي و نمو سريع ميوه) جهت افزايش توليد و جلوگيري از كوچك ماندن ميوه، مي توان استفاده بهينه را از اين گياه نمود. بديهي است در مناطقي با بارندگي سالانه كمتر، دورهاي آبياري با توجه به شرايط اكولوژيك منطقه و مراحل رشد و نموي گياه تنظيم مي گردد.

محسن نصیری

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 22:56  توسط انجمن  | 

مقاوت به سرما در درختان گردو - 4


 بررسيها نشان مي دهند گردو گياهي مقاوم و سازگار است. اين گياه مقاومت زيادي نسبت به سرماي شديد دارد و در حالت خواب زمستانه قادر است سرماي زير 30 درجه سانتي گراد را بخوبي تحمل كند. بعضي از واريته هاي گردو مانند كارپاتيان حتي سرماي 42-  درجه را نيز تحمل مي كنند. در حالي كه مقاومت زمستانه واريته هارتلي 10- درجه گزارش شده است. حد بالاي تحمل گرما براي بسياري از واريته هاي گردو دماي42+  درجه سانتي گراد است. با افزايش دما بيش از اين ميزان، ميوه پايه هاي حساس زودتر از موقع ريزش كرده محصول به شدت كاهش مي يابد. علاوه براين لپه ها كه قسمت خوراكي ميوه را تشکيل مي دهند تيره شده و از مرغوبيت و بازارپسندي آن كاسته مي شود.

محسن نصیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 3:56  توسط انجمن  | 

دلايل عدم توجه کافي به گردوکاري - 3


 گردو داراي دوره جواني طولاني (15-10 سال) است و به دليل وجود مواد بازدارنده رشد موجود در اندامهاي هوايي، از جوانه زني بذر ساير گونه هاي گياهي و رشد نهال آنها در سايه انداز جلوگيري مي کند. علاوه بر اينها مشكل برداشت محصول به سبب ارتفاع و قطر زياد اكثر درختان گردو، اشغال فضاي وسيع در نتيجه گستردگي زياد تاج و نيز مشكل تكثير رويشي به منظور ازدياد ارقام برگزيده، از علل اصلي عدم توجه به كاشت اين گونه گياهي است. زيرا اغلب باغداران و كشاورزان ايراني به سبب عدم پشتوانه قوي مالي تمايل به كاشت گياهان زود بازده و كشت توام گياهان دارند.
 خوشبختانه بررسي هاي اخير در كشور موجب توسعه روشهاي تكثير رويشي گردو شده است و از آنجا كه خود آسيبي(جلوگيري از رشد ساير ارقام همان گونه) در مورد گردو گزارش نشده است، مي توان احداث باغهاي تك محصولي را مورد توجه قرار داد. مشكل برداشت محصول نيز در صورتي كه كاشت مكانيزه با رعايت فاصله استاندارد(6*6 تا 15*15 متر با توجه به شيب منطقه، 9* 9 متر در کالِيفرنيآ پذيرفته شده است) انجام شود با استفاده از ماشينهاي مخصوص تكان دهنده و يا محلول پاشي با موادي نظير اتفن قابل حل است. بنابراين با توجه به مزاياي متعدد و غير قابل انكار گردو و استعداد اكثر نقاط كشور براي پرورش آن، لازم است كاشت گردو در مقياس وسيع مورد توجه قرار گيرد و سازمانها و ارگانهاي دولتي با اعطاي وامهاي طويل المدت علاقمندان به امر گردوكاري را مورد تشويق قرار دهند. زيرا بنيه مالي بسياري از باغداران امكان انتظار چندين ساله براي توليد اقتصاد گردو را به آنها نمي دهد.

 محسن نصیری

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 21:55  توسط انجمن  | 

رويشگاه گردو - 2

 بنابر اظهار نظر بسياري از محققان جهان، منشاء گردو آسيا است و ايران به يقين يكي از زيستگاه هاي طبيعي گردو است و به همين سبب نيز با نام گردوي ايراني‌Persian walnut) ) شناخته مي شود با اين حال توليد سالانه گردو در ايران (حدود 50000تن) نسبت به توليد جهانی آن(حدوديکميليون تن) چشمگير نيست و توليد كنندگان عمده اين محصول  در جهان به ترتيب کشورهای آمريکا، فرانسه، اِيتاليا، هند وتركيه مي باشند. گزارشهاي متعدد نشان مي دهند كه اين گونه گياهي از ايران به يونان، ايتاليا (2000 سال قبل) و جزاير بريتانيا(بيش از 500 سال قبل) انتقال يافته و در آن نواحي تحت نامهاي پريكون، گردوي بريتانيايي، گردوي اروپايي و گردوي انگليسي شناخته شده است و هم اكنون به طور وسيعي در شمال غرب اروپا پراكنده است. جالب توجه است كه حتي بعضي از منابع غربي نيز تاكيد دارند كه نام اين گونه، گردوي ايراني است و ساير نامها از جمله گروي انگليسي را كه بيشتر بكار برده مي شود خطا مي دانند. کاربرد نام گردوی اسرائيلی براي واريته های گردوی زود بارده که ميوه جانبی توليد می کنند و منشاء آنها ايران(عمدتا دره کرج- چالوس) می باشد و اصطلاحاً به گردوی خوشه ای معروفند يک غلط رايج می باشد. کولتيواری از اين نوع گردو که ديز يا نيشابور نامگذاری شده است، خوشه هايي با 27 عدد گرده توليد می کند. در حال حاضر جنگلهاي حاشيه شمالي كشور از آستارا تا گليداغي و همچنين اطراف تهران (مسير امام زاده داود) و دره كرج-چالوس به طور طبيعي انبوهي از درختان گردو را در خود جاي داده اند و از طرفي بسياري از نواحي كشور بويژه دامنه هاي البرز و زاگرس از غرب تا جنوب غربي و شرقي و حتي بعضي مناطق مركزي كشور براي گردوكاري بسيار مستعدند.

 محسن نصیری

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 2:54  توسط انجمن  | 

گردو ايراني، گياهي چند منظوره و کم نظير -1


 گردوي ايراني گياه چند منظوره و كم نظيري است كه قسمتهاي مختلف آن مصارف متعددي دارد. چوب گردو به سبب انتشار نامساوي مواد رنگي در بافت چوب، دواير سالانه و تغيير جهت الياف داراي رگه ها و نقش و نگار  بسيار زيبا و دل انگيز بوده و نيز از استحكام،ضربه پذيري، قابليت تورق فوق العاده و ساير ويژگيهاي مطلوب چوبشناسي برخوردار است و به همين دليل در زمره بهترين چوبهاي جهان قرار دارد. چوب اين گونه به سبب وجود مواد بازدارنده پلي فنلي كمتر مورد هجوم آفات و بيماريها قرار مي گيرد و علاوه بر مصارف متعدد درودگري و تهيه لوازم منزل، در صنايع مختلف به ويژه هواپيما سازي، كشتي سازي، منبت كاري و اسلحه سازي به كار گرفته مي‌شود. به همين علت حدود 50 سال قبل كارشناسان فن كشورهاي اروپايي به ويژه فرانسويان اقدام به غارت چوب گردو از كشور ما نموده به طوري كه در سال 1336 بيشترين ميزان صادرات چوب (87% كل صادرات چوب)مربوط به چوب گردو بوده است. با اين اقدام نسنجيده  بسياري از پايه هاي مطلوب گردو و به عبارتي بخشي از ذخاير توارثي اين گونه ايراني براي هميشه حذف شدند.
 مغز گردو داراي بافت چروکيده بوده و به عنوان خشکبار، تهيه غذا،  شيريني و شربت دارويي مورد استفاده قرار مي گيرد. روغن مايع حاصل از مغز گردو دارا بوي مطبوع بوده و اگرچه براي آشپزي مناسب است ولي به دليل غنی بودن از اسيدهاي چرب غير اشباع( لينولئيک،اولئيک، لينولينيک و نيز ميريسيتيک) قابليت نگهداري بالايي ندارد و زود تند(اکسيده) مي شود. روغن آن علاوه بر مصارف خوراکي در صنايع صابون سازي، رنگ سازي و تهيه ورني مصرف دارد. ارزش غذايي مغز گرد بسيار بالا است  و داراي 62% چربي 6/18 % آلبومينوئيد،64/11 % کربوهيدرات، و مقادير قابل توجهي مواد معدني و ويتامين ها( به ويژهC) می باشد. کنجاله آن که داراي 36% مواد ازته و 9% چربي است به شرط رعايت زمان ماندگاري غذاي مناسبي براي دام و طيور است.
  علاوه بر ميوه و چوب، ساير قسمتهاي اين گياه نيز مصارف فراواني دارند. از پوست سبز ميوه و برگهاي آن در صنعت رنگرزي و تهيه رنگ مو استفاده مي شود. از پوست سخت و چوبي ميوه جهت تهيه كربن فعال گل حفاري چاههاي نفت و ساخت لاستيك يخ شكن استفاده مي گردد. به علت وجود مقدار زيادي مواد فنلي (21 نوع پلي فنل) در اندامهاي هوايي خاصيت قوي قارچ كشي و ميكروب كشي داشته و داراي مصارف مختلف دارويي است و در قديم به عنوان دارو و سم مورد استفاده قرار مي گرفت. گردو همچنين به عنوان گياه زينتي در پاركها و با دو منظور استفاده از ميوه و چوب در باغهاي كاشته مي شود. با توجه به سرسبزي، شادابي، زيبايي و سايه انداز وسيعي كه درخت گردو ايجاد مي كند و نقش مهمي كه اين گياه در لطافت و پاكيزگي هوا دارد، علاوه بر اهداف جنگلداري و باغباني، از اين درخت بسيار مفيد به عنوان يك گياه زينتي در پاركسازي و ايجاد فضاي سبز شهري و نيز كمربند سبز حاشيه شهرهاي مناطق معتدله كه از نظر شرايط اكولوژيكي مستعد هستند، استفاده مي شود. با انجام چنين طرحهايي علاوه بر استفاده از ميوه و توليد يك منبع غني چوب مرغوب،  از فرسايش خاك جلوگيري شده و موجب زيبايي و پاكيزگي هواي شهرها نيز مي گردد. شرايط گشت و پرورش گردو در اغلب شهرهاي كشور و حواشي آنها وجود دارد. به طور مثال جاده هاي كوهپايه اي اراضي اطراف سد لتيان با گردو حاشيه كاري شده است. حاشيه كاري با گردو در بعضي از شهرهاي مناطق مستعد از جمله تويسركان متداول است. در شهر خوانسار طرحي با پيشنهاد و همکاري حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا ابن الرضا به اجراء در آمده است كه بر اساس آن در حاشيه شهر ناحيه اي به طول 6 كيلومتر و عرض 500 متر با كاشت گردو، كمربند سيز ايجاد شود. براي پي بردن به اهميت اقتصادي چنين طرحهايي كافي است بدانيم كه با انجام  چنين طرح نه چندان وسيعي، با توجه به شيب منطقه اگر فاصله كاشت را 6 متر در نظر بگيريم، پس از گذشت مدتي حدود 15 سال كه بار دهي اقتصادي گياهان آغاز مي شود، چنانچه توليد سالانه هر درخت را به طور متوسط 20 كيلوگرم يا حدود 2000 عدد بذر در نظر بگيريم، با توجه به حداقل قيمت فعلي بازار (هر عدد400 ريال) سالانه مبلغي بالغ بر 666400000000 ريال حاصل مي شود.
(666400000000=400* 1666000000، 1666000000 = 2000*83300  ، 83300  = 3/83* 1000 ، 3/83=6÷500 ، 1000 = 6÷6000 )
چنين مبلغي هنگفتي علاوه بر تامين هزينه هاي كاشت، داشت و برداشت مي تواند در شكوفايي اقتصادي مملكت بسيار موثر باشد و توجه به آن در سطح كشور مي تواند ما را بيش از بيش از تكيه بر اقتصاد تك محصولي نجات دهد. قابل ذكر است كه مبلغ مذكور با افزايش سن درختان و توليد محصول بيشتر به شدت قابل افزايش است زيرا اوج باردهي بسياري از ارقام گردوي ايراني  در سن60-50 سالگي است. از طرفي با انتخاب پايه هاي مرغوب و برگزيده به ويژه ارقامي كه داراي باردهي جانبي هستند و نيز توسعه روشهاي تكثير غيرجنسي به يقين مبالغ حاصل بسيار چشمگير تر خواهد بود.

محسن نصيري - E-mail: Nasiri@rifr-ac.ir

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 23:51  توسط انجمن  | 

درختان ارس كهنسال ارتفاعات ابرسيج

در ارتفاعات مشرف به ابرسيج در شمال شاهرود دو ارس بسيار كهنسال استقرار يافته اند و از دو جهت اين درختان ارس سرآمد بسياري از درختان كهنسال ايران محسوب مي شوند. اين دو درخت ارس در ارتفاع 2820 متري از سطح دريا واقع شده اند و طي مطالعاتي كه تاكنون صورت گرفته هيچ درخت كهنسالي در اين سقف ارتفاعي در ايران گزارش نشده است يكي از اين دو درخت با داشتن قطر متوسط 247 سانتيمتر دومين درخت قطور ارس شناسايي شده در ايران است. با توجه به كندي رشد و كوتاهي طول فصل رويشي به احتمال نزديك به يقين بيش از 2500 سال سن دارد و بدين لحاظ نيز دومين درخت كهنسال ايران است كه تاكنون شناسايي گرديده. در نزديكي اين دو درخت و حتي در زير كنده يكي از اين درختان چشمه هاي آب دائمي وجود دارد كه نياز آبي اين درختان را تامين مي نمايند. اين دو درخت در نظر مردم عزيز بوده و به آنها اعتقاد خاصي دارند در نتيجه از آسيب زدن به آنها خودداري مي‌كنند وگاهي جهت برآورده شدن حاجاتشان در پاي آن قرباني كرده و به آن پارچه مي‌بندند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 14:58  توسط انجمن  | 

درخت چنار كهنسال‌ امامزاده‌ حسين‌

 

رضا خوشنويس در كنار چنار كهنسال امام زاده حسين

    اين‌ درخت چنار در 15 كيلومتري‌ مسير جاده‌ كرج‌ به‌ چالوس‌ در مسير پيست‌ اسكي‌ خور داخل‌ محوطه‌ امامزاده‌ حسين‌ روستاي‌ گوراب‌ قرار دارد. طول‌ و عرض‌ جغرافيايي‌ مكان‌ استقرار آن‌ N  ً14   َ55  º35 و  E ََ54   َ05  º51 است‌. ارتفاع‌ محل‌ استقرار آنها از سطح‌ دريا 1900 متر است. از پاي درخت ‌جوي‌ آب‌ خوبي‌ مي‌گذرد. محيط‌ يقه‌ يكي‌ از درختان‌ 50/21 متر است. 8 پايه‌ قطور دارد كه‌ 5 پايه‌ سالم‌ و 2 پايه‌ نيمه‌ سوخته‌ و 1 پايه‌ آن‌ سوخته‌ است‌. ارتفاع‌ اين‌ چنار 25 متر، دو قطر كوچك‌ و بزرگ‌ مجموعه‌ تنه‌هاي‌ آن‌ از ارتفاع‌ برابر سينه‌ 6 و 1/8 متر است‌. تاج‌ درخت‌ بسيار گسترده‌، طول‌ و عرض‌ آن‌ 25*27 متر و سطح‌ تاج‌ پوشش‌ آن ‌675 متر مربع‌ است‌.

مهندس مصطفی خوشنویس

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 23:51  توسط انجمن  | 

چرا بايد به درختان كهنسال ايران عشق بورزيم؟



آنها چيز زيادي از ما نمي‌خواهند

 سرو ابركوه

هر وقت به موزه مي‌روم، با ديدن بخشي از تاريخ در اين محيط رازآلود و خاموش، به‌سرعت آرزو مي‌كنم: كاش مي‌شد ارابه‌هاي زمان را به عقب مي‌راند، در آن دور‌ها هم مي‌بود و مي‌ديد كه زندگي در عصرهاي گذشته به چه شكلي و با چه ظرايفي جريان داشته است؟ شايد بارها براي همه‌ي ما پيش آمده كه از خود بپرسيم: گذشته‌ي دور ما چيست؟ گذشتگان و نياكان ما چه كساني بودند و روزگار را به چه شكل سر مي‌كردند؟
تصورش را بكنيد! اگر از هر دوره‌اي، فردي مي‌توانست در زمان ما هم حضور ‌داشته باشد، چقدر حرف‌هاي تازه و ناشنيده بر زبان مي‌آورد كه در هيچ كتاب و دفتري نيامده بود و ما چقدر دلمان مي‌خواست كه شنونده‌ي آن قصه‌ها و روايت‌هاي ناب باشيم و از شنيدن و دركش لذت ببريم. به‌راستي براي ما ارزشمند نبود؟ باورم اين است: وقتي در فرهنگ‌مان جايگاهي سزاوارانه براي پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هايمان قايل هستيم و بسيار عزيزشان مي‌داريم؛ آن‌ها هم همين گونه مي‌شدند، چه‌بسا عزيزتر و ارجمندتر! 
خواستم بگويم: اگر تحقق اين آرزوي رؤيايي ما، در نظام الهي ظاهراً امكان‌پذير نمي‌نمايد و در خلقت بي‌نقص خداوند جايي ندارد؛ اما همچنان مي‌توان فراوان گواهي‌هاي ارزشمند ديگري را يافت كه با مشاهده و دقت در آنها، به اندازه شنيدن همان روايت‌هاي ناب لذت ببريم، در فكر فرو رويم و ستايش كنيم.


و درختان كهنسال از جمله‌ي آن گواهي‌ها هستند ...
از اينكه ماندگاري اين درختان ديرينه، بسيار شگفت‌آور و اعجاب‌انگيز است و براي حضور ديرپايشان مي‌توان دلايل و شواهد پرشماري ارايه كرد ، شكي نيست. اما نگاه و رويكرد سطور پيش رو، از منظر ديگري است؛ از منظري كه درختان كهنسال را، شاهدان زنده ولي بي‌زبان تاريخ مي‌بيند. كافي است، براي لحظه‌اي چشمان‌مان را بربنديم و به همراه اين ديرينگان سبزپوش، به دل تاريخ نقب زنيم؛ كيست كه باور نكند اين آفرينندگان ناهمتا و ارزشمند، در كنار خود چه اندازه شورها و عشق‌ها، جنگ‌ها و صلح‌ها، آتش‌ها و خرمي‌ها، خرابي‌ها و آبادي‌ها، سرماها وگرماها و سيل‌ها و خشكسالي‌ها ديده‌اند؟ آيا تجسم مردان و زنان كوچك و بزرگي كه در اين صدها و گاه هزاران سال، در كنار آن‌ها آرام گرفته‌اند و رازهاي سر به مهر خويش را به اين ايستادگان بردبار گفته‌اند، دشوار است؟ و اصلاً چرا نتوان تصور كرد كه آن‌ها، همه‌ي بزرگان و مشاهير ما را ديده‌اند ... و همه‌ي امام‌زاده‌ها را‌، بوعلي‌سيناها، حافظ‌ها، فردوسي‌ها و ... را خوب مي‌شناسند.


اما از آن سو، با وجود تحمل همه‌ي گرماها و سرماهاي طاقت‌فرسا، توفان‌ها و زلزله‌ها ... چه ماندني كرده‌اند. با اين همه رنج و ايستادگي، فرزندان زيادي را از ريشه و بذر خود جدا و ارزاني‌مان ساختند و در اين تقديم، چه سخاوت و صبري پيشه كردند. جالب آنكه قسمتي از اين سخاوت را به كاغذ رهنمون ساخته تا زبان و شعور آن‌ها به گونه‌اي ديگر براي ما جاري شود ...
افسوس كه قدرشناس نيستيم؛ افسوس كه اين‌همه سخاوت و بردباري آنها را در نيافتيم. در گوشه و كنار و جاي جاي اين مرز و بوم، از بلنداي البرز و زاگرس تا سواحل بي‌انتهاي لوت حضور دارند، امّا اغلب ما آنها را نمي‌بينيم و حرمت نمي‌نهيم. غافل از اينكه چه بسيارند مردمي در جهان كه آرزوي داشتن فقط يكي از آن‌ها را دارند.
واپسين كلام آنكه اين كهنسالان راست‌قامت و سبزپوش تاريخ، چيز زيادي از ما نمي‌خواهند، فقط مواظبتي كه شايسته‌ي آن‌ها باشد و احترامي درخور براي فرزندان نجيب‌شان. همين.

      عزيزشان بداريم ...

دكتر محمّد متيني‌زاده

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 0:44  توسط انجمن  | 

تنوع زيستي و رسالت ما -4

    بسیاری از نکوداشت‌ها و مناسبت‌های نوین، مدیون توجه روزافزون به محیط‌زیست است؛ مناسبت‌هایی نظیر: روزجهانی آب، روز زمین، روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی، روز هوای پاک، روز جهانی تالاب‌ها و انبوهِ مناسبت‌های دیگر از جمله «روز جهانی تنوع زیستی» که همه ساله در بیست و دومین روز از ماه مه، برابر با نخستین روز خرداد ماه، گرامی داشته می‌شود؛ روزی برای پاسداشت و توجه دوباره به وسعت طیف رنگانگ و ناهمتای حیات که میراث میلیونها سال دگرگونی و تکامل است. خوشبختانه در ایران نیز، هم اکنون با هم‌اندیشی نمایندگانی از اغلب وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای مرتبط (از جمله وزارت متبوع خویش)، طرحی با عنوان: «تدوین استراتژی و برنامه‌ي عمل ملی حفاظت از تنوع زیستی (NBSAP) »، با مساعدت برنامه‌ي عمران سازمان ملل متحد (UNEP)، تسهیلات جهانی محیط‌زیست (GEF) و اتحادیه‌ي جهانی حفاظت (IUCN) در قالب الزامات ناشی از الحاق کشور به کنوانسیون تنوع زیستی از آذرماه سال 1377 شروع شده و ظاهراً هم‌اکنون مرحله‌ي پایانی خویش را سپری می‌کند (کمیته‌ي ملی توسعه‌ي پایدار، 1380). نخستین انتظاری که از تدوین راهبرد حفاظت از تنوع زیستی، پس از طی کردن مراحل قانونی خویش و ابلاغ  آن به ارگانهای ذیربط می¬رود، صراحت بخشیدن به وظایف هر یک از دستگاه‌های کشوری و لشکری و فراهم¬کردن ضمانت‌های اجرایی لازم برای انجام تکالیفِ مورد نظر است.همچنین، این طرح باید بتواند چارچوبی شفاف برای اجرای سایر طرح‌های مرتبط با حفظ تنوع زیستی در کشور (از جمله در مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع كشور) بوجود آورد؛ آموزه‌ای که یکی از محرک‌های آفرینش سطور ِ پیش رو است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 23:37  توسط انجمن  | 

تنوع زيستي و رسالت ما -3

    حراست از اندوخته‌هاي طبیعی (Natural Reserves )، به عنوان يگانه بسترِ زيست و گرانيگاهِ  موجودات زنده، از اهميت و جايگاهي ممتاز و غير‌قابل دسترس برخوردار مي‌شود؛ چه، اگر برآيندِ هم‌انديشي پژوهشگران، كار‌آفرينان، تصميم‌سازان و تصميم‌گيرانِ شاغل در اين حوزه، بتواند موجوديتي پايدار و پويا را براي طبيعت رقم زند، آنگاه بي‌گمان، تنوع زيستي نيز با شتابي مثبت به روند تكاملي خود ادامه خواهد داد، امنيت غذايي برقرار خواهد ماند و جريانهاي كاهنده‌ي كارايي سرزمين، مجالي براي فروسايي نخواهند يافت.آشکار است که این مهم تحقق نخواهد یافت، مگر سازوکاری علمی و عملی برای تضمین شتاب رشد منابع‌طبیعی، بدون خدشه خوردن به حجم اندوخته‌های طبیعی موجود زیست‌سپهر، اندیشیده شده و به اجرا درآید. چه، بايد اعتراف كرد، توليدات كنوني كشاورزي، در اغلب كشورهاي جهان، بویژه ممالک جنوب، به بهاي مصرف اندوخته بدست مي‌آيد، نه مصرف منابع! چرا كه فرايند زمان‌بر و نه چندان ساده‌ي تبديل اندوخته‌هاي طبيعي به منابع طبيعي (Natural Resources) نياز به نرم‌افزاري پژوهشي و سازوكاري هوشمند دارد. در توصيف منابع طبيعي هم، اشاره به این واقعیت ضروری به نظر می‌رسد که تاکنون کوشش‌های متعددي، به هدف ارایه‌ي بازنمودی دقیق و همه‌گیر از آن ارايه شده است كه شايد يكي از جديد‌ترين و كامل‌ترين تعاريف متعلق بهCamp  وDaugherty  (2002) باشد. آنها می‌نویسند: «به هر نوع شكلي از كارمايه (انرژي) كه مي‌تواند به وسيله‌ي انسان مورد استفاده قرار گيرد، منابع‌طبيعي گويند».
    بر پايه‌ي چنين دانستگي است كه براي نخستين بار از دانش‌واژه‌ي نويني به نام «زيست‌سالاري» يا بيودموكراسي، سخن به ميان آمده و بر اين آموزه پاي مي‌فشارد كه: «ارزش و اهميت تمامي اشكال تنوع حيات مورد احترام بوده و حفاظت از ذخاير ژني و اندوخته‌های طبيعي، مي‌بايست همواره در اولويت نخستِ طرحهاي توسعه قرار داشته باشد (زاهدي، 1380).» بنابراين، ديگر نمي‌توان و نبايد به كاركرد و مفهوم سنتي توسعه‌ي پايدار: «توسعه‌اي كه منابع تجديد‌ناپذير را تخريب نمي‌كند و در درازمدّت قابليت تداوم دارد.» بسنده كرد؛ چرا كه توسعه‌ي پايدار از معنايي گسترده‌تر و جهان‌شمول‌تر برخوردار بوده و هر فرايندي را كه: «به دگرگوني انديشه‌ي آدميان مي‌انجامد و آنها را آماده‌ي ارتقاء در مسئوليتهاي اجتماعي مي‌كند»، در بر مي‌گيرد؛ دريافتي كه خود ريشه در باوري ديرينه و اصيل دارد، باوري كه معتقد است: «توسعه‌ي واقعي آن چيزي است كه در انديشه‌ي آدميان رخ دهد، نه آنچه كه در انبارهاي گمرك، تالارهاي مد و يا زرق و برق تبليغات شهري قابل مشاهده است». بي‌دليل نيست كه يك انديشمند معاصر با صراحت مي‌گويد: «هيچ تحول يا انقلاب سياسي، اجتماعي و اقتصادي در قرن اخير نتوانسته است، همچون تحولات زيست‌محيطي بر رفتار و بينش انسان‌ها تأثير بگذارد  (McCormic, 1995)». امروز جهانیان در کنار گرامیداشت روزهای رنگارنگ ملی و مذهبی خویش، شاهد تولد موج جدیدی از  آیین‌ها هستند که گستره‌ي اثر آنها به ناحیه‌ای خاص منحصر نشده، از قلمرو محدوده‌های قومی و مرزبندی‌های سیاسی بسیار فراتر رفته و در دایره‌ي تنگِ هیچ ملیت و نژاد و رنگ و جنسیت خاصی محدود نمی‌شود؛ گرایه‌های وحدت‌بخشی که ثابت می‌کند در این جهان پیچیده و آکنده از انواع خودمحوری‌ها، تنگ‌نظری‌ها و زیاده‌خواهی‌ها، دریافت‌های مشترکی نیز یافت می‌شوند که نزد آحاد جامعه‌ي جهانی و یکایک شهروندان زمینی از ارزشی یکسان و والا برخوردار هستند.

ادامه دارد – محمد درويش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:32  توسط انجمن  | 

تنوع زيستي و رسالت ما -2

    راست آن است که هر چه گوناگوني و پايداريِ چهره‌هاي متنوع حيات بيشتر و تضمین‌یافته‌تر باشد، مي‌توان به دورنماي بقای زيست‌بومهاي زميني اميدوارتر بوده و با اطميناني بيشتر و اراده‌ای راسخ‌تر، براي آينده‌اي دوردست‌تر برنامه‌ريزي كرد. بنابراین گزاف نخواهد بود، اگر ادعا شود: درجه‌ي پایداری تمدّن انسانی، متناسب با اهمیتی خواهد بود که در فرهنگ جهانی، نسبت به حراست از تنوع زیستی وجود خواهد داشت؛ بر این بنیاد، انتظار می‌رود، هرچه گرایه‌های زیست‌محیطی و ملاحظات متأثر از تنوع زیستی، به صدرِ اولویت‌های راهبردی و سیاست‌های کلانِ توسعه‌ي جامعه نزدیک‌تر شود، می‌توان به پایداری زیست در آن جامعه هم، امیدوارتر بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 23:20  توسط انجمن  | 

تنوع زيستي و رسالت ما - 1

    شانزده سال پیش، رهبران جهان به توصیه‌ي نخبگان خویش که در همایش ریو، گردِ هم جمع شده بودند، تصمیم گرفتند تا پای پیمانی را امضاء کنند که آرمانش، اجرایی‌کردن و تحقق دریافت‌های مندرج در بند پانزدهم از دستور 21 بود؛ پیمانی که به کنوانسیون تنوع زیستی (Convention on Biological Diversity ) مشهور گشت. سه هدف عمده‌ي این پیمان را باید: حفظ تنوع زیستی، استفاده‌ي پایدار از گونه‌ها و سهیم‌شدن عادلانه و برابر در مزایای حاصل از کاربرد منابع ژنتیکی دانست. جمهوری اسلامی ایران نیز، مانند اغلب کشورهای جهان، سرانجام چهار سال پس از تصویب آن، در ششم خردادماه سال 1375 با موافقت مجلس شورای اسلامی به کنوانسیون مزبور ملحق و ملزم به پیگیری مفاد آن شد (کمیته‌ي توسعه‌ي پایدار، 1380). سال 2002 در حالی که کنوانسیون، دهمین سال حیات خویش را سپری می‌کرد، تنوع زیستی چنان اهمیت یافته و افکار عمومی را متوجه خویش ساخته بود که به ناچار، سرا ن شرکت‌کننده در اجلاس ژوهانسبورگ، چاره‌ای نداشتند جز آنکه یکی از نخستین دستوراتِ مربوط به نخستین روز اجلاس در 26 آگوست سال 2002 را به این موضوع اختصاص داده (تنوع زيستی پس از مسأله‌ي بهداشت، دومين موضوع مورد بررسی در نخستين روز اجلاس بود) و با امضای بند 42 از بیانیه‌ي پایانی همایش،  التزام خویش را در کاهش روند انقراض تنوع زیستی تا سال 2010 میلادی به رأی دهندگان خویش ثابت کنند.  
    امّا چرا و چگونه تنوع زیستی توانست اینگونه شتابان، در طول کمتر از دو دهه از موضوعی صرفاً مورد علاقه‌ي مراکز دانشگاهی و آکادمیک، به سطح جامعه آمده و دارای چنان اعتبار و وزنی در مناسبات سیاسی حاکم بر کشورها و سازمان‌های جهانی شود که در شمارِ یکی از اصلی‌ترین وعده‌های انتخاباتی داوطلبان ورود به مراکز قدرت در بسیاری از کشورها، به ویژه ممالک شمال جای گیرد؟ تنوع زیستی، واجد کدامین ارزش ناهمتایی است که متناسب با ارتقاءِ شاخص‌های توسعه‌ي انسانی در هر کشور، میزان علاقه‌مندی و توجه به آن نیز فزونی می‌یابد؟ و سرانجام آنکه چگونه با کمترین تردیدی می‌توان بر این باورِ سترگ پای فشرد که تنوع زيستي در شمارِ مهمترين  شناسه‌هاي كيفيت زيست در  زیست‌سپهر (Biosphere) محسوب مي‌شود؟ باوری که اجماع جهانی در مورد  آن، چنان همه گیر به نظر می‌رسد که به دشواری بتوان جریانی فکری یا صاحب‌نظری را در برابرِ آن تصور کرد.
    اين‌ها پرسش‌هايي است كه در اين مجال كوشيده‌ شده تا پاسخ‌هايي بايسته برايشان ارايه شود.

ادامه دارد – محمد درويش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 22:47  توسط انجمن  | 

روشهای جدید کار برد Geotextiles در حفاظت خاک و تثبیت ماسه های روان - 14

      اخیراٌ برای محافظت بستر خاکها، سنگها و جاده ها از مواد و رشته های لیفی بافته شده ای استفاده مینمایند که  Geotextiles نامیده میشوند. این الیاف هم بصورت طبیعی از گیاهان مختلف تهیه مي‌شود و هم از انواع مصنوعی آن نیز استفاده میگردد. الیاف مذکور بصورت شیکه هائی با مش های مختلف بافته شده و برای حفاظت از بسترهای خاکی، سنگی و غیره در پروزه های مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. در محل هائیکه نیاز به پوسیدن الیاف بعد از استفاده از آن است از الیاف های طبیعی مانند الیاف کنف، نارگیل، نخل و غیره استفاده شده در حالیکه در انواع جدید که از پلیمرهای شیمیائی مانند پلی استر ،پلی امید و پلی اتیلن ساخته شده برای اهدافی  مورد استفاده قرار میگیرد که نیاز به پوسیدن الیاف نباشد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 6:12  توسط انجمن  | 

احداث باد شكن زنده - 13

    يكي از پروژه هاي موفق اين مؤسسه براي حفاظت مزارع كشاورزي از هجوم باد و شن‌هاي روان ايجاد شبكه هاي بزرگ و بسيار عظيم بادشكن زنده با كاشت درختان بلند قامت در اطراف اراضي كشاورزي شامل زراعت هاي مختلف و باغات ميوه است. از آنجائيكه در بيشتر ايام سال اراضي زراعي  و باغات ميوه در معرض هجوم بادهاي سهمگين حاوي ذرات معلق بويژه از طرف بيابان بزرگ گبي(Gobi) هستند معمولاً خسارت و صدمات جبران ناپذيري به توليدات كشاورزي اين منطقه وارد مي گردد. با ايجاد شبكه هاي بزرگ باد شكن كه عمدتاً ازگونه هاي مختلف صنوبر، كاج و همچنين درخت مقاوم به خشكي مانند سنجد استفاده ميشود موفق گرديده اند كه با احداث اينگونه بادشكن ها ميزان توليد در اراضي زراعتي و باغات را افزايش دهند. همين نوع بادشكن ها نيز معمولاً براي محافظت كانال هاي آبياري، جاده هاي دسترسي، راه آهن و غيره نيز به فراواني مورد استفاده قرار مي گيرد.

دکتر حسن ‌روحی‌پور

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 3:10  توسط انجمن  | 

حفاظت خطوط راه آهن از هجوم شن‌های روان - 12

     بخشي ازخطوط سراسري راه آهن چين كه دو ايالت بزرگ گانسو و نينشا را بهم متصل مي نمايد از مناطق  بياباني وسيعي عبور مي نمايد كه در معرض  هجوم شن‌هاي روان عظيمي قرار گرفته است. طبق اظهار کارشناسان تثبیت شن آکادمی علوم جین بعلت هجوم شن‌هاي روان كه تحت تأثير بادهاي سهمگين شمال غربي قرار دارد، احداث راه آهن در اين منطقه غير ممكن بنظر ميرسده و بسياري از مشاوران خارجي نيز احداث راه آهن را در اين منطقه كه بين دو بيابان معروف تنگالي و گبي قرار دارد بسيار مشكل و يا غير ممكن تصور مي نمودند. با اين وجود كارشناسان تثبيت شن هاي  روان چين با اجراي يك طرح مؤثر بنام "پروژه شاپاتو" (Shapotou)  كه از سال 1956 آغاز گردیده  نسبت به تثبيت تپه هاي شني حدود 160 كيلومترشنزارهای اطراف این  مناطق بحراني كه خطوط راه آهن مي بايست از بین آنها عبور نماید اقدام نمودند.  اين پروژه كه يكي از معروفترين پروژه هاي تثبيت شن جمهوري خلق چين بشمار ميرود،  براي حفاظت بخش مهمي از خطوط راه آهن سراسري چین بوده و به ترتيب از مجاورت خطوط راه آهن تا تپه های اطراف آن داراي 5 نوع عمليات متفاوت تثبيت شن بشرح زير مي باشد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 3:10  توسط انجمن  | 

سازه های بادی در کشور چین - 11

    در كشور چين طي سالهاي متمادي تحقيقاتی روي روشهاي مختلف تثبيت شن‌هاي روان صورت گرفته است. در حال حاضر بر اساس نتايج بدست آمده از بررسیهای مختلف که توسط موٌسسات تحقیقاتی و زیر نظر آکادمی علوم چین انجام گرفته،  سه روش زير بطور گسترده ای برای تثبیت تپه های شنی در کشور پهناور چین مورد استفاده قرار میگیرد:
1ـ Straw-sand barrier  : دراين روش براي احداث بادشکن غیر زنده از باقيمانده هاي گياهي بویژه ساقه وكلش گندم كه در سطوح بسيار گسترده اي در كشور چين كشت مي‌شود استفاده مینمایند. با پهن کردن ساقه هاي گندم به صورت ردیفهای موازي يا خانه هاي شطرنجي در سطح شنزار و فرو كردن اّنها در شن تا عمق حدود 10-20 سانتيمتر، بادشكن هايي با فواصل 5/1 تا 2 متر ايجاد مي نمايند. بادشکنهای مذکور سرعت باد را تا حد آستانه فرسایش کاهش داده و مانع حرکت ذرات شن مي‌شود. اين نوع بادشكن ها بطور موقت تپه هاي شني را بطور مكانيكي تثبيت مينمايد. پس از احداث بادشکن در سال بعد با كاشت گونه هاي سازگار نسبت به  تثبیت بيولوژيك و دائمي شنزار اقدام ميشود.

2ـ Clay-sand barrier : روشي است كه با استفاده از خاك رس و انباشت كردن آن در رديفهاي موازي يا شطرنجي با فواصل سه متر از همديگر و ارتفاع تقريباً 15 تا 20 سانتيمتر ابتدا شن‌هاي روان را بطور مكانيكي تثبيت نموده و سپس مانند روش فوق در سالهاي بعد نسبت به كاشت گونه هاي سازگار و تثبيت بيولوژيك اقدام مي نمايند.
                                  
3ـ Gravel barrier : اين روش نيز مانند روش Clay barrier  است فقط بجاي خاك رس از سنگ و سنگ ريزه استفاده مي نمايند.

              دکتر حسن روحی‌پور

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 3:8  توسط انجمن  | 

روش هاي مختلف تثبيت شن‌هاي روان - 10

    به طور كلي به سه طريق مي‏توان از حركت شن‌هاي روان جلوگيري بعمل آورد كه نتيجه هر سه عامل مي‏بايست نهايتاً به تثبيت بيولوژيك شن‌هاي روان منجر گردد.

الف- روش مكانيكي:
در اين طريقه با ايجاد موانع يا وسائل بازدارنده‏اي مانند ساقه‏هاي ني، لوئي، گزيا ساقه‏هاي خشبي گياهان ديگر و همچنين موانع تخته‏اي كه به قواصل معيني از همديگر روي تپه‏هاي شني بعنوان باد شكن احاث ميگردد، از حركت ذرات شن جلوگيري مينمايند (عکس شماره  ).  در فواصل بين اين باد شكن‏هاكه متناسب با ارتفاع آنها متغير است قلمه و يا نهال گياهان سازگار در منطقه مورد نظر راكشت مي‏نمايند. اين باد شكن‏ها سرعت باد را تا حد آستانه فرسايش كاهش داده و بطور موقت از حركت مكانيكي ذرات شن جلوگيري مي نمايد. در طي اين مدت بعلت پايدار شدن خاك محل استقرار گياه بذر،  قلمه يا نهالهاي كشت شده فرصت دارند تا به رشد و نمو طبيعي خود ادامه داده و نهايتا در اثر رشد و گسترش ريشه ناحيه مورد نظر را بطور دائم تثبيت نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 2:57  توسط انجمن  | 

بادشکن‌های مورد استفاده در تثبیت شن‌های روان - 9

    به طور كلي حركت شن‌هاي روان و خسارتهاي ناشي ازهجوم آن به تاسيسات مختلف يكي از مسايل و مشكلاتي است كه بسياري از كشورهاي جهان بخصوص در مناطق گرم وخشك با آن دست به گريبان هستند. اراضي وسيعي از كشور ما نيز پوشيده از شن‌هاي روان است كه بيشتر در نواحي مركزي، جنوبي و شرق ايران متمركز مي‏باشد و مساحت آن بابر آمارهاي موجوددر حدود12 ميليون هكتار تخمين زده مي‏شود(نيكخو1350). جديدترين آمار از وسعت تپه هاي ماسه اي كه توسط مؤسسه تحقيقات خاك و آب با استفاده از تصاوير ماهواره اي ارائه شده است گسترش آنهارا در حدود 5/4 ميليون هكتار براورد نموده است.نيمي از اين مقدار را تپه‏هاي شني  فعال تشكيل داده كه بطور دائم اراضي مزروعي، روستاها، جاده‏ها و شهرها و تاسيسات مختلف را مورد هجوم قرار مي‏از اين گذشته هنگام طوفانهاي شديد فضا و محيط زيست توسط گرد و خاك بشدت آلوده مي‏گردد؛ بطوريكه در نواحي كويري و ساير مناطقي كه طوفانهاي شن در آنجا شدت بيشتري دارد، صحرانشينان در اثر تنفس هواي آلوده به ذرات شن به بيماري سيلكوز كه بيماري خطرناكي بوده در اثر تمركز ذرات شن در ريه‏ها بوجود مي‏آيد مبتلا مي‏گردند.(جزوه درسي اكولوژي پيشرفته- دكتر ابوالقاسم مقين1358)
     عوامل باز دارنده در استقرار پوشش گياهي روی پهنه های شنی لغزان و ماسه هاي روان
بطور عمده عوامل زير مانع از استقرار گياه و عدم رشد و نمو گياهان در شن‌هاي روان مي‏گردد.
1-مدفون شدن بذر، قلمه و يا نهال در زير توده هاي شني كه از يك ناحيه برداشته شده و در ناحيه ديگر انباشته مي‏گردد.
1- در اثر حركت و جابجائي ذرات شن قلمه و يا نهال هاي كشت شده از جا كنده شده و در نتيجه نمي‏تواند به رشد خود ادامه دهد.
2-  از دست رفتن يا كاهش شديد ذخيره رطوبتي خاك در اثر جابجائي توده‏هاي شن بوسيله باد.
3-  تبخير و تعرق شديد ناشي از وزش باد بخصوص در تپه‏هاي شني مرتفع كه منجر به خشك شدن گياه روي تپه‏هاي شني مي‏شود.
4- اثرات تخريبي ضربات ذرات شن روي جوانه و برگهاي تازه سبز شده قلمه و يا نهال.
5-  حركت سريع آب از قسمتهاي فوقاني تپه‏هاي شني و نفوذ به اعماق پائين تر( بعلت درشت بودن كاپيلارهاي موجود در بافت شني) و در نتيجه كاهش رطوبت در ناحيه ريشه در ابتداي استقرار گياه.
با توجه به موارديكه ذكر گرديد هر عاملي كه بتواند بطور موقت از جابجائي مكانيكي ذرات شن جلوگيري كرده و باعث شود كه رطوبت مناسبي را درون توده‏هاي شن نگهداري نموده و از اتلاف بيش از حد آن جلوگيري نمايد، بعنوان يك تثبيت كننده استفاده نمود.

دکتر حسن روحی پور

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 2:55  توسط انجمن  | 

تراكم بادشكن - 8

ميزان تراکم شبکه های بادشکن بسته به ساختار ونوع باد شكن متفاوت است. در بادشكن قابل نفوذ كه طبیعتاٌ از تراکم کمتری نسبت به بادشکن متراکم برخوردار است قسمتي ازجريان باد از فضاي بين بادشكن ها عبور مي‏نمايد و قسمت ديگر آن نيز به سمت بالاي بادشكن منحرف مي‏شود. بعلت اينكه جريان باد تقسيم مي‏شود بنابراين منطقه‏اي با جريان باد كم سرعت در پشت بادشكن بوجود مي‏آيد كه طول اين ناحيه به ساختمان و ارتفاع بادشكن بستگي دارد.
در يك بادشكن غيرقابل نفوذ يا متراكم تمامي جريان باد به طرف بالاي بادشكن منجرف مي‏شود و منطقه‏اي با سرعت بسيار كم باد در فاصله كوتاهي بعد از بادشكن ايجاد مي‏گردد. چون هيچگونه بادي از درون بادشكن نفوذ نمي‏نمايد، بنابراين فشار هوا در پشت بادشكن نسبت به جلو و بالاي بادشکن كمتر است. اختلاف فشار بين دولایه هوا در بالا و پائین بادشکن باعث پديد آمدن يك جريان متلاطم در پشت بادشكن مي‏گردد كه منجر به كاهش طول منطقه محافظت شده مي‏گردد. بعبارت دیگر در بادشكن غيرقابل نفوذ، در پشت بادشكن سرعت باد بيشتر از بادشکن غیر متراکم كاهش مييابد ولي طول منطقه محافظت شونده در پشت بادشکن در فاصله كوتاهتري ازدیواره بادشکن صورت میگیرد.
Ngli بادشكنهايي را كه نفوذ پذيري آنها بين 15 تا 20 درصد بود متراكم و آنهائي را كه بيش از 45 درصد نفوذ پذيربودند غيرمتراكم ناميده است. بادشكنهاي نيمه متراكم در حدفاصل بين اين دو نوع بادشكن قرار دارند. نتايج بررسيهاي اين دانشمند نشان داد كه تأثير بادشكن متراكم در كاهش سرعت باد، در جلو بادشكن و همچنين تا 4 برابر ارتفاع آن در پشت بادشكن بيشتر از بادشكن غيرمتراكم است. در حالیکه تاًثير بادشكن غير متراكم در فاصله دورتر از 4 برابر ارتفاع بادشكن بيشتر از بادشكن متراكم است.

دکتر حسن روحی پور

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 2:53  توسط انجمن  | 

درختان مناسب براي بادشكن - 7

     چون احداث بادشكنهاي درختي دارای هزینه نسبتا"زیاد بوده و همچنین به زمان زیادی برای رشد کامل آنها نیاز است، بنابراین بايد سعي گردد تا طراحي بادشکن بنحوی صورت گيرد كه داراي راندمان زيادی بوده و هزينه كمتري را بخود اختصاص دهد. بهمین دلیل انتخاب نوع درخت و یا گیاه خاص برای ایجاد یک شبکه بادشکن مطلوب باید براساس موازین زیر استوار باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 15:2  توسط انجمن  | 

محاسن و معایب بادشكن‌ها - 6

احداث بادشکن‌ها برای جلوگیری از فرسایش بادی و کاهش اثرات آن روی گیاهان زراعی و موجودات زنده داری مزایای زیاد و همچنین معایبی است که بطور خلاصه بشرح زیر است.
1-سرعت باد را كاهش داده و در نتيجه فرسايش را محدود مي‏سازد. وودروف كاهش60  درصد سرعت باد را در پشت يك نوع بادشكن تراوا در ايالت كانزاس گزارش كرده است.
2- وجود بادشکن خسارت ناشي از اثرات مكانيكي برخورد باد با شاخ و برگ گياهان را بشدت  كاهش مي‏دهد.
3- با ایجاد تغيير در ميكروكليماي اطراف گیاه باعث افزايش عملكرد گياهان زراعي مي‌شود.
4- حفاظت از محل نگهداري حيوانات اهلی و افزايش بازدهي فراورده های دامی. در اینمورد مطالعات كمتری صورت گرفته، ولي احتمال داده شده كه ميزان زاد و ولد گوسفندان در اثر وجود بادشكن افزايش يافته است
5- احداث بادشکن براي حيات وحش نيز زيستگاه مناسبی بوجود آورده و تامین خوراك آنها را بطور مستقیم و غیر مستقیم تسهیل می‌سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 22:56  توسط انجمن  | 

عمليات كنترل فرسايش بادي - 5

كاشت گياهان زراعي Cultivated crops
بطور كلي گياهاني كه نزديك بهم كشت مي‏گردند به طور معمول مؤثرتر از گياهان زراعي هستند كه با فواصل مختلف كشت مي‏گردند. تأثير اين نوع گياهان زراعي روي مهار فرسايش بادي به عوامل زیربستگي دارد:
1- مرحله رشد
2- تراكم پوشش گياه
3- جهت رديفها
4- عرض رديفها
5- نوع گياه با نوع زراعت
6- شرايط آب و هوائي
مديريت خوب مانند تناوب چرا و غيره نيز بسيار مهم هستند. گياهان رديفي مانند پنبه، ذرت و سبزيجات حفاظت كمتري نسبت به زراعتهاي متراكم دارند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 15:53  توسط انجمن  | 

خصوصيات ذرات رسوبات بادي - 4

                        

     حركت ذرات تحت اثر يك سيال به طور معمول از طرفي به اندازه ذرات، شكل ذرات و وزن مخصوص ذرات بستگي داشته و از طرف ديگر به خصوصيات سيال نيز ارتباط دارد. انتقال ذرات از بستر خاک نه تنها به خصوصيات ذرات منفرد بستگي داشته بلكه به خصوصيات توده رسوب مانند توزيع اندازه ذرات، (درجه بندي Sorting )، ترتيب قرار گرفتن ذرات، (Packing arrangement ) تخلخل و چسبندگي ذرات بستگي دارد. بنابراين براي مطالعه رسوبات بادي داشتن اطلاع از خصوصيات فيزيكي ذرات و توده رسوب ضروري است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 23:35  توسط انجمن  | 

پيشنهادهايي براي احياء مجدد رويشگاه جنگلي هرمزگان – بخش پاياني

     براي حفظ و احياء پوشش‌هاي ساواناي اين ناحيه كه ضمن انحصاري بودن، از ابعاد گوناگون داراي ارزش بالايي برخوردار هستند، شيوه‌هاي زير پيشنهاد مي‌شود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 3:8  توسط انجمن  | 

دلايل مرگ تدريجي درختان در هرمزگان -4

     با عنايت به توضيحاتي كه در خصوص ويژگي‌هاي پوشش گياهي نواحي جنوب  و جنوب شرقي ارايه شد و با توجه به كندوكاوي كه‌ در رويشگاه‌هاي مختلف آكاسيا، كهور، بادام، بنه و زيتون به عمل آمد، جمع‌بندي ذيل حاصل گرديد تا پاسخي براي پرسش‌هاي عنوان شده باشد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 3:12  توسط انجمن  | 

چرا درختان بومي در سواحل خليج فارس مي‌ميرند؟ - 3

     در اين تحقيق سعي گرديد با بررسي فاكتورهاي مختلف رويشگاهي، علت خشكيدگي سرشاخه ها و پايه هاي آكاسيا هاي بومي و ديگر گونه هاي درختي ودرختچه‌اي را در محدوده استان هرمزگان مورد شناسايي قرار داده  تا بتوان با توجه به شرايط و امكانات و  هم چنين خصوصيات اكولوژيك و مقايسه آن با ساير تحقيقات انجام شده،  مناسب ترين شيوه هاي مديريتي معرفي گردند.
    شايد بتوان اين طور طرح سئوال کرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 0:57  توسط انجمن  | 

چرا رويشگاه‌هاي جنگلي جنوب كشور رو به زوال مي‌روند؟ - 2

      در دهه 70 كه براي تدوين كتاب " نگرشي بر سيماي منابع طبيعي سواحل جنوب كشور" عازم مناطق جنوبي كشور مي‌شدم، بعضا" مشاهده مي‌شد كه تعدادي از پايه‌هاي گياهان دايمي بخصوص درختان و درختچه‌هاي آكاسيا و كهور دچار خشكيدگي شده و يا در يك وضعيت نامناسبي زيست مي‌كنند. پايين بودن جمعيت پايه هاي بيمار و خشك شده نسبت به افراد سالم و مصادف بودن زمان  بازديد با ترسالي، مشكل را چندان آشكار نمي‌نمود تا نگرشي عميق و علمي و همه جانبه به معضل خشكيدگي درختان داشته باشيم. بروز جنگ و توجه دولت وقت به بنادر جنوبشرقي ايران از يكسو و توسعه و گسترش قطب‌هاي تجاري و اقتصادي  چابهار، قشم و عسلويه  از جانب ديگر، كمبود پوشش گياهي و فضاي سبز با توجه به افزايش تراكم جمعيت كاملا" محسوس گرديد و اهميت و نقش پوشش‌هاي گياهي در توسعه  پايدار منطقه  براي مسئولين و مديران محرز گرديد  بطوريكه با اجراي ده‌ها پروژه هاي مطالعاتي در سطح منطقه،  نسبت به بررسي پوشش گياهي و چگونگي احياء   و گسترش آن اقدام نمودند. تحولات يادشده و توجه روزافزون، مسئولين منابع طبيعي منطقه را برآن داشت تا در حفظ و حراست از پوشش‌هاي طبيعي، بيش از پيش جديت نمايند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 21:36  توسط انجمن  | 

پنج چالش امروز جهان

     زمان حال تعیین‌کننده چگونگی کیفیت محیط زیست نسل‌های آینده است. کره زمین به شدت در حال تغییر است و این تغییرات به خوبی از فضا دیده می‌شود. برای رهایی از وضع موجود باید اندیشه کرد و راه‌کارهای ممکن را به کار انداخت. طراحی محصولات مورد نیاز سازگار با محیط‌زیست پایدار، حفظ یخچال‌های طبیعی، آموزش و آگاهی جامعه‌ها برای حفظ محیط‌زیست، توقف خسارات زیست‌محیطی از جمله این راه‌کارها است. آینده محیط زیست سیاره زمین در دست ماست و این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم چه باید کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 3:53  توسط انجمن  | 

علل تخريب پوشش‌هاي درختي ناحيه هرمزگان و شيوه‌هاي احياء آنها -1

      بروز انواع خشكيدگي در گونه هاي درختي پوشش هاي طبيعي سواحل جنوب كشور بخصوص گونه هاي جنس آكاسيا  طي چند سال اخير، اذهان مسئولين و دست اندركاران منابع طبيعي را در اين مناطق مغشوش نموده است و پيوسته آنها را برآن داشته تا علت و يا علل اين پديده را شناسايي تا بتوانند با اتخاذ  راه حل هاي مناسب، ضمن جلوگيري از نابودي پوشش هاي محدود و بعضا" نادر اين ناحيه  كه نقش ارزنده‌اي در حفظ آب و خاك، تعديل شرايط سخت محيطي و تامين علوفه دام‌ها منطقه دارد ، اقداماتي در جهت احياء آنها نيز بردارند. 
     با عنايت به دغدغه موجود، سعي گرديد ضمن تفحص در تحقيقات انجام شده در منطقه و مناطق مشابه در ديگر كشورها، بدون هيچ پيش داوري كليه فاكتورهاي مختلف رويشگاهي را در 6 محل مورد مطالعه و بررسي قرارداده و با مقايسه با ساير رويشگاه‌هاي مشابه، علل خشكيدگي گونه‌هاي درختي ودرختچه‌اي را در محدوده استان هرمزگان مورد شناسايي قرار داده  تا بتوان با توجه به شرايط و امكانات و  هم چنين خصوصيات اكولوژيك،  مناسب ترين شيوه هاي مديريتي معرفي گردند.
    نتايج بررسي‌ها نشان داده است عوامل خشكي و كمبود رطوبت ، كهولت سن و ديرزيستي، عدم تجديد حيات و ناقص بودن هرم سني ، چراي مفرط و دايم دام،  عمليات عمراني، فرسايش خاك و عميق شدن زهكش‌ها، شور شدن اراضي و حذف بعضي از عناصر جانوري ، بيشترين نقش را در وضعيت پيش آمده دارا بوده كه در نقاط مختلف شدت و حدت آنها متفاوت مي باشد.
    جهت احياء اين رويشگاه‌ها، استفاده از شيوه‌هاي ذخيره رطوبت، جنگلكاري با گونه هاي مناسب ، كنترل چراي دام و بكارگيري ملاحظات زيست محيطي در زمان اجراي طرح هاي عمراني از اهم اقداماتي است كه در شرايط فعلي قابل توصيه مي‌باشد.

كلمات كليدي: ساوان ، هرمزگان ، خشكيدگي ، پوشش هاي درختي ، رويشگاه

هاشم کنشلو

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 22:24  توسط انجمن  | 

منشأ شن‌هاي روان -3

مرنجاب

     تشكيل شن‌هاي روان و شرايطي كه سبب مي‏شود، مناطقی از کره زمین مستعد تولید شن‌هاي روان گردد؛ معمولاً به طبيعت رخنمون‌هاي سنگي، ميزان هوا دیدگي سنگ‌ها، عاري بودن بستر خاک و سنگها از پوشش گياهي و همچنین قدرت جريان باد بستگي دارد. جريان آب‌هاي سطحي غالباً‌ نقش مهمي در جور كردن و انتقال مواد براي ايجاد تپه‏هاي شني ايفا مي‌كنند. مواد حاصله از فرسايش رودخانه‏اي كه در حاشيه رودخانه‏هاي خشك بوجود مي‏آيند و همچنين رسوبات درياچه‏اي نيز مي‏تواند منشأ بسياري از تپه‏هاي شني صحرايي باشد. بديهي است رسوبات دريايي و مواد بستر آنها نيز در ايجاد تپه‏هاي ماسه‏اي ساحلي نقش مهمي بازي مي‏نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 17:29  توسط انجمن  | 

مراحل چهارگانه‌ي دانايي

     مي‌گويند: امروزه در جهان پيش‌رفته، به دانايي چون يك محصول نگاه مي‌كنند و تجارت محصولات دانايي هر روز از اهميتي بيشتر برخوردار مي‌شود. اما دشواري از آنجا آغاز مي‌شود كه اجماع واحدي از مفهوم دانايي – دست‌كم در بين برخي از برنامه‌ريزان – وجود ندارد. اما به راستي، دانايي چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 3:11  توسط انجمن  | 

بزرگترين ارگ يا تپه ماسه‌اي جهان -2

رب الخالي

به طور كلي سه نوع رسوب بادي تاكنون شناسايي شده است كه عبارتند از:
1- رسوبات لسي
2- رسوبات شني يا ماسه‏هاي بادي
1- رسوبات لسي- سطوح وسيعي از سطح كره زمين از رسوبات لسي پوشيده شده كه تركيب بافتي آنها بيشتر Silt  است و ضخامت آنها تقريباً بين يك متر يا كمتر تا حدود بيش از 300 متر تخمين زده مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:5  توسط انجمن  | 

همه چيز در باره فرسایش بادی - 1

    فرسایش بادی یکی از پدیده‌هايی است که بیشتر در مناطق خشک و نیمه خشک رخ می‌دهد. فرسایش بادی عبارت است از جدا شدن و حمل ذرات خاک توسط نیرويی که به وسیله سرعت باد روی سطح خاک اعمال می‌شود. در مناطقی که میزان نزولات آسمانی کم و در طول روز درجه حرارت هوا زیاد است، سرعت باد معمولاً بسیار زیاد بوده و این شرایط به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک - یعنی جايي که معمولاً سرعت باد زیاد است - غالب خواهد بود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:26  توسط انجمن  |