دیدگاه دکتر محمد خسروشاهی در باره چهارمین نشست علمی انجمن
تاملی بر سخنرانی های انجام شده در همایش صنعت سدسازی
چهارمین همایش فصلی انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با عنوان «چالش های صنعت سد سازی با تاکید بر اثرات متقابل آن بر منابع طبیعی کشور» در تاريخ 20/6/87 در محل سالن اجتماعات موسسه و با حضور جمع قابل توجهي از دانشجويان، مديران، پژوهشگران و كارشناسان علاقهمند به موضوع، نمايندگاني از تشكلهاي مردمنهاد و حضور چند خبرنگار از جرايد، برگزار شد. اولين سخنران مهندس احمد آل ياسين بود. كارشناس با سابقه منابع آب و ايراني علاقمندي كه براي حضور در اين جمع از فلوريداي آمريكا راهي ايران شده بود. عصاره سخنراني مهندس آل ياسين كه با مروري كوتاه به تاريخچه سدهاي دنيا و ايران آغاز شد اين بود كه؛ در زمينه احداث سد ما با متغيرهاي متضادي روبرو هستيم و بايد همه جوانب آن را در نظر بگيريم از جمله اين متغيرها مي توان به :
- دسترسي آب براي همه، جمعيت و روند افزايشي آن، الگوي مصرف آب و غذا، حفاظت از اراضي كشاورزي و جلوگيري از فرسايش خاك، مسايل زيست محيطي، انرژي ، توسعه و .... اشاره كرد كه پس از بررسي همه جوانب مي توان سدسازي را بعنوان آخرين گزينه پيشنهاد كرد
دومين سخنران سركار خانم فاطمه ظفرنژاد بود كه ايشان نيز از كارشناسان باسابقه منابع آب كشور است. نامبرده در سخنراني خود با اشاره به سه ماده از قانون اساسي ايران در مورد منابع طبيعي و محيط زيست و ذكري از ماده و تبصره هاي دستور كار 21 به كاستي هاي موجود براي ارزيابي سدهاي موجود و راستي آزمايي آنها پرداخت و ضمن انتقاد شديد از سدسازي و اشاره به نمونه هايي از سدهايي كه نبايد احداث مي شد، راه و روشهاي ديگري از جمله بالابردن راندمان آبياري را به جاي احداث سد پيشنهاد كردند. ايشان در هنگام سئوال و جواب حتي به سدهاي بزرگ احداثي از جمله كارون و كرخه به دليل تبخير زيادشان نيز اشاره كردند. به هر حال به نظر بنده هر دو سخنراني در نوع خود ارزشمند و بسيار خوب بود مخصوصا نظرات مهندس آل ياسين اين كارشناس كاركشته آب نشان از پختگي و تسلط بيشتر ايشان به شرايط اجتماعي ايران داشت اما در ارتباط با نقد و نظر خانم ظفر نژاد جا داشت كه از طرف مقابل يعني وزارت نيرو كسي در اين جلسه حضور مي داشت شايد انتقاد برخي از حاضران را براي اطلاع رساني اين همايش بايد از همين منظر وارد دانست. انتقاد خانم ظفرنژاد در باره سدهاي البرز و تجن و برخي مناطق كه در سخنراني خود نام بردند پذيرفتني است اما نبايد به همه سدهاي ايران از همين زاويه نگاه كرد.
مسلما كاستي هايي در اين زمينه بوده و هست متاسفانه در سالهاي اخير مسايل زيست محيطي در ارتباط با احداث برخي از سدها نيز كم رنگ ديده شده است اما همانطور كه مهندس آل ياسين گفت در ارتباط با احداث سدها بايد تمام جنبه ها را در نظر گرفت و نمي توان به مردم گفت آب ننوش! يا اگر بنا براين بود كه چون حجم قابل توجهي از آب سدهاي احداثي بر روي كرخه و كارون تبخير مي شوند نبايد اين سدها ساخته مي شد بايد گفت اگر همين سدها نبودند اين آب به كجا سرازير مي شد. وضعيت سيلابهاي با دبي 4000 متر مكعب بر ثانيه اين رودخانه ها چه بلايي بر سر مردم اهواز و شوشتر و ساير شهرهاي مسير مي آورد. مسلما حرف خانم ظفر نژاد در مورد بالابردن راندمان آبياري حرف دل ما هم هست مگر تاكنون كم گفته شده است كه به جاي احداث برخي از سدها راندمان آبياري و يا راندمان توليد محصول به ازاي واحد آب را بالا ببريد اما چگونه؟ در اين مورد مخصوصا با وضعيت مديريتي حاكم بر كشور بايد راه حل عملي ارايه كرد . همانطور كه اكثر نخبگان اقتصادي و سياسي در راستاي تحولات اقتصادي اتفاق نظر دارند اما چگونگي اجراي آن را مهم مي دانند. بياد دارم سالها پيش در زمان نخست وزيري مير حسين موسوي طرح پوشش انهار مطرح بود مسلما انجام آن طرح، كمك زيادي به راندمان آبياري مي كرد اما مسايل و مشكلاتي كه در برحه هايي از زمان براي كشور بوجود آمد و هر آن بوجود مي آيد بسياري از كارها را تحت الشعاع قرار داده و مي دهد. مگر ما متخصصان آبخيزداري كم گفته ايم در حوضه آبخيز هر سدي اول بايد عمليات آبخيزداري انجام شود. اما حقيقتا بايد گفت با وضعيت اعتباري و نيروي انساني موجود بايد چند سال و حتي چند دهسال منتظر ماند تا عمليات آبخيزداري آن حوضه آبخيز تمام شود و يا با تمام كارهايي كه براي آبخوانداري انجام شده است تا بحال چند متر و يا چند سانتي متر توانسته ايم از افت سفره هاي آب بكاهيم. اشاره به اين موارد كه درد و رنج حاكم بر مديريت نايكپارچه آب و خاك كشور را نشان مي دهد براي اين است كه دست كم بدانیم در کجا زندگی می کنیم و شرایط اجتماعی و سیاسی ما چگونه است. نه آنقدر دست روی دست بگذاریم تا راندمان آبياري دو برابر شود و بر عکس نه آنقدر هم بی گدار به آب بزنیم که برای احداث یک سد آنهم در دل جنگل با بارندگی مکفی هزاران درخت را قطع و اکوسیستم آن ناحیه را بهم بریزیم چرا که یک مزیت مهم جنگل حفظ آب (و خاک) است اصلا جنگل خود نقش یک سد را بازی می کند آنچنانكه در آمريكا ارزش سالانه جنگل هاي دولتي از لحاظ ذخيره آب 300 ميليون دلار ولي از محل فروش چوب سالانه فقط 23 ميليون برآورد شده است از این روست که گفته می شود مکانیابی درست سد یک اصل مهم و اساسی در سد سازی است به هر حال اين نوشته ابدا تاييدي بر تخريبات اخير زيست محيطي و ميراث فرهنگي براي احداث سدها نمي باشد بلكه جهت يادآوري عزيزاني است كه گاهي اوقات در دام افراط و تقريط مسئله گرفتار می شوند و از نگاه كلي و همه جانبه به مسايل كشور انهم در زمانه حاضر غافل مي مانند.

.jpg)



.jpg)



