تبليغاتX
تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي

تارنماي انجمن اعضاي هيأت علمي

مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع

برنامه نخستين سخنراني فصلي انجمن - 29 بهمن 1386


1- سرود جمهوري اسلامي ايران: 9:30
2- تلاوت آياتي چند از كلام‌الله مجيد (توسط آقاي مهندس سيد جعفر سيد اخلاقي) : 9:35
3- خير مقدم به حاضرين و معرفي اعضاي پانل توسط قائم‌مقام انجمن (آقاي مهندس محمّد درويش) : 9:45
4- سخنراني رئيس هيأت مديره انجمن (آقاي دكتر احمد رحماني) : 10:00
5- سخنراني آقاي دكتر محمّدعلي حامدي تحت عنوان: «مديريت جنگل‌ها و مراتع كشور در پرتو تحولات ساختار فضايي شهري و روستايي» : 10:15
6- پذيرايي : 11:00
7- پرسش و پاسخ : 11: 15
8- برگزاري نماز و صرف نهار 12:00
9- بازديد از باغ گياه‌شناسي ملّي ايران با راهنمايي آقاي مهندس سعيد توكل : 13:15
10- پايان برنامه: 15:00

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 0:52  توسط انجمن  | 

خلاصه سخنرانی دکتر حامدی

 

انجمن اعضاي هيأت علمي
مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع برگزار مي‌كند؛
نخستين سخنراني فصلي انجمن در دوره سوّم با عنوان:
مديريت جنگل‌ها و مراتع كشور در پرتو
تحولات ساختار فضايي شهري و روستايي
دكتر محمد علي حامدي
29/11/86

    مديريت جنگل‌ها و مراتع به عنوان يكي از مؤلفه‌هاي اصلي از مديريت منابع طبيعي‌، فرايندي خردمندانه، مبتني بر دانش مديريت، دانش جنگل، دانش مرتع و محيط‌شناسي است، كه به منظور صيانت منابع پايه و بهره‌برداري متعهدانه و عقلايي به منصه‌ي ظهور مي‌رسد.
مؤلفه‌هاي بنيادي مديريت جنگل‌ها و مراتع، عبارتند از:
- پاردايم مديريت، شامل: انگاره‌ها، ادراك و خرد جمعي نسبت به موضوع
- برنامه‌ريزي مديريت، شامل: سياست‌گذاري و راهبردها، برنامه‌ريزي پژوهشي، صيانتي و بهره‌برداري
- طرح‌ها و پروژه‌هاي اجرايي (صيانت، پژوهش و بهره‌برداري)
- اقدامات سلسله مراتبي براي تحقق پروژه‌ها
- پايش عملياتي (نظارتي و ارزيابي) و پايش نتيجه‌گرا براي ارزشيابي
- اصلاح مسير و تجديد نظر ساختاري (راهبردي، طرح يا پروژه در هر مرحله از مديريت).
مجموعه مؤلفه‌هاي بنيادي مديريت جنگل‌ها و مراتع در ساختاري به هم پيوسته و در فرآيندي از كل به جزء، صورت‌بندي شده و در مدلي هرمي‌شكل، در سه سطح كلان، ميانه و خُرد متجلي مي‌شود.
در اين مدل سطح كلان در انتهاي فاصله‌دار از قاعده هرم‌، شامل پاردايم و در سطح ميانه برنامه‌ريزي و در سطح خُرد و در قاعده هرم اقدامات پژوهشي و اجرايي استقرار مي‌يابند.

    مفهوم اين مدل هرمي آن است كه هيچ اقدامي در قالب پروژه‌هاي پژوهشي و اجرايي، بدون يك چارچوب برنامه‌اي - و هيچ برنامه‌اي بدون پاردايم - مفهوم نمي‌يابد. چنين است كه در سخنراني پيش رو، كوشيده‌ايم تا در اين چارچوب مفهومي، توضيحاتي در 5 محور زير ارايه شود:
1) پاردايم مديريت جنگل‌ها و مراتع در قالب پاردايم توسعه پايدار؛
2) رويكرد توسعه پايدار در مورد نقش «عوامل فضايي» در فرآيند شناخت و مديريت منابع محيطي از ديدگاه نظري؛
3) تحولات فضايي در شرايط ايران و منطقه‌بندي فضايي كشور؛
4) تأثير تحول فضايي در پاردايم مديريت جنگل‌ها و مراتع كشور؛
5) ضرورت تحولات در برنامه‌ريزي مديريتي (راهبردها و ... مديريت جنگل‌ها و مراتع) در پرتو تحولات فضايي.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 0:55  توسط انجمن  | 

فراخوان حضور در يك سخنراني متفاوت

 

دكتر محمدعلي حامدي


    همان طور كه پيش‌تر نيز اعلام شده است (خبرنامه شماره 24)، انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع، در راستاي تبيين و اجرايي كردن سياست‌هاي اعلام‌شده‌ي خويش در دوره‌ي سوّم حياتش، اقدام به برگزاري نخستين سخنراني فصلي با عنوان: «مديريت جنگل‌ها و مراتع در پرتو تغيير ساختار فضايي سكونت‌گاه‌هاي شهري و روستايي كشور» كرده است.
    اين سخنراني، قرار است ساعت 9:30 صبح روز دوشنبه، 29 بهمن‌ماه 1386 در محل تالار اجتماعات مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور برگزار شود. سخنران اين مراسم، يكي از صاحب‌نظران اين حوزه، آقاي دكتر محمّدعلي حامدي، مدرس دانشگاه و مديرعامل شركت مهندسين مشاور رويان است؛ شركتي كه در طول نزديك به دو دهه، به سفارش وزارت متبوع، مسئوليت تهيه طرح بزرگ و ملّي «احياء و توسعه كشاورزي و منابع طبيعي كشور» را براي تمامي عرصه ايران‌زمين برعهده داشته و اينك حاصل آن طرح و تجربيات درخور ديگر در اين حوزه، قرار است در نشستي دوساعته به معرفي، بحث و چالش كشيده شود.
    چنين است كه بدينوسيله از تمامي صاحب‌نظران و علاقه‌مندان به منابع طبيعي و محيط زيست كشور دعوت مي‌شود تا در اين نشست علمي حضور به هم رسانند.
    گفتني آنكه علاوه بر جلسه سخنراني، حدود 45 دقيقه زمان براي پرسش و پاسخ نيز در نظر گرفته شده است. افزون بر آن، پيش‌بيني يك گردش علمي از محوطه‌ي كم‌نظير و زيباي بزرگترين و ديرينه‌ترين پرديس اكولوژي كشور، يعني «باغ گياه‌شناسي ملّي ايران» براي شركت‌كنندگان گرامي تدارك شده است.
    علاقه‌مندان مي‌توانند براي اخذ اطلاعات بيشتر و هماهنگي‌هاي لازم با شماره تلفن‌هاي 44195901 الي 5 (مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور) داخلي 375 (دكتر احمد رحماني)، 473 (مهندس محمّد درويش) و يا 414 (دكتر محمّد متيني‌زاده) تماس حاصل فرمايند.
   يادمان باشد، در طول سه دهه‌ي گذشته تغييرات شگرفي در عرصه‌هاي سكونت‌گاهي، شيوه‌ي معيشت و به تبع آن، سطوح زيست طبيعي اين آب و خاك مقدس روي داده است؛ آب و خاكي كه نسل امروز بايد ثابت كند كه لياقت امانت‌داري آن را داشته و مي‌تواند با غنايي بيشتر و كيفيتي‌درخور‌تر به نسل آينده تحويل دهد.

    در ضمن:
    نشاني مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور: كيلومتر 5 آزادراه تهران كرج، خروجي پيكان‌شهر است. منتظرتان خواهيم بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 2:38  توسط انجمن  | 

خبرهاي روز آذر و دي‌ماه 86 در حوزه منابع‌طبيعي و محيط زيست


- با خبر شديم يكي از ارزشمندترين و زيباترين رويشگاه‌هاي جنگلي هيركاني در شاهرود، موسوم به جنگل ابر، به بهانه رونق گردشگري و احداث جاده از قلب آن در معرض نابودي قرار گرفته است؛ رخدادي كه مورد مخالفت وزير جهاد كشاورزي هم قرار گرفته و اميدواريم، وزارت متبوع بتواند سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و وزارت راه را از اين مهم منصرف سازد.
- شوراي تخصصي نقشه جامع علمي كشور به منظور جلب مشاركت و همكاري نخبگان در تهيه و طراحي نقشه جامع علمي، دست به فراخواني گسترده زده كه يكي از محورهاي اصلي آن تبيين جايگاه علوم مختلف در نقشه جامع علمي ايران است. از اين رو، به نظر مي‌رسد فرصت ايجاد شده بتواند امكان مناسبي را براي همكاران هيأت علمي فراهم آورده تا به صورتي جدي در اين مهم ايفاي نقش كرده و جايگاه بايسته‌ي پژوهش‌هاي منابع طبيعي را در اين نقشه آشكار سازند. علاقه‌مندان مي‌توانند آثار نوشتاري خويش را به نشاني: تهران، خيابان انقلاب اسلامي، خيابان فلسطين شمالي، ساختمان شماره 101،‌ دبيرخانه شوراي تخصصي نقشه جامع علمي كشور (@iranculture.orgCSM، نمابر:66404514) ارسال دارند.
- موج سرماي بي‌سابقه در كشور كه برودت و ايستايي آن را در طول 60 سال اخير بي‌سابقه توصيف كرده‌اند، به رغم اثرات مثبتي كه مي‌تواند در دراز‌مدت بر اندوخته‌هاي طبيعي و ذخاير آبي كشور برجاي نهد، اين نگراني و بيم را تقويت كرده كه بسياري از محصولات كشاورزي و گونه‌هاي گياهي وارداتي را با آسيب‌هايي جدي مواجه سازد، به نحوي كه نخستين برآوردها حكايت از خسارتي هزار ميليارد توماني به محصولات كشاورزي در چند استان مركزي و جنوبي كشور دارد. همچنين، بارش باران و برف و يخبندان بی‌سایقه در سيستان و بلوچستان در چند روز گذشته باعث قطع‌شدن کامل راه‌های ارتباطي بسياري از روستاها  و وارد آمدن خسارات زيادي نيز به شبکه‌هاي برق‌رساني، آبرساني، مخابراتي، بخش‌هاي عمراني و کشاورزي، دام‌ها شده است.
- در شرايطي که در ايران كاريز چهار هزارساله زارچ يزد، متأسفانه در اثر سوء مديريت مبدل به فاضلابي بيمارستاني و مأمن انواع آلودگي‌ها شده است؛ از امارات متحده عربي خبر مي‌رسد كه قنات القصبه به جلوه‌گاه زيبابي‌ها و منبع درآمد ملّي براي کشورشان مبدل شده است. اميد كه مزيت‌هاي نسبي و ميراث طبيعي و فرهنگي كشور را بيش از اين پاس داريم و به كارايي سرزمين مادري بيافزاييم.
- جاده‌ها يك دانشمند ديگر وطن را از ما گرفتند؛ متأسفانه دكتر هرمز اسدي، معروف به پدر علم نوين اكولوژي ايران، در يك حادثه‌ي دلخراش رانندگي، در حالي كه مشغول نظارت بر انتقال شش رأس گوزن زرد از دشت ناز ساري به منطقه حفاظت شده دنا بود، جان خويش را از دست داد. اين حادثه تأسف‌بار و جبران‌ناپذير، روز چهارشنبه 19 دي ماه در نزديکي شهرضا رخ داد. انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع به نوبه‌ي خويش اين ضايعه‌ي دردناك را به خانواده آن دانشمند عاشق طبيعت وطن و همه‌ي دوستداران مواهب ناب طبيعت ايران‌زمين تسليت عرض مي‌كند و اميدوار است كه در آينده بر گردن اين قاتل خون‌آشام (جاده و تصادفات رانندگي)، با اعمال مديريتي شايسته‌تر، افساري بايسته زده شود.
- معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست گفت: بر اساس برآورد بانك جهاني، خسارات ناشي از آلودگي هوا در سال ‪ ۲۰۰۶‬ ميلادي در ايران 8 ميليارد دلار بوده است كه در صورت ادامه روند فعلي اين خسارت در سال ‪۲۰۱۶‬ ميلادي به ‪ ۱۶‬ميليارد دلار مي‌رسد. وي افزود: در حال حاضر ‪ ۹۸‬درصد انرژي مصرفي در كشور ناشي از سوخت‌هاي فسيلي است از اين رو بايد براي استفاده از سوخت‌هاي جايگزين با آلايندگي كمتر تلاش كرد. اميد كه سامانه مديريتي كشور عملاً در جهت اجرايي كردن اين آموزه حركت كند؛ آموزه‌اي كه در صورت تحقق، بي‌گمان از فشار مضاعف ايجاد شده بر عرصه‌هاي منابع طبيعي به طرز محسوسي خواهد كاست.
-  مهندس نگهدار اسکندری مدیر کل دفتر فنی مرتع در اقدامی ارزشمند طی فراخوانی از تمامي متخصصان و صاحب نظران دانش مرتعداری درخواست كرده تا به منظور تدوین برنامه پنجم توسعه، نظرات پیشنهادی و تکمیلی خود را در بخش مرتع به دفتر ايشان ارايه كنند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:33  توسط انجمن  | 

خبرهاي انجمن


- در تاريخ 29 بهمن‌ماه جاري، نخستين سخنراني فصلي انجمن در دوره‌ي جديد برگزار خواهد شد. موضوع سخنراني «مديريت جنگل‌ها و مراتع كشور در پرتو تحولات ساختار فضايي شهري و روستايي» بوده كه توسط آقاي دكتر محمّدعلي حامدي، استاد دانشگاه شهيد بهشتي و مدير عامل شركت مهندسين مشاور رويان، در ساعت 10 صبح در تالار اجتماعات مؤسسه برگزار خواهد شد.
- از همكاران محترم تقاضا دارد، در خبرنامه انجمن كه بر روي تارنما (www.rifr.blogfa.com) قرار دارد، با درج نام و ايميل خود ثبت نام كنند.
- انجمن در نظر دارد، برخي از درختان ارزشمند كهنسال ايران را در تارنماي خود معرفي كند. از اين رو، اين آمادگي وجود دارد تا اطلاعات علمي، عمومي و  اعتقادي علاقه‌مندان را در مورد اين درختان با ارزش انعكاس دهد.
- پيرو تفاهم‌هاي به عمل آمده بين انجمن و روزنامه همشهري، تاكنون چندين مقاله از همكاران در روزنامه مزبور چاپ شده و يا در نوبت چاپ قرار گرفته است. اسامي همكاراني كه تاكنون مقالات خويش را براي درج در همشهري و تارنماي انجمن دراختيار قرار داده‌اند، عبارتند از دكتر قمري زارع، دكتر احمد رحماني، مهندس هاشم كنشلو و مهندس محمّد درويش.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 21:32  توسط انجمن  | 

با زباله‌هاي اطلاعاتي چه كنيم؟!

ديدگاه (خبرنامه 24)

موضوعي كه اغلب علم‌اندوزان، پژوهشگران و دانشجويان در حوزه‌هاي گوناگون دانش، از جمله در حوزه محيط زيست و منابع طبيعي از آن رنج برده و استرس‌هاي شغلي را دامن مي‌زند؛ مواجهه‌ي روزانه با حجم عظيمي از اطلاعات طبقه‌بندي نشده و نامنسجم است كه به اشكال گوناگون در اختيار كاربر و فراگير قرار مي‌گيرد و بيشتر از آن كه اين دانستگي، مشكلي از او بگشايد و بدين‌ترتيب به پايداري سرزمين مادري كمك كرده و شاخص‌هاي كيفيت زندگي زيستمندان ارزشمند اين بوم و بر مقدس را ارتقاء دهد، او را بيش از پيش با اين پيام گمراه‌كننده همراه مي‌سازد كه: «ناتوان است و از ناداني رنج مي‌برد!»
چنين است كه در اين مجال كوشيده شده است تا از منظري ديگر، به بحراني اشاره شود كه يكي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد هزاره‌ي سوّم و زيستن در جهان ديجيتال به شمار مي‌آيد؛ بحراني به نام «زباله‌هاي اطلاعاتي»! 
حجم اطلاعات دريافتي هر روز و با شتابي بي‌مانند در حال افزايش است؛ به نحوي كه ديگر نمي‌توان از گيرش اطلاعات در همه جا و هر موقعيتي به عنوان يك موهبت و امتياز ياد كرد! معضلي كه بسياري از فراگيران در نهادهاي علمي، ‌پژوهشي و آموزشي كشور و نيز اغلب كاربران اينترنت با آن دست به گريبان هستند؛ اما چرا؟!
حقيقتي كه آشكار مي‌نمايد و همواره از آن به عنوان يكي از عوامل كاهنده‌ي درجه‌ي موفقيت سياست‌ها و برنامه‌هاي اتخاذ شده در مسير دستيابي به توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي پايدار ياد شده است، نبودن نظامي منسجم براي دست يافتن به آخرين اطلاعات فني و علمي در مقياسي ملّی است؛ نقصاني كه نه تنها از كارايي پژوهش‌ها مي‌كاهد، كه هدررفت سرمايه و کارِ نيروي انساني را نيز در پي خواهد داشت. امّا نكته‌ي مهمتری كه اغلب مورد غفلت قرار می‌گيرد، تأكيد بر اين حقيقت است كه بهره‌گيري از نوين‌ترين و كاراترين سامانه‌هاي پخش اطلاعات زماني كارساز و مؤثر خواهد بود كه اولاً بين کاردانی واقعی و عرضه‌ي سيل‌آسای اطلاعات علمی و فنی پراکنده، تفاوت قايل شده باشيم و ثانياً اين سامانه از تغذيه‌ي مطلوبي نيز برخوردار باشد؛ به سخني ديگر، به موازات آنكه با بهبود نظام اطلاع‌رساني و بهره‌گيری از جديدترين نرم‌افزارها و فناوري‌های روز، امکان دستيابی ساده، ارزان و سريع به اطلاعات را فراهم می‌سازيم، مي‌بايست در انديشه‌ي ارزيابي، پايش و بهبود نظام پژوهشي و توليد اطلاعات هم باشيم، چرا که بهبود کيفيت در فرايند انتقال اطلاعات زمانی کارساز و ثمربخش خواهد بود که ابتدا ديگر بسترهای لازم برای توليد اطلاعات را تدارک ديده باشيم.
بنابراين به نظر مي‌رسد جهان كنوني بيشتر از آنکه هنوز در عطشِ گيرش اطلاعات باشد، در پي انديشيدن به تمهيدات و سازوكارهايي است كه به يكباره در برابر هجوم اطلاعات رنگارنگ و حجيم غرق نشود. مطابق برآورد شركت آي‌ بي ‌ام، درست است كه حجم داده‌هاي جهان در كمتر از 18 ماه دو برابر مي‌شود، ولي از اين حجم عظيم، تنها 15 درصد سازمان‌يافته بوده و مي‌تواند مورد استفاده قرار ‌گيرد. در همين راستا، سازمان همكاري و توسعه‌ي اقتصادي - OECD - هم معتقد است: اطلاعات و دانايي بسيار فراوان شده، امّا آنچه كمياب مي‌نمايد، ظرفيت استفاده از آنها به صورتي معني‌دار است. درعصري كه معروف به عصر انفجار اطلاعات و جهان شبكه‌اي است، تنها كشورهايي مي‌توانند از اين اطلاعات بهره‌برداري كنند كه پيش‌تر از توان علمي و اقتصادي بالايي برخوردار شده‌اند. به عنوان مثال در مورد استفاده از خدمات اينترنتي – تا سال‌هاي آغازين هزاره‌ي سوّم - آمريكا با 5/51 درصد بهره‌گيري در صدر قرار دارد، اتحاديه‌ي اروپا با 23 درصد، كانادا 1/6 درصد و ژاپن 2/5 درصد، پس از آن قرار دارند و ميزان بهره‌گيری بقيه‌ي کشورهای جهان با نزديک به 80 درصد نفوس انسانی، تنها 2/14درصد است. بر پايه‌ي چنين دريافتي است كه جايگاه و ارزش واقعي فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشورهاي مختلف، متفاوت شده است. درواقع، اين تسهيلات هنگامي به كاهش محدوديت‌هاي فيزيكي و هزينه‌هاي گردآوري و انتشار دانايي كمك مي‌كند كه ابتدا ظرفيت استفاده از اطلاعات به صورتي سازمان‌يافته در جامعه يا سازمان مورد نظر تعريف شده باشد. خوشبختانه در ايران نيز، اخيراً تحركاتي را مي‌توان مشاهده كرد كه از آن جمله بايد به برگزاري هم‌انديشي‌هايي با عنوان «فرهنگ و فناوری اطلاعات» اشاره كرد كه در آن سرآمدگان و نخبگان اطلاعاتي كشور به تبادل نظر و هم‌افزايي پيرامون وضعيت توليد و انتشار اطلاعات در ايران پرداخته و ناسازه‌ها را به چالش مي‌كشند. به قول فرشاد مؤمنی: «ما در مديريت اطلاعات  و توليد اطلاعات بسيار ضعيف هستيم و در مبادله اين اطلاعات نيز مشکل داريم،  اصلاً نمي دانيم چه اطلاعاتي براي چه سازماني مفيد است، در واقع ما با انبوه اطلاعات بيهوده مواجه هستيم که ابداً به کار نمي‌آيند و فقط فضاي اطلاعاتي را پر مي‌کنند.»
به ديگر سخن، چاره‌اي نداريم جز آنكه سامانه‌ي تشخيص و دفع زباله را در حوزه‌ي اطلاع‌رساني و توليد ستاده  نيز فعال كرده و آن را به مرز هوشمندي و هدفمندي قابل قبول نزديك سازيم.
اميد كه همكاران عزيز در انجمن به اين جستار پيوسته و ديدگاه‌هاي ارزشمند خويش را در تعاملي سينرژيك و پيش‌برنده به اين موضوع مهم بيافزايند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 21:32  توسط انجمن  | 

يك قرباني زيست‌محيطي ديگر

تريبون آزاد

اين بار به بهانه‌ي احداث كارخانه سيمان مارگون!


مارگون، نام آبادبومي است در استان کهگیلویه و بویراحمد و در فاصله 70 كيلومتري از مركز استان (ياسوج). این آبادي در بخش مارگون از توابع بویراحمد سفلي قرار گرفته و جمعیت آن بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵، ۲۷۳۵ نفر بوده است.
در اين منطقه، يك ايستگاه تحقيقات منابع طبيعي وجود دارد كه از منظر برخي ويژگي‌هاي محيطي، نظير توپوگرافي، جنس خاك و ميزان بارندگي يكي از بهترين و شاخص‌ترين ايستگاه‌هاي مديريت مرتع و دام در كشور به شمار مي‌آيد. وسعت اين ايستگاه 1250 هكتار بوده و دقيقاً در 56 كيلومتري شمال غرب شهرستان ياسوج قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دريا از 2250 الي 2700 متر بوده و متوسط بارندگي سالانه‌ي آن بيش از 800 ميلي‌متر بوده كه قسمتي از آن به صورت برف است.
 همان طور كه ملاحظه مي‌شود، جانمايي و انتخاب اين ايستگاه كاملاً منطقي و قابل دفاع بوده و از همين رو، تاكنون يكي از عرصه‌هاي فعال پژوهشي كشور در حوزه‌ي منابع طبيعي محسوب مي‌شده است، آن هم در استاني كه يكي از مناطق شاخص كشور در اين حوزه به شمار مي‌آيد؛ استاني كه حدود دو سوّم از مساحت يك ميليون و هفت‌صدهزارهكتاري‌اش را عرصه‌هاي منابع طبيعي، اعم از مرتع و جنگل دربرگرفته و مي‌تواند قطب منابع طبيعي كشور (با تأكيد بر جاذبه‌هاي بوم‌گردي)، به ويژه در منطقه‌ي رويشي و اكولوژيك زاگرس به شمار آيد. با اين وجود، اينك قرار است در اين ايستگاه با مشاركت سرمايه‌گذار خارجي كارخانه توليد سيمان مارگون احداث شود!
شايان توجه آنكه ايستگاه ياد شده و بوم‌سازگان‌‌هاي مرتعي و جنگلي پيرامون آن دربرگيرنده‌ي مرغوب‌ترين پوشش گياهي طبيعي كشور بوده و در شمار عالي‌ترين اندوخته‌هاي ژنتيكي فلات ايران محسوب مي‌شود، كه بي‌شك در صورت احداث كارخانه مزبور به شدت آسيب خواهند ديد،
بار ديگر، تأكيد مي‌شود: كسي مخالف توسعه، اشتغال‌زايي و جذب سرمايه‌گذاري خارجي نيست، بلكه پرسش اصلي اين است كه آيا اين مهم بايد به بهاي مرگ منابع طبيعي و محيط زيست كشور تحقق يابد؟ و آيا نمي‌توانستيم با جانمايي بهتر و منطقي‌تري، اين عرصه پژوهشي را نيز حفظ نماييم؟! به عنوان مثال، حتي اگر اصرار بر اين است كه بحث اشتغال‌زايي صنعتي در همين استان پابگيرد، چرا انتخاب محل احداث كارخانه را در آن بخش از اراضي استان كه واجد ارزش‌هاي بوم‌شناختي و تنوع زيستي نيست، مانند نواحي گچ‌ساران و دهدشت متمركز نسازيم؟! روي سخنم به‌ويژه با مسئولين سازمان حفاظت محيط زيست كشور و وزارت جهاد كشاورزي است كه چگونه و چرا مجوز ساخت اين كارخانه را در يكي از ناب‌ترين عرصه‌هاي اكولوژيكي كشور صادر كرده‌اند؟ از اين گذشته، آيا به اين پرسش انديشيده‌ايم كه چرا خارجي‌ها اغلب تمايل به سرمايه‌گذاري در آن بخش از فعاليت‌هاي صنعتي (مانند پتروشيمي، ذوب‌آهن، فولاد، سيمان و ...) در كشورهاي جنوب دارند كه به شدت آلوده‌كننده بوده و پايداري زيست را به چالش مي‌كشد؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 21:31  توسط انجمن  | 

«تات امروز و تات دیروز»

سخني با مسئولين (خبرنامه 24)

نام هر تشکیلاتی معرف وظایف و مأموریت‌های آن بوده و بر همین اساس برای انتخاب نام هر سازمانی ممکن است مدتها فکر شده و موضوع مورد بحث و مداقه قرار گيرد تا سرانجام بهترین و شايسته‌ترين نام برگزیده شود؛ رخدادي که در مورد انتخاب  نام وزارت جهاد کشاورزی مسبوق به سابقه است. بسیاری از سازمان‌ها و تشکیلات بر اساس وظایف گوناگونی که بر عهده دارند، ممکن است نام‌های مرکبی داشته باشند که باید از چیدمان منطقی برخوردار باشند. سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزي سابق (تات) و سازمان ترویج، آموزش و تحقیقات کشاورزي فعلی (تات) از جمله این سازمان‌ها است. در گذشته چنین استدلال می‌شد که نخستين وظیفه ما در این تشکیلات، انجام تحقیقات در زمينه‌ي علوم مختلف مرتبط با کشاورزی، منابع طبیعی و امور دام است و بر همین اساس مؤسسه‌هاي پژوهشي زیادی به عنوان زیر مجموعه‌ي این سازمان شکل گرفته و در حال فعالیت هستند. نام تمام این نهادها با پيشوند «مؤسسه تحقیقات ...» شروع می‌شود و اين نام بر اساس موضوع کاری تکمیل می‌گردد. مانند «مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع كشور». نتیجه‌ي کار این مؤسسات تحقیقاتی که زیر مجموعه سازمان به شمار مي‌روند، به صورت مقالات مختلف در مجلات علمی پژوهشی و یا کنفرانس‌ها در اختیار دانشجویان (آموزش) و یا کارشناسان بخش اجرا قرار داده می‌شود. این نتایج توسط کارشناسان و یا خود محققین ترویج شده و مورد استفاده دیگران قرار می‌گیرد. تاکنون این روند به نظر درست بوده و نام "سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج" بر اساس این روند، منطقی می‌نماید. در دولت گذشته (حدود 4 سال پیش) بخش ترویج جدا شد و این تشکیلات نام سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی را به خود گرفت. دو باره بخش ترویج به سازمان برگشت که البته این تفکیک‌ها و ادغام‌ها برای کارکنان با سابقه وزارت متبوع تازگی ندارد. ليكن با الحاق مجدد بخش ترویج به سازمان، نامی برای آن انتخاب شد که برای بسیاری از کارکنان و محققین اين بزرگترين نهاد پژوهشي كشور با بيش از 12 هزار نفر پرسنل، پرسش‌برانگيز شده است؛ اينكه مگر می‌شود اول ترویج کرد و بعد آموزش و تحقیق؟! آیا نباید نام این سازمان معرف وظایف محوله باشد؟ آیا در وظایف یا روند ذکر شده در بالا تغییری ایجاد شده است؟ چه استدلال و منطقی در انتخاب نام سازمان ترویج، آموزش و تحقیقات کشاورزي نهفته است؟
چنين است كه از مسئولين مربوطه مي‌خواهيم تا در اين زمينه به اطلاع‌رساني مستدل بپردازند و يا نام سازمان را به شيوه‌اي كه برازنده‌ي مسئوليت‌هاي بنيادين آن باشد، تغيير دهند.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 21:29  توسط انجمن  | 

بحثی پيرامون طرح "واگذاری جنگل‌های مخروبه برای توسعه صنعت"

سرمقاله (خبرنامه 24)

در سفر استاني هيأت محترم دولت، از طرف مقامات سياسي استان گيلان، طرحي ارايه شده که طي آن بخشي از جنگل‌هاي مخروبه براي توسعه صنعتي اختصاص يابد. نوشتار زير نقدي بر اين طرح و طرح‌هاي مشابه است که از طرف برخي مسئولين استان‌هاي شمالي کشور مطرح مي‌گردد.
 يکي از وظايف مهم دولت سمت‌دهي برنامه‌ها و نظارت بر اجراي برنامه‌هاي درازمدت است، به گونه‌اي که توسعه‌ي پايدار و همه جانبه‌ي کشور دچار خدشه نشود. به طور متقابل اگر هر بخش و منطقه‌اي در کشور، بخواهد اهداف کوتاه‌مدت و مقطعي خود را دنبال کند و نظارت کلان حاکميتي را به دنبال نداشته باشد با اطمينان مي‌توان گفت اهداف بزرگي که در برنامه‌هاي توسعه‌ي کشور همچون «سند چشم انداز بيست ساله» پيش بيني شده، تحقق نخواهد يافت. توجه به محيط زيست، توسعه‌ي جنگلکاري و فضاي سبز  در قانون اساسي کشور، سند ملي توسعه‌ي بخش کشاورزي و منابع طبيعي در برنامه چهارم توسعه و در برنامه‌ي چشم‌انداز بيست ساله‌ي جمهوري اسلامي ايران مورد توجه ويژه‌اي قرار گرفته که نشان از آگاهي و دقت برنامه‌ريزان در ابعاد کلان داشته است. بر هيچ‌کس پوشيده نيست که تحقق اهداف ذکر شده بر عهده‌ي دولت بوده و وظيفه دولت است که در اجراي قوانين و برنامه‌هاي خود به گونه‌اي عمل کند که به اهداف درازمدت نظام خدشه‌اي وارد نشود. يکي از آفاتي که مي‌تواند اين برنامه‌ها را دچار آسيب نمايد بخشي‌نگري موضوعي و يا منطقه‌اي است.
منابع طبيعی ما اعم از جنگل‌، مرتع، آب و خاک که ميراث گرانبهای سال‌های گذشته هستند، بايد حفظ شده و در كنار توسعه، احيا و بهبود آنها  از تخريب و زوال آنها نيز جلوگيری كرد. فراموش نکنيم که ما در کشوری زندگی می‌کنيم که سرانه‌ي جنگل آن فقط 2/0 هکتار است؛ در صورتي که متوسط سرانه‌ي جنگل در دنيا 8/0 هكتار است و به عبارت ديگر  ما يک چهارم سرانه‌ي جنگل را در دنيا دارا هستيم و به لحاظ وسعت فقط 4/7 درصد سطح کشور را پوشش جنگلي تشکيل مي‌دهد.
امروزه ديگر تخريب جنگل‌ها و تغيير کاربري اراضي جنگلي نه تنها جايگاهي نداشته، برعکس بسياري از کشورها زمين‌هاي باير و حتي  زراعي را به جنگل تبديل مي‌کنند. براي مثال در چين پروژه تبديل زمين‌های مزروعی به جنگل در 25 استان، به طور همه جانبه انجام شده است. تا سال 2002 در سراسر کشور چين سه ميليون و 180 هزار هکتار زمين مزروعی به جنگل تبديل شده و سه ميليون و 260 هزار هکتار از کوهستان‌‌ها و زمين‌های باير جنگلکاری شده و  پوشش جنگلی چين را به 55/16 درصد (بيش از دو برابر پوشش جنگلي فعلي ما) افزايش داده است و اين نسبت تا سال 2050 بايد به 28 درصد برسد. اين برنامه‌ي گسترده سبب شده که به ميزان چشمگيري از هدر رفت آب و فرسايش خاک در برخی مناطق كاسته شود.
 در ابعاد جهاني گسترش گازهای گلخانه‌ای و گرم شدن کره‌ي زمين ما را ناگزير به حفظ پوشش طبيعی و گسترش فضای سبز كرده است. اگر در دنيا ميزان ترسيب کربن و کاهش گازهای گلخانه‌ای در کنوانسيون‌های بين‌المللی که ما هم عضوی از آنها هستيم پذيرفته شده و اگر بنا براين است که جنگل‌های حاره‌ای جهان حفظ شوند و به ازای عدم برداشت چوب از اين کشورها از طرق ديگر به آنها کمک شود و منابع جنگلی به عنوان ذخيره‌‌ي ترسيب کربن جهان باقی بمانند، چرا ما در کشور خودمان محلي و بخشی‌نگر عمل كنيم؟ چرا در هر منطقه‌ای بر اساس استعدادها و  پتانسيل‌های موجود آن منطقه و با ديد کلان برنامه توسعه کشور را تعريف و تدوين و اجرا نکنيم. آيا توسعه در استان‌های شمال کشور با توسعه در مناطق مرکزی يک مفهوم دارند و تابع يک فرمول هستند؟ آيا استعداد و پتانسيل‌های اين مناطق يکسان است؟ اگر چنين نيست چرا در همه‌ي مناطق به دنبال صنعتی شدن هستيم و چرا از خود طبيعت الگو نمی‌گيريم. سطوح مخروبه‌ي جنگلهای ما محصول فشارهای مختلف اجتماعی- اقتصادی و تصميمات اشتباه در گذشته هستند و اگر در صدد گسترش جنگلها در کشور هستيم بهترين مکان جايی است که زمانی جنگل بوده و شرايط محيطی به ما اجازه اين کار را می‌دهد.  شايد هنوز بعضی تصور می‌کنند که  در هر کجا و با هر شرايطی می‌توان جنگل‌کاری كرد و فضای سبز را گسترش داد و بر همين استدلال از صنعتی‌شدن شهرهای شمالی و شايد جنگلی شدن شهرهای مرکزی سخن بگويند. زمان آن رسيده که دست‌كم از تصميمات نسنجيده در گذشته‌ي خود و زيان‌هايی که از اين بابت به كشور تحميل شده، عبرت بگيريم؟ آيا از خود پرسيده‌ايم که طرح ميلياردی جنگل‌کاری حرم تا حرم به کجا انجاميد و چرا اين گونه شد؟ آيا مي‌دانيد که اگر به اين سمت برويم که جنگل‌های خوب خود را مخروبه كرده و جنگل‌های مخروبه را برای توسعه‌ي صنعت واگذار کنيم، اين روند چه بلايی بر سر اين اندك جنگل‌های موجود خواهد آورد. انتظار ما اين است که دولت با جامع‌نگري و هدايت صحيح برنامه‌ها و توجيه مسئولين استاني اهداف درازمدت و برنامه‌هاي راهبردي نظام را مد نظر داشته و با طرح‌هايي که اگر چه در کوتاه مدت منافعي را در بر داشته باشد اما به نحوي با برنامه‌هاي توسعه‌ي پايدار مغايرت دارند و زيان‌هاي درازمدت آنها جبران‌ناپذير است به شدت برخورد کرده تا کارنامه درخشاني در زمينه محيط زيست و توسعه جنگلکاري از خود بر جاي گذارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:29  توسط انجمن  | 

تلاقي دو واقعه‌ي تاريخي مهم

خبرنامه شماره (24)

انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع، تلاقي دوباره‌ي ماه‌هاي بهمن و محرم را كه يادآور پيروزي انقلاب اسلامي و گواهي بر پيوند عاشورا و انقلاب اسلامي است به فال نيك گرفته، تداوم راه شهيدان دو نهضت را آرزو دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 21:27  توسط انجمن  |